یاران امام زمان (عج)

یاران امام زمان (عج)
یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام به آن حضرت عرض کرد: ‏«فدایت شوم، به خدا قسم! من، شما و هرکس دوستدار شما است را دوست دارم.‌ای سرورم! چقدر شیعه شما زیاد است‏‏» امام فرمود: ‏«آنان چه مقدارند؟‏‏» گفتم: ‏«بسیار زیاد‏‏». امام فرمود: ‏« می توانی آنان را بشماری؟‏‏» گفتم: ‏«تعدادشان بیشتر از اینها است‏». امام فرمود: اما لَو کَملَتِ العِدَّهُ المَوصُوفَهُ ثَلاثُمائَهٍ وَ بَضعهَ عَشَر کانَ الَّذی تُریدوُنَ؛ آگاه باش هرگاه آن عدّه وصف شده که سیصد و ده نفر و اندی هستند، شمارشان کامل شود، آنچه شما می خواهید، خواهد شد. (غیبت نعمانی، باب ۱۲، ح ۴)
امام، در ادامه روایت به بیان صفات شیعه می پردازد.
سدیر صیرفی می گوید: بر امام صادق علیه السلام داخل شدم و گفتم: ‏«به خدا سوگند! اکنون زمان نشستن شما نیست [بلکه باید قیام کنید]‏». امام فرمود: ‏«چرا‌ای سدیر؟‏» گفتم: ‏«به سبب فراوانی دوستداران، پیروان و یاوران شما. به خدا سوگند! اگر امیرالمؤمنین علیه السلام به اندازه شما پیرو و یاور و دوستدار داشت، هرگز تیم [ طایفه ابوبکر] و عدی [طایفه عمر]) در]خلافت[ او طمع نمی‌کردند».[۱] امام فرمود: ‏«چقدر هستند؟‏» سدیر پاسخ داد: ‏«صد هزار نفر‏». امام فرمود: ‏«صد هزار؟‏» سدیر عرض کرد:‏« بله و بلکه دویست هزار‏». امام فرمود: ‏«دویست هزار؟‏» سدیر عرض کرد:‏« بله و نصف دنیا‏». امام سکوت کرد و از من خواست با او به خارج مدینه رفتیم. به جوانی چوپان نگاه کرد و فرمود: به خدا قسم اگر برای من، شیعیانی به تعداد این بزغاله ها بود، مجال نشستن نداشتم [بلکه قیام می‌کردم[‏». سدیر می گوید:‏« آن‌ها را شمردم؛ هفده عدد شد. (اصول کافی، ج ۲، ص ۲۴۲، ح۴) یاوران واقعی امام، انسان‌های وارسته ای ‌هستند ‌که ‌‌عقاید استوار داشته و سرپرستیِ امام ‌معصوم علیه السلام را ناشی‌از ولایت خدا ‌بر ‌موجودات ‌می‌دانند و ‌چیزی ‌را بر امر امام ‌خود مقدّم‌ نمی‌دانند. سعادت‌ را در گروِ رضای‌ او یافته‌اند. از خود در برابر اراده ‌معصوم‌ علیه السلام تدبیری‌ ارائه ‌نمی‌دهند و در کار او چون ‌و چرا نمی‌کنند. سهل‌ بن‌ حسن‌ خراسانی به امام ‌صادق‌ علیه السلام ‌عرض‌ کرد:‏ «چه‌ چیز شما را واداشته ‌تا آن ‌که ‌از حق‌ مسلّمِ خویش‌ ]حکومت[ باز بنشینید؟ در حالی‌ که ‌صد هزار شیعه ‌پا در رکاب ‌و شمشیرزن ‌در اختیار شما است؟‏» امام‌ صادق علیه السلام دستور داد تنور آتش ‌را روشن ‌کنند. وقتی ‌شعله‌ آتش ‌برافروخته ‌شد، حضرت به ‌او دستور داد ‌وارد تنور شود. او که ‌گمان ‌کرده ‌بود امام علیه السلام از سخنانش ‌غضبناک ‌شده ‌و قصد مجازاتش ‌‌را دارد، عرض‌ می‌کند: ‏«آقا! مرا ببخشید و به‌آتش‌ عذابم‌ نکنید‏». در همین ‌وقت، هارون‌ مکّی ‌در حالی ‌که ‌کفش‌هایش ‌را به ‌دست ‌گرفته ‌بود؛ وارد می‌شود و خدمت ‌امام ‌خویش ‌سلام ‌عرض ‌می‌کند. حضرت ‌بدون ‌هیچ ‌مقدّمه‌ای ‌به ‌او می‌فرماید:‏« کفش‌هایت ‌را بگذار و درون ‌تنور بنشین‏». هارون ‌مکّی‌ نیز بدون ‌هیچ‌گونه ‌درنگ ‌و پرسشی، این‌کار را انجام ‌می‌دهد. امام‌ علیه السلام در این ‌حال ‌به ‌گفت‌وشنودِ خود با مرد خراسانی‌ ادامه ‌می‌دهد و مطالبی‌ را درباره ‌خراسان ‌به ‌او می‌فرماید که ‌گویی از نزدیک‌ در جریان ‌آن‌ها بوده ‌است. پس ‌از آن، رو به ‌سهل ‌بن ‌حسن ‌خراسانی ‌کرده ‌و می‌فرماید: ‏«برخیز و داخل‌تنور را بنگر‏‏». او می‌گوید: ‏«هنگامی ‌که ‌به ‌درونِ آتشِ در حال ‌زبانه ‌کشیدن ‌نگاه ‌کردم، هارون ‌را در حالی ‌دیدم ‌که ‌چهار زانو نشسته ‌بود‏».‏ در این ‌وقت ‌امام ‌صادق علیه السلام از مرد خراسانی‌ می‌پرسد: ‏«در خراسان، چه ‌تعداد مثل ‌این ‌شخص‌ می‌شناسی؟‏» سهل ‌در پاسخ ‌می‌گوید: ‏«به ‌خدا قسم! یک‌ نفر هم ‌این‌گونه ‌نداریم‏‏‏‏‏‏‏». ‌حضرت ‌فرمود: ‏« آگاه ‌باش! ما زمانی ‌که ‌پنج ‌تن ‌یاور و کمک‌کار پیدا نکنیم، قیام‌ نمی‌کنیم. ما آگاه‌تریم‌ که ‌وقت‌ قیام ‌چه ‌زمان ‌است. (بحارالانوار، ج‌۴۷، ص‌۱۲۳ – ۱۲۴) طبق این روایت، افرادی، لایق و شایسته یاری امام هستند که به دستور امام همانند دستور خدا توجّه کرده و اطاعت از آن را به نصّ قرآن واجب می دانند:
«یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنکم‏» (نساء:۵۹).
آنان پیش از آن که دشواری امر مولایشان در نظرشان جلوه کند، مقام قدسی و بلند او، نظرشان را جلب می کند و هرگز به زمین ماندن فرمان مولای خویش راضی نمی شوند.
با نگاهی گذرا به تاریخ، به خوبی می توان نقش و جایگاه یاوران را در حرکت‌ها و خیزش ها دریافت. به راستی چرا غیبت به وجود آمد؟ اگر مردم دست از یاری اهل بیت بر نمی داشتند و آنان را تنها نمی گذاشتند، آیا از فیض ظهور امام بی‌بهره می ماندیم؟
مناسب است با توجه به روایت ها، به این نکته اشاره کنیم که همان گونه که عدم همراهی، باعث خانه نشینی شده و غیبت ساز بود، همراهی و یاوری نیز، ظهور آفرین خواهد شد. امام مهدی علیه السلام نیز برای قیام خود، یاور می خواهد. همراهانی فداکار و جان بر کف، درد آشنا و ایثارگر. یاورانی که تاب تحمّل سختی ها و شداید را دارند و تحت هیچ شرایطی، امام خود را تنها نمی گذارند.
پی نوشت:
[۱]. هر دو طایفه از قبیله قریش هستند (قریش قبیله بزرگی بود که از طوایف متعددی تشکیل شده بود).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *