یاری امام عصر با قلب در روایات

دین شناسی
لازمه شکر قلبی نعمت امام عصر علیه السلام یاری ایشان به قلب است. از آن جا که مهم ترین عمل قلب، معرفت است، برای یاری قلبی حضرتش، باید در جهت حصول معرفت بیش تر امام علیه السلام کوشش نمود.
این عمل قلب، مقدّمه و اساس مراتب بعدی یاری امام علیه السلام می شود؛ همان طور که شکر قلبی، روح همه مراحل شکر است.
معرفت صحیح امام علیه السلام عصاره و نتیجه شناخت دین است. هر قدر انسان در مسیر دین شناسی قدم های صحیح بیش تر و خالص تر بردارد، به همان اندازه به امام شناسی- که ثمره و نتیجه آن است- عمیق تر و کامل تر نائل می شود. از این رو، یکی از وظایف یاران امام عصر علیه السلام این است که شناخت خود از دین را عمیق تر، دقیق تر و کامل تر کنند.
در روایت آمده است که یاوران امام عصر علیه السلام در زمان ظهور، دین را به خوبی می شناسند و اهل بصیرت در دین هستند. حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در توصیف یاران معدود امام زمان علیه السلام در زمان غیبت فرموده اند:
تُجلی بِالتَّنزیلِ اَبصارُهُم، وَ یُرمی بِالتَّفسیرِ فی مَسامِعِهِم، وَ یُغبَقُونَ
{صفحه۳۸۵}
کَأسَ الحِکمَهِ بَعدَ الصَّبُوحِ.(۱)
دیدگانشان با آیات نازل شده قرآن، جلا داده می شود. و تفسیر قرآن در گوش های جانشان می نشیند. و جام حکمت، صبح و شام به کامشان ریخته می شود.
هر چیزی وقتی جلا داده می شود که زنگارهای آن زدوده شود. یاران امام عصر علیه السلام نیز با قرآن انس دارند، به وسیله آن زنگارهای قلب خود را می زدایند؛ تا جایی که چشم دل آن ها با بصیرتی که پیدا می کنند، نورانی می گردد. تفسیر حقایق قرآن در گوش جان آن ها، رسوخ می کند. تنها به خواندن قرآن اکتفا نمی کنند، بلکه معارف آن در عمق جانشان می نشیند. خدای سبحان به آن ها «حکمت» را عطا فرموده، که در همه اوقات زندگی خود، از آن سیراب می شوند.
«حکمت» همان گوهر ارزشمندی است که به فرمایش خدای متعال اگر به کسی داده شود، «خیر کثیر» به او داده خواهد شد:
(و مَن یُؤتَ الحِکمَهَ فَقَد اُوتِیَ خیراً کثیراً)(۲)
امام صادق علیه السلام در تفسیر «حکمت» فرموده اند:
اِنَّ الحِکمَهَ المَعرِفَهُ و التّفقُّهُ فی الدّینِ فَمَن فَقُهَ منکم فهو حکیمٌ و ما مِن اَحَدٍ یَموتُ مِنَ المؤمنینَ اَحَبَّ الی ابلیسَ مِن فقیه.(۳)
همانا حکمت عبارت است از معرفت و تفقّه در دین، پس هرکه از شما (در دین خود) فقیه شود، پس او حکیم است و هیچ کس از اهل ایمان از دنیا نمی رود که مرگش برای شیطان دوست داشتنی تر از مرگ یک فقیه باشد.
معرفت در این حدیث شریف، معرفت ارکان دین است؛ اموری که گوهر دینداری به وجود آن ها بستگی دارد. اگر اصول دین ورزی بر مبانی صحیح و مستحکم استوار شده باشد، معرفت های صحیح وجود دارد و تلاش در راه بندگی خداوند مفید و ثمر

۱- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید/ ج۹/ ص۱۲۶ و نهج البلاغه فیض الاسلام/ خ۱۵۰٫
۲- بقره/ ۲۶۹٫
۳- تفسیر عیّاشی/ج۱/ ص۱۵۱/ ح۴۹۸٫
{صفحه۳۸۶}
بخش خواهد بود. ولی اگر اصول اعتقادی صحیح نباشد، هیچ کوششی در انجام عبادات برای شخص فایده ندارد. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
اَحسِنُوا النَّظَرَ فیما لا یَسَعُکُم جَهلُه و انصَحُوا لِأنفُسِکُم و جاهِدُوهها فی طَلَبِ مَعرِفَهِ ما لا عُذرَ لکم فی جَهلِه فانّ لِدینِ اللهِ اَرکاناً لا یَنفَعُ مَن جَهِلَها شِدَّهُ اجتهادِه فی طَلَبِ ظاهِرِ عبادَتِه ولا یَضُرُّ مَن عَرَفَها فَدانَ بها حُسنُ اقتصادِهِ ولا سبیلَ لِاَحدٍ الی ذلک اِلاّ بِعَونٍ مِنَ اللهِ عزّوجلَّ.(۱)
در اموری که در ندانستن آن ها عذری ندارید، خوب بنگرید (تأمّل و فکر نمایید) و خودتان را به خیر و صلاح خویش راهنمایی کنید و با نفس های خود برای کسب معرفت آن چه در ندانستن آن ها معذور نیستید، مبارزه و جهاد نمایید. زیرا دین خداوند ارکانی دارد که اگر کسی معرفت (صحیح) نسبت به آن ها نداشته باشد، تلاش بسیار او در طلب ظاهر عبادت هایش، برای او سودی ندارد.
و (از طرف دیگر) کسی که به آن ارکان، معرفت (صحیح) داشته باشد و به آن ها دین ورزی کند، میانه روی او (در انجام عبادت ها) به او ضرری نمی زند. و هیچ کس جز به کمک و یاری خدای عزّوجلّ به آن معرفت (صحیح) راه پیدا نمی کند.
در این حدیث شریف اهمیّت ارکان دین را به روشنی گوشزد فرموده اند. کسی که معرفتش به این ارکان صحیح باشد اگر در انجام عبادت هایش، تلاش زیاد هم نکند؛ ضرر نکرده است؛ چون بالأخره مسیر درست را پیدا کرده، راه را به سوی مقصود طی می نماید. اگر آهسته هم برود، بالأخره روز به روز به هدف نزدیک تر می شود. کسی که توحید، نبوّت، امامت و معاد را مطابق آن چه باید، باور داشته باشد، اگر اهل انجام نمازهای مستحبّی به طور دائم نباشد یا این که زیاد تلاوت قرآن نکند و … بلکه به ادای واجبات و ترک محرّمات مقیّد باشد و در عمل به مستحبّات و ترک مکروهات

۱- بحارالانوار/ ج۱/ ص۲۰۹٫
{صفحه۳۸۷}
هم میانه رو و معمولی باشد، بالأخره نجات می یابد و از مسیر صحیح خارج نیست. آن که در اعتقاداتش انحراف داشته باشد و ارکان دین را مطابق کتاب و سنّت و براساس میزان عقل، اخذ نکرده باشد، هرچند که خود را در عمل به عبادت های سخت به رنج بیندازد، هیچ نفعی به حالش ندارد؛ چون اصلاً در مسیر صحیح حرکت نمی کند.
بنابراین تلاشش او را به مقصود نزدیک نمی سازد. کسی که در راه درست قدم برنمی دارد، هرچه تندتر برود، فایده ای به حالش ندارد و به مقصود خود نزدیک تر نمی شود، بلکه شاید دورتر هم بشود!
این جاست که اهمیّت تفقّه در دین بیش از پیش روشن می گردد. انسان برای این که مسیر بندگی اش به سوی خدای عزّوجلّ صحیح باشد و انحرافی در عقیده به ارکان دین نداشته باشد، باید دین شناس شود و این مهم جز با کمک و تأیید الهی (عون) امکان پذیر نیست.
بنابراین رکن اوّل حکمت- یعنی معرفت صحیح به ارکان دین- با تفقّه در دین به فضل الهی محقّق می گردد. امّا مطابق تفسیری که اهل بیت علیهم السلام از حکمت فرموده اند، رکن دیگر آن به عمل انسان مربوط می شود که در احادیث با عناوین مختلفی از آن یاد شده است.
در بعضی احادیث «طاعه الله» تعبیر شده که در کنار «معرفه الامام» به عنوان تفسیر حکمت در آیه شریفه سوره بقره، از آن یاد کرده اند.(۱) اطاعت از خداوند لازمه معرفت به ارکان دین است و لازمه این اطاعت نیز دوری از گناهان می باشد.
امام باقر علیه السلام در تفسیر حکمت چنین فرموده اند:
معرفهُ الامامِ و اجتنابُ الکبائرِ الّتی اَوجَبَ اللهُ علیها النّار.(۲)
قبول داشتن امام علیه السلام و پرهیز از گناهان کبیره ای که خداوند کیفر آن ها را آتش (جهنّم) قرار داده است.
پس دوری از گناهان و رعایت تقوا و ورع رکن دوم حکمت می باشد که در آیه

۱- تفسیر کنزالدّقائق/ ج۲/ ص۴۴۴٫
۲- تفسیر عیّاشی/ ج۱/ ص۱۵۱/ ح۴۹۷٫
{صفحه۳۸۸}
شریفه مطرح شده است.
این که در احادیث، از همه معرفت های لازم فقط به معرفت امام علیه السلام اکتفا شده، می تواند نشانگر این حقیقت باشد که اگر معرفت امام علیه السلام به طور صحیح و شایسته محقّق شود، معرفت به دیگر ارکان دین هم تضمین خواهد شد؛ زیرا معرفت امام علیه السلام هم راه منحصر به فرد برای تحقّق معرفت خدا و رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم و … می باشد و هم، میوه و عصاره همه آن ها(۱). پس بودن معرفت صحیح نسبت به امام علیه السلام نشان دهنده بودن سایر معرفت هاست.
به هر حال برای تحقّق حکمت در فرد با ایمان، هم معرفت صحیح لازم است و هم عمل به دستورات دین و دوری از محرّمات؛ و همه این ها با عنایت الهی و به برکت «تفقّه در دین» حاصل می شود. این جاست که ارزش تفقّه و فقاهت به خوبی آشکار می گردد.
برگرفته از کتاب آفتاب در غربت نوشته آقای محمد بنی هاشمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *