یاران امام حسین حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه

«حبیب بن مظاهر» و «مسلم به عوسجه» که هر دو از اصحاب پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بودند با این که در سنّ پیری بودند، امّا باقیمانده توان خود را به پیشگاه امامشان تقدیم کرده، همّ و غمی جز یاران امام علیه السلام نداشتند.
ابتدا «مسلم بن عوسجه» وارد میدان شد و در مبارزه با دشمن پایداری کرد. بر هول و هراس جنگ شکیبایی کرد، تا این که روی زمین افتاد، در حالی که هنوز رمقی در بدن داشت. امام حسین علیه السلام- در حالی که حبیب بن مظاهر همراه ایشان بود-، بر بالینش و رفتند فرمودند: مسلم! خدا تو را رحمت کند سپس این آیه را تلاوت کردند:

(مِنهُم مَن قَضی نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبدیلاً)(۲)
بعضی از آن ها از دنیا رفتند و بعضی دیگر در انتظار هستند و (در راه و روش گذشتگان خود) هیچ گونه تغییری ایجاد نکردند.
حبیب به مسلم نزدیک شد و گفت: تحمّل مرگ تو، برای من بسیار دشوار است، بشارت باد بر تو بهشت. مسلم با صدایی ضعیف گفت: خدا تو را بشارت دهد. سپس حبیب به او گفت: اگر چنین نبود که می دانستم به زودی دنبال تو خواهم آمد، دوست داشتم مرا به آن چه برایت اهمیّت دارد، وصیّت می کردی.

۱- موسوعه الامام الحسین علیه السلام/ ج۳/ ص۷۵۳/ ترجمه ای از عبارت مقتل الحسین علیه السلام بحرالعلوم.
۲- احزاب/ ۲۳٫
{صفحه۴۷۳}
«مسلم» در حالی که به امام حسین علیه السلام اشاره می کرد، گفت: من تو را به ایشان سفارش می کنم (اُوصیک بهذا)، پیش روی او بجنگ تا بمیری.
«حبیب» گفت: کاری می کنم که چشم تو روشن شود. آن گاه جان به جان آفرین تسلیم کرد. رضوان الله علیه(۱)
برگرفته از کتاب آفتاب در غربت نوشته آقای محمد بنی هاشمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *