معنای وساطت فیض امام مهدی در روایات

اگر بخواهیم توضیحی درباره نحوه وساطت فیض ائمّه علیهم السلام بدهیم، باید ابتدا توجّه داشته باشیم که این مطلب فراتر از قلمرو کشف عقلانی است و در واقع عقل، نفیاً و اثباتاً در این موضوع حکمی ندارد. بنابراین اگر چیزی بتوان گفت، صرفاً بر مبنای ادلّه نقلی- اعمّ از قرآن و احادیث- است. لذا اصل وساطت ائمّه علیهم السلام در نعمت های الهی به وسیله دلایل نقلی اثبات می شود و درباره چگونگی آن هم باید ببینیم آیا در قرآن و روایت توضیحی آمده است یا خیر. اگر مطلب روشنی در این زمینه یافت شود، می تواند در این باره سخن گفت. وگرنه، بهتر است سکوت کرده، علم آن را به اهلش- که ائمّه علیهم السلام هستند- واگذار کنیم.
وقتی با این توجّه به دلایل نقلی رجوع کنیم، به بیانات مختلفی از ائمّه علیهم السلام در نحوه وساطت فیض ایشان برمی خوریم که «ارائه یک معنای مشخّص» را به صورت قطعی و نهایی در این مساله برای ما مشکل می سازد. اینک به تبیین یکی از این
{صفحه۱۱۹}

فرمایش ها و توضیح ادلّه آن اکتفا می کنیم.(۱)
حدیثی از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده است که وساطت ملک الموت و ایادی ایشان را در قبض روح زندگان مطرح فرموده اند. مقدّمه حدیث چنین است: فردی بی دین خدمت حضرت امیرالمومنین علیه السلام می آید و به ایشان عرض می کند: اگر در قرآن تناقض نبود، من دین شما را می پذیرفتم! حضرت فرمودند: تناقض قرآن در چیست؟ او آیاتی از قرآن را که به نظرش متناقض آمده، بیان می کند و می گوید: در قرآن، یک جا آمده است:
(قُل یَتَوَفّاکُم مَلَکُ المَوتِ الّذی وُکِلَ بِکُم)(۲)
بگو فرتشه مرگ که بر شما گمارده شده است، شما را قبض روح می کند.
و در جای دیگر چنین است:
(اللهُ یَتَوَفَّی الاَنفُسَ حینَ مَوتِها)(۳)
خداوند جان ها را هنگام مرگشان قبض می کند.
و در جای دیگر:
(الذین تَتَوَفّیهُم المَلائِکَهُ طَیِّبینَ)(۴)
کسانی که فرشتگان، آن ها را در حال پاکی، قبض روح می کنند.
و شبیه این آیات که خداوند متعال، در جایی گرفتن جان ها را به خودش نسبت داده و در جاهای دیگر کار فرشتگان دانسته است، این ها با یکدیگر تعارض و تناقض دارند.
امیرالمومنین علیه السلام در پاسخ می فرمایند:
«خداوند قبض روح را بدون واسطه انجام نمی دهد، بلکه این کار را توسّط فرستادگان و فرشتگانش انجام می دهد».

۱- ما در این جا قصد طرح و بررسی همه احادیث مربوط به این بحث را نداریم، سطح این کار بالاتر از حدّ این کتاب است.
۲- سجده/۱۱٫
۳- زمر/۴۲٫
۴- نحل/ ۳۲٫
{صفحه۱۲۰}
حضرت، سپس به یک قاعده کلّی اشاره فرموده اند که:
فِعلُ رُسُلِهِ وَ مَلائِکَتِهِ فِعلُهُ لِانَّهُم بِامرِهِ یَعمَلُونَ.
کار فرستادگان و فرشتگان خدا در حقیقت، کار خود اوست، چون آن ها به فرمان او کار می کنند.
این یک قاعده کلّی است و ضابطه آن هم مشخّص است. اگر کسی به فرمان دیگری، دقیقاً همان چیزی را که او خواسته، انجام دهد، کارش به او منسوب است و می تواند فرمان دهنده را «فاعل حقیقی» آن کار دانست. مثلاً اگر کسی به دستور دیگری مرتکب قتل نفس شود و دقیقاً مطابق آن چه او دستور داده، این کار را انجام دهد، می توان حقیقتاً «آمِر به قتل» را قاتل دانست. در این جا خدای متعال نه تنها به فرشتگان امر می کند، بلکه قدرت انجام آن امر را هم به آن ها می دهد و آن ها این قدرت را صرفاً از خدای متعالی می گیرند. سپس فرمودند:
«خدا از فرشتگان و از انسان ها، فرستادگان و سفیرانی- بین خود و آفریدگانش- برگزیده است. و این ها همان کسانی هستند که خدا در وصفشان فرموده است: «خداوند از میان فرشتگان و انسان ها فرستادگانی را برمی گزیند»(۱) پس هرکس که اهل طاعت باشد، فرشتگان رحمت جان او را می گیرند و کسی که اهل گناه باشد، فرشتگان عذاب، جانش را می گیرند. فرشته مرگ، یارانی از فرشتگان رحمت و عذاب دارد که آن ها دقیقاً به فرمان او عمل می کنند. و (به همین دلیل) کار آن ها کار خود اوست و هر کاری انجام دهند به او نسبت داده می شود. پس کار آن ها (اعوان ملک الموت) کار خود ملک الموت است (فِعلُهم فِعلُ مَلَکِ المَوتِ). از طرفی کار ملک الموت هم کار خداست (فِعلُ مَلَکِ المَوتِ فِعلُ الله). و این هر دو یک علّت دارد. و آن این که یاران ملک الموت به فرمان او عمل می کنند و او هم به فرمان خدا عمل می کند، پس کار آن ها کار خدا خواهد بود».
سپس به طور کلّی می فرمایند:

۱- حج/ ۷۵٫
{صفحه۱۲۱}
لِاَنّه یَتَوفَّی الاَنفُسَ عَلی یَدِ مَن یَشاءُ، و یُعطی و یَمنَعُ و یُثیبُ وَ یُعاقِبُ عَلی یَدِ مَن یَشاءُ، وَ إِنَّ فِعلَ اُمَنائِهِ فِعلُه کما قال: و ما تَشاووُنَ اِلّا ان یَشاءَ اللهُ.(۱)
چون خدا جان ها را به واسطه هرکس که بخواهد می گیرد، و به وسیله هرکس که بخواهد، می بخشد و باز می دارد و ثواب می دهد و عقاب می کند. و به این علت، کار امین های او کار خود اوست، همان طور که (خطاب به امناء خود) فرمود: «و شما نمی خواهید مگر این که خدا بخواهد».
بدین ترتیب، در مساله قبض روح، خدای متعال، عملی را که دقیقاً مطابق امر او انجام پذیرد، فعل خود شمرده است. مثل این که اگر کسی را برای انجام کاری بفرستیم و او دقیقاً مطابق نقشه و دستور ما عمل کند، ما هم عمل او را به خود نسبت می دهیم. در این مورد، با این که خود مستقیماً آن عمل را انجام نداده ایم، دیگران هم آن را کار ما می شمارند و اگر شایسته مدح یا مذمّتی باشد، به ما هم مربوط می شود. عمل ملک الموت و ملائکه دیگر نیز همین گونه است. ملائکه فاعل های مختار هستند؛ یعنی از روی اختیار و آزادانه عمل می کنند. ولی چون دقیقاً مطابق امر خدا عمل می کنند، کار آن ها در حقیقت کار خداست و آن ها به منزله دست خدا عمل می کنند. به همین ترتیب، بخشش و پاداش یا کیفر دادن نیز می تواند به وسیله غیر خدا صورت پذیرد، ولی در عین حال حقیقتاً به خدا منسوب گردد. البتّه این غیر خدایی که کارش، کار خدا محسوب می شود، به دلیل عصمتی که دارد، قطعاً از امناء الهی است که عملش دقیقاً مطابق خواست پروردگار است. مصداق کامل این ایادی، ائمّه علیهم السلام هستند که امناء خدا خوانده شده اند، در زیارت جامعه کبیره خطاب به اهل بیت علیهم السلام چنین می خوانیم:
اَلسّلام علیکم یا … اُمَناءَ الرَّحمنِ.(۲)
بنابراین هیچ اشکالی ندارد که معتقد شویم به این که خدای متعال در کلیّه

۱- احتجاج طبرسی/ ج۱/ ص۳۶۷ و ۳۶۸٫
۲- بحارالانوار/ ج۱۰۲/ ص۱۲۸٫
{صفحه۱۲۲}
انعام های خویش از جمله روزی دادن، کار اختیاری ائمّه علیهم السلام را کار خود بداند و به تعبیر امیرالمومنین علیه السلام «عَلی یَدِ» ایشان نعمت هایش را بر مخلوقاتش جاری سازد.
امام سجّاد علیه السلام در روایتی امر تقسیم «روزی» را این گونه تشریح فرموده اند:
یا ابا حمزه! لا تَنامَنَّ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ، فانّی اَکرَهُها لک. اِنّ اللهَ یُقَسِّمُ فی ذلک الوقتِ اَرزاقَ العِبادِ و علی اَیدینا یُجریها.(۱)
ای ابوحمزه! قبل از طلوع آفتاب نخواب، چون من از خوابیدن تو در این وقت کراهت دارم، (زیرا) خدا روزی بندگان را در این وقت تقسیم می کند و به واسطه ما آن را جاری می سازد.
تعبیر ایشان در این جا «عَلی اَیدِینا» است. همان تعبیری که حضرت امیر علیه السلام درباره قبض روح فرمودند: «یَتَوفَّی الاَنفُسَ عَلی یَدِ مَن یَشاء». امام سجّاد علیه السلام در حقیقت مصداق «مَن یَشاء» را در تقسیم روزی معیّن فرموده اند. بنابراین نحوه روزی دادن خدا به بندگان، می تواند مانند نحوه قبض روح کردن خدا باشد. قبض روح توسّط فرشتگان الهی- امّا به امر خدا و مطابق خواست او- انجام می شود و به همین دلیل کار آن ها، کار خود خدا محسوب می شود. در مساله روزی دادن هم ممکن است بگوییم این کار عمل اختیاری ائمّه علیهم السلام است، ولی چون به فرمان الهی و دقیقاً مطابق خواست او انجام می دهند، خدای تعالی این کار را به خودش نسبت می دهد. ائمّه علیهم السلام به هیچ وجه از خواست الهی تجاوز نمی کنند و خواست ایشان چیزی جز خواست خدا نیست. بنابراین روزی رساندن می تواند کار امام علیه السلام باشد که ایشان – طبق تقدیر و تقسیم الهی و دقیقاً مطابق مشیّت او- این کار را انجام دهند.
در بعضی روایات، کار تقسیم روزی به فرشتگان الهی نسبت داده شده است:
قال الرّضا صَلَواتُ الله عَلَیه فی قولِ الله عَزَّوَجَلَّ: «فالمُقسِّماتِ اَمراً»
قال: المَلائِکَهُ تُقَسِّمُ اَرزاقَ بنی آدمَ ما بینَ طلوعِ الفَجرِ الی طُلُوعِ الشَّمسِ.(۲)

۱- بصائر الدّرجات/ جزء۷/ باب۱۴/ ح۹٫
۲- بحارالانوار/ ج۸۶/ ص۱۳۰٫
{صفحه۱۲۳}
امام رضا علیه السلام ذیل آیه شریفه «فَالمُقَسِّماتِ اَمراً»(۱) فرمودند: فرشتگان، روزی انسان ها را بین طلوع فجر تا طلوع خورشید تقسیم می نمایند.
امام سجّاد علیه السلام خطاب به ابوحمزه فرموده اند که خدا به دست ما روزی را در وقت بین الطّلوعین تقسیم می کند و در این روایت آمده است که در این زمان، ملائکه، تقسیم کننده روزی هستند. جمع این دو روایت، مانند بحث «قبض روح» است.
در این جا می گوییم که در هر حال خدای سبحان، تقسیم کننده روزی است و این امر را به دست امناء خود یعنی ائمّه علیهم السلام و ملائکه سپرده است. البتّه ملائکه هم تحت فرمان اهل بیت علیهم السلام عمل می نمایند. امام موسی بن جعفر علیهما السلام فرمودند:
ما مِن مَلَکٍ یُهبِطُهُ اللهُ فی امرٍ مِمّا یَهبِطُ له الّا بَدَاَ بِالامام، فَعَرَضَ ذلک عَلَیه و انّ مُختَلَفَ الملائِکهِ مِن عِندِاللهِ تبارکَ و تعالی الی صاحِبِ هذا الاَمرِ.(۲)
هیچ فرشته ای نیست که خدا او را برای کاری فرو فرستد، مگر این که از امام علیه السلام شروع می کند و آن کار را خدمت امام علیه السلام عرضه می کند. و به طور کلّی آمد و شد ملائکه از جانب خدای تبارک و تعالی به سوی صاحب این امر (حجّت خدا) است.
هرگاه خدای متعال فرشته ای را برای هر منظوری مثل اجابت دعا، روزی دادن و … به زمین می فرستد، آن فرشته به فرمان الهی ابتدا خدمت امام علیه السلام می رسد و آن چه را که مامور به آن شده است، خدمت ایشان عرضه می دارد. بعد هم که بخواهد از جانب زمین به سوی پروردگار بازگردد، مجدّداً از خدمت امام علیه السلام مرخّص می شود. از طرفی خدای متعال، همه مخلوقات را مطیع و فرمانبردار ائمّه علیهم السلام قرار داده که فرشتگان هم از این امر مستثنی نیستند. امام حسین علیه السلام فرمودند:

۱- ذاریات/۴٫
۲- بحارالانوار/ ج۲۶/ ص۳۵۷/ ح۲۱٫
{صفحه۱۲۲۴}
و اللهِ ما خَلَقَ اللهُ شیئاً اِلاّ و قد اَمَره بِالطّاعَهِ لنا.(۱)
قسم به خدا، خدا چیزی را نیافریده، مگر آن که به او امر فرموده تا از ما اطاعت و فرمانبری کند.
بنابراین، فرشتگانی که برای انجام کاری به زمین فرو می آیند، باید مطیع اوامر امام علیه السلام باشند. از این رو در تقسیم روزی بین بندگان، ملائکه الهی باید به فرمان امام علیه السلام عمل کنند.
در زیارت امام حسین علیه السلام می خوانیم:
اِرادَهُ الرَّبِّ فی مَقادیرِ اُمورِه تَهبِطُ الیکم و تَصدُرُ مِن بُیُوتِکم.(۲)
اراده پروردگار در مقدّرات امورش، به سوی شما فرو می آید و از خانه های شما خارج می گردد.
اراده الهی بدون وساطت اهل بیت علیهم السلام صورت نمی پذیرد، بلکه محلّ ورود و صدور خواست پروردگار ائمّه علیهم السلام هستند. بنابراین وقتی ملائکه می خواهند روزی را از طرف خدا قسمت کنند، ابتدا خدمت امام می رسند. چون همه نعمت ها متعلّق به امام علیه السلام است، ایشان حقّ دارند که ملک خود را به کسی ببخشند یا از او باز دارند.
البتّه بنابر دلائل مستند و فراوان، اراده و خواست امام علیه السلام همان خواست و اراده خداست و رضا و غضب ایشان عین خشنودی و ناخشنودی پروردگار است.(۳) از این رو، هرجا خدا بخواهد ایشان می بخشند، و در حقیقت هر چیزی که ائمّه علیهم السلام اعطا کنند می توان گفت که خدا آن را بخشیده است، و بازداشتن ایشان نیز در حقیقت بازداشتن خداست.
فرشتگان هم از طرف خدای عزّوجلّ مامورند که تحت فرمان امام علیه السلام باشند، در هر کاری به خدمت امام علیه السلام برسند و با اجازه ایشان آن چه را متعلّق به امام است، بین خلائق تقسیم کنند. خدا به آن ها امر فرموده که مطیع ائمّه علیهم السلام باشند و به فرمان

۱- بحارالانوار/ ج۴۴/ ص۱۸۳٫
۲- کامل الزّیارات/ باب۷۹/ ص۳۶۶/ ح۲٫
۳- و ما تَشاوونَ اِلاّ اَن یَشاءَ الله (دهر/۳۰).
{صفحه۱۲۵}
ایشان عمل کنند. نتیجه کلّی بحث این است که امام علیه السلام واسطه فیض الهی در همه نعمت های دنیوی و اخروی، مادّی و معنوی است. دقّت کنیم که این وساطت، هیچ «ضرورت عقلی» ندارد که ما بخواهیم الزامی برای خدای عزّوجلّ ایجاد کنیم، بلکه خدا خود، چنین خواسته است که همه نعمت ها را به امام ببخشد، تا ایشان آن ها را به خواست خودشان (که همان خواست خداست) بین بندگان تقسیم کنند. تاکید می شود که اگر خدا چنین نمی خواست، می توانست نعمت های خود را مستقیماً و بدون وساطت ائمّه علیهم السلام به مخلوقات خود ارزانی دارد. ولی حالا که به دلالت آیات و روایات، می فهمیم مشیّت خدا به این امر تعلّق گرفته، باید به ولیّ نعمت بودن اهل بیت علیهم السلام معتقد باشیم.
ناگفته نماند که لازمه بحث فعلی، قول به «تفویض باطل» که در بعضی از احادیث به آن اشاره شده، نمی باشد. «تفویض در امر خلق و رزق» که قائل به آن مشرک دانسته شده،(۱) این است که کسی معتقد شود حجّت های الهی مستقلّ از مشیّت و امر الهی، تدبیر امور تکوینی خلق را به عهده دارند و به عبارتی خداکار را به طور کامل به ایشان «واگذار» کرده و آن ها به جای خدا عمل می کنند. چنین معنایی کاملاً نادرست و در حقیقت شرک به خدای متعال است و هیچ ربطی به آن چه اثبات شد، ندارد.
برگرفته از کتاب آفتاب در غربت نوشته آقای محمد بنی هاشمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *