یاران امام حسین غلام ترک

امام حسین علیه السلام غلام ترکی داشتند؛ فردی صالح و والا مرتبه و قاری قرآن بود. از حضرتش اجازه جنگ گرفت. حضرت اجازه فرمودند. او به لشکر حمله کرد و جنگید و عدّه زیادی را به قتل رساند، تا این که بر زمین افتاد و از امام حسین علیه السلام کمک خواست. حضرت بر بالینش حاضر شدند و او را در بغل گرفتند و بر او گریستند. غلام دیدگان خود را گشود، امام حسین علیه السلام را دید و تبسّمی نمود. هنوز رمقی در تن

۱- اللّهوف علی قتلی الطّفوف/ ص ۱۰۶ و ۱۰۷، آن چه آمد، ترجمه متن کتاب است.
۲- اللّهوف علی قتلی الطّفوف/ ص ۱۰۷ و ۱۰۸٫ ترجمه عبارات متن در این جا آمده است.
{صفحه۴۷۴}
داشت، که با افتخار می گفت:
مَن مِثلی، وَ ابنُ رَسُولِ اللهِ واضِعٌ خَدَّهُ عَلی خَدّی؟!(۱)
چه کسی مانند من است که فرزند پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم صورتش را بر صورت من گذاشته است؟!
سپس در محضر حضرت سیّدالشّهدا علیه السلام و در میان دو دست مبارک ایشان جان سپرد.
این غلام، معرفت بالایی داشت و این افتخار نصیبش شد که جانش را فدای امام زمانش کند. امام حسین علیه السلام هم به راستی خوب مولایی برای او بودند. نه تنها مانند سایر اصحاب بر بالین او رفتند، بلکه با او کاری کردند که در روز عاشورا، فقط برای یک نفر- آن هم فرزند دلبند و بزرگوار و بی نظیر خود، حضرت علی اکبر علیه السلام- انجام دادند. همان صورتی را بر صورت غلام گذاشتند، که بر صورت حضرت علی اکبر علیه السلام نهادند. چنین افتخاری به برکت یاری امام زمان علیه السلام نصیب غلام شد.
انسان، گرچه به حسب ظاهر یا حتّی در واقع، بی ارزش باشد، می تواند با یاری امام زمانش به مرتبه ای بسیار والا برسد؛ تا جایی که برای مولایش مانند فرزند عزیز او گردد، که در لحظه مرگ صورت، بر صورتش بگذارد و توفیق شهادت در رکابش را به او عطا فرماید.
می بینیم که اصحاب امام حسین علیه السلام در روز عاشورا از همه هستی خود گذشتند، جان خود را فدای ایشان و اهل بیتشان کردند و تا هنگامی که یکی از آن ها زنده بود، نگذاشتند هیچ یک از خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به میدان بروند.
این ها الگو و اسوه همه کسانی هستند که آرزوی یاری امام حسین علیه السلام را در این زمان دارند و از خدا تمنّا می کنند که در شمار اصحاب آن حضرت باشند و جان خود را فدای ایشان کنند. ما هم اگر چنین آرزویی داریم، باید وضعیّت خود را بررسی کنیم و ببینیم تاکنون از چه چیز خود در راه امام زمان علیه السلام گذشته ایم. آیا حاضر هستیم از پول

۱- موسوعه الامام الحسین علیه السلام/ ج۳/ ص۷۸۴/ به نقل از مقتل الحسین علیه السلام بحرالعلوم. آن چه آمد، ترجمه متن کتاب است.
{صفحه۴۱۷۵}
و مقام و موقعیّت دنیایی خود، به خاطر اهل بیت علیهم السلام بگذریم؟
آیا آبروی خود را خرج امام زمان علیه السلام و رفع گرفتاری از دوستان ایشان می کنیم؟ کدام رنج و سختی را تا به حال در راه یاری آن امام همام علیه السلام تحمّل کرده ایم؟
آیا در مواردی که راحتی و رفاه ما به خطر می افتد، برای دفاع از حریم امامت و ولایت و مبارزه با دشمنان ائمّه علیهم السلام همّت می کنیم؟ آیا رضا و خشنودی ایشان را بر تحسین و تمجید دیگران ترجیح می دهیم؟
اصحاب امام حسین علیه السلام، نه تنها خود، بلکه فرزندان و جگر گوشه های خود را هم فدا کردند. آیا ما به فرزندان خود، راه عرض ارادت و سر سپردگی به امام زمانمان علیه السلام را با قول و عمل آموزش می دهیم؟
آیا تحمّل مرارت ها و ستم ها در راه خدمت به حضرت بقیّه الله ارواحنا فداه برای ما گوارا و شیرین است؟
آیا وقتی شرح فداکاری ها اصحاب حضرت سیّدالشّهدا علیه السلام را می خوانیم و می شنویم، واقعاً آرزو می کنیم که ای کاش ما هم چنین سعادتی داشتیم و امیدوار هستیم که روزی بتوانیم در رکاب حضرت مهدی علیه السلام چنین جانبازی کنیم؟ آیا برای چنین روزی خود را آماده ساخته ایم؟ اگر به ما بگویند همین امروز امام زمان شما ظهور می کند، آیا تعلّقات ما به این و آن، اجازه می دهد که بدون تاخیر و درنگ به یاری آن عزیز بشتابیم؟ آیا در زندگی ما چیزی مهم تر از این هست که به یادش باشیم و به آرزوی خدمت در رکابش روزها و شب ها را سپری کنیم؟
خدایا! به آبروی آن آبرومندانی که در رکاب حضرت ابا عبدالله علیه الصّلوه والسّلام خون دادند و از همه هستی خود برای دفاع از امام زمانشان گذشتند و به آبروی خود امام زمان علیه السلام- که در حال حاضر، آبرومندتر از او کسی روی کره زمین زندگی نمی کند- چنین معرفت و این گونه ارادت و محبّت را به همه کسانی که دل هایشان برای عزیز زهرا علیها السلام به درد می آید و چشم هایشان به خاطر مصیبت کربلا و عاشورای امام حسین علیه السلام اشکبار است، عنایت بفرما!
خدایا! جوانان عزیز شیعه را در زمان غیبت صاحب و مولا و آقایشان در این مسیر
{صفحه۴۷۶}
قرار بده و این آرزوها را به دل های ما مگذار!
خداوندا! با زیاد کردن شوق انتظار قدوم سَرورمان، در حال صحّت و سلامت ایمان، هرچه زودتر چشمان ما را به جمال دل آرایش روشن بفرما!
برگرفته از کتاب آفتاب در غربت نوشته آقای محمد بنی هاشمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *