مراتب شکر واسطه نعمت در روایات

امیرالمؤمنین علیه السلام نیز مراتب شکر نسبت به واسطه های نعمت را بیان فرموده و کوتاهی از آن را جایز ندانسته اند. حتّی اگر کسی از انجام برخی مراحل شکر عاجز باشد، راه دیگری را جایگزین آن کرده اند، تا چیزی از حقّ منعم کاسته نشود. ایشان فرموده اند:
حَقٌّ عَلی مَن اُنعِمَ عَلَیهِ اَن یُحسِنَ مُکافاهَ المُنعِمِ، فَاِن قَصُرَ عَن ذلِکَ وُسعُهُ فَعَلَیهِ اَن یُحسِنَ الثَّناءَ، فَاِن کَلَّ عَن ذلِکَ لِسانُهُ فَعَلَیهِ مَعرِفَهُ النِّعمَهِ وَ مَحَبَّهُ المُنعِمِ بِها، فَاِن قَصَّرَ عَن ذلِکَ فَلَیسَ لِلنِّعمَهِ بِأَهلٍ.(۱)
این حق بر عهده کسی که نعمتی به او داده شده هست که به صورت زیبایی (کار خوب) مُنعم را تلافی کند. پس اگر چنین کاری در حدّ توانش نبود، (از او) به خوبی تعریف و تمجید کند. پس اگر زبانش توانایی انجام این کار را به طور شایسته نداشت، باید حدّاقلّ، قدر آن نعمت را بشناسد و نسبت به کسی که این نعمت را به او رسانده، قلباً محبّت داشته باشد. پس اگر از این هم کوتاهی کند، اصلاً شایستگی برخورداری از آن نعمت را ندارد.
کسی که به او نعمتی داده شده، باید به بهترین نحو، آن خوبی را جبران کند؛ یعنی به مُنعم خود احسان کند. در روایت، واژه «یُحسِنُ» به کار رفته است؛ یعنی ضمن این که به لطف او «اقرار قلبی» دارد، باید «خوبی» او را به «خوبی» پاسخ دهد و احسانش را با احسان مقابله نماید. چرا که جزا و مکافات خوبی، جز خوبی نیست.
(هَل جَزاءُ الاِحسانِ اِلَّا الاِحسانُ)(۲)
آیا پاداش خوبی کردن، جز خوبی کردن است؟!

۱- بحارالانوار/ ج۷۱/ ص۵۰/ ح۶۷٫
۲- الرّحمن/ ۶۰٫
{صفحه۹۳}
در مقابل «اسائه» یعنی مرتکب «سوء» یا «بدی» شدن نسبت به محسن، از مصادیق کفران نعمت او می باشد.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در ادامه روایت به ما آموخته اند که اگر توان این کار را ندارید و نمی توانید به همان اندازه که مورد لطف قرار گرفته اید، نیکی کنید و از عهده تلافی آن برنمی آیید، باید ثنای او را به جای آورید؛ یعنی فضائلش را یاد کنید و خوبی های او را تعریف و تحسین کنید.
گاهی ممکن است نتوانید به خوبی از وی تعریف کنید و آن چه به زبان می آورید، مناسب و شایسته حقّ او نباشد. در این صورت، حدّاقل موظّف هستید که قدر نعمت او را خوب بدانید؛ یعنی بعد از این که نعمت بودن آن را متذکّر هستید که قدر نعمت او را خوب بدانید؛ یعنی بعد از این که نعمتبودن آن را متذکّر شدید، آن را واقعاً «نعمت» بدانید و از طریقی به نعمت بودن آن اقرار و اعتراف کنید و نقش واسطه را در رسیدن آن نعمت به خود تصدیق نمایید. هم چنین نسبت به او- از آن جهت که به شما انعام کرده- محبّت ورزید و قلباً او را دوست بدارید. این عمل قلبی یعنی محبّت داشتن نسبت به مُنعم، کم ترین درجه شکر است که در هیچ صورتی نباید نسبت به آن کوتاهی کرد. امام علیه السلام در این مورد تعبیر «قَصَّرَ» را به کار برده اند، چون این نوع کوتاهی کردن- برخلاف «قَصُرَ»- فعل اختیاری انسان است و به فردی که از انجام عملی «قاصر» (ناتوان) است، اطلاق نمی شود. شخص، در کم گذاشتن محبّت، مقصّر است و لذا فرموده اند که اصلاً شایستگی برخورداری از آن نعمت را ندارد.
کوتاهی کردن در انجام وظیفه شکر نسبت به واسطه نعمت، عمل ناپسندی است. خداوند متعال- که ولیّ نعمت اصلی ما است- به وسیله اهل بیت علیهم السلام ما را نسبت به آن متذکّر نموده و بدین ترتیب حجّت را بر هر انسان عاقلی تمام کرده است.
برگرفته از کتاب آفتاب در غربت نوشته آقای محمد بنی هاشمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *