نشانه های پیش از ظهور امام زمان

۱ / ۴۲۳ – اسماعیل بن صباح میگوید: از پیرمردی شنیدم که از سیف بن عمیره یادآوری و نقل میکرد که سیف گفته است: در کنار ابی جعفر منصور دوانیقی بودم که شنیدم، بدون مقدمه گفت: ای سیف بن عمیره! به ناچار و حتماً ندا کنندهای به نام مردی از اولاد ابی طالب، از آسمان ندا میکند. گفتم: کسی هم این مطلب را روایت کرده است؟ گفت: قسم به خداوندی که جانم در دست قدرت اوست! این مطلب را گوشم از او[امام باقرعلیه السلام] شنیده که میفرمودند: حتماً ندا کنندهای به نام مردی از آسمان ندا میکند. گفتم: ای امیرالمومنین! مثل این حدیث را هرگز نشنیدهام.
فقال: یا سیف إذا کان ذلک فنحن اوّل من نجیبه، امّا إنّه احد بنی عمّنا.
قلت: ایّ بنی عمّکم؟
قال: رجل من ولد فاطمهعلیها السلام.
ثم قال: یا سیف لو لا انّی سمعت اباجعفر محمّد بن علیّ [یحدّثنی به ، ثمّ حدّثنی به اهل الدنیا ما قبلت منهم ولکنّه محمّد بن علیّعلیه السلام.
۴۲۴ – واخبرنی جماعه، عن التلعکبری، عن احمد بن علیّ الرازی، عن محمّد بن علیّ، عن عثمان بن احمد السماک، عن إبراهیم بن عبد اللَّه الهاشمیّ، عن یحیی بن ابی طالب، عن علیّ بن عاصم، عن عطاء بن السائب، عن ابیه، عن عبد اللَّه بن عمر قال: قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله:
لا تَقُومُ السَّاعَهُ حَتّی یَخْرُجَ نَحْوٌ مِنْ سِتِّینَ کَذّاباً کُلُّهُمْ یَقُولُ اَنَا نَبِیُّ.
۴۲۵ – احمد بن إدریس، عن علیّ بن محمّد بن قتیبه، عن الفضل بن شاذان، عن الحسن بن محبوب، عن ابی حمزه الثمالی قال: قلت لابی عبد اللَّهعلیه السلام: إنّ اباجعفرعلیه السلام کان یقول:
گفت: ای سیف! وقتی که آن اتفاق بیفتد ما [بنی عباس] اولین کسانی هستیم که دعوتش را اجابت میکنیم. بدان که او یکی از عمو زادگان ما است. گفتم: از کدام عمو زادگان شما است؟ گفت: مردی از اولاد فاطمهعلیها السلام است. بعد از آن گفت: ای سیف! اگر این حدیث را از ابا جعفر محمّد بن علی امام باقر علیهما السلام نمیشنیدم و همه اهل عالم آن را به من خبر میدادند، حتماً قبول نمیکردم، امّا او محمّد بن علیعلیهما السلام است!
۲ / ۴۲۴ – عبداللَّه بن عمر گفته است: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمودند: قیامت قیام نمیکند [ظهور واقع نمیشود] مگر اینکه حدود شصت نفر کذّاب خروج کرده، همگی میگویند: من پیامبر هستم.
۳ / ۴۲۵ – ابی حمزه ثمالی گفته است: به خدمت امام صادقعلیه السلام عرض کردم که امام خُرُوجُ السُّفْیانِی مِنَ الْمَحْتُومِ وَالنِّداءُ مِنَ الْمَحْتُومِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنَ الْمَغْرِبِ مِنَ الْمَحْتُومِ وَاَشْیاء کانَ یَقُولُها مِنَ الْمَحْتُومِ.
فَقالَ ابوعبدِ اللَّهِعلیه السلام: وَاخْتِلافُ بَنِی فُلانٍ مِنَ الْمَحْتُومِ وَقَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَهِ مِنَ الْمَحْتُومِ وَخُرُوجُ الْقائِمِ مِنَ الْمَحْتُومِ؟
قُلْتُ: وَکَیْفَ یَکُونُ النِّداءُ.
قالَ: یُنادِی مُنادٍ مِنَ السَّمآءِ اَوَّلَ النَّهارِ یَسْمَعُهُ کُلُّ قَوْمٍ بِاَلْسِنَتِهِمْ: اَلا إِنَّ الْحَقَّ فِی عَلِیٍّ وَشِیعَتِهِ.
ثُمَّ یُنادِی إِبْلِیسُ فِی آخَرِ النَّهارِ مِنَ الاَرْضِ: اَلا إِنَّ الْحَقَّ فِی عُثْمانَ وَشِیعَتِهِ، فَعِنْدَ ذلِکَ یَرْتابُ الْمُبْطِلُونَ.
باقرعلیه السلام میفرمودند: خروج سفیانی، ندای آسمانی و طلوع خورشید از مغرب، از جمله محتومات هستند و امور دیگری را هم میفرمودند که از محتومات هستند [یعنی اینها حتمی بوده و یقیناً اتفاق افتاده و هیچ تغییر و تبدیلی در آنها نیست.]
امام صادقعلیه السلام فرمودند: و اختلاف بنی فلان [بنی عباس] در بین خودشان، و قتل نفس زکیه و خروج قائمعلیه السلام نیز از جمله محتومات است و حتماً اتفاق میافتد.
عرض کردم: ندا چگونه اتفاق میافتد؟
حضرت فرمودند: ندا کنندهای از آسمان در اوّل روز ندا میکند به صورتی که همه مردم با هر زبانی آن را میشنوند و ندا این است: بدانید که حقّ با علی و پیروان اوست.
پس از آن و در آخر روز شیطان ندایی میکند که منشاش در زمین است نه در آسمان: بدانید که حقّ با عثمان و پیروان اوست. در همان وقت اهل باطل [در اینکه کدام ندا حقّ است] شکّ میکنند.
۴۲۶ – وبهذا الإسناد، عن ابن فضّال، عن حمّاد، عن الحسین بن المختار، عن ابی نصر، عن عامر بن واثله، عن امیر المومنینعلیه السلام قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله: عَشْرٌ قَبْلَ السّاعَهِ لا بُدَّ مِنْها: السُّفْیانِیُّ وَالدَّجّالُ وَالدُّخانُ وَالدّابَّهُ وَخُرُوجُ الْقائِمِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِها وَنُزُولُ عِیسیعلیه السلام وَخَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَخَسْفٌ بِجَزِیرَهِ الْعَرَبِ وَنارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدْنِ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَی الْمَحْشَرِ.
۴۲۷ – وبهذا الإسناد، عن ابن فضّال، عن حمّاد، عن إبراهیم بن عمر، عن عمر بن حنظله، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
خَمْسٌ قَبْلَ قِیامِ الْقائِمِ مِنَ الْعَلاماتِ: الصَّیْحَهُ وَالسُّفْیانِیُّ وَالْخَسْفُ بِالْبَیْداءِ وَخُرُوجُ الْیَمانِیّ وَقَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّهِ.
۴۲۸ – الفضل بن شاذان، عن الحسن بن علیّ الوشاء، عن احمد بن عائذ، عن ابی خدیجه قال: قال ابوعبد اللَّهعلیه السلام:
۴ / ۴۲۶ – عامر بن واثله از امیرالمومنینعلیه السلام نقل کرده که ایشان فرمودند: پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمودند: قبل از قیامت [و ظهور حضرت] حتماً ده اتفاق میافتد: خروج سفیانی، خروج دجال، آمدن دخان [دود]، آمدن دابه [دابه الارض ، خروج قائمعلیه السلام، طلوع خورشید از مغرب، نازل شدن عیسیعلیه السلام، فرو رفتن زمین در سمت مشرق، فرورفتن زمین در جزیره العرب[وادی بیدا]، آتشی از قعر زمین در منطقه عدن خارج میشود که مردم را به محشر میکشاند.
۵ / ۴۲۷ – عمر بن حنظله، از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: پیش از قیام قائمعلیه السلام پنج علامت ظاهر میشود: صیحه آسمانی، خروج سفیانی، فرورفتن زمین در منطقه بیدا، خروج یمانی و کشته شدن نفس زکیه.
۶ / ۴۲۸ – ابی خدیجه(۲۴۹) میگوید که امام صادقعلیه السلام فرمودند: قائمعلیه السلام خروج نمیکند لا یَخْرُجُ الْقائِمُ حَتّی یَخْرُجَ اِثْنا عَشَرَ مِنْ بَنِی هاشِمٍ کُلُّهُمْ یَدْعُو إِلی نَفْسِهِ.
۴۲۹ – وعنه، عن عبد اللَّه بن جبله، عن ابی عمّار، عن علیّ بن ابی المغیره، عن عبد اللَّه بن شریک العامریّ، عن عمیره بنت نفیل قالت: سمعت الحسن بن علیّعلیه السلام یقول:
لا یَکُونُ هذَا الْاَمْرُ الَّذِی تَنْتَظِرُونَ حَتّی یَبْرَاَ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ وَیَلْعَنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً وَیَتْفَلُ بَعْضُکُمْ فِی وَجْهِ بَعْضٍ وَحَتّی یَشْهَدَ بَعْضُکُمْ بِالْکُفْرِ عَلی بَعْضٍ.

قُلْتُ: ما فِی ذلِکَ خَیْرٌ؟
قالَ: اَلْخَیْرُ کُلُّهُ فِی ذلِکَ، عِنْدَ ذلِکَ یَقُومُ قائِمُنا، فَیَرْفَعُ ذلِکَ کُلَّهُ.
۴۳۰ – وروی الفضل، عن علیّ بن اسباط، عن محمّد بن ابی البلاد، عن علیّ بن محمّد الاودی، عن ابیه، عن جدّه قال: قال امیر المومنینعلیه السلام:
مگر بعد از آنکه دوازده نفر از بنی هاشم خروج کرده و هر کدام، مردم را به اطاعت از خودشان دعوت کنند.
۷ / ۴۲۹ – عبداللَّه بن شریک عامری از عمیره دختر نفیل(۲۵۰) نقل میکند که او گفته است: از حسن بن علی، امام مجتبی علیهما السلام شنیدم که میفرمودند: این امر را که منتظر ظهور آن هستید واقع نخواهد شد تا اینکه برخی از شما از عده دیگری بیزاری جسته و دوری کنند و بعضی از شما بعضی دیگر را لعن و نفرین کنند، و گروهی به صورت گروهی دیگر آب دهان بیندازند، و دستهای شهادت به کفر دسته دیگر بدهد. عرض کردم: بنابراین خیری در آن زمان نیست. حضرت فرمودند: همه خیرها در آن وقت است، چرا که در آن زمان قائمعلیه السلام ظهور کرده و همه اینها را بر میدارد.
۸ / ۴۳۰ – علی بن محمّد اودیّ، از پدرش، از جدش نقل میکند که او گفته است: بَیْنَ یَدَیْ الْقائِمِ مَوْتٌ اَحْمَرُ وَمَوْتٌ اَبْیَضُ وَجَرادٌ فی حِینِهِ وَجَرادٌ فی غَیْرِ حِینِهِ، اَحْمَر کَاَلْوانِ الدَّمِ، فَاَمَّا الْمَوْتُ الاَحْمَرِ فَالسَّیْفُ وَاَمّا الْمَوْتُ الاَبْیَضُ فَالطّاعُونُ.
۴۳۱ – سعد بن عبد اللَّه، عن الحسن بن علیّ الزیتونی وعبد اللَّه بن جعفر الحمیری [معاً]، عن احمد بن هلال العبرتائی، عن الحسن بن محبوب، عن ابی الحسن الرضاعلیه السلام – فی حدیث له طویل اختصرنا منه موضع الحاجه – انّه قال:
لا بُدَّ مِنْ فِتْنَهٍ صَمّاءٍ صَیْلَم یَسْقُطُ فِیها کُلُّ بِطانَهٍ وَوَلِیجَهٍ وَذلِکَ عِنْدَ فِقْدانِ الشِّیعَهِ الثّالِثَ مِنْ وُلْدِی، یَبْکِی عَلَیْهِ اَهْلُ السَّمآءِ وَاَهْلُ الاَرْضِ وَکَمْ مِنْ مُوْمِنٍ مُتَاَسِّفٍ حَرّانٍ حَزِینٍ عِنْدَ فَقْدِ
امیرمومنانعلیه السلام فرمودند: اندکی پیش از ظهور قائمعلیه السلام مرگ سرخ و مرگ سفید اتفاق میافتد و ملخ در وقت خودش [یعنی زمان نزدیک به برداشت زراعت] و در غیر وقت خودش آن هم ملخ سرخ و همرنگ خون میآید. و امّا مرگ قرمز همان کشته شدن با شمشیر و مرگ سفید همان طاعون(۲۵۱) است.
۹ / ۴۳۱ – حسن بن محبوب در حدیثی نسبتاً طولانی که ما مختصرش کرده و به اندازه نیاز از آن ذکر میکنیم، از امام رضاعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: به ناچار فتنه سختی در میگیرد و خاصان و همرازان ما هم در آن فتنه گرفتار میشوند، و این فتنه در زمانی است که فرزند سوم من [سه نسل پس از من از میان شیعیان] مفقود و نایاب گردد. همه اهل آسمان و زمین بر غیبت او [امام زمانعلیه السلام] گریه میکنند؟ چه بسیار مومنانی هستند که در وقت مفقود شدن آب صاف [ماء معین، یعنی حضرت مهدیعلیه السلام] تاسف الْماءِ الْمَعِینِ، کَاَنِّی بِهِمْ اَسَرّ ما یَکُونُونَ وَقَدْ نُودُوا نِداءً یَسْمَعُهُ مَن بَعْدَ کَما یَسْمَعُهُ مَن قَرُبَ فِی رَحْمَهٍ لِلْمُومِنِینَ وَعَذاباً لِلْکافِرِینَ.
فَقُلْتُ: وَاَیُّ نِداءٍ هُوَ؟
قالَ: یُنادُونَ فِی رَجَبٍ ثَلاثَه اَصْواتٍ مِنَ السَّمآءِ: صَوْتاً مِنْها «الا لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ» وَالصَّوْتُ الثّانی «اَزِفَتِ الآزِفَهُ» یا مَعْشَرَ الْمُوْمِنِینَ وَالصَّوتُ الثّالِثِ – یَرَوْنَ بَدناً بارِزاً نَحْوَ عَیْنِ الشَّمْسِ -: هذا اَمِیرُ الْمُوْمِنِینَ قَدْ کَرَّ فِی هلاکِ الظّالِمِینَ.
وفی روایه الحمیریّ وَالصَّوْتُ [الثّالِثِ بَدَنٌ یُری فِی قَرْنِ الشَّمْسِ یَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ فُلاناً فَاسْمَعُوا لَهُ وَاَطِیعُوا».
خورده و تشنه و غمگین میشوند. گویا من خوشحال ترم از آنچه که آنان در آن موقعیت هستند و نمیدانند؛ چرا که ندای به آنها میرسد و همچنان که از نزدیک شنیده میشود از دور هم شنیده میشود، محتوای آن ندا برای مومنین رحمت و برای کافران عذاب است.
عرض کردم: آن ندا چیست؟ حضرت فرمودند: در ماه رجب، سه مرتبه از آسمان [خطاب به مردم] ندا داده میشود:
ندا و صوت اوّل عبارت است از: «لعنت خداوند بر ظالمان باد».(۲۵۲)
ندا و صوت دوم این است: «آنچه باید نزدیک شود، نزدیک شده است [قیامت فرا میرسد] ای گروه مومنان!» (۲۵۳)
و ندا و صوت سوم هم در حالی که در طرف جرم خورشید بدنی دیده میشود، این است: این امیرالمومنینعلیه السلام است که برای نابودی و هلاک ظالمان به دنیا بازگشته است.
در روایت حمیری در مورد صوت سوم آمده است: بدنی در نزدیکی خورشید دیده میشود، صاحب صدا میگوید: خداوند متعال فلان شخص را برانگیخته، حرف او را بشنوید و از او اطاعت کنید.
وَقالا جَمِیعاً: فَعِنْدَ ذلِکَ یَاْتِی النَّاسَ الْفَرَجُ وَتودّ النَّاسُ لَوْ کانوا اَحْیاءُ «وَیَشْفِی اللَّهُ صُدُورَ قَوْمٍ مُوْمِنِینَ».
۴۳۲ – الفضل بن شاذان، عن نصر بن مزاحم، عن ابن لهیعه، عن ابی زرعه، عن عبد اللَّه بن رزین، عن عمار بن یاسر رضی الله عنه انّه قال: دعوه اهل بیت نبیّکم فی آخر الزّمان، فالزموا الارض وکفّوا حتّی تروا قادتها، فإذا خالف الترک الروم وکثرت الحروب فی الارض ینادی مناد علی سور دمشق: ویل لازم من شرّ قد اقترب ویخرب حائط مسجدها.
۴۳۳ – الفضل، عن ابن ابی نجران، عن محمّد بن سنان، عن ابی الجارود، عن محمّد بن بشر، عن محمّد بن الحنفیّه قال: قلت له: قد طال هذا الامر حتّی متی؟ قال: فحرّک راسه، ثمّ قال:
بعد از این هر دو روایت میگویند: در همان زمان، فرج و گشایش برای مردم فرا میرسد و مردم دوست میدارند که ای کاش در آن زمان زنده بودند، و خداوند سینههای مومنان را شفا میدهد؛ یعنی دلهایی که از جور و ستم ظالمان مجروح بود را با ظهور، شفا میدهد.(۲۵۴)
۱۰ / ۴۳۲ – عبداللَّه بن رزین، از عمار بن یاسر رضی الله عنه نقل میکند که گفته است: دعوت و خلافت اهل بیت پیامبر شما در آخر الزمان واقع خواهد شد، بنابراین فعلاً در جای خودتان بنشینید و از جنگ دست نگه دارید تا پیشوایان دعوت را ببینید.
زمانی که ترکها و رومیها با هم اختلاف کرده، در زمین جنگ و خونریزی زیاد بشود، ندا دهندهای بر بلندای حصار و یا قلعه دمشق ندا میدهد: وای از شرّی که حتمی و نزدیک شد. و دیوار مسجد دمشق تخریب میشود.
۱۱ / ۴۳۳ – محمّد بن بشر از محمّد بن حنفیه نقل میکند که او گفته است: به محضر حضرت عرض کردم: این امر [ظهور دولت اهل بیت طولانی شد، کی اتفاق میافتد؟ اَنّی یَکُونُ ذلِکَ وَلَمْ یَعَضّ الزَّمانُ؟ اَنّی یَکُونُ ذلِکَ وَلَمْ یَجْفُوا الاخْوانُ؟ اَنّی یَکُونُ ذلِکَ وَلَمْ یَظْلِم السُّلطانُ؟ اَنّی یَکُونُ ذلِکَ وَلَمْ یَقُمْ الزّندِیقُ مِنْ قَزْوِینَ فَیُهْتَکُ سُتُورها وَیُکَفّرُ صُدُورُها وَیُغَیِّرُ سُورُها وَیَذْهَبُ بَهْجَتُها؟ مَنْ فَرَّ مِنْهُ اَدْرَکَهُ وَمَنْ حارَبَهُ قَتَلَهُ وَمَنْ اعْتَزَلَهُ اِفْتَقَرَ وَمَنْ تابَعَهُ کَفَرَ، حَتّی یَقُومُ باکِیانِ: باکٍ یَبْکِی عَلی دِینِهِ وَباکٍ یَبْکِی عَلی دُنْیاهُ.
۴۳۴ – الفضل، عن الحسن بن محبوب، عن عمرو بن ابی المقدام، عن جابر الجعفیّ، عن ابی جعفرعلیه السلام قال:
اَلْزِمِ الاَرْضَ وَلا تُحَرِّکْ یَداً وَلا رِجْلاً حَتّی تَری عَلاماتٍ اَذْکُرُها لَکَ وَما اَراکَ تُدْرِکُ:
حضرتعلیه السلام سرشان را تکان داده و فرمودند: چگونه ممکن است که آن امر واقع بشود در حالی که هنوز روزگار بر اهلش سختی و شدت وارد نساخته؟ کجا واقع شود و حال آن که هنوز برادران دینی نسبت به یکدیگر ظلم و جفا نکردهاند؟ آن امر کجا ظاهر شود و حال آن که هنوز سلطان، ظلم و ستم نکرده؟ و کجا واقع شود و حال آن که هنوز ملحد و کافری از قزوین قیام نکرده که پرده ناموس اهل آنجا را دریده و به آنها هتک حرمت کند و بزرگان آنها را مجبور به گناه کند، به گونهای که گویا هرگز در عرصه عالم نبودهاند. حصار آنجا را تغییر دهد و شادابی آنجا را از بین ببرد؟
هر کس از حیطه قدرت او فرار کند او را پیدا میکند و هر کسی با او بجنگد کشته میشود. هر کسی از او کنارهگیری کند فقیر میشود، و هر که از او تبعیت کند، کافر میشود. تا اینکه آنها دو گروه گریان میشوند: برخی برای دینشان و عدهای برای دنیای شان گریه میکنند.
۱۲ / ۴۳۴ – جابر جعفی از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: در جای خودت بنشین و دست و پا نزن، تا زمانی که علاماتی را ببینی که برای تو ذکر میکنم، البته در تو نمیبینم که زمان ظهور علامات را ببینی [آن علامات عبارتند از اینکه : اِخْتِلافُ بَنِی فُلانٍ وَمُنادٍ یُنادِی مِنَ السَّماءِ وَیَجِیئُکُمُ الصَّوْتُ مِنْ ناحِیَهِ دَمِشْقَ بِالْفَتْحِ وَخَسْفُ قَرْیَهِ مِنْ قُرَی الشّامِ تُسَمّی الْجابِیَهُ وَسَتُقْبِلُ إخْوانُ التُّرکِ حَتّی یَنْزِلُوا الجَزِیرَهَ وَسَتُقْبِلُ مارِقَهُ الرُّومَ حَتّی یَنْزِلُوا الرَّمْلَه، فَتِلْکَ السَّنَهُ فِیها اخْتِلافٌ کَثِیرٌ فِی کُلِّ اَرْضٍ مِنْ ناحِیَهِ الْمَغْرِبِ، فَاَوَّلُ اَرْضٍ تَخْرُبُ الشّامُ یَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذلِکَ عَلی ثَلاثِ رایاتٍ: رایَهُ الاَصْهَبِ وَرایَهُ الاَبْقَع وَرایَهُ السُّفیانِی.
[بنی فلان] بنی عباس دچار اختلاف و چند دستگی میشوند. ندا دهندهای از آسمان به فتح و پیروزی ندا میدهد و صدایش از ناحیه دمشق به گوش شما میرسد، و دهی از دهات شما به نام جابیه(۲۵۵) در زمین فرو میرود. برادران ترک در جزیره یا شهر جزیره پیاده میشوند، و خارجیان رومی(۲۵۶) هم میآیند تا اینکه در رمله(۲۵۷) پیاده میشوند، در همان سال اختلافات بسیار زیادی رخ میدهد. اولین سرزمینی که خراب خواهد شد شام است، اهل شام و دیگران به سه پرچم گرایش پیدا میکنند: پرچم اصهب، پرچم ابقع(۲۵۸) و پرچم سفیانی.
۴۳۵ – احمد بن علیّ الرازی، عن المقانعی، عن بکّار بن احمد، عن حسن بن حسین، عن عبد اللَّه بن بکیر، عن عبد الملک بن إسماعیل الاسدی، عن ابیه قال: حدّثنی سعید بن جبیر قال: السنه التی یقوم فیها المهدیّ تمطر اربعاً وعشرین مطره یری اثرها وبرکتها.
۴۳۶ – وروی عن کعب الاحبار انّه قال: إذا ملک رجل من بنی العبّاس یقال له: عبد اللَّه وهو ذوالعین بها افتتحوا وبها یختمون وهو مفتاح البلاء وسیف الفناء فإذا قرئ له کتاب بالشام من عبد اللَّه عبد اللَّه امیر المومنین لم تلبثوا ان یبلغکم انّ کتاباً قرئ علی منبر مصر: من عبد اللَّه عبد الرحمن امیر المومنین.
وفی حدیث آخر قال: الملک لبنی العبّاس حتّی یبلغکم کتاب قرئ بمصر من عبد اللَّه
۱۳ / ۴۳۵ – عبدالملک بن اسماعیل اسدی از پدرش نقل کرده که میگوید: سعید بن جبیر به من گفت: در سالی که مهدیعلیه السلام قیام میکند، بیست و چهار مرتبه باران میبارد، به گونهای که اثر و برکت آن همه جا آشکار میشود.
۱۴ / ۴۳۶ – از کعب الاحبار روایت شده که او گفته است: وقتی که مردی از عباس که نامش عبداللَّه و صاحب عین(۲۵۹) است به حکومت میرسد، ابتدا و انتهای دولت بنی عباس با اوست، او کلید بلا و شمشیر فنا است. وقتی که نامه او در شهر شام به این مضمون خوانده شود: «از بنده خدا، عبداللَّه امیرمومنان»، بلافاصله به شما خبر میرسد که در منبر مصر هم نامهای با این مضمون «از بنده خدا عبدالرحمان امیرمومنان» خوانده شده است.
در حدیث دیگر از کعب الاحبار آمده است: سلطنت با بنی عباس است تا وقتی که در مصر نامهای به این ترتیب خوانده شود: «از بنده خدا عبدالرحمن امیرمومنان»، وقتی که عبد الرحمن امیر المومنین وإذا کان ذلک فهو زوال ملکهم وانقطاع مدّتهم، فإذا قرئ علیکم اوّل النهار لبنی العبّاس من عبد اللَّه (عبد اللَّه) امیر المومنین فانتظروا کتاباً یقرا علیکم [من آخر النهار] من عبد اللَّه عبد الرحمن امیر المومنین وویل لعبد اللَّه من عبد الرحمن.
۴۳۷ – وروی حذلم بن بشیر قال: قلت لعلیّ بن الحسینعلیه السلام: صف لی خروج المهدیّ وعرّفنی دلائله وعلاماته؟ فقال:
یَکُونُ قَبْلَ خُرُوجِهِ خُرُوجُ رَجُلٍ یُقالُ لَهُ: عُوفُ السَّلمیّ بِاَرْضِ الْجَزِیرَهِ وَیَکُونُ مَاواهُ تَکرِیتَ وَقَتْلُهُ بِمَسْجِد دَمِشْقَ.
این اتفاق بیفتد بدانید که دولت عباسی از بین رفته و مدّت سلطنت شان پایان یافته است. بنابراین هر وقت که در اوّل روز از طرف بنی عباس نامهای به این ترتیب که «از بنده خدا عبداللَّه امیرمومنان» خوانده بشود، منتظر باشید که در آخر همان روز نامهای به این صورت خوانده شود که از بنده خدا عبدالرحمان امیرالمومنان. و وای بر عبداللَّه از خروج عبدالرحمان.
۱۵ / ۴۳۷ – حذلم بن بشیر میگوید: به محضر مبارک علی بن حسینعلیهما السلام عرض کردم: ظهور حضرت مهدیعلیه السلام و علامتهای آن را برای من توصیف بفرمایید. امام زین العابدینعلیه السلام فرمودند: پیش از قیام ایشان، مردی به نام عوف سلمی در سرزمین جزیره(۲۶۰) قیام میکند. وطن او تکریت خواهد بود و در مسجد دمشق کشته میشود. ثُمَّ یَکُونُ خُرُوجُ شُعَیْبِ بْن صالِح مِنْ سَمَرْقَنْد، ثُمَّ یَخْرُجُ السُّفیانِی الْمَلْعُونِ مِنَ الْوادِی الیابِسِ وَهُوَ مِنْ وُلْدِ عُتْبَهِ بْنِ اَبِی سُفْیان، فَإِذا ظَهَر السُّفیانِی اِخْتَفی الْمَهْدِیُّ، ثُمَّ یَخْرُجُ بَعْدَ ذلِکَ.
۴۳۸ – وروی عن النبیّصلی الله علیه وآله [انّه قال:
یَخْرُجُ بِقَزْوِینَ رَجُلٌ اسْمُهُ اِسْمُ نَبِیٍّ، یَسْرَعُ النَّاسُ إِلی طاعَتِهِ المُشْرِکُ وَالْمُوْمِنُ یَمْلَاُ الجِبالُ خَوْفاً.
۴۳۹ – الفضل بن شاذان، عن احمد بن محمّد بن ابی نصر، عن ثعلبه، عن بدر بن الخلیل الازدیّ قال: قال ابوجعفرعلیه السلام:
آیَتانِ تَکُونانِ قَبْلَ الْقائِمِ لَمْ تَکُونا مُنْذُ هَبَطَ آدَمعلیه السلام إِلَی الاَرْضِ، تَنْکَسِفُ الشَّمْسُ فِی النِّصْفِ مِنْ شَهْرِ رَمَضان وَالْقَمَرُ فِی آخَرِه.
بعد از او شعیب بن صالح(۲۶۱) از منطقه سمرقند قیام میکند و بعد سفیانی ملعون در سرزمین خشک و در بیابانی قیام میکند. او از اولاد عتبه بن ابی سفیان است. آنگاه که سفیانی قیام کند، مهدیعلیه السلام مخفی شده و پس از آن قیام میفرماید.
۱۶ / ۴۳۸ – رسول مکرّم اسلامصلی الله علیه وآله فرمودند: در قزوین مردی قیام میکند که نامش نام پیامبر خواهد بود و مردم اعم از مشرک و مومن با سرعت به اطاعت او در میآیند، و کوهها [که نشانه صلابت هستند] مملو از ترس از او میشود.
۱۷ / ۴۳۹ – بدر بن خلیل ازدی از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: پیش از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام دو علامت خواهد بود که از روزی که آدم از بهشت به زمین هبوط کرد تا آن زمان سابقه نداشته است: یکی کسوف آفتاب در نیمه ماه رمضان و دیگری خسوف ماه در آخر ماه رمضان.
فَقالَ رَجُلٌ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! تَنْکَسِفُ الشَّمْسُ فِی آخَرِ الشَّهْرِ وَالْقَمَرُ فِی النِّصْفِ؟
فَقالَ اَبُوجَعْفَرعلیه السلام: إِنِّی لاََعْلَمُ بِما تَقُولُ وَلکِنَّهُما آیتانِ لَمْ تَکُونا مُنْذُ هَبَطَ آدَمُعلیه السلام.
۴۴۰ – الفضل، عن الحسن بن علیّ بن فضّال، عن ثعلبه، عن شعیب الحداد، عن صالح قال: سمعت اباعبد اللَّهعلیه السلام یقول:
لَیْسَ بَیْنَ قِیامِ الْقائِمِ وَبَیْنَ قَتْلِ النَّفْسِ الزَّکِیَهِ إِلّا خَمْسُ عَشَرَه لَیْلَهٍ.
۴۴۱ – وعنه، عن نصر بن مزاحم، عن عمرو بن شمر، عن جابر قال: قلت لابی جعفرعلیه السلام: متی یکون هذا الامر؟
فَقالَعلیه السلام: اَنّی یَکُونُ ذلِکَ یا جابِرُ وَلَمّا تَکْثُرُ الْقَتْلی بَیْنَ الحِیرَهِ وَالْکُوفَهِ؟
۴۴۲ – عنه، عن ابن ابی نجران، عن محمّد بن سنان، عن الحسین بن المختار، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
شخصی به حضرت عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! معمولاً خورشید گرفتگی در آخر ماه و ماه گرفتگی در وسط ماه است.
امام باقرعلیه السلام در جواب فرمودند: آنچه را که تو میگویی من میدانم، امّا آن دو علامت نشانهای هستند که از هبوط آدم تاکنون واقع نشدهاند.
۱۸ / ۴۴۰ – شعیب [بن اعین حداد از صالح [بن میثم تمار] نقل میکند که او گفته است: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمودند: بین کشته شدن نفس زکیه و ظهور قائمعلیه السلام فقط پانزده شب فاصله است.
۱۹ / ۴۴۱ – جابر [بن یزید جعفی گفته است: به محضر مبارک امام باقرعلیه السلام عرض کردم: این امر [ظهور حضرت حجّتعلیه السلام] کی واقع خواهد شد؟ حضرت فرمودند: ای جابر! این امر چطور واقع شود در حالی که هنوز قتل و خونریزی زیاد در بین حیره و کوفه واقع نشده است؟
۲۰ / ۴۴۲ – حسین بن مختار از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند:
إِذا هَدَمَ حائِطُ مَسْجِدِ الکُوفَهِ مُوَخّره مِمّا یَلِی دارَ عَبدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُود، فَعِنْدَ ذلِکَ (زَوالُ) مُلْکِ بَنِی فلانٍ، اَما إِنّ هادِمَهُ لا یَبْنِیهِ.
۴۴۳ – وعنه، عن سیف بن عمیره، عن بکر بن محمّد الازدی، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
خُرُوجُ الثّلاثَه: الخُراسانِیّ وَالسُّفْیانیّ وَالیَمانِیّ فِی سَنَهٍ واحِدَهٍ فِی شَهْرٍ واحِدٍ فِی یَوْمٍ واحِدٍ، وَلَیْسَ فِیها رایَهٌ بِاَهْدی مِنْ رایَهِ الْیَمانِیّ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ.
۴۴۴ – عنه، عن ابن فضّال، عن ابن بکیر، عن محمّد بن مسلم قال: یخرج قبل السفیانی مصریّ ویمانیّ.
۴۴۵ – عنه، عن عثمان بن عیسی، عن درست بن ابی منصور، عن عمّار بن مروان، عن ابی بصیر قال: سمعت اباعبد اللَّهعلیه السلام یقول:
مَنْ یَضْمُنُ لِی مَوْتَ عَبْدِ اللَّهِ اَضْمُنُ لَهُ الْقائِمُ.
زمانی که دیوار مسجد کوفه از سمت خانه عبداللَّه بن مسعود خراب شود، دولت فلان [بنی عباس] از بین میرود، و بدانید که خراب کننده آن دیوار آن را تعمیر نمیکند.
۲۱ / ۴۴۳ – بکر بن محمّد ازدی از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: خروج و قیام سه نفر؛ یعنی خراسانی، سفیانی و یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز اتفاق میافتد، و در بین آنها یمانی هدایت کنندهتر است که به راه حقّ هدایت میکند.
۲۲ / ۴۴۴ – محمّد بن مسلم میگوید: قبل از خروج سفیانی، خروج مصری و یمانی اتفاق میافتد.
۲۳ / ۴۴۵ – ابی بصیر میگوید: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمودند: هر کس برای من مردن عبداللَّه [سفیانی] را ضمانت کند، من هم برای او قیام قائمعلیه السلام را ضمانت میکنم [یعنی این دو حادثه ملازم همدیگرند].
ثُمَّ قالَ: إِذا ماتَ عَبْدُ اللَّهِ لَمْ یَجْتَمِعِ النَّاسُ بَعْدَهُ عَلی اَحَدٍ وَلَمْ یَتناهُ هذَا الْاَمْرُ دُونَ صاحِبِکُمْ إِنْ شآءَ اللَّهُ وَیَذْهَبُ مُلکُ السِّنِینَ وَیَصِیرُ مُلکُ الشُّهورُ وَالاَیّام.
فَقُلْتُ: یَطُولُ ذلِکَ؟ قالَ: کَلّا.
۴۴۶ – عنه، عن محمّد بن علیّ، عن سلام بن عبد اللَّه، عن ابی بصیر، عن بکر بن حرب، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
لا یَکُونُ فَسادُ مُلْکِ بَنِی فُلانٍ حَتّی یَخْتَلِفَ سَیفاً بَنِی فُلانٍ، فَإِذَا اخْتَلَفا کانَ عِنْدَ ذلِکَ فَسادُ مُلْکِهِم.
۴۴۷ – الفضل، عن احمد بن محمّد بن ابی نصر، عن ابی الحسن الرضاعلیه السلام قال:
إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الفَرَجِ حَدَثاً یَکُونُ بَیْنَ الْحَرَمَیْنِ.
سپس فرمودند: وقتی که عبداللَّه بمیرد مردم بر سر هیچ کس به توافق نمیرسند، و این مساله ان شاء اللَّه به صاحب شما منتهی میشود. و از خصوصیات آن زمان این است که سلطنتهای سالیانه از بین میرود [یعنی هیچ کس سلطنتش به سال نمیرسد]بلکه تبدیل به سلطنتهای ماهیانه و چند روزه میشود.
عرض کردم: آن وضعیت طول میکشد؟ حضرت فرمودند: هرگز.
۲۴ / ۴۴۶ – ابی بصیر از بکر بن حرب او هم از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: حکومت بنی عباس زمانی از بین میرود که آنها علیه یکدیگر شمشیر بکشند، بنابراین زمانی که با هم اختلاف کنند و میانشان تفرقه بیفتد، آن وقت است که دولت و سلطنت آنها پایمال شده، از بین خواهد رفت.
۲۵ / ۴۴۷ – احمد بن محمّد بن ابی نصر از امام رضاعلیه السلام روایت میکند که حضرت فرمودند: از جمله نشانههای فرج و ظهور، حادثه و جنگی است که بین مکه و مدینه اتفاق میافتد.
قُلْتُ: وَاَیُّ شَیْءٍ (یَکُونُ) الحَدَثُ؟ فَقالَ: عَصَبِیَّهٌ تَکُونُ بَیْنَ الْحَرَمَیْنِ، وَیَقْتُلُ فُلانٌ مِنْ وُلْدِ فُلانٍ خَمْسَه عَشَر کَبشاً.
۴۴۸ – وعنه، عن ابن فضّال وابن ابینجران، عن حمّاد بن عیسی، عن إبراهیم بن عمر الیمانیّ، عن ابی بصیر، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
لا یَذْهَبُ مُلکُ هوُلاءِ حَتّی یَسْتَعْرِضُوا النَّاسُ بِالْکُوفَهِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ، لَکَاَنِّی اَنْظُرُ إِلی رُءُوسِ تُنْدَر فِیما بَیْنَ الْمَسْجِدِ وَاَصْحابُ الصّابُون.
۴۴۹ – وعنه، عن علیّ بن اسباط، عن الحسن بن الجهم قال: سال رجل اباالحسنعلیه السلام عن الفرج؟ فقال:
ما تُرِیدُ؟ الإکثارُ اَوْ اَجْمَلُ لکَ؟
فقال: ارید تجمله لی. فقال:
عرض کردم: آن اتفاق و حادثه چیست؟ حضرت فرمودند: تعصّب و تحجّری است که بین این دو حرم واقع میشود و فلان کس از فرزندان فلان شخص، پانزده نفر از مردان شجاع را میکشد.
۲۶ / ۴۴۸ – ابی بصیر از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: دولت و حکومت آن دسته حاکم از بین نمیرود، تا زمانی که در روز جمعه و در کوفه به مردم تعرض شود [و مردم را بدون سوال بکشند]. گویا میبینم که سرهای آنها بین مسجد کوفه و بازار صابون، بریده شده و از تن جدا میشوند.
۲۷ / ۴۴۹ – حسین بن جهم میگوید: مردی از امام کاظمعلیه السلام پیرامون فرج و ظهور حضرت سوال کرد، امامعلیه السلام فرمودند: میخواهی مفصل بگویم یا مختصر؟ عرض کرد: میخواهم مختصر بفرمایید. حضرت فرمودند:
إِذا تَحَرَّکَتْ رایاتُ قِیسٍ بِمِصْرَ وَرایاتُ کَنْدَه بِخُراسان اَوْ ذَکَر غَیْرَ کنده.
۴۵۰ – عنه، عن الحسن بن محبوب، عن علیّ بن ابی حمزه، عن ابی بصیر، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
إِنَّ قُدّامَ الْقائِمِ لسنه غیداقه یُفْسِدُ التَّمْرَ فِی النَّخْلِ فَلا تُشَکُّوا فِی ذلِکَ.
۴۵۱ – وعنه، عن احمد بن عمر بن سالم، عن یحیی بن علیّ، عن الربیع، عن ابی لبید قال: تغیّر الحبشه البیت فیکسرونه ویوخذ الحجر فینصب فی مسجد الکوفه.
۴۵۲ – وعنه، عن ابن ابی عمیر، عن عمر بن اذینه، عن محمّد بن مسلم قال: سمعت اباعبد اللَّهعلیه السلام یقول:
إِنَّ السُّفْیانِی یَمْلِکُ بَعْدَ ظُهُورِهِ عَلَی الْکُورِ الخَمْسِ حَمْلُ امرَاَهٍ.
ثُمَّ قالَعلیه السلام: اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ حَمْلُ جَمَلٍ وَهُوَ مِنَ الْاَمْرِ المَحْتُومِ الَّذِی لا بُدَّ مِنْهُ.
وقتی که پرچمهای قبیله قیس در مصر و پرچمهای قبیله کنده در خراسان به حرکت در آمدند آن موقع وقت ظهور است. شاید حضرت به جای کنده چیز دیگری فرمودند.
۲۸ / ۴۵۰ – ابی بصیر از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند: در پیشاپیش ظهور قائمعلیه السلام آنچنان قحطی به وجود میآید که خرمای نرسیده بالای درخت خورده میشود، پس از آن زمان شکایت نکنید.
۲۹ / ۴۵۱ – ابی لبید هجری [که از اصحاب امام باقرعلیه السلام است] میگوید: اهل حبشه بیت اللَّه را تغییر داده و آن را خراب میکنند [حرمت آن را میشکنند] و حجرالاسود از جایش برداشته شده و در مسجد کوفه نصب میشود.
۳۰ / ۴۵۲ – محمّد بن مسلم میگوید: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمود: سفیانی بعد از ظهورش بر پنج مملکت به مدّت حمل زن [یعنی نه ماه] مالک میشود و سلطنت میکند. بعد از آن فرمودند: استغفر اللَّه بلکه به قدرت مدّت حمل شتر مالک میشود و آن از جمله امور محتومه است و باید واقع بشود.
۴۵۳ – عنه، عن إسماعیل بن مهران، عن عثمان بن جبلّه، عن عمر بن ابان الکلبی، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
کَاَنِّی بِالسُّفْیانِی اَوْ لِصاحِبِ السُّفْیانِی قَدْ طَرَحَ رَحْلَهُ فِی رحبتکُمْ بِالکُوفَهِ، فَنادی مُنادِیهِ: مَنْ جاءَ بِرَاسِ [رجلٍ مِنْ شِیعَهِ عَلِیٍّ فَلَهُ اَلْفُ دِرْهَمٍ، فَیثبُ الجارُ عَلی جارِهِ وَیَقُولُ: هذا مِنْهُم، فَیَضْرِبُ عُنُقَهُ وَیَاْخُذُ اَلْفَ دِرْهَمٍ.
اَما إِنَّ إِمارَتَکُمْ یَوْمَئِذٍ لاتَکُونُ إِلّا لاَِوْلادِ البَغَایا (وَ) کَاَنِّی اَنْظُرُ إِلی صاحب البُرْقَعَ.
قُلْتُ: وَمَنْ صاحِبُ البُرْقَعِ؟
فَقالَ: رَجُلٌ مِنْکُمْ، یَقُولُ بِقَوْلِکُمْ، یَلْبَسُ البُرْقَعَ فَیحوشکُمْ فَیَعْرِفُکُم وَلا تَعْرِفُونَهُ، فَیُغْمِزُ بِکُمْ رجلاً رجلاً.
اَما [إِنَّهُ لا یَکُونُ إِلّا ابْنُ بَغِیٍّ.
۳۱ / ۴۵۳ – عمر بن ابان کلبی از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودهاند: گویا سفیانی یا دوست سفیانی را میبینم که در شهر شما که کوفه باشد فرود آمده و منادی ندا میدهد: هر کس که سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش دارد. پس همسایه، همسایه را میگیرد و میگوید: این از همانها است [یعنی از شیعیان است] پس گردن او را میزند و هزار درهم میگیرد. بدانید در آن روزها فقط زنا زادگان بر شما حکومت و سلطنت میکنند. گویا که به صاحب نقاب نگاه میکنم.
عرض کردم: صاحب نقاب چه کسی است؟
حضرت فرمودند: او ظاهراً مردی از شماست، و تظاهر به اعتقاد شما میکند و نقاب زده و شما را وحشت زده خواهد کرد. او شما را میشناسد، امّا شما او را نمیشناسید [و از نیتش آگاهی ندارید] بنابراین شما را یکی پس از دیگری فریب داده و به دام میاندازد، بدانید که او فرزند زناکار است.
۴۵۴ – عنه، عن علیّ بن الحکم، عن المثنّی، عن ابی بصیر قال: قال ابوعبد اللَّهعلیه السلام:
لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ هذا الْاَمْرَ بِمَنْ لا خَلاقَ لَهُ وَلَوْ قَدْ جاءَ اَمْرُنا لَقَدْ خَرَجَ مِنْهُ مَنْ هُوَ الیَوْمَ مُقِیمٌ عَلی عِبادَهِ الاَوْثانِ.
۴۵۵ – وعنه، عن الحمّانی، عن محمّد بن الفضیل، عن الاجلح، عن عبد اللَّه بن [ابی الهذیل قال: لا تقوم الساعه حتی یجتمع کلّ مومن بالکوفه.
۴۵۶ – احمد بن علیّ الرازیّ، عن محمّد بن إسحاق المقرئ، عن المقانعیّ، عن بکّار، عن إبراهیم بن محمّد، عن جعفر بن سعید الاسدی، عن (ابیه)، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
عامُ اَوْ سَنَهُ الْفَتْحِ یَنْشَقُّ الفُراتُ حَتّی یَدْخُلَ اَزِقَّهَ الکُوفَهِ.
۴۵۷ – الفضل بن شاذان، عن محمّد بن علیّ، عن عثمان بن احمد السماک، عن إبراهیم بن عبد اللَّه الهاشمی، عن إبراهیم بن هانی، عن نعیم بن حمّاد، عن سعید بن عثمان، عن جابر، عن ابی جعفرعلیه السلام قال:
۳۲ / ۴۵۴ – ابی بصیر میگوید که امام صادقعلیه السلام فرمودند: بدانید که خداوند این امر [یعنی فرج و ظهور] را به وسیله کسی که نصیبی در دین ندارد یاری خواهد کرد. زمانی که امر ما برسد و مهدیعلیه السلام ظهور کند، کسانی که امروز به پرستش بتها معتقد هستند از دینشان خارج میشوند.
۳۳ / ۴۵۵ – عبداللَّه بن ابی الهذیل گفته است: قیامت [یا قیام حضرت] برپا نمیشود مگر اینکه هر مومنی در کوفه حاضر شده و جمع شوند.
۳۴ / ۴۵۶ – جعفر بن سعید اسدی، از پدرش و او هم از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند: در سالی که فتح برای شما اتفاق میافتد آب فرات به قدری بالا میآید که وارد بر کوچههای کوفه میشود.
۳۵ / ۴۵۷ – جابر [بن یزید جعفی] از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمودند:
تَنْزِلُ الرّایاتُ السُّودَ الَّتِی تَخْرُجُ مِنْ خُراسان إِلیَ الْکُوفَهِ، فَإِذا ظَهَرَ الْمَهْدِیُعلیه السلام بَعَثَ إِلَیْهِ بِالْبَیْعَهِ.
۴۵۸ – الفضل بن شاذان، عن محمّد بن علیّ الکوفی، عن وهیب بن حفص، عن ابی بصیر قال: قال ابوعبد اللَّهعلیه السلام:
إِنَّ الْقائِمَعلیه السلام یُنادی اسمُهُ لَیْلَهَ ثَلاثَ وَعِشْرِینَ وَیَقُومُ یَوْمَ عاشُوراء، یَوْمَ قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّعلیه السلام.
۴۵۹ – الفضل، عن محمّد بن علیّ، عن محمّد بن سنان، عن حیّ بن مروان، عن علیّ بن مهزیار قال: قال ابوجعفرعلیه السلام:
کَاَنِّی بِالْقائِمِ یَوْمَ عاشُوراء یَوْمَ السَّبْتِ قائِماً بَیْنَ الرُّکْنِ وَالْمَقامِ بَیْنَ یَدَیْهِ جَبْرَئِیلُعلیه السلام یُنادِی: اَلْبَیْعَهُ للَّهِِ، فَیَمْلاَُها عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً.
۴۶۰ – [الفضل، عن ابن محبوب، عن علیّ بن ابی حمزه، عن ابی بصیر، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
پرچمهای سیاهی که از خراسان خارج میشوند، وارد کوفه شده، در آنجا منزل میکنند. زمانی که مهدیعلیه السلام ظهور فرماید، پیغام میفرستد که با آن حضرت بیعت کند.
۳۶ / ۴۵۸ – ابی بصیر گفته است که امام صادقعلیه السلام فرمودند: در شب بیست و سوم ماه، به نام قائمعلیه السلام ندا داده میشود، و در روز عاشورا که روز قتل حسین بن علیعلیه السلام است قیام میفرماید.
۳۷ / ۴۵۹ – علی بن مهزیار میگوید: امام جوادعلیه السلام فرمودند: گویا قائمعلیه السلام را میبینم که در روز عاشورا که روز شنبه خواهد بود، بین رکن و مقام ابراهیم ایستاده و جبرئیل در پیشاپیش ایشان ندا میکند که بیعت برای خداست و حضرت زمین را همانگونه که پر از ظلم و جور شده، مملو از عدل میکند.
۳۸ / ۴۶۰ – ابی بصیر از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند:
لا یَخْرُجُ الْقائِمُ إِلّا فِی وَتْرٍ مِنَ السِّنِینَ، تِسْعٍ وَثَلاثٍ وَخَمْسٍ وَإحدی .
۴۶۱ – الفضل، عن ابن محبوب، عن علیّ بن ابی حمزه، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
خُرُوجُ الْقائِمِ مِنَ الْمَحْتُومِ.
قلت: وکیف یکون النّداء؟
قالَ: یُنادِی مُنادٍ مِنَ السَّمآءِ اَوَّلَ النَّهارِ: اَلا إِنَّ الحَقَّ فِی عَلِیٍّ وَشِیعَتِهِ، ثُمَّ یُنادِی إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ فِی آخَرِ النَّهارِ: اَلا إِنَّ الْحَقَّ فِی عُثْمانَ وَشِیعَتِهِ، فَعِنْدَ ذلِکَ یَرْتابُ الْمُبْطِلُونَ.
۴۶۲ – وعنه، عن ابن محبوب، عن ابی ایّوب، عن محمّد بن مسلم قال:
یُنادِی مُنادٍ مِنَ السَّمآءِ بِاسْمِ الْقائِمعلیه السلام، فَیَسْمَعُ ما بَیْنَ الْمَشْرِقِ إِلیَ الْمَغْرِبِ، فَلا یَبْقی راقِدٍ إِلّا قامَ ولا قائِمٍ إِلّا قَعَدَ وَلا قاعِدٍ إِلّا قامَ عَلی رِجْلَیْهِ مِنْ ذلِکَ الصَّوْتِ وَهُوَ صَوْتُ جَبْرَئِیلِ الرُّوحِ الاَمِینِ.
قائمعلیه السلام خروج و قیام نمیکند مگر در یک سال فرد؛ از جمله سالهای نه و سه و پنج و یک.
۳۹ / ۴۶۱ – علی بن ابی حمزه از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: قیام قائمعلیه السلام از امور حتمی است. عرض کردم: ندا چگونه است؟ فرمودند: اوّل روز منادی از آسمان ندا میدهد: بدانید که حقّ در مکتب علی و شیعیان اوست. پس از این ندا، شیطان لعنت اللَّه علیه در آخر روز ندا میدهد: بدانید حقّ با عثمان و طرفداران اوست.در همین زمان است که اهل باطل به شکّ و تردید میافتند.
۴۰ / ۴۶۲ – محمّد بن مسلم میگوید: منادی از آسمان به اسم قائمعلیه السلام ندا میدهد که از شرق تا غرب عالم شنیده میشود. پس هیچ خوابیدهای نمیماند مگر اینکه میایستد و هیچ ایستادهای نمیماند مگر اینکه مینشیند، و هیچ نشستهای نمیماند مگر اینکه از عظمت آن صدا روی پاهایش میایستد؛ چرا که آن صوت صدای جبرئیل روح الامینعلیه السلام است.
۴۶۳ – وعنه، عن إسماعیل بن عیاش، عن الاعمش، عن ابی وائل، عن حذیفه قال: سمعت رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وذکر المهدی فقال:
إنَّهُ یُبایَعُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَالْمَقامِ، اسْمُهُ احمدُ وَعَبْدُ اللَّهِ وَالْمَهْدِیُّ، فَهذِهِ اَسْماوُهُ ثَلاثَتُها.
۴۶۴ – عنه، عن ابن ابی عمیر وابن بزیع، عن منصور بن یونس، عن إسماعیل بن جابر، عن ابی خالد الکابلی، عن ابی جعفرعلیه السلام قال:
إِذا دَخَلَ الْقائِمُ الکُوفَهَ لَمْ یَبْقِ مُوْمِنٌ إِلّا وَهُوَ بِها اَوْ یَجِیءُ إِلَیْها وَهُوَ قَوْلُ اَمِیرِ الْمُوْمِنِینعلیه السلام وَیَقُولُ لِاَصْحابِهِ: سِیرُوا بِنا إِلی هذِهِ الطّاغِیَهِ فَیَسِیرُ إِلَیْهِ.
۴۶۵ – سعد بن عبد اللَّه الاشعری، عن محمّد بن عیسی بن عبید، عن صالح بن محمّد، عن هانئ التمار قال: قال لی ابوعبد اللَّهعلیه السلام:
۴۱ / ۴۶۳ – ابی وائل [شقیق بن سلمه اسدی] از حذیفه [یمانی صحابی بزرگ رسول خداصلی الله علیه و آله] نقل میکند که گفته است: از وجود مبارک رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که این گونه از مهدیعلیه السلام یاد کردند: با او بین رکن و مقام بیعت میشود، نام او احمد، عبداللَّه، و مهدی است. اینها هر سه نامهای اوست.
۴۲ / ۴۶۴ – ابی خالد کابلی از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که فرمودند: زمانی که قائمعلیه السلام وارد کوفه شود هیچ مومنی باقی نمیماند مگر اینکه در کوفه است یا اینکه به کوفه میآید. این همان بیان امیرالمومنینعلیه السلام است که مهدیعلیه السلام خطاب به اصحابش میفرماید: با ما سیر کنید و بیایید تا به سمت [جنگ] این متجاوز سرکش [سفیانی، دجال، یا هر دشمن سرکشی که در مقابل حضرت بایستد] برویم.
۴۳ / ۴۶۵ – صالح بن محمّد از هانی تمار نقل میکند که گفت: امام صادقعلیه السلام به من فرمودند:
إِنَّ لِصاحِبِ هذَا الْاَمْرِ غَیْبَهً المُتَمَسِّکَ فِیها بِدِینِهِ کَالخارِطِ لِلقَتادِ بِیَدَیْهِ، ثُمّ قالَ: هکَذا بِیَدِهِ، فَاَیُّکُمْ یُمَسِکُ شُوکَ القَتادِ بِیَدِهِ؟
ثُمَّ قالَ: إِنَّ لِصاحِبِ هذَا الْاَمْرِ غَیْبَهً فَلْیَتَّقِ اللَّهَ عَبْدٌ وَلْیَتَمَسَّکْ بِدِینِهِ.
۴۶۶ – عن الفضل بن شاذان، عن إسماعیل بن مهران، عن ایمن بن محرز، عن رفاعه بن موسی ومعاویه بن وهب، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
قالَ رسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله: طُوبی لِمَنْ اَدْرَکَ قائِمَ اَهْلِ بَیْتِی وَهُوَ مُقْتَدٍ بِهِ قَبْلَ قِیامِهِ، یَتَوَلَّی وَلِیَّهُ وَیَتَبَرَّاُ مِنْ عَدُوِّهِ وَیَتَوَلَّی الاَئِمَّهَ الْهادِیَهَ مِنْ قَبْلِهِ اُولئِکَ رُفَقائِی وَذَوُو وُدِّی وَمَوَدَّتِی وَاَکْرَمُ اُمَّتِی عَلَیَّ.
برای صاحب این امر غیبتی خواهد بود که هر کسی در آن زمان بخواهد متمسک به دینش باشد و دینش را حفظ کند، مانند کسی است که بخواهد شاخه پر از خار قتاد(۲۶۲) را با دستش بتراشد.
بعد فرمودند: به این صورت [و با دستشان به ما نشان دادند و فرمودند:] پس کدام یک از شما خارهای درخت قتاد را با دستش میگیرد؟
و سپس فرمودند: برای صاحب این امر غیبتی است [که بسیار سخت و طولانی است]پس بنده خدا باید خدا ترس بوده و [در آن زمان] تمسّک به دینش جسته و از آن کمک بخواهد.
۴۴ / ۴۶۶ – معاویه بن وهب از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمودند: خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت من را پیش از قیامش درک کرده و به او اقتدا کند. دوست او را دوست داشته و از دشمنانش دوری و بیزاری بجوید، و امامان هدایتگر قبل از او را دوست داشته و پیرو آنها باشد، اینگونه افراد، رفیقان من و صاحبان دوستی و مودت من بوده و گرامیترین امّت نسبت به من هستند.
قالَ رُفاعَهُ: وَاَکْرَمُ خَلْقِ اللَّهِ عَلَیَّ.
۴۶۷ – عنه، عن الحسن بن محبوب، عن عبد اللَّه بن سنان، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلی الله علیه وآله: سَیَاْتِی قَوْمٌ مِنْ بَعْدِکُمْ الرَّجُلُ الواحِدُ مِنْهُمْ لَهُ اَجْرُ خَمْسِینَ مِنْکُمْ.
قالُوا: یا رَسُولَ اللَّهِ! نَحْنُ کُنّا مَعَکَ بِبَدْرٍ وَاُحُدٍ وَحُنَیْنٍ وَنَزَلَ فِینَا القُرآن؟
فَقالَ: إنَّکُمْ لَوْ تُحَمِّلُونَ لِما حُمِّلُوا لَمْ تَصْبِرُوا صَبْرَهُمْ.
۴۶۸ – سعد، عن احمد بن محمّد بن عیسی، عن محمّد بن خالد البرقی، عمّن حدّثه، عن المفضّل بن عمر الجعفی قال: قال ابوعبد اللَّهعلیه السلام:
اَقْرَبُ ما یَکُونُ العِبادُ مِنَ اللَّهِ وَاَرْضی ما یَکُونُ عَنْهُمْ إِذا افْتَقَدُوا حُجَّهَ اللَّهِ فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ
رفاعه نیز این روایت را نقل کرده، با این فرق که آخرش این است: و گرامیترین خلق خدا نزد من هستند.
۴۵ / ۴۶۷ – عبداللَّه بن سنان از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمودند: به زودی و بعد از شما مردمانی خواهند آمد که هر کدام از آنها ثواب و اجر پنجاه نفر از شما را دارد.
اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا! ما در جنگهای بدر و اُحد و حُنین در رکاب شما بودیم و قرآن در بین ما نازل شد.
حضرت فرمودند: اگر آنچه را که بر آنها تحمیل میشود، بر شما تحمیل کنند نمیتوانید مانند آنها صبر کنید.
۴۶ / ۴۶۸ – مفضل بن عمر جعفی گفته است: امام صادقعلیه السلام فرمودند: در زمانی که مردم، حجّت خدا را از دست بدهند و از آنها غایب باشد و از مکان او آگاهی نداشته باشند، نزدیکترین چیزی که باعث نزدیکی به خداوند متعال شده و موجب خوشنودی و رضایت خداوند از آنها میشود [این است که در آن هنگامه بدانند وَلَمْ یَعْلَمُوا بِمَکانِهِ وَهُمْ فِی ذلِکَ یَعْلَمُونَ اَنَّهُ لمْ تَبْطُلُ حُجَّهَ اللَّهِ وَلا مِیثاقَهُ، فَعِنْدَها تَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَباحاً وَمَساءً، فَإِنَّ اَشَدَّ ما یَکُونُ غَضَبُ اللَّهِ عَلی اَعْدائِهِ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّتَهُ، فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ.
وَقَدْ عَلِمَ اَنَّ اَوْلِیاءَهُ لا یَرْتابُونَ وَلَوْ عَلِمَ اَنَّهُمْ یَرْتابُونَ ما غُیِّبَ (عَنْهُم) حُجَّتُهُ طَرْفَهَ عَیْنٍ ولا یَکُونُ ذلِکَ الّا عَلی رَاْسِ اَشْرارِ النَّاسِ.
۴۶۹ – الفضل، عن ابن ابی نجران، عن محمّد بن سنان، عن خالد العاقولیّ، فی حدیث له عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام انّه قال:
فَما تَمُدُّونَ اَعْیُنَکُمْ؟ فَما تَسْتَعْجِلُون؟ اَ لَسْتُمْ آمِنِینَ؟ اَ لَیْسَ الرَّجُلُ مِنْکُمْ یَخْرُجُ مِنْ بَیْتِهِ
و اعتقاد داشته باشند که او حجّت خدا و پیمان الهی را باطل نکرده است. پس در این صورت صبح و شب توقع فرج داشته باشند، چرا که شدیدترین چیزی که موجب غضب خداوند بر دشمنانش میشود، زمانی است که حجّت خدا را از دست داده باشند و او هم برای آنها ظاهر نشده باشد.
و تحقیقاً خداوند میدانست که اولیا و دوستانش در مورد حجّت خدا دچار شکّ و تردید نمیشوند. که اگر چنانچه میدانست که آنها به شکّ و تردید میافتند، حجتش را حتی یک چشم به هم زدن از آنها غایب نمیکرد و آن شکّ و تردید [همراه با انکار]فقط بر سر بدترین مردم است.
۴۶ / ۴۶۹ – خالد عاقولی [ابو اسماعیل خیاط بن نافع بجلی از امام صادقعلیه السلام حدیثی نقل میکند که فرمودند: چشمتان را به چه چیزی دوختهاید؟ و برای چه این قدر عجله میکنید؟ آیا در امنیت به سر نمیبرید؟ آیا این نیست که مردی از شما [صبح] برای رفع و رجوع حاجاتش از منزلش خارج میشود و بعد هم بدون اینکه خطری او را فَیقضی حَوائِجَهُ، ثُمَّ یَرْجِعُ لَمْ یَخْتَطفْ؟ إِنْ کانَ مَنْ قَبْلَکُمْ [مَنْ هُوَ] عَلی ما اَنْتُمْ عَلَیْهِ لَیْوخَذُ الرَّجُلُ مِنْهُمْ فَتَقْطَعُ یَداهُ وَرِجْلاهُ وَیُصْلَبُ عَلی جُذُوعِ النَّخْلِ وَیُنْشَرُ بِالْمِنْشار، ثُمَّ لا یَعْدو ذَنْبَ نَفْسِهِ.
ثمّ تلا هذه الآیه «اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّهَ وَ لَمَّا یَاْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَاْسآءُ وَ الضَّرَّآءُ وَ زُلْزِلُوا حَتّی یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ متی نَصْرُ اللَّهِ اَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ».
۴۷۰ – الفضل، عن محمّد بن علیّ، عن جعفر بن بشیر، عن خالد بن ابی عماره، عن المفضل بن عمر قال: ذکرنا القائمعلیه السلام ومن مات من اصحابنا ینتظره، فقال ابوعبد اللَّهعلیه السلام:
إِذا قامَ اَتَی الْمُوْمِنَ فِی قَبْرِهِ فَیُقالُ لَهُ: یا هذا! إِنَّهُ قَدْ ظَهَرَ صاحِبُکَ، فَإِنْ تَشَاْ
تهدید کند برمیگردد؟ ای کاش کسانی که پیش از شما بودند امنیتی را که شما در آن هستید، دارا بودند. ولی مردی از آنها گرفتار میشود، دستها و پاهایش قطع میگردد، و بعد بر تنه نخلها به دار آویخته میشود و با قیچی تکه تکه میشود. تازه آن شخص این مساله را و گناهش را از خودش میداند [کنایه از عدم امنیت پیش از ظهور حضرت در بین مردم است]. سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «آیا گمان کردید داخل بهشت میشوید، بیآنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتاریها و ناراحتیها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: پس یاری خدا کی خواهد آمد؟! [در این هنگام، تقاضای یاری از او کردند، و به آنها گفته شد:] آگاه باشید، یاری خدا نزدیک است!» (۲۶۳)
۴۷ / ۴۷۰ – مفضل بن عمر میگوید: در مورد قائمعلیه السلام مشغول صحبت بودیم و اینکه چه کسانی از اصحاب ما در حالی که منتظر حضرت بودهاند از دنیا رفتهاند. امام صادقعلیه السلام به ما فرمودند: زمانی که قائمعلیه السلام قیام کند، بر سر قبر مومن آمده و به او میفرماید: ای مومن! دوست و صاحب تو ظهور کرده، اگر میخواهی که در خدمت او اَنْ تَلْحَقَ بِهِ فَاَلْحِقْ وَإنْ تَشَاْ اَنْ تُقِیمَ فِی کَرامَهِ رَبِّکَ فَاَقِمْ.
۴۷۱ – عنه، عن ابن اسباط، عن الحسن بن الجهم قال: سالت اباالحسنعلیه السلام عن شیء من الفرج.
فَقالَ: اَ وَلَسْتَ تَعْلَمُ اَنَّ اِنْتِظارَ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ؟
قُلْتُ: لا اَدْرِی إلّا انْ تُعَلِّمَنِی.
فَقالَ: نَعَمْ، اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ.
۴۷۲ – عنه، عن ابن فضال، عن ثعلبه بن میمون قال: اعرف إمامک [فإنّک إذا عرفته لم یضرّک تقدّم هذا الامر او تاخّر ومن عرف إمامه ثمّ مات قبل ان یری هذا الامر ثمّ خرج القائمعلیه السلام کان له من الاجر کمن کان مع القائم فی فسطاطه.
۴۷۳ – عنه، عن عبد الرحمن بن ابی هاشم، عن علیّ بن ابی حمزه، عن ابی بصیر قال: سمعت اباعبد اللَّهعلیه السلام یقول:
باشی به او ملحق شو واگر میخواهی که در نعمت پروردگارت بمانی بمان.
۴۸ / ۴۷۱ – حسن بن جهم میگوید: از امام موسی بن جعفرعلیهما السلام در مورد فرج و ظهور سوال کردم.
حضرت فرمودند: آیا نمیدانی که انتظار فرج خودش فرج است. عرض کردم: من هر چه میدانم از برکت تعلیم شماست.
حضرت فرمودند: بله، انتظار فرج؛ همان فرج است.
۴۹ / ۴۷۲ – ابن فضال نقل میکند که ثعلبه بن میمون گفت: امام خودت را بشناس، چون در صورتی که تو امامت را بشناسی، دیگر جلو افتادن و یا به عقب افتادن ظهور برای تو تفاوت نمیکند، و اگر کسی امامش را بشناسد و بعد بمیرد، آن هم قبل از آن که ظهور حضرت را ببیند و بعد از آن قائمعلیه السلام قیام کند، اجرش همانند کسی خواهد بود که همراه حضرت ودر خیمه امام باشد.
۵۰ / ۴۷۳ – ابی بصیر میگوید: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمودند:
ما تَسْتَعْجِلُونَ بِخُرُوجِ الْقائِمِ؟ فَوَ اللَّهِ ما لِباسُهُ إلّا الغَلِیظُ وَما طَعامُهُ إِلّا الشَّعِیرُ الجَشِبِ وَما هُوَ إِلّا السَّیْفُ وَالْمَوْتُ تَحْتَ ظِلِّ السَّیْفِ.
۴۷۴ – عنه، عن ابن فضّال، عن المثنّی الحناط، عن عبد اللَّه بن عجلان، عن ابی عبد اللَّهعلیه السلام قال:
مَنْ عَرِفَ هذَا الْاَمْرَ ثُمَّ ماتَ قَبْلَ اَنْ یَقُومَ الْقائِمُعلیه السلام کانَ لَهُ مِثْلَ اَجْرِ مَنْ قُتِلَ مَعَهُ.
۴۷۵ – ابن ابی عمیر، عن جمیل بن درّاج، عن زراره، عن جعفر بن محمّدعلیه السلام انّه قال:
حَقِیقٌ عَلیَ اللَّهِ اَنْ یَدْخُلَ الضُلّالَ الجَنَّهَ.
فقال زراره: کیف ذلک جعلت فداک؟
چرا در مورد قیام قائمعلیه السلام عجله میکنید؟ به خدا قسم که لباس او سخت و زبر است و غذای او جو درشت و خشک است.(۲۶۴)
و رفتارش نیست مگر با شمشیر[که سیره او قیام است] و مرگ نیز زیر سایه شمشیر است.
۵۱ / ۴۷۴ – عبداللَّه بن عجلان از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمودند: کسی که این امر را بشناسد و پیش از قیام قائمعلیه السلام از دنیا برود، ثواب و اجرش هم سنگ کسی است که در رکاب آن حضرت کشته شود.
۵۲ / ۴۷۵ – جمیل بن دراج از زراره بن اعین، او هم از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمودند: خداوند اگر بخواهد گمراهان را داخل در بهشت بفرماید حقّ دارد و برای او شایسته است و عیب او نیست.
زراره عرض کرد: فدایت شوم! چگونه این امر ممکن است؟
قالَ: یَمُوتُ النّاطِقُ وَلا یَنْطِقُ الصّامِتُ، فَیَمُوتُ الْمَرْءُ بَیْنَهُما فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ الجَنَّهَ.
۴۷۶ – اخبرنا جماعه، عن ابی المفضل الشیبانی، عن ابی نعیم نصر بن عصام بن المغیره العمریّ، عن ابی یوسف یعقوب بن نعیم بن عمرو قرقاره الکاتب، عن احمد بن محمّد الاسدیّ، عن محمّد بن احمد، عن إسماعیل بن عیّاش، عن مهاجر بن حکیم، عن معاویه بن سعید، عن ابی جعفر محمّد بن علیّعلیه السلام قال:
قالَ عَلِیُّ بْنُ اَبِی طالِبٍعلیه السلام: إِذَا اخْتَلَفَ رمحانُ بِالشّامِ فَهُوَ آیَهٌ مِنْ آیاتِ اللَّهِ تَعالی قِیلَ: ثُمَّ مَهْ؟ قالَ: ثُمَّ رَجفَهٌ تَکُونُ بِالشّامِ یُهْلَکُ فِیها مِائَهُ اَلْفٍ یَجْعَلُها اللَّهُ رَحْمَهً لِلْمُوْمِنِینَ وَعَذاباً عَلَی الْکافِرِینَ. فَإِذا کانَ ذلِکَ فَانْظُرُوا إِلی اَصْحابِ الْبَراذِینَ الشُّهْبِ وَالرّایاتِ الصُّفرِ، تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتّی تَحِلّ بِالشّامِ.
حضرت فرمودند: [امام] ناطق از دنیا میرود و [امام] صامت نیز نطقی ندارد.(۲۶۵) بنابراین مردی که بین این دو و در این زمان از دنیا برود خداوند او را وارد بهشت میکند.
۵۳ / ۴۷۶ – معاویه بن سعید از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که فرمودند: علی بن ابی طالبعلیه السلام فرمودند: وقتی که در شام دو نفر که مدعی حکومت هستند با هم در افتادند، این مخالفت آیهای از نشانههای خداوند است.
به محضر امام عرض شد: بعد چه میشود؟
فرمودند: بعد از آن، شام از این اختلاف چنان دچار ناامنی میشود که یکصد هزار نفر در آن به هلاکت میرسند و خداوند عالمیان این ماجرا را برای مومنان رحمت و برای کفار عذاب قرار میدهد. زمانی که این اتفاق میافتد، نگاه کنید به اصحاب براذین(۲۶۶) و سواران نیرومند و سریع و بیرق های زرد که از سمت مغرب میآیند و وارد شام میشوند، فَإِذا کانَ ذلِکَ فَانْتَظِرُوا خَسْفاً بِقَرْیَهٍ مِنْ قُرَی الشّامِ یُقالُ لَها «حَرَسْتا».
فَإِذا کانَ ذلِکَ فَانْتَظِرُوا ابنَ آکِلَهِ الاَکْبادِ بِوادِی الیابِسِ.
۴۷۷ – قرقاره، عن محمّد بن خلف، عن الحسن بن صالح بن الاسود، عن عبد الجبار بن العباس الهمدانی، عن عمار الدُّهنی قال: قال ابوجعفرعلیه السلام:
کَمْ تَعُدُّونَ بَقاءَ السُّفیانِی فِیکُم؟
قالَ: قُلْتُ: حَمْلُ امْرَاَهٍ تِسْعَهُ اَشْهُرٍ.
قالَ: ما اَعْلَمَکُمْ یا اَهْلَ الکُوفَهِ!
۴۷۸ – عنه، عن ابی النصر إسماعیل بن عبد اللَّه بن میمون بن عبد الحمید بن ابی الرجال العجلی قال: حدّثنا محمّد بن عبد الرحمن بن ابی لیلی قال: حدّثنا جعفر بن سعد الکاهلی، عن الاعمش، عن بشر بن غالب قال: یقبل السفیانی من بلاد الروم منتصراً فی عنقه صلیب وهو صاحب القوم.
پس در این حال منتظر فرو رفتن یکی از دهات شام در زمین باشید که نامش [حرستا(۲۶۷)]است. وقتی کار به اینجا کشید، منتظر خروج پسر زن جگرخوار از منطقه خشک باشید [که همان سفیانی است].
۵۴ / ۴۷۷ – عمار دُهنی [ابن معاویه] گفته است: امام باقرعلیه السلام فرمودند: فکر میکنید سفیانی چه مدّتی در میان شما باشد؟
عمار میگوید: عرض کردم: به اندازه حمل زن، یعنی نه ماه.
حضرت فرمودند: ای اهل کوفه! چه خوب به این مساله آگاهی دارید.
۵۵ / ۴۷۸ – بشر بن غالب [که از اصحاب امام حسین و امام زین العابدین علیهما السلام بوده]میگوید: سفیانی با دین مسیحیت از منطقه روم میآید، در گردنش صلیب بوده و بزرگ مردمان خودش خواهد بود.
۴۷۹ – قرقاره، عن نصر بن اللیث المروزیّ، عن ابن طلحه الجحدری قال: حدّثنا عبد اللَّه بن لهیعه، عن ابی زرعه، عن عبد اللَّه بن رزین، عن عمار بن یاسر انّه قال: إنّ دوله اهل بیت نبیّکم فی آخر الزّمان ولها إمارات، فإذا رایتم فالزموا الارض وکفّوا حتّی تجیء إماراتها.
فإذا استثارت علیکم الروم والترک وجهّزت الجیوش ومات خلیفتکم الّذی یجمع الاموال واستخلف بعده رجل صحیح، فیخلع بعد سنین من بیعته ویاتی هلاک ملکهم من حیث بدا ویتخالف الترک والروم وتکثر الحروب فی الارض وینادی مناد من سور دمشق: ویل لاهل الارض من شرّ قد اقترب ویخسف بغربیّ مسجدها حتّی یخرّ حائطها ویظهر
۵۶ / ۴۷۹ – عبداللَّه رزین [از شهدای صفین] از عمار بن یاسر نقل میکند که او گفت: دولت اهل بیت پیامبر شما در آخر الزمان خواهد بود، ظهور آن دولت علاماتی هم دارد، پس وقتی که علامات را دیدید، سر جایتان بنشیند و دست نگه دارید تا اینکه علامتهای ظهور بیاید.
پس زمانی که اهل روم [اروپا] و ترکها، غبار فتنه را علیه شما بلند کردند، و لشکرهای دشمن آماده و تجهیز شد و خلیفه شما که اموالی را جمعآوری میکرد از دنیا رفت و رهبری درست کار به جای او بنشیند، پس بعد از چند سالی مردم از بیعتش در میآیند و زوال و نابودی حکومت [یعنی بنی عباس] از همان سمتی میرسد که شروع شده بود.(۲۶۸) اهل روم و ترکها با هم مخالفت میکنند و جنگ در روی زمین بسیار زیاد میشود.
[در همین زمان] منادی در قلعه دمشق ندا میدهد: وای بر اهل زمین از شرّی که نزدیک شده است و قسمت غربی مسجد [اموی] به زمین فرو میرود، به طوری که دیوارش یکباره خراب و ویران میشود. در شام سه نفر قیام میکنند که همگی خواهان ثلاثه نفر بالشام کلّهم یطلب الملک، رجل ابقع ورجل اصهب ورجل من اهل بیت ابی سفیان یخرج فی کلب ویحضر النّاس بدمشق ویخرج اهل الغرب إلی مصر.
فإذا دخلوا فتلک إماره السفیانی ویخرج قبل ذلک من یدعو لآل محمّدعلیهم السلام وتنزل الترک الحیره وتنزل الروم فلسطین ویسبق عبد اللَّه (عبد اللَّه) حتّی یلتقی جنودهما بقرقیسیاء علی النهر ویکون قتال عظیم ویسیر صاحب المغرب فیقتل الرجال ویسبی النساء، ثمّ یرجع فی
سلطنت و حکومت هستند: یکی از آنها ابلق و دیگری سرخ مو و سرخ رنگ(۲۶۹) و سومین نفر از اهل بیت ابی سفیان(۲۷۰) است و در منطقه کلب(۲۷۱) خروج کرده، و مردم را در دمشق جمع میکند. اهل مغرب به سمت مصر خروج میکنند.
همین که آنها وارد مصر میشوند، ورودشان علامت و نشانه خروج و سلطنت سفیانی است. قبل از سفیانی کسی قیام میکند که مردم را به ولایت آل محمّدعلیهم السلام دعوت میکند. ترکها در حیره(۲۷۲) و سپاه روم هم در فلسطین مستقر میشوند و در همان زمان عبداللَّه سبقت گرفته و دو سپاه در قرقیسیا(۲۷۳) و در کنار نهر با هم برخورد میکنند و جنگ سختی در میگیرد، و صاحب لشکر مغرب همه جا سیر میکند [شهرها را تصرف میکند] و مردها را کشته و زنها را به اسارت میگیرند و بعد از آن به قیس(۲۷۴) باز میگردد. قیس حتّی ینزل الجزیره السفیانی، فیسبق الیمانی [فیقتل ویحوز السفیانیّ ما جمعوا.
ثمّ یسیر إلی الکوفه فیقتل اعوان آل محمّدعلیهم السلام ویقتل رجلاً من مسمّیهم، ثمّ یخرج المهدیّ علی لوائه شعیب بن صالح وإذا رای اهل الشام قد اجتمع امرها علی ابن ابی سفیان فالحقوا بمکه، فعند ذلک تقتل النفس الزکیّه واخوه بمکّه ضیعه، فینادی مناد من السّماء: ایّها النّاس إنّ امیرکم فلان وذلک هو المهدیّ الّذی یملا الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً.
۴۸۰ – عنه، عن محمّد بن خلف الحدّاد[ی ، عن إسماعیل بن ابان الازدی، عن سفیان بن إبراهیم الجریری انّه سمع اباه یقول: النفس الزکیه غلام من آل محمّد، اسمه محمّد بن
سفیانی هم در شهر جزیره مستقر میشود و یمانی میآید وکشته میشود و آنچه که او و سپاهش از اموال جمعآوری کرده بودند را سفیانی به غنیمت میگیرد.
بعد از آن به کوفه رفته و دوستان آل محمّدعلیهم السلام را به قتل میرساند و مرد بزرگ و نامداری از آنها را هم میکشد. آنگاه مهدیعلیه السلام قیام میکند و فرمانده و سپهسالار او شعیب بن صالح است. وقتی اهل شام [لشکرکشی مهدیعلیه السلام را] میبینند، آنها هم با پسر ابی سفیان [سفیانی] بیعت کرده و در مکه به او ملحق میشوند. در همان زمان نفس زکیه کشته میشود، در حالی که برادرش هم در مکه حضور دارد، ولی دسترسی به او پیدا نمیکنند. پس ندا دهندهای از آسمان ندا میدهد: ای مردم! امیر و رهبر شما فلانی است. و آن امیر همان مهدی است که زمین را همان طور که پر از ظلم و جور شده باشد، مملوّ از عدل و داد میکند.
۵۷ / ۴۸۰ – سفیان بن ابراهیم جریری از پدرش شنیده که او میگفته است: نفس زکیه، جوانی از آل محمّد است، نامش محمّد بن حسن بوده و بدون جرم و گناه مظلومانه الحسن، یقتل بلا جرم ولا ذنب، فإذا قتلوه لم یبق لهم فی السماء عاذر ولا فی الارض ناصر.
فعند ذلک یبعث اللَّه قائم آل محمّد فی عصبه لهم ادقّ فی اعین النّاس من الکحل، إذا خرجوا بکی لهم النّاس لا یرون إلّا انّهم یختطفون، یفتح اللَّه لهم مشارق الارض ومغاربها، الا وهم المومنون حقّاً، الا إنّ خیر الجهاد فی آخر الزّمان.
۴۸۱ – عنه، عن ابی حاتم، عن محمّد بن یزید الآدمی – بغدادی عابد – قال: حدّثنا یحیی بن سلیم الطائفی، عن متیل بن عباد قال: سمعت اباالطفیل یقول: سمعت علیّ بن ابی طالبعلیه السلام یقول:
اَظَلَّتْکُمْ فِتْنَهٌ (مُظْلِمَهٌ) عَمْیاء مُنْکَشِفَهٌ لا یَنْجُو مِنْها إلّا النَّوْمَهُ.
به قتل میرسد. وقتی اشرار او را میکشند، نه در آسمان عذر خواهی برایشان باقی میماند و نه در زمین یار و یاوری.(۲۷۵)
در همان زمان خواهد بود که خداوند متعال، قائم آل محمّد را به همراه جماعتی که در نظرها از سرمه نرم ترند [رفتار نرم و لطیف دارند] مبعوث میفرماید، وقتی که خروج کنند، مردم برای آنها گریه میکنند، چرا که آنها را گروهی بی دست و پا میبینند، ولی خداوند از مشرق تا مغرب زمین را برای آنها فتح میکند، بدانید که آنها مومنان واقعی هستند و بدانید که بهترین جهادها در آخر الزمان است.
۵۸ / ۴۸۱ – متیل بن عباد میگوید: از ابا طفیل شنیدم که میگفت: از امیرمومنان علیعلیه السلام شنیدم که میفرمودند: آشوبی سخت و دشوار بر سر شما سایه میاندازد که از آن فقط مردم نومه نجات پیدا میکنند.
قِیلَ: یا اباالْحَسَنِ! وَمَا النَّومَهُ؟
قالَ: الَّذِی لا یَعْرِفُ النَّاسُ ما فِی نَفْسِهِ.
۴۸۲ – عنه، عن العبّاس بن یزید البحرانی، عن عبد الرزاق بن همام، عن معمر، عن ابن طاوس، عن علیّ بن عبد اللَّه بن عباس قال: لا یخرج المهدیّ حتّی یطلع مع الشمس آیه.
عرض شد: ای اباالحسن! نومه چیست؟
حضرت فرمودند: نومه کسی است که مردم نمیدانند در دل او چیست و آنچه که در دل اوست از مردم پوشیده است.
۵۹ / ۴۸۲ – علی بن عبداللَّه بن عباس گفته است: مهدیعلیه السلام قیام نمیکند مگر وقتی که همراه طلوع خورشید، نشانهای پدیدار شود.
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *