نامه نخست امام مهدی با شیخ مفید

اکنون به متن نامه اوّل بنگریم «۳۳»:
«للاخ السّدید و الولیّ الرشید، الشّیخ المفید، ابی عبد اللّه محمّد بن محمّد بن النعمان، ادام اللّه اعزازه، من مستودع العهد الماخوذ علی العباد.
بسم اللّه الرحمن الرحیم اما بعد: سلام علیک ایّها الولیّ المخلص فی الدّین، المخصوص فینا بالیقین. فإنّا نحمد إلیک اللّه الّذی لا إله الّا هو، و نساله الصّلاه علی سیّدنا و مولانا و نبیّنا محمّد و آله الطّاهرین.
و نعلمک- ادام الله توفیقک لنصره الحقّ، و اجزل مثوبتک علی نطقک عنّا بالصّدق-: انّه قد اذن لنا فی تشریفک بالمکاتبه و تکلیفک ما تودّیه عنّا إلی موالینا قبلک، اعزّهم اللّه بطاعته، و کفاهم المهمّ برعایته لهم و حراسته.
فقف- ایّدک اللّه بعونه علی اعدائه المارقین من دینه- علی ما اذکره، و اعمل فی تادیته إلی من تسکن إلیه بما نرسمه إن شاء اللّه.
نحن و إن کنّا ناوین بمکاننا النائی عن مساکن الظّالمین، حسب الّذی ارانا اللّه تعالی لنا من الصّلاح و لشیعتنا المومنین فی ذلک، ما دامت دوله الدنیا للفاسقین، فإنّا نحیط علما بانبائکم و لا یعزب عنّا شیء من اخبارکم،
______________________________
(۳۳) احتجاج طبرسی ۲/ ۳۲۳ چاپ نجف. ناگفته نماند که در برخی از موارد که عبارات احتجاج نارسا بوده است، ترجمه طبق نصّ منقول در بحار جلد ۵۳ انجام شده است. (مترجم)
تاریخ غیبت کبری ،ص:۱۷۴
و معرفتنا بالذلّ الّذی اصابکم مذ جنح کثیر منکم إلی ما کان السّلف الصّالح عنه شاسعا، و نبذوا العهد الماخوذ وراء ظهورهم کانّهم لا یعلمون.
إنّا غیر مهملین لمراعاتکم، و لا ناسین لذکرکم، و لو لا ذلک لنزل بکم اللاواء، و اصطلمکم الاعداء. فاتّقوا اللّه جلّ جلاله، و ظاهرونا علی انتیاشکم من فتنه قد انافت علیکم، یهلک فیها من حمّ اجله و یحمی عنها من ادرک امله، و هی اماره لازوف حرکتنا و مباثّتکم بامرنا و نهینا. و اللّه متمّ نوره و لو کره المشرکون.
اعتصموا بالتقیّه. من شب نار الجاهلیّه، یحشّشها عصب امویّه یهوّل بها فرقه مهدیّه. انا زعیم بنجاه من لم یرم فیها المواطن و سلک فی الطعن منها السّبل المرضیّه.
إذا حلّ جمادی الاولی من سنتکم هذه، فاعتبروا بما یحدث فیه، و استیقظوا من رقدتکم لما یکون فی الّذی یلیه.
ستظهر لکم من السّماء آیه جلیّه، و من الارض مثلها بالسّویّه، و یحدث فی ارض المشرق ما یحزن و یقلق. و یغلب من بعد علی العراق طوائف عن الإسلام مراق، تضیق بسوء فعالهم علی اهله الارزاق. ثم تنفرج الغمّه من بعد ببوار طاغوت من الاشرار، ثمّ یستر بهلاکه المتّقون الاخیار.
و یتّفق لمریدی الحجّ من الآفاق ما یومّلونه منه علی توفیر علیه منهم و اتّفاق.
و لنا فی تیسیر حجّهم علی الاختیار منهم و الوفاق، شان یظهر علی نظام و اتّساق.
فلیعمل کلّ امرئ منکم بما یقرب به من محبّتنا، و یتجنّب ما یدنیه من کراهتنا و سخطنا، فإنّ امرنا بغته فجاه، حین لا تنفعه توبه و لا ینجیه من عقابنا ندم علی حوبه.
و اللّه یلهمکم الرّشد، و یلطف لکم فی التوفیق برحمته»:
به برادر استوار و درست کردار و دوست رشید و هدایت یافته، شیخ مفید، ابو عبد اللّه محمّد بن محمّد بن نعمان- که خداوند عزّت و احترامش را پایدار بدارد- از سوی آنکه خزانه عهد و پیمانی است که خداوند از بندگان گرفته است.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۱۷۵
به نام خداوند بخشنده مهربان اما بعد، سلام بر تو ای دوست با اخلاص در دین، که در اعتقاد به ما از روی علم و یقین امتیاز داری. در منظر تو خداوندی را که جز او خدایی نیست سپاس گذارده و از او، درود و رحمت بر آقا و مولا و پیامبران حضرت محمّد و نیز خاندان پاکش را خواستاریم.
و تو- که پروردگار، توفیقت را برای یاری حق دوام بخشد و پاداشت را به خاطر سخنانی که با صداقت از جانب ما میگویی افزون گرداند- را آگاه میکنیم که به ما اجازه داده شده که ترا به شرافت و افتخار مکاتبه مفتخر سازیم و موظّف کنیم که آنچه به تو مینویسیم به دوستان ما که نزد تو میباشند برسانی؛ دوستانی که خداوند به اطاعت از خود گرامیشان بدارد و با حراست و عنایت خود امورشان را کفایت بنماید و مشکلاتشان را برطرف سازد. پس تو- که خداوند با یاریش در برابر دشمنانش که از دینش خارج شدهاند تاییدت بنماید- به آنچه که یادآور و متذکّر میشویم متوجّه و آگاه باش و در رسانیدن و ابلاغ آن به کسانی که اعتماد به آنها داری بر طبق آنچه که برای تو اگر خدا بخواهد ترسیم و تعیین میکنیم؛ عمل نما.
(۱) ما اگر چه هم اکنون در مکانی دور از جایگاه ستمگران سکنی گزیدهایم- که خداوند صلاح ما و شیعیان باایمانمان را مادامیکه حکومت دنیا به دست تبهکاران میباشد در این کار به ما ارائه فرموده است- ولی در عین حال بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نیست. از خواری و مذلّتی که دچارش شدهاید باخبریم؛ از آن زمان که بسیاری از شما به برخی کارهای ناشایستی میل کردند که پیشینیان صالح شما از آنها دوری میجستند، و عهد و میثاق ماخوذ خدائی را آنچنان پشت سر انداختند که گویا به آن پیمان آگاه نیستند.
ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبردهایم؛ که اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود میآمد، و دشمنان شما را ریشه کن مینمودند. پس تقوای خدا پیشه کنید، و ما را یاری دهید، تا از فتنهای که به شما روی آورده، شما را نجات بخشیم؛ فتنه و آشوبی که هر کس مرگش فرا رسیده باشد، در آن هلاک میگردد، و آن کس که به آرزوی خود رسیده باشد از آن دور ماند. و آن فتنه، نشانه نزدیک شدن حرکت و جنبش ما و آگاه
تاریخ غیبت کبری ،ص:۱۷۶
کردن شما به امر و نهی ما است (یا: اظهار و پخش کردن شما امر و نهی ما را است). و خداوند نور خود را تمام خواهد کرد، گرچه مشرکان را خوش نیاید.
(۱) چنگ زنید در تقیّه (در آن فتنه) چه هر که آتش جاهلیّت را برافروزد، گروههایی اموی آن را شعلهور ساخته، با آن گروهی هدایت شده را بهراسانند. (معانی دیگری نیز برای عبارت اخیر محتمل است. مترجم) من عهدهدار نجات کسی هستم که در آن فتنه برای خود مقام و جایگاهی نجوید، در عیبجویی از آن به راهی پسندیده گام گذارد.
از حادثهای که به هنگام فرا رسیدن ماه جمادی الاولی همین سال روی خواهد داد، عبرت گیرید، و از خوابی که شما را فرا گرفته برای حوادث بعدی بیدار شوید.
به زودی از آسمان نشانهای روشن و آشکار و از زمین نیز علامتی همانند آن برای شما پدیدار میشود. در مشرق زمین، حوادثی غم بار و نابسامانکننده روی خواهد داد، و بعد از آن گروههایی که از اسلام روی گردانیده و خروج کردهاند، بر عراق سلطه پیدا خواهند کرد. و بر اثر بدکاری و سوء اعمال آنان، اهل عراق دچار ضیق معیشت میگردند. و پس از مدّتی با هلاکت و نابودی فرمانروائی بدکار، ناراحتیها برطرف میشود، و سپس پرهیزکاران نیکوکار از هلاکت و نابودی او شاد میگردند.
(۲) کسانی که از گوشه و کنار دنیا به حجّ میروند، به تمام آرزوها و اهداف خود میرسند، و هر چه میخواهند در دسترس آنها وجود خواهد داشت. و ما را در آسان نمودن حجّ آنان بر طبق دلخواهشان، برنامهای است که با انسجام و نظم ظاهر میگردد.
بنابراین هر یک از شما باید کاری بکند که وی را به محبّت و دوستی ما نزدیک مینماید؛ و از آنچه که خوشآیند ما نبوده و باعث کراهت و خشم ماست، دوری گزیند، زیرا امر ما ناگهان فرا میرسد، در هنگامی که توبه و بازگشت برای او سودی ندارد و پشیمانی او از گناه، از کیفر ما نجاتش نمیبخشد.
و خداوند راه رشد و هدایت را به شما نشان دهد و به رحمت خود وسائل توفیق را به آسانی برایتان فراهم فرماید.
و سپس امضاء و گواهی امام- علیه السلام- در پایان نامه آمده است؛
تاریخ غیبت کبری ،ص:۱۷۷
همان طور که در جهت دوم این فصل به آن اشاره کردیم. «۳۴»
برگرفته از کتاب تاریخ غیبت کبری نوشته اقای محمد صدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *