نظام حکومتی امام مهدی

آیا نظام حکومتی امام مهدی علیه السّلام مشابه نظامهای پیش از خود از قبیل سرمایهداری و سوسیالیسم میباشد؟
پاسخ این سوال اساسا منفی است. هیچ کدام از سیستمهای حکومتی پیش از ظهور، شباهتی به نظام حکومتی امام مهدی علیه السّلام ندارد. ذیلا برای این سخن دلایلی میآوریم؛ گرچه دلیل ملموس و عینی آن، تنها زمانی چهره مینماید که دولت جهانی برپا گردد.
(۳) دلیل نخست: دانستیم که امام مهدی علیه السّلام اسلام را به عنوان طرحی عادلانه و کامل پیاده خواهد کرد. از سوی دیگر در عقاید اسلامی ثابت شده است که اسلام با سایر نظامها متفاوت بوده و اندیشهای مستقل برای حل مشکلات بشری میباشد و هیچ گونه ارتباطی با راهحلهای دیگر مکاتب بشر ساخته ندارد.
______________________________
(۱). الترمذی، محمّد بن عیسی؛ همان؛ ج ۵، ص ۳۸۳٫
(۲). سوره الجمعه (۶۲)، آیه ۳٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۸۵
(۱) دلیل دوم: از رهگذر این حدیث نبوی که «مهدی زمین را از عدل و داد لبریز میسازد …» میتوان به آن نتیجه مطلوب رسید؛ زیرا قبلا گفتهایم بشریت به طور عام و امّت اسلامی به شکل خاص به ناچار باید از شرایط سخت و دشواری گذر نماید تا در نهایت مسیر، شماری از مخلصان پالایش شده که مسئولیتهای دولت مهدوی را بر دوش خواهند گرفت، پدید آیند. در نتیجه این شرایط دشوار، زمین از ظلم و ستم پر میشود. در آن زمان است که با تلاش آن مخلصان، تحت رهبری امام مهدی علیه السّلام، زمین از قسط و عدل آکنده میگردد. «۱»
(۲) علل بسیار و در عین حال زنجیرهواری باعث پدید آمدن شرایط دشوار فوق میگردد. از مهمترین آنها، روشهای حکومتهای دیکتاتوری است که در طول تاریخ تجربه شده و نیز وجود رژیمهای سرمایهداری اروپایی و آمریکایی و استعمار قدیم و جدید و هم چنین بلایا و مشکلاتی که مردم جهان به طور عام و امت اسلامی به طور خاص با آن دست به گریبان است و نیز تلاش برای تحمیل راهحلهای بیاساس برای رفع مشکلات ملتها از طریق تهاجم فکری- فرهنگی مانند عملکرد نظام کمونیستی که ادعا دارد حق تعیین سرنوشت ملتها را به رسمیت میشناسد اما عملا سیاستی خلاف آن را پی میگیرد. اگر تا کنون افکار عمومی ملتها به مدد تجربیات سخت و دشوار تاریخی از مفاسد حکومتهای دیکتاتوری و نیز استعمار سرمایهداری آگاه شده است، در آینده نیز سستی پایههای نظام کمونیستی بر ملا خواهد شد. «۲»
(۳) با تعمیم این سخن میتوان گفت بیتردید هر نظام [الحادی] بشر ساختهای در قبل از ظهور، سمبل و نماد مهمترین اسباب ستم و انحراف در جهان است که آن هم به نوبه خود ثمره ظلم و انحراف گذشتگان میباشد.
به این ترتیب ماموریت اصلی امامی که زمین را از عدل و داد لبریز میسازد، اقدام برای تغییر این نظامها و برکندن ریشه آنها خواهد بود.
(۴) دلیل سوم: مکاتب بشری بر پایه تفکر مادی و طرد عنصر الهی از معادلات زندگی بنا نهاده شده است؛ حال چه به صورت صریح و آشکار مانند: کمونیسم، اگزیستانسیالیسم و یا پنهانی و غیر مستقیم مانند: سرمایهداری، فاشیسم، نازیسم و شاخههای جدید آنها. این نظامها بر پایهای صرفا مادی استوار بوده و اثری از باور به ما وراء الطبیعه و یا خداوند متعال در آنها نیست.
(۵) دانستیم که نظام مهدوی در جهت پیوند بین انسان و پروردگار و نیز تربیت توامان جسم و روح و ربط دادن بین این عناصر به صورتی عادلانه و عمیق خواهد کوشید. نیز دانستیم که در آن دوران همه قوانین، الهی و اسلامی خواهند شد. حتّی وجوب اطاعت از امام مهدی علیه السّلام هم به این دلیل است که آن حضرت یکی از پیشوایان امت اسلامی است که از سوی خدای متعال برای حکومت و قانونگذاری و اجرای آن مامور گردیده است. در این صورت در دولت آن حضرت مجالی برای ظهور تفکر مادی به هر شکل آن (پیدا یا پنهان) وجود ندارد.
______________________________
(۱). الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۲۴۶ به بعد.
(۲). اکنون بیش از یک دهه است که نظام کمونیستی از عرصه جهانی حذف گردیده و به تعبیر امام خمینی (ره) از این به بعد باید آن را در موزه تاریخ یافت. [م]
تاریخ پس از ظهور ،ص:۸۶
(۱) دلیل چهارم: برنامه الهی بر اساس فراگیر بودن آزمایش دقیق افراد و مکاتب بشری طرحریزی شده است در نتیجه به نحوی کاملا ملموس و استدلالی- که تجربههای فراوان و مکرر بشری را نیز به دنبال دارد- روشن میشود که هر دعوت بشری که مدعی حل مشکلات جهانی است شکست خواهد خورد. هنگامی که چنین شد و نقاط ضعف آن مکاتب بر ملا گردید و بشریت از گشودن گرههای زندگی توسط خودش ناامید شد، دوباره آرزوی پیدا کردن راه حل جدیدی که او را نجات دهد، در وجودش جوانه میزند.
(۲) این آرزو، احساس روانی سر بسته و مجملی است که همواره در اعماق وجود انسانها یافت میشود و لزوما هم به طور مشخص به اسلام و یا نظام مهدوی اشاره نمینماید. لیکن خدای تعالی نجات حقیقی انسانها را به دست امام مهدی علیه السّلام و یاران مخلص او قرار داده است. در نتیجه هرگاه بشریت، نظام مهدوی و عدالت آن را مشاهده نماید بیتردید به برتری او بر همه تجربیات و ادعاهای سابق ایمان میآورد و باور میکند که تنها راه حلی که او را از ورطه مشکلات و گرفتاریها نجات میبخشد، همان نظام است. حکومت امام مهدی علیه السّلام تجلی آن آرزوی سربسته بشری است. به این برنامه در منابع امامیه اشاره شده است. مانند خبری که شیخ مفید و طبرسی نقل کردهاند:
إنّ دولتنا آخر الدّول و لم یبق اهل بیت لهم دوله إلّا ملکوا قبلنا، لئلّا یقولوا إذا راوا سیرتنا:
إذا ملکنا سرنا بمثل سیره هولاء و هو قوله تعالی: وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ*. «۱»
بیشک دولت ما آخرین دولتهاست و هیچ خاندان صاحب دولتی نمیماند مگر آن که پیش از ما به حاکمیت میرسد تا وقتی روش ما را دیدند نگویند اگر به حکومت برسیم مانند اینان عمل خواهیم کرد و خداوند میفرماید: عاقبت از آن پرهیزگاران است.
(۳) البته در این روایت مراد از «خاندان حاکم»، خانواده و یا قبیله حاکم نیست بلکه مراد گروهی است که در دولتشان ایدئولوژی مشخصی را در پیش گرفتهاند.
در روایت دیگری هشام بن سالم از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرده است:
ما یکون هذا الامر حتّی لا یبقی صنف من النّاس إلّا و قد ولّوا من النّاس لا یعنی باشروا الحکم فیهم حتّی لا یقول قائل: إنّا لو ولّینا لعدلنا. «۲»
دولت امام مهدی علیه السّلام برپا نمیشود مگر آن که همه گروهها به حکومت خواهند رسید، تا کسی نگوید اگر ما حکومت میکردیم رفتاری عادلانه میداشتیم.
(۴) این بدان خاطر است که اگر آنها این سخن را پس از ظهور قائم علیه السّلام بگویند، جوابشان این است که شما در دنیا فرصت حکومت پیدا کردید، ولی هم چون دیگران به بیراهه رفتید.
تقدیر الهی چنین است که احساس ناامیدی از راه حلهای بشری فراگیر شود و همان طور که از حصر موجود در این گونه اخبار به دست میآید دیگر امیدی به یافتن راه حلی جدید نباشد.
در نتیجه با تمام صراحت و سادگی در مییابیم که نظام مهدوی با نظامهای سابق بر آن در تضاد است و حضرت با افشای دروغ بودن آنها، همه را از سر راه بر میدارد. و اصولا قابل قبول نیست که
______________________________
(۱). المفید، محمّد بن محمّد، همان؛ ص ۳۴۴ و الطبرسی، احمد بن علی، اعلام الوری؛ ص ۴۳۲٫
(۲). الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۳۸۹٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۸۷
امام مهدی علیه السّلام در حکومت عدالت محورش، از نظامهای ورشکسته بشری پیروی نماید.
(۱) به این ترتیب مبرهن شد که امام علیه السّلام در امر حکومت، هیچ یک از نظامهای سابق را الگو قرار نخواهد داد و با وجود نظام عدالت مدار الهی از بقیه نظامها به طور کامل بینیاز خواهد شد. در آن زمان مردم دنیا این بینیازی را آشکارا مشاهده خواهند کرد زیرا کسانی که یکی از مکاتب موجود در سطح عالم را به عنوان راه زندگی برگزیدهاند ناگزیر یکی از این دو هدف را دنبال میکنند: هدفی شخصی برای کسب ثروت و شهرت و رفاه و یا هدفی اجتماعی و به زعم آنان برای دفاع از حقوق فقرا و زحمتکشان. هر دو هدف در کاملترین شکل، در حکومت امام مهدی علیه السّلام تحقق پیدا خواهد کرد؛ زیرا پیشتر گفتیم که در دولت جهانی، ثروت مردم فراوان خواهد شد. در این صورت کسانی که به دنبال اهداف نیک مورد نظر خود هستند میتوانند در چارچوب چوب نظام مهدوی به هدف خود نایل گردند و در عین حال از نقاط ضعف موجود در سایر نظامها نیز رهایی یابند.
پس ایدئولوژی حاکم بر دولت مهدوی، اسلام است؛ اسلامی که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله آورده و نظامی عادلانه و کامل میباشد و البته هیچ ارتباطی هم با نظامهای سیاسی پیش از خود [که مبتنی بر عقل خودبنیادانه بشری است]، ندارد.
تاریخ پس از ظهور ،ص:۸۹
برگرفته از کتاب تاریخ پس از ظهور نوشته آقای محمد صدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *