نگرش عامه امامیه نسبت به غیبت کبری

علی رغم آنکه راویان امامیه همچون نعمانی غیبت کبرای امام دوازدهم را پذیرفتند و خویشتن را با احادیثی که به قبل از سال ۲۶۰/ ۸۷۴ بر می گردد و وقوع آن را پیش بینی می کند متقاعد می کردند، اما اکثریت وسیعی از عامه امامیه با آن موافق نبودند. آنان استدلال می کردند که اگر امام در سال ۲۵۶/ ۸۷۰ متولد شده باشد، در سال ۳۲۹/ ۹۴۱، سال آخر غیبت صغری، هفتاد و سه ساله بوده که با عمر طبیعی انسان موافق است و چنین نتیجه گیری می کردند که احتمالا انسان در این سن طبیعتا از دنیا می رود. نعمانی حیرت موجود در میان عامه امامیه را چنین بیان می دارد:
«اکثر امامیه درباره جانشین امام حسن عسکری (ع) می پرسند: «او کجاست؟»، «چگونه این اتفاق می خواهد رخ دهد؟»، «او چه مدت غائب خواهد بود؟» و «غیبت او درحالی که اکنون ۷۳ ساله است چقدر طولانی تر می باشد؟» بعضی از آنان معتقد بودند او از دنیا رفته است. عده ای دیگر ولادت و یا حتی وجود او را منکر می شدند و معتقدین به وی را به استهزاء و تمسخر می گرفتند. بعضی، فقط پذیرش طولانی بودن مدت غیبت را مشکل می دانستند، زیرا بر ایشان قابل تصور نبود که این امر، که خداوند عمر ولی خود (یعنی امام) را
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۲۲
طولانی کند؛ درید قدرت اوست … و موجب شود تا پس از مدتی دوباره ظهور کند» ( (۵۲)).
به گفته نعمانی اکثر گروهها عقاید خود را درباره وجود و حیات امام غائب ترک گفتند. در حقیقت افرادی که عقیده به امامت او را ادامه دادند اقلیت کوچکی بودند از محافل راویان، نظیر ابن قبه و خود نعمانی، که اعتقاد خود را بر مبنای احادیث امامان قرار دادند ( (۵۳)).
بسیاری از علما در حیرت توده های امامیه در رابطه با غیبت کبرای امام شریکند. بنا به گفته ابن ندیم، ابو سهل اسماعیل بن علی نوبختی نخستین کسی بود که عقیده داشت، امام دوازدهم در طول غیبت در گذشته و پسرش جانشین او شده و امامت در نسل او ادامه می یابد تا خداوند حضرتش را زنده کند ( (۵۴)). احتمالا نسبت دادن این عبارت به ابو سهل درست است زیرا وی در دفاع و توجیه از غیبت امام در حدود سال ۲۹۰/ ۹۰۲ نوشته ای دارد که انتظار غیبت را طولانی تر از دوره زندگی یک انسان عادی، نداشته است. وی در این رابطه می نگارد:
تا زمان حاضر، یکی از هواداران مورد اعتماد و پنهانی او (امام دوازدهم) ادعا می کرده باب امام و واسطه فرامین و دستورات آن حضرت به پیروانش می باشد. طول غیبت امام آنچنان زیاد نیست که جنبه استثنائی داشته باشد و مدت آن از پنهان شدن کسانی که قبل از او به غیبت رفته اند بیشتر شود ( (۵۵)).
محمد بن حسن بن احمد بن علی صلت قمی از علمای دیگر امامیه بود که با قطع ارتباطات مستقیم با امام دچار تزلزل شد. از اینرو به همراه یکی از فلاسفه از بخارا، در حال شک و تردید در وجود مبارک امام، رفت ( (۵۶)).
اخبار چندی در مورد بیست سال پس از شروع غیبت کبری (در حدود سال ۳۵۲/ ۹۶۳) وجود دارد که نشان می دهد، حیرت و ناامیدی از بازگشت سریع امام دوازدهم، ویژگی بارز در محافل امامیه بوده است. علاوه بر آن حملات شدید درباره غیبت امام دوازدهم از سوی معتزله همچون ابو القاسم بلخی ( (۵۷)) و زیدیه همچون ابو زید علوی ( (۵۸)) و صاحب بن عباد ( (۵۹)) این حیرت را در میان عامه امامیه
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۲۳
از نیشابور تا بغداد افزود تا آنکه بسیاری از آنان عقاید خود را ترک گفتند ( (۶۰)).
حیرت در طولانی بودن غیبت امام توأم با حملات گروههای مخالف موجب شد تا راویان امامیه آثاری را در توجیه غیبت بنگارند. آنان مطالب خود را از احادیث منسوب به پیامبر و ائمه دین جمع آوری کردند. نمونه هایی از این آثار عبارتند از: کتاب الغیبه نوشته نعمانی و کتاب کمال الدین اثر صدوق.
شیخ صدوق می نویسد اثر خود را زمانی که در نیشابور بوده جمع آوری و انشاء کرده است، زیرا غیبت امام موجب حیرت و تحیر در بین اکثریت شیعیانی که او را ملاقات می کردند شده بود و در نتیجه آنها را منحرف می ساخت. در میان این اشخاص عالم معروف قم، موسوم به محمد بن صلت قرار داشت. این وضعیت وی را وادار ساخت تا روایات معتبر منسوب به پیامبر (ص) و ائمه (ع) را در این موضوع نقل کند. به گفته او این روایات در الاصول الاربعمائه جمع آوری شده و قبل از سال ۲۶۰/ ۸۷۴ توسط پیروان امام صادق (ع) و دیگر امامان نگارش یافته بودند ( (۶۱)). وی همچنین فصلی را درباره معمرینی که بیش از صد سال عمر کرده اند می نگارد تا طول عمر امام دوازدهم را توجیه کند.
بنظر می رسد از اواخر قرن چهارم/ دهم بحث و استدلال بر مبنای احادیثی که کلینی، مسعودی، نعمانی، صدوق و خزاز استفاده می کرده اند دیگر کفایت نمی کرده است ( (۶۲)). از اینرو علمای امامیه استدلالات کلامی (علم الکلام) را از سر گرفتند و آنها را در توجیه غیبت امام در مقیاس گسترده ای بکار بردند. شاید شیخ مفید (متوفی ۴۱۳/ ۱۰۲۲) در زمره پیشگامان این دوره قرار داشته باشد. وی در اثر خود موسوم به الفصول العشره فی الغیبه می کوشد تا وجود امام غائب را بر اساس دو اصل ضرورت وجود امام در هر دوره از زمان و عصمت آن حضرت اثبات کند.
شیوه شیخ مفید در این موضوع چهارچوبی بوجود آورد تا دیگر علمای امامیه همچون شاگرد وی کراجکی (متوفی ۴۴۹/ ۱۰۵۷)، سید مرتضی و شیخ طوسی آن را دنبال کنند. در کتاب الغیبه، جدیدترین استدلالات، هم از نظر روایتی و هم کلامی در توجیه غیبت کبرای امام دوازدهم بکار گرفته شده است. البته، ظاهرا بحث پیرامون روش کلامی از شیوه تاریخی اثر حاضر فراتر بود، و به دوره بعدی مربوط می شود.
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۲۴
برگرفته از کتابتاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته آقای جاسم حسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *