کرامات امام مهدی نمونه چهارم

«قمر» مادر وهب، به دست امام حسین علیه السلام مسلمان شده بود. در روز عاشورا هفده روز از عروسی «وهب» می گذشت. وقتی جمعی از اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، مادرش به نزد او آمد و او را تشویق به جهاد نمود. وهب مانند شیر به میدان تاخت و تعداد زیادی از افراد دشمن را به هلاکت رسانید. آن گاه به سوی مادرش شتافت و گفت: ای مادر! آیا از من راضی شدی؟ مادرش جواب داد: از تو راضی ننمی شوم، مگر این که در پیش روی حسین علیه السلام به شهادت برسی… وهب دوباره به میدان جنگ رفت و به فیض شهادت رسید. کوفیان سرش را از تن جدا ساختند و به طرف سپاهیان امام حسین علیه السلام پرتاب کردند. مادر وهب، سر فرزند را برگرفت و بوسید و گفت:
اَلحَمدُ للهِ الَّذی بَیَّضَ وَجهی بِشَهادَتِکَ بَینَ یَدَی اَبی عَبدِاللهِ علیه السلام.(۱)
شکر خدا را که روی مرا به شهادت تو در پیش روی ابی عبدالله علیه السلام سفید کرد!
افرادی که به یاری امام حسین علیه السلام شتافتند، از دل و جان، همه هستی خود را در این راه فدا کردند. اکنون باید به وضع خود بیش تر توجّه کنیم. آیا می خواهیم امام زمان خویش را در زمان غربتش یاری کنیم یا نه؟ آیا حاضر هستیم اندکی از رفاه خویش در این راه بگذریم؟ چه مقدار در راه دفاع از حضرت بقیّه الله ارواحنا فداه فعالیّت و تلاش می کنیم؟! آیا می توانیم حدّاقل از مال و منال دنیا، در راه خدمت به مولایمان بگذریم؟!

۱- ریاحین الشّریعه/ ج۳/ ص۳۰۳/ با اندکی تغییر ادبی در متن اصلی.
{صفحه۴۸۰}
در عمل به آن چه ادّعا می کنیم، چقدر نزدیک هستیم؟!
برگرفته از کتاب آفتاب در غربت نوشته آقای محمد بنی هاشمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *