هماهنگی غیبت امام مهدی با برنامهریزی الهی

غیبت و پنهانی حضرت میبایست با آن برنامهریزی کلّی الهی هماهنگی داشته باشد، زیرا وقتی اراده خداوند بر این تعلق گرفت که پیشوای امّت اسلام، وجود مقدس حضرت بقیّه اللّه محمد بن الحسن العسکری- علیه السلام- باشد،- چنان که عقیده شیعه و گروهی از اهل سنت این است- برای تحقق این غرض میبایست برنامهریزی طوری باشد که از آن حضرت برای روز موعود نگهداری شود و از رسیدن هرگونه گزندی به او جلوگیری به عمل آید.
(۳) بنابراین اگر بگوییم که حضرت در همان زمان ظهور متولّد میشود، این مطلب بر خلاف عقیدهای است که با دلائل فراوان ثابت کردهایم، و اگر بگوییم که پیش از فرا رسیدن آن زمان، حضرت متولّد میشود، میبایست که آن حضرت در اختفا و پنهانی به سر برد تا از دسترس دشمنان به دور باشد، تا آن هنگام که فرمان ظهورش برسد و آشکار گردد؛ و این است معنای غیبت.
(۴) اگر کسی بگوید: ممکن است حضرت در زمانی جلوتر از هنگام ظهور متولّد شود و بعد از مدّتی بمیرد و بعد خداوند به هنگام ظهور او را زنده کند.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۲۸۶
(۱) در جواب میگوییم: این مطلب از چندین جهت باطل است:
اولا: این فرضیهای است که هیچ کس قائل به آن نشده و بر خلاف عقیده تمام مسلمانها است، و لذا باطل است.
ثانیا: ما اگر نظریّه اختفای بدن را بپذیریم، از نظر اعجاز، زندگی بعد از مرگ، از آن «پنهانی» بهتر و مناسبتر نیست. و اگر در مساله غیبت، خفا و پنهانی عنوان را در نظر گرفتیم، این نظریّه از پیشنهاد مرگ و زنده شدن مجدد، مناسبتر و نزدیکتر به واقعیّت و طبیعیتر است، چنان که در گذشته این مطلب را بررسی کرده و دانستیم و دیدیم که قانون معجزات، هرگونه معجزهای را در جایی که راه طبیعی داشته باشد منکر است و لزومی برای انجام آن نمیبیند.
ثالثا: اگر این فرضیه را بپذیریم زیان بزرگی را پذیرفتهایم، و آن عبارت است از تکامل رهبر و پیشوا در خلال دوران غیبت؛ زیرا ائمه معصومین فراتر از درجه عصمت، بازهم مسیر تکامل را میپیمایند. و اگر فرض کنیم که حضرت از دنیا رفته و به هنگام ظهور مجددا زنده میشود، فوائدی که در دوران غیبت برای تکامل آن حضرت وجود دارد، از دست دادهایم. بنابراین هدف اصلی از غیبت حضرت، نگهداری و حفظ جان و سلامتی آن حضرت است و در برنامهریزی کلی الهی، غیبت حضرت نیز پیشبینی شده است.
(۲) ممکن است چندین مساله دیگر را نیز- که همراه با غیبت در آن برنامهریزی سهمی دارند- در نظر بگیریم:
(۳) ۱) تکامل و رشد رهبر بعد از مقام عصمت به درجات کمالی که شایستگی رهبری را در درجهای بالاتر و گسترده و ژرف و عمیقتر میسازد، تا بتواند عدل و داد را در پهنه گیتی مستقر سازد. (در این باره مفصلا بحث خواهیم کرد.)
(۴) ۲) مطلبی که در قسمت اوّل کتاب بررسی کردیم، که در این دوره حضرت دست به کارهای مهمی میزند تا امّت را از نابودی نجات داده، درهای خیرات و برکات را به روی آنها بگشاید، و در نتیجه بر تعداد افراد با اخلاص و آزمایش شده میافزاید تا در ساختن جامعه موعود با او شریک بوده و او را کمک کنند.
(۵) ۳) حوادث و رویدادهای دوران غیبت، در ایجاد شرایط ظهور سهمی به
تاریخ غیبت کبری ،ص:۲۸۷
سزا دارند و همان رویدادها است که امّت اسلامی را به پایه درک و احساس مسئولیّت بزرگ خود میرساند. (در گذشته این مطلب توضیح داده شد.)
(۱) ۴) در امتداد این دوره، امّت اسلامی به اهمیّت وجود پیشوای خود پی برده و میفهمند که زمام امر آنان در دست او است و از کلیه کارهای آنها آگاه است.
این آگاهی موجب رشد معنوی افراد میشود و روح تصمیمگیری را در آنها ایجاد کرده بر استواری آنان میافزاید و از این طریق بر تعداد افراد با اخلاص و آزمایش شده افزوده میشود.
(۲) ۵) ژرفتر شدن اندیشه اسلامی در فهم و برداشت از کتاب و سنّت، چه در بخش عقائد و چه در قسمت احکام اسلامی، تا اذهان آماده و استعدادها، هر چه بیشتر برای پذیرش دستورات حضرت مهدی شکوفا گردد. ما این رشد و تکامل فکری را پیوسته در مجامع علمی اسلامی میبینیم که هر روز مباحثی تازه و نو، و مطالبی دقیق و ارزنده از قرآن مجید و روایات معصومین استخراج کرده و به جوامع علمی به ارمغان میآورند. این مباحث نیز در برنامهریزی کلّی الهی نقشی به سزا دارند. در مقابل این نهضت و رشد علمی اسلامی، پیچیدگی هر چه بیشتر مسائل زندگی، شعلهور شدن آتش ظلم و جهتگیریهای سرسختانهای در مقابل اسلام و مسلمین را مشاهده میکنیم، که از پیشرفت سریع رشد اسلامی جلوگیری میکنند. این حالت نیز خود در برنامهریزی الهی سهمی فراوان دارد.
(۳) ممکن است چنین به ذهن برسد که با توجه به آنچه در آغاز بحث گفتیم که در ابتدای نزول قرآن و ابلاغ دیانت مقدسه اسلام به مردم، جوامع بشری به آن پایه از درک و فهم رسیده بودند که بتوانند اسلام را درک کنند و بفهمند، دیگر چه نیازی به این رشد و تکامل فهم و درک وجود دارد؟
پاسخ این سوال آن است که: ما اقلا این احتمال را میدهیم که فهم و درک نظریّه عدالت آشکار جهانی در بین مردم دارای سطوح مختلف باشد، که پایینترین سطح آن در آغاز شروع اسلام بوده و بالاترین درجهاش به هنگام ظهور حضرت بقیّه اللّه و تشکیل دولت واحد جهانی آن حضرت خواهد بود، و از صدر اسلام تاکنون پیوسته درجات فهم و کمالات انسانها بالاتر رفته، تا به عالیترین درجهاش در روز موعود برسد، که همان درجه دقت و ژرفاندیشی در معارف
تاریخ غیبت کبری ،ص:۲۸۸
اسلامی است، که اگر آن معارف در صدر اسلام به طور روشن و صریح بیان میشد، کسی آنها را نمیفهمید.
(۱) این مساله را اگر چه در اینجا به صورت یک احتمال آوردیم، ولی در نوشته دیگری از این مجموعه، دلائلی بر اثبات آن خواهیم آورد.
بنابراین، این ژرفنگری و دقت نظر، بزرگترین اثر را در درک طرح و برنامه کامل عدالت در شکل جدید آن که پس از ظهور اعلان میشود دارا میباشد.
(۲) البته به این نکته نیز باید اشاره کنیم که رشد فکری و دقت نظر نمیتواند تنها عامل و انگیزه منحصر به فرد برای پیاده شدن عدالت جهانی باشد، بلکه جنبشهای علمی و پیشرفتهای فرهنگی دیگر ملتها و گروهها نیز در ایجاد زمینه برای روز موعود موثر میباشد. زیرا طرف مقابل و مخاطب حضرت بقیه الله تنها جامعه اسلامی نمیباشند، بلکه حضرت با دیگر ملتها نیز سر و کار دارد و آنان را به سوی هدف خود که اسلام باشد دعوت میکند، و دولت و حکومت خود را در تمامی پهنه گیتی مستقر میسازد. علاوه بر اینکه پیشرفتهای علمی و فرهنگی در دیگر ملتها، هماهنگی فعالی در ایجاد فردای روشن و آینده مترقی انسانی دارد؛ فردایی که اگر از امروز شرایط پیشرفت و آمادگی برای آن ایجاد نشده باشد، دیگر فردا برای آن برنامه دیر شده و فایدهای ندارد. بنابراین دوران غیبت از این جهت نیز در برنامهریزی کلی الهی سهیم میباشد.
(۳) با در نظر گرفتن مطالب فوق، برداشتی کافی از برنامهریزی الهی و آزمایش و اختبار خدایی که بشریت با آن دست به گریبان است نمودیم، و مقصود ما از عنوان بحث که گفتیم قواعد عمومی در اسلام مقتضی آن است که ظلم فراگیر شود و انحرافات در جوامع بشری فزونی یابد همین است. در آینده روایاتی را نیز در این زمینه ذکر خواهیم کرد.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۲۸۹

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *