کاربرد لقب مهدی در مورد امام دوازدهم (ع)

احادیثی که امامیه در طول غیبت صغری- در تأیید این دیدگاه که امام دوازدهم کسی است که با شمشیر قیام خواهد کرد (قائم بالسیف)- بکار می بردند، همان احادیثی بود که درباره آن حضرت بعنوان مهدی منتظر بحث می کند. بعبارت دیگر، عقیده به قائم و مهدی (ع) در آن زمان با هم ترکیب شده بود و در زمان پیامبر (ص) بر امام دوازدهم اطلاق می شد. اما، چنانکه دیدیم (صفحات ۴۶- ۴۳، ۵۵- ۵۴) ائمه (س) به دلائل مشخصی، این نکته را به تعداد قلیلی از پیروانشان ابراز می کردند و آنها را هدایت می نمودند تا آن را منتشر نسازند. با وجود این ساشدینا معتقد است که:
… مهدویت امام دوازدهم امامیه، بسط بعدی نظریه امامت امام غائب بود، که عقیده معروف ظهور مهدی و ایجاد عدالت و مساوات در جهان را با غیبت طولانی امام دوازدهم ترکیب می کرد ( (۶۳)).
ساشدینا پس از بررسی کتب زیارات ( (۶۴)) که جزء آثار علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار ( (۶۵)) می باشد به این نتیجه رسیده است. بنا به گفته ساشدینا قدیمی- ترین این زیارات به سلسله اسناد از شخص امام دوازدهم در پاسخ نامه ای که عبد اللّه حمیری (متوفی ۲۹۰/ ۹۰۲) به محضر آن حضرت نوشته روایت می شود.
ساشدینا می گوید: تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ۲۲۴ ۵٫ کاربرد لقب«مهدی» در مورد امام دوازدهم(ع) ….. ص : ۲۲۴
من در این زیارت بدقت بررسی کردم، هیچ ذکری از عنوان مهدی ابدا دیده نمی شود و امام دوازدهم بعنوان مهدی موعود توسط پیامبر (ص) خطاب نشده است. این نخستین زیارتی است که در این بخش از کتاب زیارات ذکر شده است» ( (۶۶)).
از نقطه نظر تاریخی در نظریه ساشدینا چندین نکته وجود دارد که محل تأمل است. نخست، بنا به سخنان منسوب به امام باقر (ع) و امام جواد (ع)، همه امامان عنوان قائم داشته اند، بدین معنی که اجرا و اقامه فرامین الهی به آنها
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۲۵
سپرده شده است (کلنا قائمون بامر اللّه)، بعلاوه همگی بعنوان مهدی لقب یافته اند، با این مفهوم که وظیفه شان هدایت مردم بسوی دین خداوند بوده است (کلنا نهدی الی دین اللّه) ( (۶۷)). به همین دلیل، در می یابیم که در کتب مربوط به حج یا زیارات، به تمام امامان، الائمه الراشدون المهدیون اطلاق می شود ( (۶۸)). بالنتیجه امام دوازدهم نیز در این معنا عنوان مهدی را داشته است، گرچه این کلمه معنی کاملا متفاوتی از لقب قائم مهدی که به معنی موعود پیامبر (ص) که قیام به سیف خواهد کرد، دارد ( (۶۹)).
دوم، در آثار امامیه بین علائم ظهور قائم و اقدامات او پس از ظهور رابطه خاصی وجود دارد که مشعر بر قیام مهدی (ع) است. این نکته را در عبارات زیر می توان ملاحظه کرد:
و ان المهدی انتصر به لدینی و اظهر به دولتی و انتقم به من اعدائی و اعبد به طوعا و کرها. و اذا قام القائم ساد فیهم بالسیف و ذالک انه یعلم ان شیعته لم یظهر علیهم من بعده احدا ( (۷۰)).
از اینگونه عبارات روشن می شود که ائمه (س) دو عنوان را در مورد یک شخص بکار می برده اند. حدیثی منسوب به امام صادق (ع) یگانگی بین دو شخصیت را صراحتا آشکار می سازد. یکی از پیروان آن حضرت بنام ابو سعید خراسانی می پرسد:
«آیا مهدی و قائم یکی هستند؟» حضرتش پاسخ می دهد: «بلی» ( (۷۱)). از اینرو، در می یابیم که نعمانی گاهی امام دوازدهم را قائم می خواند و بعضی اوقات حضرتش را مهدی لقب می دهد بی آنکه تصور کند چنین کاربردی از دو واژه در میان امامیه ایجاد حیرت بنماید. از کاربرد دو واژه روشن می شود که هر دو به شخص واحدی بر می گردد، زیرا نعمانی حدیث دیگری منسوب به امام باقر (ع) را روایت می کند که نشان می دهد مهدی قائم به سیف است:
چون قائم اهل البیت قیام کند، در میان مردم مساوات ایجاد خواهد نمود و با آنان رفتاری عادلانه خواهد داشت، او را مهدی گویند زیرا امور باطنی (سری) را هدایت خواهد کرد ( (۷۲)).
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۲۶
به همین دلیل نعمانی امام دوازدهم را قائم مهدی می داند ( (۷۳)). بعلاوه، واضح است که مهدی منتظر این عنوان را بدان خاطر دارد که خداوند او را هدایت کرده و او انسانها را هدایت خواهد کرد تا دگرگونی روحانی جامعه را تحمل کنند، و این دقیقا مانند عنوان قائم بالسیف اوست، زیرا وی با ابزار مسلحانه قیام خواهد کرد تا دولت حقه اسلامی را کاملا بر اساس شریعت نبوی، آنچنان که توسط پیامبر (ص) و جانشینان بر حقش (ائمه) تفسیر شده به موقع اجرا گذارد.
شیخ مفید در تفسیر آئین رجعت، این موضوع را بصورت زیر بیان می دارد:
«من می گویم خداوند متعال برخی از مردگان را به همین عالم با همان اجسامی که پیش از این داشته اند بازمی گرداند تا گروهی را فخر بخشد و گروه دیگر را تحقیر کند، تا مؤمنان را بر منکران برتری دهد، و بین مستکبران و مستضعفان قضاوت کند. این امر پس از قیام مهدی خاندان محمد (ص) صورت خواهد گرفت. ( (۷۴))»
بعلاوه بسیاری از علویان با الهام از حدیث نبوی که قیام مهدی را پیش بینی می کند چون به قیام مسلحانه دست می زدند با عنوان قائم مهدی قیام می کردند مانند محمد بن جعفر صادق (ع) (فرزند امام ششم)، که در سال ۱۹۹/ ۸۱۴ قیام کرد ( (۷۵)).
سوم، کلینی و مسعودی، که هر دو در دوران غیبت صغری می زیستند حدیثی را نقل می کنند که صراحتا به امام دوازدهم عنوان مهدی داده است: امام علی بن- ابی طالب (ع) می فرماید:
درباره کودکی که از گوشت من خواهد بود فکر می کردم، (او) که از نسل من و یازدهمین جانشین من می باشد. او مهدی است که زمین را از عدالت و مساوات مشحون خواهد ساخت پس از آنکه عالم به نهایت بی عدالتی و ظلم رسیده باشد. او در (پرده) غیبت بسر خواهد برد که در اثر آن گروهی منحرف شده و گروه دیگر مؤمن خواهند ماند ( (۷۶)).
شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱/ ۹۹۱) احادیث دیگری می آورد که در آنها
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۲۷
به امام دوازدهم مهدی و قائم اطلاق شده است ( (۷۷)). وی نیز فقره ای از زیارت امام دوازدهم را در دوران غیبت آن حضرت می آورد که به ابو جعفر (متوفی ۳۰۵/ ۹۱۷) سفیر دوم منسوب است. در این فقره از زیارت، امام دوازدهم به «الحجه القائم- المهدی» مورد خطاب قرار گرفته اند ( (۷۸)).
در پرتو این نکات می توان نتیجه گرفت که از زمان نخستین غیبت امام دوازدهم، علمای امامیه حضرتش را قائم مهدی می دانستند، یعنی، شخصیتی که با شمشیر قیام خواهد کرد. این عقیده ای بود که تا زمان وقوع غیبت دوم یا غیبت کبرای آن حضرت تأیید می شد.
برگرفته از کتابتاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته آقای جاسم حسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *