عصر ظهور – بحران حکومت در حجاز

روایات منابع شیعه و سنی در مورد طلیعه ظهور حضرت مهدی (ع) در حجاز ، که پیدایش خلاء سیاسی و کشمکش بین قبائل بر سر فرمانروائی است همداستانند .
و این حادثه در پی مرگ پادشاه و یا خلیفه ای رخ می دهد که با مردن او گشایش و توسعه در امور بوجود می آید و برخی روایات ، وی را ((عبدالله )) می نامد و بعضی دیگر مرگ او را در روز عرفه تعیین می کنند ، که حوادثی پیاپی در حجاز پس از مرگ او تا خروج سفیانی و ندای آسمانی و درخواست نیرو از سوریه از سوی حجاز و سرانجام ظهور حضرت مهدی (ع) بوقوع می پیوندد . در این زمینه امام صادق (ع) می فرماید :
((هرکس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند ، من ظهور قائم را برای او ضمانت می کنم ، سپس فرمود : وقتی عبدالله درگذشت مردم بعد از او با کسی برای حکومت توافق نمی کنند . و این اختلاف و درگیری به خواست خدا تا ظهور صاحب الامر ادامه می یابد و فرمانروایی های چند ساله پایان یافته و حکومت چند ماهه و چندین روزه فرا می رسد ، سؤ ال کردم : آیا این ماجرا بطول می انجامد ؟ فرمود : ((هرگز)) (۳۲۴)
و نیز از آن حضرت روایت شده است که فرمود :
((زمانیکه مردم در سرزمین عرفات در حال وقوف می باشند سواری بر شتری سبک سیر به آنجا وارد می شود مرگ خلیفه را خبر می دهد و با مرگ او فرج آل محمد (ص) و گشایش کار تمام مردم فرا می رسد . )) (۳۲۵)
مراد از شتر تندرو و سبک سیر ، سرعت پیام رسانی و بشارت به حجاج است که ظاهرا در روایت شیوه پیام رساندن ، منظور می باشد . و در روایتی دیگر آمده است که آنها مرد شتر سواری را که خبر را در عرفات بین حاجیان منتشر می کند به قتل می رسانند .
بنظر می رسد ، خلیفه ای که خبر مرگ و یا کشته شدنش در روز عرفه اعلان می شود ، همان عبدالله یاد شده در روایت گذشته است . و معنی جمله ((از بین رفتن سالها فرمانروایی و بوجود آمدن حکومت ماهها و روزها)) این است که هرگاه بعد از او فرمانروایی را بر سر کار آورند ، حکومت او یکسال کامل دوام نمی یابد و پس از چند ماه و یا چند روز ، فرد دیگری را منصوب می کنند ، تا اینکه ماجرا به ظهور حضرت مهدی (ع) منتهی می شود ، برخی از روایات ، علت کشته شدن او را قضیه ای اخلاقی و قاتل وی را یکی از گماشتگان او قلمداد می کند و اشاره می کند که وی به خارج از حجاز می گریزد و چندین نفر از طرف حکومت به جستجوی او می پردازند ، اما قبل از بازگشت آنها ، کشمکش بر سر سلطنت بوجود می آید . از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود :
((علت مرگ او این است که با یکی از خواجگان خود ازدواج می کند و بعد دست به قتل او می زند و چهل روز مرگ او را مخفی نگه می دارد . وقتیکه سواران به جستجوی خواجه می آیند ، نخستین کسی که بیرون می آید تا آخرین نفر آنان ، باز نمی گردند و بدینگونه فرمانروائی آنها منقرض می گردد . )) (۳۲۶)
روایاتی که درگیری بر سر تاج و تخت در حجاز را بعد از کشته شدن این فرمانروا توصیف می کند فراوان است . و اینک نمونه هایی از آن را یادآور می شویم ، بزنطی از حضرت رضا (ع) روایت می کند که حضرت فرمود :
((از جمله نشانه های فرج ، حادثه ای است که بین حرم مکه و مدینه رخ می دهد ، پرسیدم : آن حادثه چیست ؟ فرمود : تعصب قبیله ای بین دو حرم بوجود می آید و فلانی از خاندان فلان پانزده رئیس قبیله را بقتل می رساند . )) (۳۲۷)
یعنی یکی از فرمانروایان و یا زمامداران حجاز ، پانزده شخصیت از نسل فرمانروایان و یا پیشوای معروفی را به قتل می رساند . از ابوبصیر نقل شده است که گفت :
((خدمت امام صادق (ع) عرض کردم : ابوجعفر (ع) (امام باقر (ع)) می فرمود : قائم آل محمد دو غیبت دارد که یکی طولانی تر از دیگری است . فرمود : آری این امر تحقق نمی یابد مگر آنگاه که در این خاندان فلان اختلاف بوجود آید و حلقه تنگ شود و سفیانی ظهور کند و بلا سخت شود و مرگ و کشتار مردم را فرا گیرد و آنان به حرم خدا و پیامبرش پناهنده می شوند)) (۳۲۸)
این روایت اشاره به این معنا دارد که اصل درگیری و نزاع بین خود قبیله حاکم بوجود می آید . از امیرمؤ منان (ع) نقل شده که فرمود :
(( . . . برای قیام قائم نشانه ها و علاماتی است ، نخست محاصره کوفه بوسیله خندق و کمین . . . و به اهتزاز درآمدن درفش ها پیرامون مسجد بزرگتر ، در این پیکار کشنده و کشته شده هر دو در آتش دوزخ خواهند بود . )) (۳۲۹)
ظاهرا مراد از مسجد بزرگتر ، مسجد الحرام است نه مسجد کوفه . و درفش های مخالف در مکه و حجاز با یکدیگر درگیر می شوند و پرچم حقی در میان آنها وجود ندارد .
ابن حماد در نسخه خطی خود بیش از بیست روایت را درباره بحران سیاسی حجاز و کشمکش قبیله ای بر سر حکومت ، در سال ظهور حضرت مهدی (ع) نقل می کند ، از جمله به نقل از سعید بن مسیب می گوید :
((زمانی بر مسلمانان فرا می رسد که در ماه رمضان صدایی شنیده میشود و در ماه شوال سکوت نسبی برقرار است و در ذیقعده قبیله ها با یکدیگر تمایل و دوستی نشان می دهند و در ماه ذیحجه اموال حجاج به یغما و غارت می رود و ماه محرم چه محرمی . )) (۳۳۰)
ابن مسعود از پیامبر (ص) روایت کرده که آن حضرت فرمود :
((زمانیکه صیحه ای در ماه رمضان شنیده شود ، آشوب هایی در ماه شوال پدید می آید و قبیله ها در ذیقعده با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند و در ذیحجه خون ریزی می شود و سه بار فرمود : و اما محرم چه محرمی )) (۳۳۱)
و از عبدالله بن عمر نقل شده که گفت :
((مردم با یکدیگر به حج می روند و بدون پیشوا روانه عرفات می گردند و آنگاه که در ((منا)) منزل می کنند همچون سگ به یکدیگر حمله ور می شوند و قبیله ها به جان هم می افتند و آنقدر خون ریخته می شود که جمره عقبه را سیل فرا می گیرد . )) (۳۳۲)
یعنی آنها حالتی شبیه به بیماری سگ هار پیدا می کنند و یکباره پس از مناسک حج ، دشمنی میان آنها بروز می کند و به کشتار یکدیگر می پردازند بگونه ای که خون آنها در کنار جمره عقبه جاری می گردد!
روایات ابن حماد بعد از صیحه و ندای آسمانی ، به بیان کشمکش سیاسی در حجاز می پردازد . اما روایات دیگری وجود دارد که بر دو امر مهم در این بحران سیاسی اشاره می کند : نخست ، رویدادی که پیش از خروج سفیانی رخ می دهد که قبلا بدان اشاره کردیم و دوم اینکه این بحران ارتباط با اختلاف شرق و غرب ، یعنی جنگ جهانی موعود دارد . از ابن ابی یعفور منقول است که گفت : امام صادق (ع) به من فرمود :

((با انگشتان دستت بشمار : هلاک شدن فلانی ، خروج سفیانی و قتل نفس . . . تا آنکه فرمود : تمامی فرج و گشایش هنگام بهلاکت رسیدن فلانی است )) (۳۳۳)
البته ممکن است در ترتیب زمان این پیشامدها آنگونه که روایت آمده جای گفتگو و مناقشه باشد . اما تعدادی از روایات که برخی از آنها گذشت ، نشانگر این است که هلاکت فلانی و کشمکش پس او قبل از خروج سفیانی رخ می دهد ، امام باقر (ع) فرمود :
((قائم در سالهای فرد قیام می کند همچون نه ، یک ، سه ، پنج ، و فرمود . . . آنگاه بنی عباس (خاندان فلان ) به حکومت می رسند و پیوسته در اوج قدرت و در عیش و نوش بسر می برند تا آنکه بین آنها اختلاف می افتد (و چون درگیری بوجود آید) حکومتشان منقرض می شود و شرق و غرب حتی اهل قبله با یکدیگر به نزاع برمی خیزند و مردم در اثر اضطرابی که دارند گرفتار رنج و سختی می گردند و پیوسته در آن حال اند ، تا از آسمان منادی حق ندا برمی آورد و چون ندای آسمانی برآمد ، پس کوچ کنید کوچ )) (۳۳۴)
نکته قابل توجه در این روایت ، وجود رابطه بین اختلاف خاندان فلان و انقراض حکومت آنها و درگیری میان شرق و غرب و احاطه آن بر اهل قبیله یعنی مسلمانان است و گویا این کشمکش جهانی بسبب بحران سیاسی مجاز است و یا ارتباط با آن دارد و منظور از بنی عباس که اندکی قبل از ظهور حضرت مهدی (ع) بین آنان اختلاف بوجود می آید ، فلان خاندان است که بگفته روایات ، آخرین خاندان حاکم بر حجاز قبل از مهدی (ع) خواهند بود .
از مجموع این روایات بدست می آید که حوادث پشت سر هم که مقدمات ظهور حضرت مهدی (ع) در حجاز است ، با آتش زرد و سرخ فامی که در حجاز و یا شرق آن آغاز می شود ، پدید می آید و چند روز ادامه خواهد داشت ، آنگاه آخرین فرمانروای خاندان فلان کشته می شود و بر سر جانشینی او اختلاف پیدا می کنند و این اختلاف به نیروهای سیاسی حجاز که عمده آنها قبایل آن سامان اند ، سرایت می کند . . . مسئله ای که سبب بحران سیاسی حکومت حجاز می گردد در نزاع جهانی بین شرق و غرب تاءثیر خواهد داشت . . . سپس خروج سفیانی و ندای آسمانی و آنگاه ورود لشکر سفیانی از سوریه به داخل حجاز و حوادث مدینه و پس از آن حوادث مکه پدید می آید ، در منابع اهل سنت تعدادی روایت وارد شده است که آن را از نشانه های قیامت یاد می کند از آن جمله در صحیح مسلم آمده است :
((قیامت برپا نمی شود مگر آنکه آتشی در حجاز برافروخته شود که روشنایی اش گردن شتر را در بصرا روشن کند)) (۳۳۵)
یعنی نور آن به شهر بصرا در سوریه می رسد . و از همین روایات تعدادی در مستدرک حاکم ج ۴ ص ۴۴۳ ۴۴۲ آمده است که می گوید : آن آتش از کوه وراق یا حبس سیل و یا وادی حسیل برمی آید . حبس سیل محلی است نزدیک مدینه منوره و ممکن است اشتباها وادی حسیل ذکر شده باشد و برخی دیگر از روایات می گوید : آن آتش از منطقه عدن ، در حضرموت پدید می آید و مردم را بسوی محشر و یا مغرب می کشاند .
همانگونه که ملاحظه می کنید روایت صحیح مسلم تصریح نمی کند که این آتش از نشانه های قیامت است بلکه وقوع آن را در آینده حتمی می داند . . . به اعتقاد من ، آن آتشی که از نشانه های رستاخیز و قیامت است آتش عدن یا حضرموت می باشد که در منابع شیعه و سنی آمده است .
اما آتش حجاز ، که طبق روایت ، در مدینه منوره پدید می آید ممکن است تنها خبر دادنی اعجازی از ناحیه پیامبر (ص) بوده و وقوع و پیدایش آن نشانگر مطلبی نباشد . و قبلا واقع شده باشد چه اینکه مورخان وجود آتشفشانی را که در قرن اول نزدیک مدینه چند روز ادامه داشته ، نقل کرده اند .
اما آتشی که از نشانه های ظهور است ، در روایات ، بنام آتش مشرق آمده است و در برخی روایات آتشی است در شرق حجاز . در نسخه خطی بن حماد از ابن معدان نقل شده است که گفت :
((وقتی ستونی از آتش جانب شرق و در ماه رمضان در آسمان مشاهده نمودید تا می توانید مواد غذائی و خوراک تهیه نمایید که آن سال قطحی خواهد بود)) (۳۳۶)
و از امام صادق (ع) منقول است که فرمود :
((وقتی آتش بزرگی از سوی مشرق مشاهده کردید که در بعضی شبها بالا می آید ، در آن هنگام گشایش کار مردم پدید می آید و این آتش اندکی قبل از ظهور قائم خواهد بود)) (۳۳۷)
از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود :
((وقتی از جانب مشرق آتشی مشاهده نمودید همچون هردی (پارچه رنگ آمیزی شده رنگ سبز و سرخ ) بزرگ که سه یا هفت روز بالا می آید در آن هنگام بخواست خدا منتظر فرج آل محمد صلی الله علیه و آله باشید و خداست عزیز و حکیم )) (۳۳۸)
احتمال دارد این آتش نشانه ای الهی یا آتشفشانی طبیعی و یا انفجار بزرگ مواد نفتی باشد همچنانکه احتمال دارد نشانه ای الهی از علامت های ظهور حضرت مهدی (ع) باشد . از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود :
((پیش از قیام قائم ما ، مردم بوسیله آتشی که برای آنان از آسمان پدید آمده و سرخی آن آسمان را می پوشاند ، از گناهانش بازداشته می شوند)) (۳۳۹)
از روایات چنین استفاده می شود که این آتش پیش از بحران سیاسی یا در اثناء آن خواهد بود . والله العالم .
برگرفته از کتاب عصر ظهور نوشته: علی کورانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *