مادر امام دوازدهم

مسعودی قدیمی ترین عالم امامی است که درباره مادر امام دوازدهم خبر می دهد. بنا به گزارش او، مادر حضرتش کنیزی بنام نرجس بوده است ( (۵۳)). شهید (متوفی ۷۸۶/ ۱۳۸۴) نام او را مریم بن زید علویه ذکر می کند ( (۵۴)). و دیگر اخبار او را ریحانه، صقیل و سوسن می نامند ( (۵۵)). امکان دارد نام اصلی او همان نرجس باشد و دیگر اسامی، بجز صقیل را بانوی او حکیمه دختر امام جواد (ع) به وی داده باشد. مردم آن زمان کنیزان را برای خوشامدگویی به اسامی گوناگون می خواندند و نرجس، ریحانه و سوسن همه اسامی گلها هستند.
قدیمی ترین خبر درباره ملیت مادر امام دوازدهم به سال ۲۸۶/ ۸۹۹ بر می گردد. صدوق نخستین بار به نقل از محمد بن بحر شیبانی که روایت خود را به بشر بن سلیمان نخاس منسوب می داند این موضوع را ذکر کرده است. طبق این خبر، او شخصی مسیحی مذهب از روم بود که توسط نیروهای اسلامی به اسارت در آمد و بصورت کنیز در معرض فروش قرار گرفت و نخاس وی را از بازار- برده فروشان بغداد خرید و بمحضر امام دهم حضرت علی هادی (ع) در سامرا فرستاد.
روایت مذکور، پس از بیان این مطلب اعتبار خود را از دست داده و به سبک شرح نویسی زندگی اولیاء و قدیسین در می آید. روایت می شود که مادر امام دوازدهم ملیکه بنت یشوع، نوه دختری قیصر روم بود، و مادرش از اعقاب شمعون حواری عیسی (ع) بوده است. زمانی ملیکه در کاخ جدش مریم، مادر عیسی (ع) و حضرت فاطمه (ع)، دختر پیامبر اسلام را در عالم رؤیا می بیند. حضرت فاطمه (ع) در عالم رؤیا او را به اسلام دعوت می کند و وی را متقاعد می سازد تا خود را به اسارت لشکریان اسلام در آورد ( (۵۶)).
توثیق این روایت از جنبه های گوناگون مورد سؤال قرار گرفته است.-
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۱۵
شک آورترین نکته در بخش آخر روایت ملاحظه می شود.
اولا پس از سال ۲۴۲/ ۸۵۶ جنگ عمده ای بین عباسیان و رومیان وجود نداشته و هیچ دلیلی هم در مآخذ دیده نمی شود که امپراطور روم از عباسیان تقاضای آزادی نواده دختری خود را کرده باشد ( (۵۷)).
ثانیا، نویسندگان متقدم امامی بویژه قمی، نوبختی، کلینی و مسعودی که معاصر شیبانی (راوی حدیث) بوده اند در آثار خود به این روایت رجوع نکرده اند.
بعلاوه کشی که از یاران شیبانی است و نجاشی و ابن داود از علمای بعدی مدعی هستند که وی از غلات بوده است ( (۵۸)).
ثالثا، کلینی می گوید که مادر قائم کنیزی از نویه، استان شمالی سودان بوده است ( (۵۹)). بعلاوه نعمانی و صدوق احادیث دیگری را روایت می کنند که حاکی از آن است که مادر قائم کنیزی سیاه بوده است ( (۶۰)). امکان دارد علت آنکه متأخرین امامیه این روایات را نادیده انگاشته و روایت شیبانی را موثق پنداشته اند آن باشد که روایت مذکور مادر امام قائم را از نسلی شریف و طبقه ممتاز اجتماعی می داند.
بویژه وجود رابطه ای بین امام دوازدهم، قائم (ع)، و عیسی (ع) در این حدیث آنها را مجذوب کرده است. زیرا احادیث نبوی حکایت از آن دارد که هر دو با هم قیام کرده و دنیا را از شر ظلم و جور رهایی می بخشند ( (۶۱)).
با ملاحظه این سه نکته روایت محمد بن بحر شیبانی را می توان رد کرد، با وجود آنکه طوسی و ابن رستم طبری آن را موثق می دانند ( (۶۲)).
احتمالا شیخ مفید خبر صحیحی از منشأ مادر امام قائم ارائه داده باشد. وی می گوید: آن بانو کنیزی بود که در خانه حکیمه، خواهر امام دهم، بزرگ شد.
بنا به گفته او چون امام سیمای او را دید پیش بینی کرد که از وی فرزندی با عنایت خاص الهی به دنیا خواهد آمد ( (۶۳)). طبق نظر صدوق وی قبل از رحلت شوهرش امام عسکری (ع) به سال ۲۶۰/ ۸۷۴، در گذشته است ( (۶۴)). ولی بنا به روایت نجاشی پس از این سال نیز در قید حیات بوده و در خانه محمد بن علی بن حمزه، از دستیاران نزدیک همسرش امام عسکری (ع) پنهان شده است ( (۶۵)).
برگرفته از کتابتاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته آقای جاسم حسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *