قانون آزمایش و تمحیص زمان غیبت کبری

با وجود اینکه مسئولیتها، در دوره فتنهها و انحرافات کمتر میشود، ولی باید بدانیم که منافاتی با قانون آزمایش و تمحیص ندارد، و با روایتی که قبلا آوردیم که در هنگام غیبت حجّت خدا، خشم و غضب پروردگار بر دشمنانش بیشتر میشود، مخالف نیست.
این مطلب را از دو جهت میتوانیم مورد بررسی قرار دهیم:
(۳) جهت اوّل:
قلّت مسئولیّت با تمحیص و آزمایش منافاتی ندارد؛ زیرا ما نگفتیم که اصلا مسئولیّت از بین میرود. چگونه چنین شود، در حالی که نافرمانی خدا مسئولیّتی بزرگ و کیفری بس زیاد را در بر دارد!؟ ما گفتیم که به هنگام اضطرار غیر مستقیم، در مقایسه با حالت اختیار مطلق، مسئولیّت کمتر میشود.
(۴) و به عبارت دیگر، در دوره فتنه و آشوب، مسئولیّت یک فرد از زمان حضور رسول خدا- صلّی اللّه علیه و آله- و دوره تشریع دین و زندگی در کنار رهبران مذهبی کمتر خواهد بود، چه در زمان ائمّه و رسول خدا، و چه در زمان ظهور حضرت مهدی؛ که در آن هنگام مسئولیّت انسان از مسئولیّت دوران
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۸۱
غیبت بیشتر است، و آن کس که از امتحان خدائی در زمان حضور و ظهور امام نتواند سرفراز بیرون آید، جرمش از آن کسی که در زمان غیبت نتواند به خوبی امتحان بدهد، بیشتر است؛ و آن کس که در زمان غیبت از این امتحان خدائی سرفراز بیرون آید و خوب امتحان بدهد، مقام و منزلتش بیشتر است از کسی که با حضور امام و پیامبر- صلوات اللّه علیهم- توانسته است از امتحان خوب بیرون آید «۴»؛ زیرا هرچه امتحان، دشوارتر و مشکلتر باشد، قبولی در آن، ارزش و مقام بیشتری دارد.
(۱) با در نظر گرفتن این مطلب، تمحیص و امتحان به جای خود خواهد بود، هم از جهت روشهای امتحان، و هم از جهت نتایجش.
امّا از جهت روشها، بدان جهت که قلّت مسئولیّت، واقع را تغییر نمیدهد، و شرایطی که یک انسان از نظر ظلم و انحراف و فساد در آن زندگی میکند به جای خود هست، و این شرایط نه اسلوب و روش امتحان را تغییر میدهد، و نه موجب از بین رفتن اصل مسئولیّت انسان میشود.
(۲) و امّا پیآمدها و نتایج امتحان، بدان جهت که تمحیص باعث میشود آنچه خداوند برنامهریزی کرده، حاصل شود، که عبارت است از وجود افراد مخلص و با ایمان به اندازهای که بتوانند حضرت را یاری کنند، و مسئولیّت فتح جهان را به عهده گیرند. بلکه میتوان گفت نتیجه تمحیص، به نسبت کسانی که در امتحان موفّق شدهاند بیشتر و بهتر است، اگر چه به نسبت مردودین در امتحان، نتیجه، کم است.
(۳) جهت دوم:
قلّت مسئولیّت با صدق روایت منافات ندارد، زیرا ما ایمان به غیبت حضرت مهدی و روش زندگی پدران بزرگوارش- که این روایت از جانب آنها صادر شده است- داریم. و لذا روایت را از هر جهت صحیح میدانیم، برای اینکه در قلّت مسئولیّت، دوری از زمان تشریع و سختی دسترسی به جزئیّات دستورات
______________________________
(۴) لکن باید بدانیم که بعد از ظهور، امتحانات اضافی بیشتری پیش خواهد آمد که بنابر آن، دیگر نمیشود به کلیّت این مطلب را پذیرفت، و این بحث در کتاب تاریخ ما بعد الظهور خواهد آمد.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۸۲
اسلامی تا حدّ زیادی موثّر است، مگر برای افراد بسیار کمی از اشخاص متخصّص و اندیشمندان اسلامی؛ لکن در زمان تشریع و دوران زندگی حضرت رسول و یا ائمّه اطهار- علیهم السلام- این مساله چندان دشواری نداشته است، زیرا برای افراد این امکان بوده است که خدمت حضرت رسول و یا یکی از امامان بروند و مسائل خود را از آن حضرت سوال کنند، و این رجوع بر آنها واجب بوده است.
(۱) ما در کتاب تاریخ غیبت صغری «۵»، دلایل و قرائن بسیاری را آوردیم که ثابت میکرد بسیاری از خلفا، حقّانیّت ائمّه را میدانستند، و در عین حال آنها را تحت تعقیب و شکنجه و حبس قرار میدادند.
با در نظر گرفتن این حالت به خوبی معنای روایت روشن میشود که فرمود:
«شدیدترین حالت خشم پروردگار بر دشمنانش، آن زمانی است که حجّت خدا را از دست بدهند و بر ایشان ظاهر نگردد». البتّه باید دو مقدّمه را در نظر داشت:
(۲) مقدّمه اوّل: آنچه هم اکنون دانستیم، که مسئولیّت و جرم گناهان در زمان حضور ائمّه از دوران غیبت بیشتر است، تا چه رسد به آزار و اذیّت به خود امامان و یا پیروان و شیعیانشان با اینکه حکومتها به حقّانیّت آنان آگاه بودند.
(۳) مقدّمه دوم: مقصود از کلمه «آنگاه که حجّت خدا را از دست بدهند» روزهای اوّل غیبت است؛ زیرا از دست دادن حضرت و غیبت او در دوره اوّل غیبت معنی دارد، و پس از گذشت آن دیگر استمرار آن همان از دست دادن اولیّه به حساب میآید، نه از دست دادنی مجدّد.
از این دو مقدّمه، چنین نتیجه گرفته میشود که مقصود، شدّت یافتن خشم پروردگار بر حکومتها و خلفا در آغاز غیبت صغری است؛ زیرا آنها بودند که با علم به حقّانیّت ائمّه، میکوشیدند که به هر قیمت که شده آنان را از بین ببرند، و همانان بودند که به این گناه بزرگ دست زدند.
(۴) و اگر در مقدّمه دوم مناقشه کرده و بگوئیم که فقدان و از دست دادن، فقط مربوط به اوّل غیبت نیست، بلکه شامل تمام اوقات میشود؛ زیرا در روایت داشت
______________________________
(۵) تاریخ الغیبه الصغری/ ۴۴۷ و صفحات بعد.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۴۸۳
که نزدیکترین حالت بندگان به خداوند، هنگامی است که حجّت خدا را از دست دادند، و شدیدترین هنگام خشم خداوند وقتی است که حجّت خدا را از دست داده و نیابند و با در نظر گرفتن اینکه خشنودی خداوند از بندگان، شامل تمام دوران غیبت است، پس حالت خشم هم باید شامل تمام دوران غیبت باشد.
(۱) در این صورت، این اشکال وارد است و با برنامهریزی کلّی الهی تطبیق میکند، زیرا دانستیم هنگامی که در پایان عصر غیبت کبری تمحیص نتایج نهائی خود را پدید میآورد، مردم در دو طرف قرار میگیرند: گروه اندکی با ایمانی محکم، و ارادهای استوار؛ و اکثریّتی منحرف و گناهکار. و این است همانچه روایت به آن اشاره میکند، که خشنودی خداوند و قرب و نزدیکی به او شامل حال آن اقلیّت با ایمان شده، و خشم پروردگار شامل حال آن اکثریّت منحرف میشود.
و امّا در فاصله زمانی این دوره، واضح است که تمحیص و امتحان هر چه شدیدتر و درجات بیشتری داشته باشد، ایمان مومنین و انحراف منحرفین بیشتر میشود، و به دنبال آن خشنودی و خشم خدا هم بیشتر میگردد، چنانکه در این روایت آمده بود.
برگرفته از کتاب تاریخ غیبت کبری نوشته اقای محمد صدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *