مهدی ستیزی

مهدی ستیزی

مهدویّت مسأله‌ای مهم برای جامعه‌ی امروز بوده و ستیز با این تفکر امید بخش ، برای دشمن امری حیاتی محسوب می‌گردد ؛ دشمن برای مقابله با اندیشه مهدویت روش های مختلفی را در پیش گرفته است، ما در این مقاله به برخی از اقدامات و روش های دشمن در این زمینه اشاره می کنیم.

اول – روش‌های مبارزه‌ی مهدی ستیزان

رسالت امروز اندیشمندان در مباحث مهدویّت، تعمیق ایمان مردم به امام زمان (علیه السلام) است. چرا که اگر مهدویّت خوب تبیین شود، حرکت‌های اصلاحی در سراسر جهان به بهترین وجه می‌تواند از آن روح حیات بگیرد.

تبیین آثار و پیامدهای مهدی باوری و انتظار، انسان را متقاعد می‌کند که مبارزه و ستیز با این تفکر برای دشمن، راهبردی و ضروری است و ذکر نمونه‌های عینی، به وضوح می‌رساند که دشمن به ضرورت مطلب پی برده و از این رو از هیچ کاری دریغ نمی‌ورزد.

مقام معظم رهبری در این‌باره می‌فرمایند: «دشمن، هر امر صحیح و مفیدی را تا آن جا که مقدور باشد انکار می‌کند و اگر نتوانست، به تحریف و تخریب آن می‌پردازد یا در مقابل آن اقدام به جایگزینی می‌کند.»

در موضوع مهدویّت به عنوان یکی از مسایل به روز جهان، نیز دشمن چنین می‌کند، نمونه‌های بسیاری از انکار، تحریف، تخریب و جایگزینی در این زمینه وجود دارد که هدف ما از بیان آن‌ها، اعلام جدی بودن مبارزه‌ی دشمنان با مسأله‌ی مهدویّت است تا در پرتو آن، به شیوه‌ها و روش‌ها دقیق‌تر بیندیشیم و «در مقابل تلاش دشمن، در جهت اعتماد و عمل و تبلیغ و تبیین حقیقت مهدویّت، حرکت کنیم».[۱]

الف) انکار مهدویّت

منظور از انکار مقوله‌ی مهدویّت و انتظار، این است که آن را مبحثی وارداتی و برگرفته از دیگران و پیامد نا بسامانی‌ها و مشکلات معرفی کنند. بسیاری از دایره المعارف‌ها که بایستی مرجعی قابل اعتماد در موضوعات متفاوت باشد، گویی رسالت خود را فراموش کرده و اهداف دیگری دنبال می‌کنند. مثلاً در دایره المعارف بریتانیکا، در واژه‌ی مهدی و اسلام و زرتشت آمده است:

«اسلام، دینی نیست که در آن ظهوری انتظار برود و جایی برای مسیح نجات‌بخش در آن وجود ندارد و این همه، به طور تدریجی و شاید تحت تأثیر مسیحیّت مطرح گردیده است. قرآن، اشاره‌ای به آن ندارد. به هیچ حدیث ـ گفته‌ی منسوب به پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) ـ قابل اعتمادی نیز درباره‌ی مهدی (علیه السلام) نمی‌توان استناد کرد. و به نظر می‌رسد که عقیده به مهدی (علیه السلام) در دوره‌های اغتشاش و عدم امنیت مذهبی، بر تحولات سیاسیِ اوایل اسلام (قرن‌های هفتم و هشتم میلادی) رواج یافته باشد.»[۲]

ب) تحریف

معنای تحریف در کلام مقام معظم رهبری به روشنی بیان شده است: «مطالبی که اگر به حقیقت آن‌ها توجه کنیم، تبدیل به یک موتور حرکت دهنده‌ی جامعه‌ی اسلامی می‌شود، وقتی دشمن روی آن کار کرد، آن را خراب و معنای آن را عوض کرده و در ذهن ما به صورت دیگری جا می‌اندازد، همین موتور متحرک، به یک داروی مخرب و خواب‌آور تبدیل می‌شود.»[۳]

تبدیل موضوع انتظار امام مهدی (علیه السلام) که آثار و پیامدهای بسیار شگرف و معجزه‌آسا و مثبتی دارد، به انتظار منفی و تلخ و ناگوار و این نگرش به انتظار که امر به معروف و نهی از منکر نکردن و سر در جیب خود فرو بردن و هیچ تکلیفی در مقابل دیگران و جامعه برای خود قائل نبودن و یا حتی امر به معروف و نهی از منکر را مخالف انتظار قلمداد کردن و حتی، وظیفه‌ی منتظر را دامن زدن به فساد و تباهی‌ها دانستن و هر گونه قیام و حرکتی را قبل از ظهور حضرت باطل و مخالف دوران انتظار گفتن، دستاوردهایی است که برگرفته از غرض‌ورزی‌های سیاسی دشمنان است.

آری، به دنبال چنین تحریف‌هایی، افرادی چون ابن تیمیّه، در گذشته و افرادی مانند دونالدسن، شریعت سنگلجی، کسروی و بالأخره سلمان رشدی و احمد الکاتب و … و جریانات و افرادی دیگر که به هر بهانه، به دین و شیعه می‌تازند و آن را مورد تردید قرار داده و در آن ایجاد شبهه می‌کنند، مورد حمایت جدی دشمن قرار گرفته و نظرشان علمی قلمداد می‌شود.

به عنوان مثال ابن تیمیّه گوید: «انتظار، در زمان غیبت امام عصر (علیه السلام)، ضعف و سستی در امور و بی‌تفاوتی در برابر مفاسد اجتماعی و همه چیز را به امید آینده واگذار کردن و اصلاح امور را به عهده‌ی امام زمان (علیه السلام) گذاردن است.»[۴]

ج) تخریب

شگرد دیگر دشمن، حمله‌ای ناجوانمردانه با ژست‌های علمی و هنری در مقابل فرهنگ مهدوی است. دشمن هدف‌های کوتاه مدت و طولانی مدت زیادی دارد:

۱- نیرو سازی با استفاده از خطرناک جلوه دادن جریان مهدویّت؛

۲- ایجاد شک و تردید و تنفّر در افراد به ویژه معتقدان به مهدویّت؛

۳- برنامه‌ریزی برای نسل آینده برای ایجاد تنفر نسبت به فرهنگ مهدوی.

به عنوان مثال فیلم «پیش‌گویی‌های نوسترا داموس» یا «مردی که آینده را دید»، نمونه‌ای است که هر سه هدف، و بیشتر دو هدف نخست را دنبال می‌کند. در این فیلم که توسط کمپانی صد در صد صهیونیستی«گلدن مایر» ساخته شده است، با تحریف و برداشت خاصی از پیش‌گویی‌های نوسترا داموس که در قالب اشعاری رمزآمیز بیان شده است، چهره‌ی امام زمان (علیه السلام) را چهره‌ای بسیار خشن و بسیار مخرّب و وحشتناک معرفی، و پیامد حضور ایشان را جنگ‌ها؛ جنایت‌ها و ناامنی‌ها قلمداد کرده است.[۵]

فیلم پیش‌گویی‌های نوسترا داموس، نمونه‌ی کوچکی است از صدها فیلم و سریال که هالیوودها عهده‌دار ساخت و پخش هنرمندانه‌ی آن هستند تا حقیقت را به گونه‌ای که خود می‌خواهند تفسیر کنند و آینده را آن چنان که با امیالشان سازگار است، تغییر دهند.

و اما نمونه‌ی دیگر بازی کامپیوتری «جهنم خلیج فارس» معروف به «یا مهدی» است. این بازی، عهده‌دار هدف سوم است، یعنی برنامه‌ریزی برای نسل آینده و ایجاد تنفر در میان آنان، بدین صورت که کودک، به جای قهرمان بازی که فردی است آمریکایی، قرار می‌گیرد و با کشتن مسلمانان که با صدای نفرت‌آوری «الله اکبر» و «یا مهدی» می‌گویند، امتیاز به دست آورده و در نهایت، به مراحل بالاتری می‌رود و در غیر این صورت، با غفلت از آنان کشته شده و امتیاز را از دست داده و یا از بازی اخراج می‌گردد. بنابراین کودک، چنان شرطی می‌شود که با شنیدن «الله اکبر» و «یا مهدی» تیراندازی می‌کند و … بالأخره در روح او، بذر نفرت از این دو واژه کاشته می‌شود تا روزی استکبار بتواند از محصول آن فایده برد.[۶]

د) جایگزین‌سازی

حربه‌ی چهارم دشمن، شخصیت‌پردازی و مدّعی‌سازی و حمایت از مدّعیان و فرقه‌هاست. ساختن شخصیت‌هایی مانند سید علی محمّد باب، حسینعلی بهاء و سید محمّد نوربخشی در ایران، میرزا غلام احمد قادیانی در پاکستان و سید محمّد جونیوری در هند و … نمونه‌هایی از مقابله‌ی دشمن از طریق جایگزینی است.

دوم – ارائه‌ی راهبرد جهانی مهدوی

منظور از راهبرد یا استراتژی، علم ایجاد هماهنگی و همکاری بین طرح‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی در سطح دولت یا بین چند دولت و به کار گرفتن تمامی امکانات برای دست‌یابی به اهدافی خاص است.[۷]

دولت‌های فعال همواره به دنبال نگرش و دریافت خود از هستی، جهان و حکومت، سعی در تدوین یک راهبرد کلان برای اداره‌ی کشور، هدایت در دراز مدت و گذر از فراز و نشیب‌های احتمالی دارند. و دولت‌های منفعل یا تابع، حکومت‌هایی تابع و تأثیرپذیرند که ناگزیر سر در پی فرمان‌ها و راهبردهای دولت‌‌های قوی و فعال دارند.

در این میان جهان جدید غرب به خاطر ناامیدی از احیای فضایل انسانی و تکیه بر سرمایه‌های معنوی او می‌گوید: اکنون که انسان، با اخلاق برخاسته از ویژگی‌های خویش و گسسته از دین قابل نظام یافتن نیست، پس باید با احزاب و تشکل‌ها، و تراکم قانون‌ها کنترل شود. لذا بر اساس چند نظریه، نظام‌های جهان خویش را سامان داده و آینده‌ی جهان را تحلیل می‌کند. نظریه‌هایی همچون اومانیزم یا انسان محوری، پلورالیزم، سکولاریزم و لیبرالیزم هستند که زیربنای فکری غرب را بنا نهاده‌اند.[۸]

در پایان توجه به این نکته ضروری است که در مقابل راهبردهای فعالی چون: جنگ تمدّن هانتینگتون، پایان تاریخ فوکویاما، دیدگاه آلوین تافلر در موج سوم و …، که به بشر پیشنهاد می‌شود و پیوسته او را می‌فریبد، باید، مهدی باوران برای زمینه‌سازی ظهور و آماده کردن جهانی برای پذیرش امام عصر (علیه السلام) راهبرد یا استراتژی محکمی ارائه دهند. باید برنامه‌های جهانی مهدویّت را تبیین کرد و طرح و برنامه‌ای ارائه داد تا جهانیان حقیقت را از افسانه‌سرایی‌ها جدا کنند و با جان و دل، منتظر واقعی آن امام همام باشند. إن شاء الله

پی نوشت ها:
[۱]. مقام معظم رهبری، فصل‌نامه‌ی انتظار، ش ۲، ص ۳۷ .
[۲]. مجلّه‌ی موعود، ش ۱۹، صص ۲۶- ۲۸ .
[۳]. مقام معظم رهبری، فصل‌نامه‌ی انتظار، ش ۲، ص ۳۲ .
[۴]. به نقل از فصل‌نامه‌ی انتظار، ش ۵، ص ۲۷۵ .
[۵]. فصل‌نامه‌ی انتظار، ش ۵، صص ۲۷۶- ۲۹۴ .
[۶]. فصل‌نامه‌ی انتظار، ش ۵، مهدی انکاری و انتظار ستیزی، محمد صابر جعفری، ص .
[۷]. استراتژی انتظار، اسماعیل شفیعی سروستانی، ص ۶۳ .
[۸]. عزیز اله حیدری، مهدی (علیه السلام) تجسم امید و نجات، صص ۷۰ ـ ۷۵ .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *