متن توقیع امام مهدی در لعن ابی عزاقر

تذکّر: در نقل مضامین این توقیع فرق ها و اختلافات کوچکی وجود دارد که در ترجمه، به تفکیک از یکدیگر نقل میشود.
ابتدا توقیع به روایت غیر از صیمری این است: به افرادی از برادران ما که خداوند من تثق بدینه وتسکن إلی نیّته من إخواننا اسعدکم اللَّه – وقال ابن داود: ادام اللَّه سعادتکم من تسکن إلی دینه وتثق بنیته – جمیعاً: بانّ محمّد بن علیّ المعروف بالشلمغانیّ – زاد بن داود وهو ممّن عجّل اللَّه له النقمه ولا امهله – قد ارتدّ عن الإسلام وفارقه – اتّفقوا – والحد فی دین اللَّه وادّعی ما کفر معه بالخالق – قال هارون: فیه بالخالق – جلّ وتعالی وافتری کذباً وزوراً وقال بهتاناً وإثماً عظیماً – قال هارون: وامراً عظیماً – کذب العادلون باللَّه وضلّوا ضلالاً
رستگارشان فرماید و به دیانتشان اطمینان داری و از بیتشان آرامش و اعتماد داری اعلام کن.
و به روایت صیمری این است: اعلام کن خداوند خیر را به تو بشناساند و عمر تو را طولانی فرماید و همه خوبیها و خیرها را به تو بشناساند و عاقبت عمل تو را ختم به خوب و نیک فرماید.
و به روایت ابن داوود آمده است: خداوند سعادتمندی شما را مستدام فرماید، به کسی که از دین او آرامش و امنیت و از نیتش اطمینان داری اعلام کن.
ادامه توقیع که مورد اتفاق همه است: به اینکه محمّد فرزند علی مشهور به شلمغانی؛(۲۳۰) او از جمله کسانی است که خداوند در عذابش بر او تعجیل فرموده و به او مهلت ندهد. وی تحقیقاً از طریق اسلام مرتدّ و منحرف شده و اسلام را ترک کرده و در دین خداوند ملحد و گمراه شده است و چیزهایی را ادّعا کرده که باعث کفر او نسبت به خالق – جلّ و علا – شده است، – هارون به جای جمله «معه بالخالق» جمله «فیه بالخالق» آورده است. – او به خداوند افترا زده و دروغ گفته است و گناه بزرگی مرتکب شده است. هارون به جای اثماً عظیماً، عبارت امراً عظیماً آورده است. کسانی که از دین خدا برگشتند و منحرف شدند دروغ گفتند و سخت گمراه و از خداوند دور گشتند و آشکارا بعیداً وخسروا خسراناً مبیناً وإنّنا قد برئنا إلی اللَّه تعالی وإلی رسوله وآله صلوات اللَّه وسلامه ورحمته وبرکاته علیهم بمنّه، ولعنّاه علیه لعائن اللَّه – اتّفقوا زاد بن داود تتری – فی الظاهر منّا والباطن فی السرّ والجهر وفی کلّ وقت وعلی کلّ حال وعلی من شایعه وتابعه او بلغه هذا القول منّا واقام علی تولّیه بعده واعلمهم – قال الصیمری: تولاّکم اللَّه قال ابن ذکا: اعزّکم اللَّه – انا من التوقّی – وقال ابن داوود: اعلم انّنا من التوقّی له.
قال هارون: واعلمهم انّنا فی التوقّی – والمحاذره منه. قال ابن داود وهارون: علی مثل (ما کان) من تقدّمنا لنظرائه.
زیانکار شدند و تحقیقاً ما از او به خدا و پیامبرش و خاندان رسولش که صلوات و سلام و رحمت و برکات خداوندی به لطف و منّ خدای متعال نصیب آنها شود، پناه برده و بیزاری میجوییم و او را که لعنت های خدا متوجهش باشد لعن و نفرین میکنیم، در ظاهر و باطن و در پنهان و آشکار و در هر وقت و هر حالت، او را و کسانی که پیرو و تابع او بوده و هر که این قول ما به او ابلاغ شده ولی باز اصرار بر دوستی او داشته باشد، لعن و نفرین میکنیم، و از آنان دوری میجوییم. آنها را از این مساله آگاه کن. که ما از او دوری جسته و حذر میکنیم. صیمری پس از «اعلمهم» آورده است: «تولا کم اللَّه؛ یعنی خداوند شما را دوست بدارد.» و ابن ذکا آورده: «اعزکم اللَّه؛ یعنی خداوند به شما عزت بدهد.» و ابن داوود به جای جمله «اعلمهم انّا فی التوقی» آورده است که «اعلم اننا من التوقی؛ یعنی بدان که ما خود را از دوستی او دور میکنیم.»
هارون گفته است: جمله آخری این گونه بود که آنها را آگاه کن که ما از او دوری میکنیم و از دوستی او حذر میکنیم. ابن داوود و هارون گفتهاند که بعد از آن فقره آمده بود: از او دوری میکنیم. مانند امثال او از کسانی که قبلاً از آنها اعلام بیزاری کردهایم.
قال الصیمریّ: علی ما کنّا علیه ممّن تقدّمه من نظرائه. وقال ابن ذکا: علی ما کان علیه من تقدّمنا لنظرائه. اتّفقوا – من الشریعیّ والنمیریّ والهلالی والبلالیّ وغیرهم وعاده اللَّه – قال ابن داود وهارون: جلّ ثناوه واتّفقوا – مع ذلک قبله وبعده عندنا جمیله وبه نثق وإیّاه نستعین وهو حسبنا فی کلّ امورنا ونعم الوکیل.
قال هارون: واخذ ابوعلیّ هذا التوقیع ولم یدع احداً من الشیوخ إلّا واقراه إیّاه وکوتب من بَعُدَ منهم بنسخته فی سائر الامصار، فاشتهر ذلک فی الطائفه فاجتمعت علی لعنه والبراءه منه.
وقتل محمّد بن علیّ الشلمغانی فی سنه ثلاث وعشرین وثلاثمائه.
صیمری به جای این فقره به این صورت روایت کرده است: بنابر آنچه که ما قبلاً نسبت به امثال او انجام دادهایم و نفرین شان کردیم. و ابن ذکا این فقره را به ترتیبی نقل کرده که شبیه نقل صیمری است.
ادامه توقیع شریف که مورد اتفاق و اجماع است: [ما او را لعن میکنیم] و او از جمله شریعی و نمیری و هلالی و بلالی و دیگران است و عادت خداوند این است که دعا یا لعن ما را اجابت میکند. ابن داوود و هارون گفتهاند که بعد از عاده اللَّه آمده بود جل ثناوه امّا فقره و عادت اللَّه اتفاقی است و پس از آن آمده است: عادت خداوند با وجود اینها قبل و بعد از او، عادت زیبا، نیکو و پسندیدهای بوده است و ما به خداوند اعتماد داریم و از او یاری میطلبیم و خداوند هم در همه امور مان برای ما کافی بوده و بهترین وکیل است.
هارون گفته است: ابو علی این توقیع را گرفت و برای تمامی بزرگان و شیوخ قرائت کرد و پس از آن نسخههایی از آن را نوشته و به سایر شهرها فرستاد. بنابراین، این مساله در بین شیعیان مشهور شده و همگی بر لعن و تبری از او متفق القول شدند.
ذکر امر ابی بکر البغدادی ابن اخی الشیخ ابی جعفر محمّد بن عثمان العمری وابی دلف المجنون.
وی در سال (سیصد و بیست و سه) ه.ق کشته شده و به درک واصل شد.(۲۳۱)
۳۸۵ – اخبرنی الشیخ ابوعبد اللَّه محمّد بن محمّد بن النعمان، عن ابی الحسن علیّ بن بلال المهلّبیّ قال: سمعتالقاسم جعفر بن محمّد بن قولویه یقول:
اما ابودلف الکاتب – لاحاطه اللَّه – فکنّا نعرفه ملحداً، ثمّ اظهر الغلوّ، ثمّ جنّ وسلسل، ثمّ صار مفوّضاً وما عرفناه قطّ إذا حضر فی مشهد إلّا استخفّ به ولا عرفته الشیعه إلّا مدّه یسیره والجماعه تتبرّا منه وممّن یومئ إلیه وینمّس به.
وقد کنّا وجّهنا إلی ابی بکر البغدادیّ لمّا ادّعی له هذا ما ادّعاه، فانکر ذلک وحلف علیه، فقبلنا ذلک منه، فلمّا دخل بغداد مال إلیه وعدل عن الطائفه واوصی إلیه لم نشکّ انّه علی
برگرفته از کتاب ترجمه کتاب الغیبه نوشته شیخ طوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *