علائم ظهور امام زمان علیه السلام – ندای آسمانی (۳)

علائم ظهور امام زمان علیه السلام – ندای آسمانی (۳)

ندای ابلیس، پایان روزی که ندای آسمانی در آن اتفاق می‌افتد یا فردای آن روز، نشان از واکنش سریع اهل باطل به سرکردگی ابلیس است و هدف آن جلوگیری از تأثیر ندای آسمانی و تردید در دل شنوندگان آن است. احادیثی با عبارت‌های «لیشکک الناس و یفتنهم» و «یشکک الناس» به این مطلب اشاره دارند (نعمانی، همان: ص۲۶۲؛ صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۶).
د. محتوای ندای آسمانی مضمون ندای آسمانی را می‌توان به دو قسمت اخباری و انشایی تقسیم کرد. مراد از محتوای اخباری، مطالبی است که قالب دستوری ندارد و برای آگاهی مخاطبان است و محتوای انشایی آن است که قالب دستوری دارد و شنونده را به انجام اموری فرا می‌خواند. اینک به توضیح این دو قسم می‌پردازیم:

محتوای اخباری
معرفی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به نام و نسب که ده‌ها حدیث به آن اشاره دارند (نعمانی، همان: ص۱۶۸و ۲۶۲ و…؛ صدوق، ۱۳۸۰: ج۱، ص۵۹۷؛ کلینی، همان: ج۸، ص۱۷۸؛ طوسی، همان: ص۴۵۲) و بیان امارت و حکومت برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که چندین روایت (نعمانی، همان: ص۲۶۶؛ صدوق، همان: ۲ج، ص۵۵۵؛ خزاز قمی، همان: ص۱۴۷) با عبارت‌هایی چون «ان ولیکم فلان بن فلان القائم بالحق»؛ «هذا المهدی خلیفه الله»؛ «فلان بن فلان هو الامام» بر این مطلب دلالت می‌کنند. معرفی اهل حق و رهبر آنان به جهانیان که چندین روایت (صدوق، همان: ج۱، ص۶۰۳ و۲، ۶۰و ۵۵۸؛ طوسی، همان: ص۴۳۵ و۴۵۴؛ کلینی، همان: ج۸، ص۲۵۸؛ نعمانی، همان: ص۲۶۷ و۲۷۲) با عبارت‌های «الا ان الحق مع علی و شیعته»؛ «ان علیاً و شیعته هم الفائزون»؛ «الا ان حجه الله نقد ظهر… فان الحق معه و فیه» این مطلب را بیان می‌کنند. معرفی توصیفی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در چندین روایت (صدوق، همان: ج۲، ص۶۰؛ نعمانی، همان: ص۳۰۱؛ حسینی، همان: ج۲، ص۷۳۲؛ مفید، ۱۴۱۳: ص۲۰۸) با عبارت‌های «خیرامه محمد»؛ «القائم بالحق» و…. و خبردادن از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با عبارت‌های «الا ان حجه الله قد ظهر عند بیت الله» (صدوق، همان: ج۲، ص۶۰) و خبر دادن از پایان حکومت جباران، با عبارت «ایها الناس قطع عنکم مده الجبارین» (مفید، همان: ص۲۰۸) دلالت بر محتوای اخباری ندای آسمان می‌کنند.
محتوای انشایی

مطالب دستوری ندای آسمانی که توسط جبرئیل علیه السلام اعلان می‌شود، چیست؟ اینک به بیان آنچه از روایات ندای آسمانی در این باره استفاده می‌شود، می‌پردازیم.
۱٫ دستور حرکت به سوی مکه
حدیثی که از حذیفه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است، این مطلب در محتوای ندا با عبارت «فالحقوا بمکه؛ به مکه ملحق شوید» (مفید، همان: ص۲۰۸؛ اموی دانی، بی‌تا، ص۶۱) بیان شده است؛ ولی حدیث از حیث سند، ضعیف است؛ زیرا از منابع عامه نقل شده است. در روایت دیگری نیز این مطلب آمده است؛ ولی به عنوان محتوای ندا مطرح نشده است. طبق این روایت که از امام باقر علیه السلام نقل شده است، دستور به رفتن می‌دهد. در این حدیث آمده است: «وقتی ندا داده شد: کوچ کنید، کوچ کنید. به خدا قسم! گویی او را میان رکن و مقام می‌نگرم» (نعمانی، همان: ص۲۷۰).
۲٫ دستور به پیروی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
احادیثی با عبارت‌های «فاتبعوه» (صدوق، همان: ۲، ۶۰؛ خزاز قمی، همان: ص۱۴۷) و «فاسمعوا له و أطیعوه» (نعمانی، همان: ص۳۰۱) به بیان این مطلب در محتوای ندای آسمانی می‌پردازند که وظیفه مخاطبان را گوش دادن به سخنان ایشان و فرمانبری معرفی می‌کنند.
۳٫ دستور قیام به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
در روایتی که از ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است، محتوای ندا را متوجه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌داند، نه مردم. در این روایت، چنین آمده است: «ینادی باسم القائم یا فلان بن فلان قم؛ به اسم قائم علیه السلام ندا داده می‌شود که یا فلان بن فلان! قیام کن» (نعمانی، همان: ص۲۸۷). این ندا باید اشاره به دستور خداوند به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای قیام داشته باشد و با ندای آسمانی که مخاطب آن مردم هستند، فرق دارد؛ همان‌طور که در احادیثی ندای شمشیر و پرچم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به ایشان برای قیام مطرح شده است (صدوق، همان: ج۱، ص۴۹۸؛ خزاز قمی، همان: ص۲۶۶).
۴٫ باز داشتن از قتل و خونریزی
روایاتی با مضمون مشابه که از عبدالله بن سنان از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده و در کتاب نعمانی پشت سر هم آمده‌اند، بازداشتن از قتل و خونریزی را به عنوان محتوای ندا آورده‌اند. یکی از این روایات چنین است: «همانا منادی به اسم صاحب‌الامر، از آسمان ندا می‌دهد که: آگاه باشید امر برای فلان بن فلان است؛ پس برای چه می‌جنگید؟ » (نعمانی، همان: ص۲۷۵). این احادیث علاوه بر این، نشانگر قتل و خونریزی هنگام وقوع ندا می‌باشند.
ه‍. مخاطبان ندای آسمانی

تمام اهل زمین، ندای آسمانی را می‌شنوند. این مطلب در احادیث اهل‌بیت علیه السلام باتعبیر‌های شنیدن اهل مشرق و مغرب (طوسی، همان: ص۱۷۷ و ۴۵۴؛ نعمانی، همان: ص۲۶۲). شنیدن تمام اهل زمین (صدوق، همان: ج۲، ص۶۰؛ نعمانی، همان: ص۲۶۷؛ خصیبی، همان: ص۳۶۴)، شنیدن تمامی جانداران (نعمانی، همان: ص۳۰۱)، عام بودن ندای آسمانی (صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۶) مطرح شده است.
ویژگی دیگر ندا برای مخاطبان، شنیدن هر قوم و گروه به زبان خودشان است؛ یعنی اگر کسی زبان مادری او عربی است یا فارسی یا هر زبان دیگر، ندا را به همان زبان می‌شنود. سه حدیث که از جهت سند، معتبر هستند با عبارت‌های: «یسمعه کل قوم بألسنتهم»؛ «حتی یسمعه کل قوم بلسانهم»؛ «عام یسمع کل قوم بلسانهم» به بیان این مطلب می‌پردازند (طوسی، همان: ص۴۳۵؛ صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۶؛ نعمانی، همان: ص۲۸۲).
ویژگی سوم ندا یکنواختی آن برای شنوندگان است و دوری یا نزدیکی، معنا ندارد. روایت معتبری از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به این مطلب اشاره دارد: «قد نودوا نداء یسمع من بُعد کما یسمع من قرب؛ به تحقیق ندایی داده می‌شوند که از دور شنیده می‌شود؛ همان‌طور که از نزدیک شنیده می‌شود (صدوق، همان: ص۵۵۶).
و. غیر منتظره بودن ندای آسمانی

حالاتی که مخاطبان ندای آسمانی، هنگام شنیدن آن از خود بروز می‌دهند، نشانگر غیر منتظره بودن آن برای آنان است. این حالت‌ها، نوعی ترس همراه حیرت و تعجب را نشان می‌دهند. امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرماید: «اذا سمعوا الصوت اصبحوا و کأنما علی رؤوسهم الطیر؛ وقتی صدا را می‌شنوند، مانند کسانی خواهند بود که پرنده‌ای بر سرشان نشسته است» (نعمانی، همان: ص۲۷۰). این روایت، شدت حیرت و ترس مخاطبان را نشان می‌دهد و آنان را به فردی تشبیه می‌کند که پرنده‌ای بر روی سرش نشسته و برای فرار نکردن آن پرنده، سر جایش بی‌حرکت می‌ماند. اینک به صورت اجمالی به بیان تأثیر‌های ندای آسمانی بر روی مخاطبان می‌پردازیم:
یکم. کرنش و ایمان ابتدایی

اولین تأثیر ندا بر مخاطبان، خضوع و تسلیم برابر آن است. احادیث ذیل آیه چهارم سوره شعراء به بیان آن می‌پردازند. یکی از روایات چنین است:
«هنگام اعلان ندا، کسی روی زمین نمی‌ماند، مگر این‌که گردنش درمقابل ندای آسمانی، افتاده می‌شود و اهل زمین، وقتی صدا را از آسمان می‌شنوند، به آن ایمان می‌آورند (نعمانی، همان: ۲۶۷؛ کلینی، همان: ج۸، ص۲۵۸؛ قمی، همان: ج۲، ص۱۱۸).
دوم. بیرون آمدن دختران پرده نشین

در گذشته به صورت معمول دختران از خانه‌ها کمتر بیرون می‌آمدند؛ ولی تأثیر آن ندا به قدری است که این دختران از خانه بیر ون می‌آیند و حالت عادی خود را کنار می‌گذارند تا ببینند چه خبر است. این مطلب به یکی از دو وجه قابل تفسیر است:
۱٫ در آن زمان، هنوز ـ هر چند به تعداد کم ـ دخترانی هستند که به ندرت از خانه بیرون می‌آیند و این اطلاق بر آنان صحیح است.
۲٫ اهل‌بیت علیه السلام برای بیان شدت تأثیر ندا بر مخاطبان، این مطلب را آورده‌اند که حتی کسانی که معمولاً در خانه هستند، به واسطه ندای آسمانی، از خانه بیرون می‌آیند. احادیثی با تعابیر «تخرج الفتاه من خدرها» و «تخرج العذراء من خدرها» (نعمانی، همان: ص۳۶۰ و۲۶۱ و۲۶۶) به بیان این مطلب می‌پردازند.
سوم. بیدار شدن خفتگان

ندای آسمانی، برای همگان است و حتی افراد خواب را شامل می‌شود. آنان از شنیدن صدا، بیدار می‌شوند یا این‌که صدا به قدری هولناک است که افراد خواب، آن را می‌شنوند و وحشت زده بر می‌خیزند. احادیثی با عبارت‌های: «توقظ النائم» (نعمانی، همان: ص۲۶) «لایبقی راقد الا استیقظ» (نعمانی، همان: ص۲۶۶) «فتوقظ النائم و یخرج الی صحن داره» (نعمانی، همان: ص۳۰۱) «فلا یبقی راقد الا قام» (طوسی، همان: ص۴۵۴) بر بیدار شدن افراد خواب دلالت می‌کنند.
چهارم. وحشت افراد بیدار

در روایاتی، وحشت افراد بیدار از ندای آسمانی، با عبارت «تفزع الیقظان» بیان شده است (نعمانی، همان: ص۲۶۰ و ۲۶۱ و ۲۶۶).
پنجم. نشستن افراد ایستاده و ایستادن افراد نشسته

تأثیر ابتدایی ندای آسمانی بر افراد، به قدری است که ایستادگان می‌نشینند و نشستگان، از وحشت بر می‌خیزند. احادیثی بر این مطلب دلالت می‌کنند (طوسی، همان: ص۴۵۴؛ نعمانی، همان: ص۲۶۲). ترجمه یکی از روایات چنین است: «ایستاده‌ای نیست، مگر این‌که می‌نشیند و نشسته‌ای نیست، مگر این‌که به خاطر ترس از آن صدا می‌ایستد».

محور دوم. پیامدهای ندای آسمانی

هنگامی که توسط جبرئیل امین علیه السلام ندا داده می‌شود، واکنش ابتدایی مخاطبان، خضوع و ایمان همراه تعجب توأم با ترس است که در فصل پیشین بیان شد؛ ولی بعد از ساعاتی، واکنش واقعی اهل ایمان و کفر روشن می‌شود. همچنین بعد از این ندا، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از پرده غیبت بیرون می‌آید. در این فصل به بیان پیامدهای ندا می‌پردازیم:
الف. خروج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

ندای آسمانی، اعلان ظهور و آمدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ پس اولین پیامد آن، باید ظهور حضرت باشد. در روایتی از ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است: «و یخرج القائم مما یسمع و هی صیحه جبرئیل علیه السلام؛ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وقتی ندا را می‌شنود، ظاهر می‌شود و آن، صدای جبرئیل امین علیه السلام است» (نعمانی، همان: ص۳۰۱).
احادیث دیگری نیز بر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از صیحه آسمانی دلالت می‌کنند (نعمانی، همان: ص۲۶۲؛ صدوق، همان: ج۱، ص۶۰۳؛ مفید، همان: ص۲۰۸).
ب. واکنش اهل ایمان

ندای آسمانی، بشارتی برای مؤمنان است. پس از قرن‌ها انتظار، حجت خداوند و نگین آفرینش از پرده غیبت بیرون آمده و با ظهورش، جهان را نورانی خواهد کرد؛ از این‌رو چنین روزی برای مؤمنان، روز سرور و شادی خواهد بود. در حدیثی می‌خوانیم: «الا ذلک یوم فیه سرور ولد علی و شیعته؛ آگاه باشید، آن روز )= روز اعلان ندای آسمانی( روز شادی فرزندان علی علیه السلام و شیعه او است (نعمانی، همان: ص۱۴۴).
ج. واکنش کافران

کافران و معاندان، وقتی می‌شنوند به نام مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ندا داده می‌شود، می‌فهمند وقت نابودی حکومت‌های ظالم آنان فرا رسیده است و برابر کسی هستند که قدرت آسمانی با اوست و توان مقابله با او را ندارند. آنان ابتدا به ناتوانی خود اقرار می‌کنند؛ ولی ـ همچون ابلیس لعین که می‌دانست مقابل پروردگار متعال ایستادن، یعنی نابودی و با این حال به جای توبه، گردنکشی کرد و بر انحراف خود افزود ـ بر لجاجت خود می‌افزایند و مقابل حضرت، صف آرایی می‌کنند و نبردهای آن امام معصوم با چنین افرادی خواهد بود.
در احادیث اهل‌بیت علیه السلام، روز اعلان ندا، روز سختی برای کافران شمرده شده است: «عذاباً علی الکافرین» (صدوق، همان: ج۲، ص۵۹؛ اربلی، ۱۳۸۱: ص۵۲۴؛ حسینی، همان: ص۷۰۸).
د. ندای ابلیس

اگر ندای آسمانی، فقط توسط جبرئیل امین علیه السلام داده می‌شد، همگان برابر آن سر تسلیم فرود می‌آوردند. در روایتی از زراره بن اعین می‌خوانیم: به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: «تعجب می‌کنم، خدا شما را سلامت بدارد! با وجود عجایبی چون خسف بیداء سپاه )سفیانی( و ندایی که از آسمان است، چگونه باز با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌جنگند؟» حضرت فرمود: «همانا شیطان آنان را رها نمی‌کند، تا اینکه ندا می‌دهد، همان‌طور که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز عقبه[۲] ندا داد» (نعمانی، همان: ص۲۷۳).
اکنون سؤال این است که آیا شیطان می‌تواند معجزه‌ای بیاورد و با این عمل، به مقابله با حجت‌های الهی بپردازد و مردم را گمراه کند؟
یکی از اندیشوران، با بیان دو مقدمه، ندای ابلیس را نمی‌پذیرد.
مقدمه اول: تعداد روایات دلالت کننده بر ندای باطل، نسبت به تعداد اخبار ندای حق، بسیار کم است. مقدمه دوم: اگر ما ظهور اولی این اخبار را بنا بر فهم تقلیدی بپذیریم، صادر شدن ندای باطل، به شکل اعجازی و متافیزیکی، معجزه‌ای صادر شده از جانب باطل است.
ایشان در ادامه، معجزه از طرف باطل را به دلیل فریفتن انسان‌ها و سوق دادن آنان به سوی انحراف و جهالت، بر خداوند محال می‌شمرد و سپس می‌گوید:
وقتی این دو مقدمه تام است، لازم است این اخبار را کنار بگذاریم؛ زیرا این روایات کم هستند و دلالت بر امر محالی می‌کنند؛ پس عمل کردن به آن‌ها محال است (صدر، ۱۴۱۲: ص۱۳۲).
در پاسخ این عالم می‌توان گفت:
اولاً بیش از پانزده حدیث که تعدادی از آن‌ها از حیث سند، معتبر هستند درباره ندای ابلیس آمده است (صدوق، همان: ص۵۵۵ و۵۵۶ و۵۵۸؛ نعمانی، همان: ص۲۶۲ و۲۶۷ و۲۶۹ و۲۷۲ و۲۷۴؛ طوسی، همان: ص۴۳۵ و۴۶۱؛ کلینی، همان: ج۸، ص۱۷۷ و۲۵۸؛ مفید، ۱۴۱۳، ص۳۵۸).
به راحتی نمی‌توان این روایات را کنار گذاشت. این اخبار، در مقایسه با اخبار ندای آسمانی و معرفی نام و نسب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کمتر است؛ ولی در صورت عدم تعارض، نمی‌توان آن‌ها را ترک کرد.
ثانیاً در اخبار ندای آسمانی، عبارت‌هایی دال بر همگانی بودن و شنیدن هر قومی با زبانشان وجود داشت؛ ولی در اخبار ندای ابلیس، عبارتی که همگانی بودن آن را برساند، وجود ندارد، مگر این‌که از روی تقابل با ندای آسمانی، قایل به فراگیر بودن آن شویم؛ از این‌رو ندای ابلیس، مانند سحر جادوگران مقابل معجزه حضرت موسی علیه السلام است؛ یعنی به وضوح، حق از باطل مشخص است؛ ولی اهل باطل به دنبال بهانه‌ای هستند، تا به حق نگروند و جبهه‌ای مقابل آن تشکیل دهند. اگر نام «ابلیس» در بیشتر اخبار ندای شیطانی نیامده بود، قائل به ندای شیطانی انسی می‌شدیم و آن را به وسیله ابزار ساخت بشر معرفی می‌کردیم. همچنین در دو روایت، این ندا به ندای ابلیس در جمره عقبه بر ضد رسول خدا صلی الله علیه و آله تشبیه شده است (صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۵؛ نعمانی، همان: ص۲۷۳).
در روایتی از امام محمد باقر علیه السلام می‌خوانیم:
همانا امر ما روشن‌تر از این خورشید است. سپس فرمود: منادی از آسمان ندا می‌دهد به نام فلان بن فلان که او امام است و ابلیس ـ لعنت خدا بر او باد ـ از زمین ندا می‌دهد، همان‌طور که شب عقبه بر ضد رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا داد (صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۵).
در این حدیث، امر اهل‌بیت علیه السلام در آخر الزمان «أبین من الشمس» معرفی شده است و این مطلب، نشانگر شناسایی راحت ندای آسمانی از ندای ابلیس است. اگر کسی خود مشکل نداشته باشد، دنباله روی از ندای حق، آسان خواهد بود.
اینک به معرفی اجمالی ندای ابلیس می‌پردازیم:
نخست. ویژگی‌های ندای ابلیس
از میان احادیث مطرح کننده ندای شیطانی، بیشتر آن‌ها منادی را «ابلیس» معرفی می‌کنند که نیمی از آن‌ها، سندشان معتبر است[۳].
مکان ندای ابلیس، زمین معرفی شده است. در روایتی که از عبدالله بن سنان از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است، صوت او از آسمان معرفی می‌شود. در این حدیث چنین آمده است: «ابلیس لعین از زمین بالا می‌رود، تا این‌که ناپدید می‌شود و سپس ندا می‌دهد» (نعمانی، همان: ص۲۶۹). روایت دیگری نیز به این مضمون وارد شده است. به سبب روایات دیگر که دال بر زمینی بودن ندای ابلیس است، می‌توان از این دو حدیث، صرف نظر کرد یا این‌که بگوییم به دلیل باطل بودن ندای ابلیس، این ندا ـ که از آسمان پخش می‌شود ـ زمینی معرفی شده است و در مقابل، ندای آسمانی، هم از آسمان است، هم به دلیل بر حق بودن آن، آسمانی معرفی شده است. مؤید این مطلب روایتی است که از هشام بن سالم از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است. در این حدیث آمده است: «واحده من السماء و واحده من ابلیس» (نعمانی، همان: ص۲۷۴). این روایت، به جای زمینی معرفی کردن ندای ابلیس، آن را از ابلیس معرفی می‌کند. گویی مراد از آسمانی بودن ندای آسمانی، حقانیت آن است که این گونه یکی آسمانی و یکی از ابلیس در مقابل هم مطرح می‌شوند.
بیشتر احادیث، زمان ندای شیطانی را آخر روز می‌دانند (نعمانی، همان: ص۲۶۲؛ صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۸؛ طوسی، همان: ص۴۳۵ و۴۵۴). و احادیثی، زمان آن را فردای ندای آسمانی معرفی می‌کنند (نعمانی، همان: ص۲۶۷ و۲۶۹). بنابر تکرار ندای آسمانی در شب و اول روز بیست و سوم، ندای ابلیس به نسبت هر یک، زمان متفاوتی پیدا می‌کند و تفاوت مطرح شده در این احادیث می‌تواند از این جهت باشد؛ ولی نقطه اشتراک این روایات، متأخر بودن ندای ابلیس، در مقایسه با ندای آسمانی است؛ یعنی ندای آسمانی ـ چه یک بار باشد یا دو بار ـ قبل از ندای ابلیس واقع می‌شود و ندای ابلیس، واکنشی مقابل آن است.
محتوای ندای ابلیس بر مظلومیت خلیفه سوم و به ناحق ریخته شدن خون او و طلب خونخواهی برای او زیر پرچم سفیانی است که از دودمان بنی امیه می‌باشد. بیش از ده حدیث، به محتوای ندای ابلیس اشاره دارند (نعمانی، همان: ص۲۶۲ و۲۶۷ و۲۶۹ و۲۷۲؛ طوسی، همان: ص۴۳۵؛ صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۸). به نظر می‌رسد با توجه به کثرت مسلمانانی که عثمان بن عفان را به عنوان خلیفه سوم قبول دارند، مطرح کردن حقانیت وی به دلیل دستیابی به وجاهتی برای سفیانی میان مسلمانان باشد و آنان دنباله رو سفیانی شده یا حداقل دچار شک و تردید شوند و از همراهی با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کناره گیرند. می‌توان گفت آن هنگام ابلیس دستمایه‌ای بهتر از این برای تقویت جبهه باطل به فرماندهی سفیانی ندارد.
دوم. هدف از ندای ابلیس

ندای ابلیس، پایان روزی که ندای آسمانی در آن اتفاق می‌افتد یا فردای آن روز، نشان از واکنش سریع اهل باطل به سرکردگی ابلیس است و هدف آن جلوگیری از تأثیر ندای آسمانی و تردید در دل شنوندگان آن است. احادیثی با عبارت‌های «لیشکک الناس و یفتنهم» و «یشکک الناس» به این مطلب اشاره دارند (نعمانی، همان: ص۲۶۲؛ صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۶).
سوم. تأثیر ندای ابلیس

ندای ابلیس، باعث شک و تردید در دل اهل باطل و بازگشتن آنان از پذیرش ندای آسمانی می‌شود. عبارت «فعند ذلک یرتاب المبطلون» در چند حدیث تکرار شده است که نشان از شک اهل باطل، بعد از شنیدن ندای ابلیس دارد (طوسی، همان: ص۴۳۵ و۴۵۴؛ صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۸).
طبق برخی احادیث، اهل باطل، ندای آسمانی را سحری از جانب اهل‌بیت علیه السلام مطرح می‌کنند و از آن باز گشته و با ندای ابلیس دلگرم می‌شوند و به دنبال مقابله با ندای آسمانی و اهل حق می‌افتند؛ ولی اهل ایمان، ثابت قدم می‌مانند و ندای شیطان در آنان تأثیری نمی‌گذارد (نعمانی، همان: ص۲۶۷).
خاتمه

ندای آسمانی را می‌توان به وسیله مقدم بودن بر ندای ابلیس و آگاهی قبلی از رخ دادن آن و نیز از روی محتوای آن شناخت؛ زیرا ندای آسمانی به معرفی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌پردازد؛ کسی که همه مسلمانان به آن عقیده دارند و او را از فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام می‌دانند؛ در حالی که ندای ابلیس، مردم را به سوی فردی از بنی امیه فرا می‌خواند. برای شناخت ندا توسط مردم، وظیفه عالمان دین را نباید فراموش کرد که باید این آگاهی‌ها را در آن زمان به مردم برسانند. این مطالب در احادیث اهل‌بیت علیه السلام مطرح شده است (نعمانی، همان: ص۲۶۲ و۲۶۷ و ۲۶۹ و ۲۷۲ و۲۷۳ و۲۷۴؛ کلینی، همان: ج۸، ص۲۰۸).
به دنبال اعلان ندای آسمانی، وظیفه ما گوش دادن به محتوای آن و دنباله روی از آن است که در احادیث، عبارت‌هایی چون: «فرحم الله من اعتبر بذلک الصوت فاجاب» (نعمانی، همان: ص۲۶۲) یا «و اسمعوا و اطیعوا» (صدوق، همان: ج۲، ص۵۵۸) یا «فاتبعوا الصوت الاول» (نعمانی، همان: ص۲۷۰) این مطلب را می‌رساند.
نداهای دیگری در روایات اهل‌بیت علیه السلام با عنوان ندای بعد از بیعت جبرئیل علیه السلام با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کنار کعبه (صدوق، همان: ج۲، ص۵۸۹؛ عیاشی؛ ۱۳۸۰: ج۲، ص۲۵۴) و ندای قبل از پایان دنیا (نعمانی، همان: ص۳۳۵؛ عیاشی، همان: ج۱، ص۲۰۷) مطرح شده‌اند که به دلیل کمی روایت درباره آن‌ها و نبود حوصله این نوشتار متذکرشان نمی‌شویم.
در پایان، این نکته قابل ذکر است که عامه نیز ندای آسمانی را مطرح کرده‌اند. آنان قایل به سه صوت هستند: اولین آن‌ها، صوتی بدون محتوا در نیمه ماه مبارک رمضان (حاکم نیشابوری، ۱۴۱۱: ۴، ۵۶۳) و دومین آن‌ها، ندای آسمانی با محتوا که به معرفی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌پردازد (اموی دانی، بی‌تا: ۲۶۸) و سومی ندای بعد از خروج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که فرشته‌ای بالای سرش ندا می‌دهد (ابن عدی، ۱۴۰۹: ج۵، ص۲۹۶). بررسی و به تفصیل سخن گفتن از آن‌ها، نوشتار دیگری می‌طلبد.
پی نوشت ها :

[۲] . وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در جمره عقبه با اهل یثرب مشغول بستن پیمان بود، ابلیس با ندای خود اهل مکه را برای مقابله با پیامبر صلی الله علیه و آله با خبر کرد.
[۳] . منبع این روایات در بحث ویژگی‌های ندای ابلیس به تدریج ذکر می‌شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *