ویژگیهای مومنان منتظر زمان غیبت کبری در روایات

اخبار و روایات، فضیلت مومنین با اخلاص فداکار در راه خدا را، در دوره فتنهها و انحرافات، چگونه بیان میکند و چهره منتظران راستین آن حضرت را چگونه ترسیم مینماید؟
روایت اوّل:
(۲) مسلم «۶»، و ترمذی «۷»، و ابن ماجه «۸»، از رسول خدا- صلّی اللّه علیه و آله- روایت کردهاند که آن حضرت فرمود:
«عبادت در هرج (دوران آشفتگی) همچون هجرت به سوی من است.»
برای فهم بهتر و عمیقتر این روایت شریفه و این فرمایش گرانقدر رسول خدا، چهار مقدّمه را متذکّر میشویم:
(۳) مقدّمه اوّل: مقصود از «هرج»، فتنه و انحرافی است که در دوران غیبت کبری پدید میآید، بر طبق آنچه که روایات شیعه و سنّی گویای آن میباشد، که در این دوره اقسام هرج و مرج و کشت و کشتار واقع خواهد شد، و اینها خود دلیل بر آن است که این اخبار، قرینهای است بر اینکه مقصود از کلمه «هرج» در این روایت، همان دوره هرج و فتنه است، نه خود هرج که به معنی قتل است.
(۴) مقدّمه دوم: مقصود از هجرت به سوی پیامبر، هجرت از سرزمین کفر به سرزمین اسلام است، که در واقع پایه تمام کارهای اسلامی است، که از آنجا
______________________________
(۶) صحیح مسلم ۸/ ۲۰۸٫
(۷) صحیح ترمذی ۳/ ۳۳۲٫
(۸) سنن ابن ماجه ۲/ ۱۳۱۹٫
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۵۹
تمام کارها شروع میشود، و نشان پذیرش راستین اسلام است.
(۱) مقدّمه سوم: قبلا دانستیم که مقتضای قواعد، عبارت است از آنکه هر چه ایمان و عمل صالح با مشکلات و دشواریهای بیشتری همراه باشد و نیاز به فداکاری و از خودگذشتگی بیشتری داشته باشد، به طور گستردهتر و عمیقتر موجب نزدیکی به خدا بوده و تکامل و رشد یک فرد را بیشتر در بردارد.
(۲) مقدّمه چهارم: مقصود از «عبادت» در این روایات، همان معنای عام و کلّی آن است، نه آنکه فقط نماز و روزه باشد- گرچه اینها از مقدّسترین شکلهای عبادت میباشند- بلکه هرگونه عمل مطلوبی که یک فرد به منظور امتثال فرمان خداوند انجام دهد و مطابق دستورات اسلامی باشد، عبادت به حساب میآید، چه به صورت فردی باشد یا به شکل اجتماعی، چنانکه قبلا به طور گسترده این بحث را متذکّر شدیم و مفهوم عام عبادت را بررسی کردیم.
(۳) از این مقدّمات چهارگانه، چنین نتیجه میگیریم که مقصود رسول خدا از آن حدیث، آن است که هرگونه کار اسلامی در سطوح گوناگون، که در دوران هرج و مرج و فتنه و انحراف انجام گیرد، در پیشگاه خداوند، فضیلتی و ارزشی همچون اصل پذیرش اسلام را دارا میباشد.
(۴) و در این برداشت، جای شگفتی و تعجّبی نیست، زیرا دیدیم که اخبار و احادیث چگونه اوضاع دوران فتنه و هرج و مرج را ترسیم میکند، و رودرروئی آنها را با اصل عقیده و نیز خود افراد پایبند، به دین و ایمان دیدیم و مبارزه و اجبار آنها را برای ترک دین و کنار گذاشتن ایمان، و بیرون رفتن از دایره اطاعت خداوند با انگیزهها و ابزار گوناگون مشاهده کردیم. در یک چنین شرایطی حفظ عقیده و باقی ماندن در خطّ دین و تقوی از اهمیّتی بس بزرگ همچون اصل دخول در دین برخوردار خواهد بود؛ و چه بسا در مواردی، باقی ماندن در راه تقوی و کارهای شایسته، زحمات و فداکاریهای بیشتر از اصل پذیرش دین را در برداشته باشد.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۰
روایت دوم:
(۱) ابن ماجه «۹»، و ترمذی «۱۰»، در حدیثی که قبلا نیز قسمتی از آن را نقل کردیم، از رسول خدا- صلّی اللّه علیه و آله- روایت کردهاند که آن حضرت فرمود:
«پیش روی شما، دوران صبر و پایداری است. صبر در این زمانه، همچون گرفتن پارههای آتش در مشت است. آن کس که در این زمانه عمل کند و بکوشد، پاداش پنجاه نفر دارد که در زمانه دیگر، این گونه کاری انجام دهند.»
(۲) یک عمل واحد، فضیلت و پاداشش به نسبت فداکاری و زحمتی است که در راه آن کشیده میشود، که اگر از خودگذشتگی و فداکاری به اوج خود رسید، تا آنجا که نگهداری دین همچون نگهداری آتش در مشت شد، فضیلت و اجرش بدین پایه میرسد که رسول خدا- صلّی اللّه علیه و آله- فرمود. و اجر یک عمل از یک نفر در چنین شرایطی، همچون انجام دادن همین عمل است از پنجاه نفر در حالتی آسانتر و راحتتر.
عدد پنجاه در این روایت، طبیعتا بیانگر عدد خاصّ و محدود نیست، بلکه مقصود، کثرت و زیادتی میباشد؛ همچون فرمایش خداوند در قرآن مجید که میفرماید: إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّهً «۱۱» یعنی: اگر هفتاد بار برای آنان استغفار کنی.
بنابراین منافاتی نخواهد داشت که بگوئیم فضیلت عمل یک انسان پایدار و صابر در برخی شرایط، و به تناسب زحمت و رنج و کوشش او، گاهی به چندین برابر این مقدار (عمل پنجاه نفر) نیز میرسد.
روایت سوم:
(۳) کلینی در کافی «۱۲» از عمّار ساباطی روایت کرده است که گوید:
______________________________
(۹) سنن ابن ماجه ۲/ ۱۳۳۱٫
(۱۰) صحیح ترمذی ۲/ ۴۳۷٫
(۱۱) توبه/ ۸۰٫
(۱۲) کافی ۱/ ۳۳۳- ۳۳۴، ح ۲٫
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۱
«به حضرت صادق- علیه السلام- عرض کردم: کدام یک از دو نحوه بندگی خداوند افضل و برتر است؛ آیا عبادت در پنهانی با امامی از خاندان شما در حال پنهانی در دوران دولت باطل «۱۳» یا عبادت در زمان ظهور دولت حق و با امامی از شما که ظاهر و آشکار باشد.
فرمود: ای عمّار، صدقه در پنهانی، برتر است از صدقه دادن آشکارا. و به خدا سوگند همین طور عبادت شما در پنهانی با پیشوای پنهانتان در دوران دولت باطل و در حال سازش (و عدم قیام)، برتر است از کسی که خداوند را در دوران ظهور دولت حق با پیشوای بر حق ظاهر عبادت میکند؛ و عبادت در حال ترس، در دوران دولت باطل، همچون عبادت در حال آسایش و امنیّت در زمان دولت حق نمیباشد …
تا آنجا که عمّار میگوید: عرض کردم: به خدا سوگند که مرا به عمل (عبادت و کارهای خیر) ترغیب فرمودید و بر آن تشویق کردید و لکن دوست دارم که بدانم چگونه ما امروز عملی برتر از یاران امام آشکار در زمان دولت او داریم و حال اینکه همه دارای یک دین میباشیم.
(۱) فرمود: شما در دخول در اسلام و پذیرش اسلام، پیشتر از آنان میباشید، و قبل از آنها به نماز و روزه و حجّ و هرگونه کارهای خیر و فهمیدن معارف دینی روی آورده و مخفیانه از دشمن به عبادت پروردگار همراه امام غایب و پیشوای پنهانتان پرداختهاید، از او پیروی کرده و در راهش پایدار بوده و در انتظار دولت حق به سر بردهاید، از دست فرمانروایان ستمگر بر خود و جان امام خویش ترسان بوده، دین و ایمان خود را حفظ کرده و در راه پرستش خدا و پیروی از امامتان در حال ترس از دشمنان پایداری کردهاید، و بدین جهت است که خداوند، پاداش کارهای شما را دو چندان کرده است، پس گوارا باد شما را.
عرض کردم: فدایتان شوم، پس با این حساب، چه لزومی دارد که ما از اصحاب قائم- علیه السلام- باشیم و در دولت حقّه او به سر بریم، در حالی که امروز تحت نظر امامت شما و پیرو شمائیم و اعمال ما افضل و برتر از افرادی است که در زمان دولت حق به سر میبرند!؟
(۲) فرمود: سبحان اللّه! آیا دوست ندارید که خداوند حق و عدالت را در روی زمین آشکار گرداند، سخنها را یکی گرداند و دلهای پراکنده را
______________________________
(۱۳) مفهوم «امام مستتر و پنهان» در این روایت در توضیحات مولّف خواهد آمد.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۲
به یکدیگر پیوند زند، و کسی در روی زمین گناه و نافرمانی خداوند را نکند، و حدود الهی در بین مردم اجرا گردد و برپا شود، و خداوند حق را به صاحب حق برگرداند و دیگر هیچ حقّی مخفی نماند و به خاطر ترس از مردم حقیقتی پوشانده نباشد!؟ آگاه باش، به خدا سوگند ای عمّار، کسی از شما در چنین حالتی که تو هم اکنون میباشی (و در انتظار آن دولت حقّه به سر میبری) نمیمیرد، مگر اینکه در پیشگاه خداوند از بسیاری از شهدای بدر و احد برتر است. پس بشارت باد شما را.»
(۱) جای هیچگونه تردید و شبههای نیست که این روایت، گویای برتری عبادت و پرستش و صبر و پایداری در دوران ظلم و انحراف، بر عبادت در دوره راحت و آسایش است، گرچه راحتی و آسایش از سوی حکومت حق و دولت حضرت مهدی- علیه السلام- باشد.
با اینکه دلالت این روایت بر این مطلب بسیار روشن و واضح است، در عین حال، اشاره کردن به دو نکته بیفایده نیست:
(۲) نکته اوّل:
حضرت صادق- علیه السلام-، فضیلت صابرین را محدود کرد به این که حتما با امام پنهان باشند، و در اینجا مقصود از امام مستتر و پنهان به قرینه سایر مطالب روایت، امامی است که امر امامت او در استتار است و مستقیما در مقام حکومت و رهبری علنی امّت قرار ندارد.
(۳) ممکن است کسی بگوید: ما هم اکنون در دوران غیبت کبری، نه با امام ظاهر و آشکار هستیم، و نه با امام پنهان و مستور (بدین معنی که در روایت بود)، بنابراین فضائلی که در روایت گفته شده بود، شامل حال ما نمیشود.
(۴) به این شبهه در دو مرحله میتوان پاسخ داد:
۱) ما در این دوره نیز عملا طبق عقیده امامیّه با امام مستور و پنهان میباشیم، و لذا فضائلی که در این روایت آمده است شامل حال ما هم میشود؛ زیرا آنچه که مهم است همراهی و معیّت با امام از حیث ایمان و عقیده است، نه معیّت جسمی و ظاهری. و علاوه بر این میتوان معاصر بودن با آن حضرت را نیز برای تحقّق مفهوم «با امام بودن» بر مطلب گذشته افزود. و هر کس که معتقد به
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۳
غیبت حضرت مهدی- ارواحنا- فداه- باشد، این دو جهت را دارا است؛ زیرا معتقد است که در زمان آن حضرت به سر میبرد و در عقیده و ایمان با آن حضرت همراه است. و امّا اینکه شخص هیئت و شمایل امام خود را بشناسد و تشخیص دهد، هیچگونه دخالتی در صدق مفهوم همراهی با حضرت و با وی بودن، ندارد.
(۱) و به تعبیر دقیقتر، آنچه که روایت بر آن تاکید دارد، آن است که امر امامت و حکومت امام- علیه السلام- از ترس ستمگران پوشیده و پنهان باشد، و فردی که معتقد به او است، در عقیده و رفتار خود، از او تبعیّت کند. و این حالت در دوران غیبت برای یک فرد با اخلاص کاملا صدق میکند؛ چنانکه در دوران زندگی دیگر امامان نیز به همین صورت بوده است، زیرا هر دو دوره دارای فتنهها و انحرافات و سرکوبی حق و پنهانی امام میباشد، و مشخّص بودن امام و آشکاری ظاهر وی در این جهت چندان دخالتی ندارد.
(۲) ۲) بر فرض بپذیریم که غیبت امام، مانع از این است که بودن با او صدق کند و یا فراتر از آن بر فرض عدم اعتقاد به غیبت حضرت مهدی میگوییم بازهم میتوان فضیلتی را که در این روایت ذکر شده شامل افراد با اخلاصی دانست که در دوران فتنه و انحراف به سر میبرند. زیرا آنچه که موجب فضیلت و برتری میشود و در آزمایش الهی، پایه و اصل به حساب میآید، همان ترس از ظلم و جهتگیری همیشگی در مقابل حیله و نیرنگ دشمنان و رویاروئی با منحرفین است؛ و کوشش و پرستش در شرایط خوف، برتر و والاتر است از عبادت و هرگونه کاری در دوره راحتی و آسایش. و این حالت در این دورههای اخیر، به همانگونه که در دوران زندگی ائمّه- سلام اللّه علیهم- وجود داشته، موجود است، و تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ زیرا هر دو دوره از دورههای فتنه و انحراف میباشد، بلکه میتوان گفت در این سالیان اخیر، ترس و مشکلات از چندین جهت از زمان ائمّه- سلام اللّه علیهم- بیشتر بوده است:
(۳) ۱) در دوران ائمّه- علیهم السلام- حکومتهای موجود، چه مصلح و چه منحرف هر چه بودند، بازهم به نام اسلام حکومت میکردند و مدّعی بودند که اسلام را در جامعه پیاده میکنند (و اسم اسلام و عنوان آن در جامعه رسمیّت و
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۴
اهمیّتی داشت). در حالی که امروز در سراسر روی زمین جائی را که با نام اسلام، حکومتی رسمی داشته باشد نمیبینیم «۱۴» و تمام حکومتها به مادیّت و بیدینی روی آوردهاند.
(۱) ۲) نظام حکومت و برنامهریزیهای دولتها در آن زمان، از جهات گوناگون، سادهتر از نظامات حکومتها در این زمان بوده است؛ از جهت ارتش، پلیس، نوع سلاح جنگی، شکل حکومت، اطّلاعات و تشکیلات امنیّتی، سازمانهای اداری، احزاب و گروهها و دیگر برنامههای دولتها.
(۲) ۳) در آن زمان، اگر هم افکار و اندیشههای الحادی و تخریبی به جنگ جامعه اسلامی میآمد، هم از سوی عامه مردم رد میشد، و هم از نظر حکومتها مطرود بود و خود آن افکار هم چندان نیرو و توانی نداشتند؛ لکن امروزه افکار مادّی از سوی هزاران دانشمند و نویسنده تایید و تقویت میشود و وسائل ارتباط جمعی دنیا در اختیار آن افراد بیدین و خدانشناس است، و بسیاری از دولتها نیز پشتیبان همان افکار و اندیشههای الحادی بوده و امکانات خود را در راه نشر و گسترش آنها به کار میبرند و با مخالفین خود با تمام قدرت میجنگند، و هر کس را که بخواهد در مقابل آنها ایستاده و مردم را به حق و حقیقت و اسلام و تعالیم الهی دعوت کند، از بین خواهند برد.
(۳) بنابراین میبینیم که ظلم و ستم بعد از دوران زندگی ظاهری امامان بیشتر شده، و همراه آنها آزمایش و امتحان خدائی سختتر گشته است؛ بنابراین اگر برای یاران و اصحاب ائمّه- علیهم السلام- آن همه فضیلت و پاداش تعیین شده باشد، درباره افراد با اخلاص این دوره باید بیشتر باشد، و هر چه امتحان دشوارتر و سختتر باشد، فضیلت و پاداش در نزد خدا بیشتر، و کمالات به دست آمده در راه ایمان و اخلاص، بزرگتر خواهد بود.
(۴) نکته دوم:
فرمایش حضرت صادق علیه السلام- که فرمود: بر این حالت که شما
______________________________
(۱۴) باید توجه داشت که این کتاب قبل از برپا شدن نظام جمهوری اسلامی در ایران، نوشته شده است. (مترجم)
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۵
هستید، اگر یکی از شما بمیرد، در نزد خداوند، از شهدای بدر و احد برتر است، پس بشارت باد شما را.
(۱) با در نظر گرفتن دو مطلب که قبلا گفتهایم، این مطلب نیز به روشنی واضح است. خلاصه آن دو مطلب چنین است:
اوّل: برتری و افضلیّت اصحاب آزمایششده حضرت مهدی- سلام اللّه علیه- و شایستگی آنان برای اداره و رهبری جهان زیر نظر و پیشوائی حضرت بقیّه اللّه، که اینان از اغلب اصحاب رسول خدا- صلّی اللّه علیه و آله- افضل و برتر میباشند، چنانکه دلیل آن را گفتیم.
دوم: آنچه اندکی پیشتر گفته شد؛ یعنی برتری کسانی که در عصر غیبت زندگی میکنند از کسانی که در سایر دورانها زندگی میکردند، در صورتی که فرد شایستگی و سرسختی و ایستادگی خود را در برابر ظلم و انحراف ثابت کند.
(۲) اگر کسی بگوید: اصحاب رسول خدا- صلّی اللّه علیه و آله- در راه خدا به درجه شهادت رسیدند، و لذا باید از ما برتر و افضل باشند.
میگوئیم: نه، چنین نیست، زیرا شهادت آنان در جنگهای بدر و احد، به خاطر دفاع و جلوگیری از دشمن و یا به خاطر آن احساسات عاطفی و هیجانهای روحی آنان بود که رسول خدا در آنها ایجاد کرده بود، و شهادت بدین گونه گرچه پیروزی بزرگی را در امتحان خدائی در بردارد، لکن عاملی برای تربیت و تکامل یک فرد نمیشود، زیرا تکامل و رسیدن به مرحله نهائی امتحان الهی، نیازمند به زمانی طولانی و طی کردن مراتب و درجات مختلف است که میبایست به تدریج و به هم پیوسته انجام گیرد، و یک فرد نمیتواند به یک بار به قلّه کمال بجهد و پرواز کند، هر چند شرایط زندگی او دشوار و سخت باشد.
(۳) ولی این گونه رشد بطیء و کند را در طول تاریخ غیبت کبری، افراد مومن و معتقد به وجود حضرت بقیّه اللّه میگذرانند و روز به روز کاملتر میشوند و به درجاتی بالاتر از درجات اصحاب رسول خدا میرسند، و دست آوردهائی ارزندهتر از آنچه یاران پیامبر- صلوات اللّه علیه و آله- به آن رسیدند خواهند داشت؛ چنانکه بحثهای مفصّل این موضوع را در گذشته آوردیم.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۶
(۱) ادامه روایات پیرامون مومنان منتظر:
با در نظر گرفتن این نکته، میتوانیم دیگر روایاتی را که درباره فضیلت پابرجایان در راه حق و چشمبراهان روز موعود وارد شده، بفهمیم:
(۲) ۱) از آن جمله، روایتی است در کتاب کمال الدین «۱۵» از حضرت حسین بن علی- علیه السلام- که درباره حضرت مهدی صحبت میفرمایند:
«برای آن حضرت غیبتی است که در آن غیبت، گروهی از دین خدا برمیگردند و گروهی ثابت قدم خواهند بود که آنها اذیّت میشوند و به آنها گفته میشود: «این وعده چه وقت سر میرسد، اگر شما راست میگوئید؟» آگاه باشید که صابر و پایدار بر اذیّت و آزار و تکذیب و افترا، همچون کسی است که شمشیر به دست گرفته و در پیشگاه رسول خدا پیکار میکند.»
(۳) ۲) برقی در کتاب المحاسن «۱۶» از حضرت صادق- علیه السلام- روایت میکند که فرمود:
«هر یک از شماها که بمیرد در حالی که با اعتقاد به ما و ولایت ما باشد، او همچون کسی است که خیمهاش را در رواق حضرت مهدی زده است، بلکه به منزله کسی است که در کنار او با شمشیر پیکار کرده است، بلکه به منزله کسی است که با او شهید شده است، بلکه به منزله کسی است که با رسول خدا شهید گشته است.»
(۴) ۳) و نیز روایت کرده است «۱۷»:
«هر کس از شما بر این امر بمیرد در حالی که در انتظار باشد، همچون کسی است که در خیمه و چادر حضرت به سر میبرد.»
(۵) ۴) از حضرت باقر- علیه السلام- در ضمن حدیثی چنین آمده است:
«آن کس از شما که میگوید اگر حضرت قائم ظهور کند و من زمان او را درک کنم یاریش خواهم کرد، چنین کسی همچون شخصی خواهد بود که با شمشیر در خدمت او میجنگد و پیکار میکند».
______________________________
(۱۵) کمال الدین/ ۳۱۷٫
(۱۶) محاسن/ ۱۷۲٫
(۱۷) محاسن/ ۱۷۲٫
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۷
بلکه میتوان گفت افراد آزمایش شده و کامل، حتّی از این درجه هم بالاتر میباشند، چنانکه روایات دیگری بر این مطلب دلالت میکند.
(۱) از آن جمله این روایت که صدوق در کتاب کمال الدین از حضرت زین العابدین، امام سجّاد- علیه السلام- نقل میکند که آن حضرت درباره حضرت مهدی چنین فرموده است:
«همانا مردم زمان غیبت آن حضرت، که به امامت او معتقد و منتظر ظهور او میباشند، از مردم تمام زمانها برتر میباشند؛ زیرا خداوند متعال عقل و اندیشهای به آنان داده است، که غیبت در نظر آنها، همچون مشاهده و ظهور میباشد و آنان را در چنین شرایطی، همچون مجاهدان پیکارگر در حضور رسول خدا قرار داده است. آنان مخلصانی راستینند و همانها هستند که در پنهانی و آشکار، مردم را به دین خدا دعوت میکنند» «۱۸».
(۲) شیخ طوسی در کتاب الغیبه «۱۹» از حضرت رسول- صلّی اللّه علیه و آله- روایت کرده است که فرمود:
«به زودی مردمی بعد از شما خواهند آمد، یک مرد آنان پاداش پنجاه نفر از شما را خواهد داشت. گفتند: ای رسول خدا، ما با تو در بدر و احد و حنین بودهایم و قرآن در بین ما نازل شده است! فرمود: اگر شما آنچه را که آنان متحمّل میشوند، بخواهید تحمّل کنید، نمیتوانید همچون آنان پایدار و بردبار باشید».
(۳) بنابراین میتوان گفت که این افراد صابر و پایدار، از عموم مردم زمان رسول خدا برترند. و سرّ این مطلب در همان است که گفتیم که اینان از نظر امتحان و آزمایش عمیقتر و امتحاناتشان دشوارتر است ولی امتحان آنان سطحیتر میباشد و خواهناخواه آن کس که عمقش بیشتر است، از آن کس که سطحیتر است ارزندهتر خواهد بود. و معنای فرمایش رسول خدا همین است که فرمود: «شما اگر آنچه را که آنان متحمّل میشوند، بخواهید تحمّل کنید، نمیتوانید همچون آنان پایداری و مقاومت کنید».
______________________________
(۱۸) کمال الدین/ ۳۲۰
(۱۹) کتاب الغیبه ص ۲۷۵٫ در کتاب الخرائج همین روایت در ص ۱۹۵ آمده است.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۸
(۱) در اینجا بیمناسبت نیست که در تشریح این روایات، دو نکته را بیاوریم:
اوّل: تعبیر به خیمه و شمشیر که در این روایات آمده است، به خاطر آن است که در آن زمان مردم با همینها سر و کار داشتهاند، و ما در آغاز بخش دوم این کتاب درباره این مصادیق بحث کردهایم، که میباید در هر زمانی مصادیق شمشیر و خیمه را در تناسب با همان زمان ذکر کنیم. پس مقصود از شمشیر، اسلحه امام زمان است؛ و مقصود از خیمه، مقرّ فرماندهی و پایتخت حکومت حضرت است. و احتمال دارد که مقصود از خیمه، مکتب فکری و اعتقادی باشد، بر طبق آنچه که اصطلاح امروزه ما است؛ و یا مقصود آن مبادی و اصولی باشد که مستلزم یک جهتگیری خاصّ فکری و عملی در زندگی است.
قرینه بر این مطلب، روایتی است که ابو داوود «۲۰» از حضرت رسول نقل کرده است که در ضمن گفتاری که درباره فتنه و آشفتگی اوضاع داشتهاند، چنین فرمودهاند:
«انسانی به هنگام صبح مومن و شامگاه، کافر میشود، تا آنکه مردم به زیر دو خیمه میروند: خیمه ایمان که نفاقی در آن نیست، و خیمهای از نفاق که ایمانی در آن نیست …»
مقصود از این دو خیمه، بدون تردید، دو مکتب فکری و یا دو مبدا اعتقادی است که به دو خیمه برای دو لشکر- که با یکدیگر سر جنگ دارند- تعبیر شده است، چنان که در جنگهای آن زمان متداول بوده است.
(۲) نکته دوم: در آنجا که درباره انتظار و منتظران سخن گفتیم، همانچه را که این روایات گویای آن بود، ملاحظه کردیم، و فضیلت و برتری انسانهای آزمایش شده و به کمال رسیده دوره غیبت کبری را، حتّی بر کسانی که در پیش روی رسول خدا به شهادت رسیدهاند، دانستیم؛ چنانکه نیز دانستیم که این افراد همچون کسانی هستند که با حضرت بقیّه اللّه- ارواحنا فداه- بوده و در خدمت آن حضرت او را یاری نموده و در راه اهداف او میکوشند.
______________________________
(۲۰) سنن ابو داوود ۲/ ۴۱۱٫
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۶۹
همزمانی و هم مکانی با حضرت، چندان اهمیّتی از نظر اعتقاد و یا عمل ندارد؛ و آنچه که دارای اهمیّت و ارزش است، همان میزان اخلاص و ایمان و مقدار مجاهدت و کوشش است. و دانستیم که ویژگی خاصّ یاران حضرت مهدی- علیه السلام- در همان درجه عالی اخلاص و نیروی ایمان آنها است.
(۱) بنابراین اگر کسی در دوران غیبت به همان درجه از اخلاص رسیده باشد، همچون یاران آن حضرت خواهد بود. لکن مضمون بعضی از این روایات که میگفت: افراد با اخلاص و آزمایش شده در دوران غیبت، همچون شهیدان در رکاب حضرت مهدی- علیه السلام- میباشند، این مضمون با قواعد و اصولی که داریم تطبیق نمیکند؛ زیرا در صورتی که هر دو از نظر اخلاص در یک پایه هستند، ولی یکی از آنها در خدمت حضرت به شهادت رسیده، چگونه مقام او با آن کس که به فیض شهادت نرسیده است یکسان میباشد!؟ مگر اینکه این فرد هم در زمان غیبت به فیض شهادت در راه خدا نائل گردد.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۷۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *