فعالیتهای ابن روح نوبختی سفیر امام زمان

به روایت ذهبی، پس از وفات سفیر دوم در سال ۳۰۵/ ۹۱۷، ابن روح، جانشین وی به مقر سازمان امامیه (دار النیابه) رفت و در آنجا شخصیتهای امامیه همچون ذکا، خادم سفیر دوم را دیدار کرد. ذکا مواردی را که مولایش به او سپرده بود، یعنی عصای دست و صندوق خزانه که مهرهای امام هم در آن قرار داشت را آماده ساخت و چنانکه به وی سفارش شده بود آنها را به ابن روح تقدیم کرد. پس از آن ابن روح همراه با دیگر وکلا به منزل محمد بن علی شلمغانی، دستیار نزدیک خود که بعدها مخالفش شد، رفتند ( (۱۸)).
ابن روح از همان آغاز شایستگی خود را برای رهبری موفقیت آمیز سازمان امامیه بروز داد. زیرکی و هوشیاری وی موجب شد تا از پیامدهای سوء شرکت در بحثهای فرقه ای که در کاخ ابن یسار، از مقامات والارتبه خلیفه مقتدر، برگزار می شد، بر کنار ماند. وی تنها بعنوان مستمع در جلسات بحث شرکت می جست. به گفته شیخ طوسی، ابن روح به قدری محتاط بود که حتی خادم خود را بخاطر ناسزاگویی به معاویه اخراج کرد ( (۱۹)). اقدام وی شاید به این منظور صورت گرفته تا از شرارتهای
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۹۶
حمید بن عباس وزیر (۳۱۱- ۳۰۶/ ۹۲۳- ۹۱۸)، که در خصومت با شیعیان بطور اعم شهره بود، جلوگیری کند ( (۲۰)).
شواهدی وجود دارد که ده نفر وکیل سفیر دوم، فعالیتهای خود را تحت نظر نوبختی همچنان ادامه دادند. در میان آنها اسامی جعفر بن احمد بن متیل، ابو عبد اللّه کاتب، حسن و جنا، محمد بن همام، اسماعیل بن اسحاق نوبختی، احمد بن متیل، محمد اسود و مدائنی بچشم می خورد. در زمره وکلای بغداد اسامی شلمغانی و احمد بن ابراهیم نوبختی وجود دارد. نوبختی راوی احادیث و همسر ام کلثوم، دختر سفیر دوم، بود و ابن روح وی را بعنوان دبیر خاص بخدمت گرفت. شلمغانی پس از انتصاب ابن روح از سوی وی به وکالت منصوب شد ( (۲۱)).
ابن روح از طریق ده وکیل خود در بغداد فعالیتهای وکلای امامیه و محافل سیاسی زیرزمینی را در دیگر استانها هدایت می کرد. وی نخستین بخشنامه را به محمد بن نفیس، وکیل اهواز، در تاریخ پنجم شوال ۳۰۵/ بیست و سوم نوامبر ۹۱۷ صادر کرد، و در آن او را به سمت خود ابقاء نمود ( (۲۲)). ابن روح وکیل خود، شلمغانی را ناظر بر فعالیتهای محافل مخفی امامیه در میان مردم بنو بسطام در بغداد کرد ( (۲۳))، و او را واسطه بین خود و ابو جعفر زجوزجی و احمد بن محمد بن سلیمان رازی، وکلای کوفه، قرار داد ( (۲۴)). شلمغانی تا سال ۳۱۲/ ۹۲۳ بر وکلای کوفه و بغداد نظارت داشت. در این زمان پس از آنکه وی به حلول خدا در شکل انسان معتقد شد از سوی ابن روح از سمت خود بر کنار و طرد گردید ( (۲۵)).
به روایت شیخ طوسی، ابو عبد اللّه حسن و جنا، یکی از ده وکیل بغداد، فعالیتهای خود را در نصیبین و موصل انجام داد. وی در سال ۳۰۷/ ۹۱۹ با شخصی موسوم به محمد بن فضل موصلی دیدار کرد که منکر شد ابن روح سفیر امام دوازدهم باشد.
حسن و جنا کوشید تا وی را متقاعد سازد که ابن روح تنها سفیر راستین منصوب از جانب امام دوازدهم است، ولی موصلی مدعی بود که اگر چنین است باید همچون سفیر اول و دوم معجزاتی از وی بروز کند. برای اقناع وی، حسن وجنا او را به بغداد آورده و در آنجا با چشمان خود کرامات ابن روح را مشاهده کرده و فورا وی را بعنوان سفیر راستین امام به رسمیت شناخت ( (۲۶)).
چنانکه ذکر شد، برخی از روایات حاکی از آن است که بخاطر شکنجه هایی
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۹۷
که معتضد (۸۹- ۲۷۸/ ۹۰۲- ۸۹۲) و مکتفی (۹۵- ۲۸۹/ ۸- ۹۰۲) بر امامیه اعمال می کردند و برای دستگیری امام تلاش داشتند، آن حضرت مقر خود را از سامرا به حجاز تغییر دادند ( (۲۷)). این وضعیت بالطبع مشکلاتی در روشهای ارتباطی بین امام و وکلا ایجاد کرد. بعلاوه اطلاعات مربوط به روابط سفیر سوم و وکلایش در دیگر شهرها نایاب و مبهم است. در عین حال، شواهدی در دست است که امام فعالیتهای خود را از مکه ادامه می داده اند.
شیخ طوسی روایت می کند شخصی به نام یعقوب بن یوسف غسانی گروهی از مردم را دیده که از استانهای گوناگون به منزلی که امام در آن زندگی می کرده رفت و آمد داشته اند و حضرتش با آنها از طریق خادمه ای پیر، مکاتبه می کرده اند ( (۲۸)).
عده ای از این افراد از بغداد بوده اند ( (۲۹)). به روایت شیخ صدوق حسن و جناء وکیل امام را در همان منزل، در سال ۳۱۴/ ۹۲۶ ملاقات کرد ( (۳۰)) که این موضوع دلالت دارد، محل اقامت امام در زمان سفیر سوم در حجاز بوده است. ولی مأخذی که اسامی وکلای مکه یا مدینه را ارائه دهد در دست نیست.
امام همچنین در مصر وکلایی داشتند که سفارت ابن روح را به رسمیت شناختند ( (۳۱)). به روایت شیخ طوسی، قاسم بن علی هنوز وکیل آذربایجان بود. وی فعالیتهای امامیه را از طریق دو دستیار خود به اسامی ابو حامد عمران بن مفلس و ابو علی بن حجدر هدایت می کرد، و همچنین از ملک شخصی امام یازدهم، حضرت عسکری (ع) که وقف امام دوازدهم کرده بود مواظبت می نمود. مکاتبات بین قاسم بن علی و ابن روح از طریق پیک ویژه آذربایجان انجام می گرفت. پس از مرگ قاسم، پسرش حسن با دستور امام به این سمت ارتقاء یافت ( (۳۲)).
در ایران به دستور سفیر دوم، محمد بن جعفر اسدی رازی وکیل ری، ناظر بر فعالیتهای دیگر استانهای ایران شد. وی این نظارت را در زمان سفیر سوم ادامه داد. اما، پس از وفات رازی در سال ۳۱۲/ ۹۲۴ ( (۳۳))، روش ارتباطات بین وکلا و ابن روح از مکاتبات غیر مستقیم، از طریق رازی، به تماس مستقیم بین ابن روح و کارگزاران تغییر یافت. شیخ صدوق چند شاهد تاریخی را در تأیید این نکته می آورد. بعنوان مثال، علی بن حسین بن بابویه، پیشوای امامیه قم از طریق اسود، وکیل بغداد، با سفیر سوم در تماس مستقیم بود ( (۳۴)). وکیل بلخ موسوم به محمد بن-
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۹۸
حسن صیرفی به همین نحو عمل می کرد. وی مالیات و وجوهات (طلا و نقره) را از امامیه بلخ جمع آوری کرده و آنها را نزد ابن روح به بغداد می فرستاد. وی حتی تماس مستقیم خود را در زمان سمری، سفیر چهارم، ادامه داد ( (۳۵)).
به همین ترتیب حسین بن علی قمی ده شمش طلا از ابن جاوشیر دریافت کرد تا آن را نزد ابن روح بفرستد و وی چنین کرد ( (۳۶)). این روایات حاکی از آن است که موقعیت ابن روح بعنوان سفیر امام دوازدهم، بر عکس سفیر اول و دوم، در بین امامیه آشکار بود. به همین دلیل، عده ای از عوام امامیه بر آن شدند تا وکلای نواحی خود را نادیده گرفته و مستقیما با سفیر سوم در تماس باشند.
ابن روح در زمان مقتدر خلیفه عباسی مورد احترام فوق العاده دربار عباسیان قرار داشت (۳۲۰- ۲۹۵/ ۹۳۲- ۹۰۷). این احترام را می توان به نفوذ خاندان وی، بنی نوبخت، در دستگاه عباسیان منسوب دانست، نفوذی که از زمان منصور (متوفی ۱۵۸/ ۷۷۴) آغاز شد و تا زمان مقتدر ادامه یافت. ابن روح خود در دستگاه عباسیان شرکت داشت. به گفته جهشیاری، وی زمانی مسئول املاک خاصه خلیفه (دیوان الضیاء الخاصه) بود ( (۳۷)). از اینرو در می یابیم که بعضی از وکلا، همچون ابو غالب رازی نسبت به ابن روح بخاطر نفوذ سیاسی و اقتصادی خاندانش احترام می گذاشتند ( (۳۸)). عباس اقبال درباره نفوذ ابن روح چنین شرح می دهد که منزل او در زمان وزیر، حمید بن عباس (۳۱۱- ۳۰۶/ ۹۲۳- ۹۱۸) مرکز ملاقات مدیران، اشراف و وزرای سابق بویژه بنو فرات بوده است ( (۳۹)). احتمال زیادی وجود دارد که ابن روح از نفوذ خود بر شیعیانی که در دستگاه حکومت بوده اند استفاده می کرده است و آنها را تشویق می کرده تا برادران ایمانی خود را در دستگاه عباسی بکار گیرند و بطور کلی به نیازمندان شیعه کمک مالی کنند.
بعضی مآخذ حاکی از آن است که این رهنمودها توسط علی بن محمد بن فرات به موقع اجرا گذاشته می شده است. به گفته ابن خلکان، وی پنج هزار نفر را تحت حمایت مالی قرار می داد ( (۴۰)). در زمان وزارت، وی ابو سهل نوبختی وکیل را، به حکومت قریه مبارک و محمد بن علی بزوفری را به حکومت قریه صلح و مزارعات از قراء واسط منصوب کرد ( (۴۱)). در همان حال محسن بن فرات، شلمغانی وکیل بغداد را، به نیابت بعضی از حکام در سایر قراء منصوب کرد ( (۴۲)).
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۹۹
فعالیت وکلا در دستگاه حکومت آنان را قادر ساخت تا وضعیت اقتصادی و سیاسی حکومت را بررسی و مطالعه کرده و ارتباطات ایشان را با استفاده از مقامات اداری خویش تسهیل کنند.
با وجود نفوذ فوق العاده ابن روح بنظر می رسد فعالیتهای مسلحانه دیگر شیعیان، بویژه قرامطه، او را در وضعیت بحرانی قرار داده باشد. رقبای او این اعمال را بهانه می کردند تا او را دستگیر کنند. در سال ۳۱۱/ ۹۲۳ کاروانی از حجاج بغدادی که عده ای از بستگان خلیفه مقتدر در آن بودند در راه مورد حمله و دستگیری قرامطه قرار گرفتند. این اقدام موجبات ناراحتی بیش از حد اهالی بغداد را فراهم آورد. چون قرامطه شیعه بودند، دشمنان شیعه نظیر نضر حاجب این اقدام را بهانه کرده و آن را بصورت حربه ای قوی علیه ابن فرات وزیر بکار گرفتند. نضر مدعی شد چون ابن فرات شیعه است، وی قرامطه را تحریک کرده تا به حجاج حمله- ور شوند. علاوه بر آن، مردم را تحریک کردند تا در ملا عام شعار دهند که ابن- فرات و پسرش محسن، قرمطی بزرگ و کوچک اند.
در سال ۳۱۲/ ۹۲۴، در نتیجه این رویدادها ابن فرات و پسرش معزول شدند و سپس بقتل رسیدند ( (۴۳)). شیخ طوسی گزارش می دهد که ابن روح در سال ۳۱۲/ ۹۲۴ دستگیر شد، ولی دلیلی بر زندانی شدن او ارائه نمی دهد. ذهبی ادعا می کند دستگیری او در اثر تبلیغات آتشین علیه قرامطه صورت گرفت. ابن روح متهم شد که با قرامطه در تلاش آنان برای تسخیر بغداد، مراوده و مکاتبه داشته است ( (۴۴)).
به روایت ابن عریب، ابن روح به دلیل سرباز زدن از تحویل پولهایی که در اختیار داشت به حکومت، دستگیر شد ( (۴۵)). این موضوع نشان می دهد که بعضی از مقامات دولتی بمنظور تسهیل دستگیری ابن روح وی را به مکاتبه با قرامطه متهم کرده اند.
به هر حال، ابن روح پنج سال در زندان خلیفه مقتدر بسر برده و در سال ۳۱۷/ ۹۲۹ آزاد شده است ( (۴۶)).
ابن روح احترام و حسن شهرت خود را بازیافت. نظارت مستقیم خویش را بر فعالیتهای امامیه تجدید کرد و بار دیگر از سوی امامیه وجوهات دریافت کرد.
بسیاری از بستگان وی همچون اسحاق بن اسماعیل (متوفی ۳۲۲/ ۹۳۳)، علی بن- عباس (متوفی ۳۲۵/ ۹۳۵) و حسین بن علی عباس، مقامات عالی دولتی را در دستگاه
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۰
عباسی بازیافتید. از اینرو نفوذ وی افزایش یافت. بسیاری از مقامات متنفذ و وزرای سابق همچون علی بن مقله از آشنایی با او برای پیشرفت خود در دستگاه عباسیان بهره گرفتند ( (۴۷)). برای مثال، ابن مقله وزیر ۰۰۰/ ۲۰ دینار را در املاک صرف نمود و آن را در سال ۳۱۹/ ۹۳۱ وقف طالبیون کرد ( (۴۸)). ولی پس از آن مقام خود را از دست داد و از ابن روح یاری طلبید. ابن روح از خویشاوند خود حسین بن- علی بن عباس نوبختی، که دبیر (کاتب) امیر الامراء ابن راعق بود تماس گرفت و از او خواست تا ابن مقله را در وصول به مقام خویش یاری دهد، که در سال ۳۲۵/ ۹۳۶ در این اقدام موفق شد ( (۴۹)).
در همان حال که سفیر سوم بخوبی نفوذ مقتدرانه خویش را در محافل رسمی بکار می گرفت با انحراف جدی قائم مقام اصلی خود، شلمغانی، از عقاید حقه اسلامی مواجه شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *