کتاب مخصوص امامان

ابن قولویه قمی در «کامل الزیاره» بسند خود از ابو عبیده بزاز و او از حریز روایت میکند که گفت: بحضرت صادق علیه السّلام عرضکردم: قربانت گردم! چقدر عمر شما اهل بیت کم شده است، با اینکه این مردم محتاج بشما ائمه هستند مرگ بعضی زود فرا میرسد؟ حضرت فرمود: ما ائمه هر کدام صحیفهای (کتابی) داریم که آنچه در مدت عمر خود محتاج بآن هستیم، در آن نوشته است، وقتی آنچه در آن است تمام شد، امام صاحب آن کتاب میداند که مرگش رسیده است!.
در آن هنگام پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله بنزد وی میآید و باو اطلاع میدهد که خواهد مرد و خبر میدهد که چه مقامی در نزد خداوند دارد، امام حسین علیه السّلام هم صحیفهای «۱»
______________________________
(۱) در باره قرآنی که امام زمان با خود میآورد، یا صحیفهای که نزد اوست، و اصولا کتابی که آن حضرت مطابق آن عمل میکند و بر عرب شدید و دشوار است رجوع کنید بگفتار ما در همین زمینه در مقدمه کتاب.
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۱۲۲۳
را که بوی داده شده بود خواند و آنچه بنا بود در سرنوشت او روی دهد دانست و بعضی چیزهائی که منقضی نمیشد از آن باقی ماند، سپس آن حضرت بکربلا رفت، چیزهائی که باقی ماند این بود که فرشتگان از خداوند خواستند که بآنها اجازه دهد بیاری آن حضرت بروند، خداوند هم بآنها اجازه داد.
فرشتگان تا خود را آماده کردند، و از آسمان بزیر آمدند وقت گذشته بود و آن حضرت شربت شهادت نوشیده بود از این رو فرشتگان گفتند: پروردگارا! بما اجازه دادی که فرود آئیم و حسین علیه السّلام را یاری کنیم، ولی موقعی که ما رسیدیم روح مقدس وی بعالم بالا پرواز کرده بود.
خداوند وحی بآنها فرستاد که در اطراف بارگاه او باشید تا وقتی که به بینید او از قبر بیرون آمده و او را یاری نمائید و از حالا پیوسته بروید و بر آنچه در راه یاری نمودن او از دست دادهاید گریه کنید، و شما را بیاری او و گریستن بر وی امتیاز دادم، پس فرشتگان برای تقرب بذات الهی و تاسف از یاری وی که از آنها فوت شده بود، گریستند. و چون آن حضرت رجعت کند، آنها از یاوران او خواهند بود.
کراجکی در «کنز الفوائد» از سلیمان بن خالد روایت میکند که امام صادق علیه السّلام در تاویل این آیه شریفه: یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَهُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَهُ یعنی: بیاد بیاور روزی را که کسی با حرکت سریع و اضطراب از جا برمیخیزد و دیگری نیز از پی او میآید. فرمود: «راجفه» شخصی که با حرکت سریع و اضطراب بر میخیزد، حسین بن علی و دیگری که از پی او میآید علی بن ابی طالب علیهما السلام است نخستین کسی که در رجعت از قبر بیرون میآید و خاک از سر و روی خود میتکاند حسین بن علی است که با هفتاد و پنج هزار نفر برانگیخته میشوند. چنان که خداوند میفرماید:
إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْاَشْهادُ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ یعنی: ما پیغمبران خود
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۱۲۲۴
و مردم با ایمان را در زندگی دنیا و در روزی که شهیدان برمیخیزند یاری میکنیم روزی که عذر ستمگران سودی بحال آنها ندارد، لعنت خدا و عاقبت بد؛ برای آنهاست «۱».
و نیز در کتاب «منتخب البصائر» از عبد اللَّه بن نجیح یمنی روایت میکند که گفت: از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم معنی آیه ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ (در آن روز از شما از نعمت سوال میشود) چیست؟ فرمود: مقصود نعمتی است که خداوند بمحمد و آل محمد روزی فرموده، و اینکه میفرماید: لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ «۲» اگر با علم الیقین بدانید؛ یعنی: با چشم بهبینید و اینکه میفرماید: کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ نه! بزودی خواهید دانست. یعنی: یک بار در رجعت و بار دیگر در قیامت (که در باره دشمنی با پیغمبر و اهل بیت او از شما بازخواست میکنند).
نجاشی در کتاب رجال خود مینویسد: مومن طاق «۳» را با ابو حنیفه حکایات
______________________________
(۱) سوره تکاثر- ۸
(۲) سوره تکاثر- ۵
(۳) ابو جعفر محمد بن علی بن نعمان معروف به (مومن طاق) و (ابو جعفر احول) از اصحاب معروف حضرت صادق (ع) است. ابو جعفر مردی سخنور و حاضر جواب و شیرین- زبان و از متکلمین شیعه بشمار میآید؛ و بواسطه جهات مذکور در نظر اهل تسنن بزرگ مینمود و دانشمندان آنها از وی حساب میبردند.
علت اینکه او را مومن طاق میگفتند این بود که وی در کوفه دکانی در محل معروف به (طاق المحامل) داشت. در آن زمان سکههای تقلبی شیوع یافت که تشخیص آن از پول اصلی برای مردم مشکل بود. تنها مومن طاق بود که بخوبی سکههای تقلبی را تشخیص میداد و از سکههای اصلی جدا میساخت و از این جهت اهل تسنن او را (شیطان طاق) میگفتند! ابو جعفر مومن طاق با ابو حنیفه که بزرگترین دانشمند اهل تسنن و فقیه نامی آنها بود داستانهای شیرین و حکایات لطیفی دارد که همه حاکی از ظرافت طبع و سرعت انتقال و لطف بیان اوست و از جمله گفتگوئی است که در متن ذکر شد.
و در روایت است که چون حضرت صادق (ع) رحلت فرمود. ابو حنیفه بوی گفت ای ابو جعفر امام تو فوت شد! مومن طاق در جواب گفت: آری و لکن امامک مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ آری امام من وفات یافت ولی امام تو (شیطان) زنده است تا روزی که خداوند برای وی معین کرده است! شیخ بهائی در «کشکول» نوشته که مهدی خلیفه عباسی از سخن مومن طاق خندید و امر کرد، ده هزار درهم بوی بدهند!
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۱۲۲۵
بسیار است از جمله اینکه روزی ابو حنیفه از وی پرسید: ای ابو جعفر! آیا عقیده برجعت داری؟ گفت آری ابو حنیفه از روی تمسخر گفت: پس از این کیسه خود پانصد درهم بمن قرض بده تا وقتی من و تو در رجعت دوباره بدنیا برگشتیم آن را بتو بپردازم! مومن طاق فی الفور در جواب گفت: یک ضامن بیاور که ضمانت کند تو بصورت آدم بدنیا برگردی تا این مبلغ را بتو بدهم چه میترسم که تو بشکل بوزینه برگردی و من نتوانم طلب خود را وصول کنم! این داستان در کتاب «احتجاج» طبرسی هم آمده است.
و در کتاب «علل الشرائع» «۱» تالیف محمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم که نسخه قدیمی آن نزد ما موجود است مینویسد: خداوند در قرآن به پیغمبرش خبر داد که اهل بیتش بعد از وی مبتلای بکشته شدن و غصب حقشان و گرفتاریها میشوند و آنگاه آنها را بدنیا برمیگرداند و آنها دشمنان خود را بقتل میرسانند و خداوند زمین را در اختیار آنها قرار میدهد و آن این آیه شریفه است وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ اَنَّ الْاَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ «۲» و این آیه است: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ «۳» ابن شهرآشوب در کتاب «مناقب» از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده که در
______________________________
(۱) با علل الشرائع شیخ صدوق اشتباه نشود.
(۲) ترجمه آن قبلا گذشت.
(۳) نیز مکرر گذشت.
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۱۲۲۶
تفسیر آیه اَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّهً مِنَ الْاَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ یعنی جنبنده زمین را برای آنها بیرون میآوریم تا با آنها سخن بگوید فرمود: دابه الارض علی علیه السّلام است.
و هم در کتاب مزبور از ابو عبد اللَّه جدلی نقل کرده که گفت امیر المومنین علیه السّلام فرمود: دابه الارض من هستم.
و نیز در تفسیر علی بن ابراهیم از عبد اللَّه بن عباس روایت نموده که پیغمبر در تفسیر آیه وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها فرمود: مقصود از روز روشن در این آیه امامان ما اهل بیت است که در آخر الزمان بسلطنت میرسند و زمین را پر از عدل و داد میکنند.
شیخ صدوق در کتاب «صفات الشیعه» از احمد بن ابی عبد اللَّه برقی و او بسند خود از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: هر کس اقرار بهفت چیز کند مومن است. سپس حضرت یکی از آن هفت چیز را ایمان برجعت شمرد «۱»
برگرفته از کتاب مهدی موعود :جلد سیزدهم از کتاب بحار الانوار نوشته آقای محمد باقر بن محمد تقی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *