ضعف و سستی در دولتهای هم عصر با ظهور امام

به نظر میرسد پیروزی امام علیه السّلام در برابر قدرتهای سلطهگر بین المللی، به دلیل تجهیز آنها به زرّادخانههای پیشرفته نظامی و سلاحهای مدرنی که هر تحرکی را در هر نقطه از زمین ردیابی کرده و به مقابله با آن برمیخیزد، با مشکلاتی جدّی مواجه گردد. برای نقد این نظریه لااقل میتوان یک احتمال را مطرح ساخت و با کمک روایات و دیگر قرائن به اثبات آن پرداخت و آن اینکه: قدرتهای سلطهجو و تجاوزگر پیش از فرا رسیدن ظهور از بین میروند و نخواهند توانست بر ضد امام علیه السّلام وارد جنگ شوند. این دیدگاه میتواند به دو صورت محقق گردد:
(۲) ۱- انعقاد قرار داد بین قدرتهای بزرگ جهانی که به موجب آن تولید، فروش و به کارگیری سلاحهای استراتژیک هم چون: بمبهای هستهای، موشکهای هدایت شونده، انواع هواپیماهای جنگنده و تانکهای پیشرفته و دیگر سلاحهای کشتار جمعی ممنوع گردد و سلاحهای موجود نیز با نظارت دقیق بین المللی نابود گردد. هرگاه آنها به این قرار داد پایبند باشند، همه آن سلاحها به جز سلاحهایی متعارف که استفادههای داخلی و محدود دارد، نابود میشود. بدین ترتیب امکان رویارویی با خیزشهای گسترده جهانی، مانند قیام جهانی امام مهدی علیه السّلام از میان میرود.
رویکرد کلی کشورهای دارای زرادخانههای عظیم نظامی در زمان ما چنین است و در این باره نیز پیمانهایی امضا گردیده است. [هر چند در صحنه عمل پایبندی به این پیمانها وجود ندارد.]
(۳) ۲- حتی اگر چنین قرار دادی هم منعقد نگردد، ممکن است در جنگی جهانی، همه آن سلاحها از میان برود. برناردشو، اندیشمند اروپایی، در پاسخ به این پرسش که چه نوع سلاحی در جنگ سوم جهانی به کار گرفته خواهد شد؟ گفته است: نمیدانم؛ ولی این را میدانم که اگر جنگ چهارمی رخ دهد، در آن زمان انسانها با سنگ و چوب خواهند جنگید.
(۴) تصور این اندیشمند آن است که جنگ سوم، آن قدر هولناک خواهد بود که نه تنها سلاحهای استراتژیک بلکه اساسا تمدن بشری را نابود خواهد ساخت و همه طرفهای درگیر در آن از بین خواهند رفت و جز مردمانی دور از تمدن و بدون سلاح باقی نخواهند ماند.
(۵) اگر چه این سخن تا حدی مبالغهآمیز است اما واقعیت آن است که تمدن غربی در کلّیت خویش،
______________________________
(۱). سوره الاعراف (۷)، آیه ۱۲۸ و نیز: سوره القصص (۲۸)، آیه ۸۳٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۹۱
عملا بر طبل جنگ میکوبد و ترس از آن هم چون خورهای به جان سیاستمداران جهان افتاده است و در این میان وضع ملتهای ضعیف اسفبارتر از آنهاست. چنین جنگی، نتیجه برنامه کلی الهی برای انسانها و به ویژه آن دولتهاست. خداوند میفرماید:
حَتَّی إِذا اَخَذَتِ الْاَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّیَّنَتْ، وَ ظَنَّ اَهْلُها اَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها، اَتاها اَمْرُنا لَیْلًا اَوْ نَهاراً، فَجَعَلْناها حَصِیداً کَاَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْاَمْسِ. کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ. «۱»
… تا آنگاه که زمین پیرایه خود را بر گرفت و آراسته گردید و اهل آن پنداشتند که آنان بر آن قدرت دارند، شبی یا روزی فرمان [ویرانی]، آمد و آن را چنان درویده کردیم که گویی دیروز وجود نداشته است. این گونه نشانهها [ی خود] را برای مردمی که اندیشه میکنند به روشنی بیان میکنیم.
(۱) آزمونهای الهی علاوه بر افراد، شامل حال دولتها نیز میشود و همان طور که احتمال شکست و ناکامی افراد میرود برای دولتها نیز چنین احتمالی وجود دارد. شکست حکومتها در این آزمایشها عبارتست از: نابودی وجدان و اخلاق و پدید آمدن روحیه استکباری و نیز بدگمانی در بین کارگزاران حکومت که نتیجه آن در عرصه داخلی، به وجود آمدن بدترین نوع ستم و بهرهکشی از ضعفا و جوّ خفقان و ناامنی است و در عرصه خارجی، شعلهور شدن آتش جنگهای ویرانکننده جهانی است.
(۲) شرایط یاد شده در این آیه، با وضعیت تمدن غربی به طور کامل همخوانی دارد. زمین در آنجا با انواع جلوههای پیشرفت و مدنیت آراسته گردیده است و ساکنان آن پنداشتهاند که با چیرگی بر طبیعت میتوانند آن را رام خود ساخته، در جهت منافع خویش از آن استفاده نمایند. هرگاه این دو شرط پدیدار شود، نتیجه هولناکی سر بر میآورد «فرمان [ویرانی] میآید و آن را چنان درویده خواهیم کرد که گویی دیروز وجود نداشته است».
(۳) فرمان خداوند به ویرانی، تنها از راه اعجاز صورت نمیپذیرد بلکه از این راه نیز انجام میشود که: شکست آن دولتها در آزمایش الهی، آتش جنگی ویرانگر را در میان آنها شعلهور میسازد و در نتیجه برایشان نه سلاحی باقی میماند و نه عظمت و اقتداری. در روایات از جنگی ویرانگر در پیش از ظهور خبر داده شده است.
(۴) ابن ماجه از انس بن مالک نقل کرده است که پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله در سخنی پیرامون نشانههای قیامت فرمود:
و یذهب الرجال و یبقی النساء، حتّی یکون لخمسین امراه قیّم واحد. «۲»
مردان [بسیاری از بین] میروند و زنان میمانند تا آنجا که یک مرد، پنجاه زن را سرپرستی
______________________________
(۱). سوره یونس (۱۰)، آیه ۲۴٫
(۲). ابن ماجه، محمّد بن یزید، همان؛ ج ۲، ص ۱۳۴۳٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۹۲
میکند.
روشن است که از بین رفتن مردان به دلیل بیماری یا فقر و مانند آن نیست؛ زیرا در این صورت زنان نیز همان سرنوشت را پیدا میکردند. بلکه کشته شدن آنها نتیجه در گرفتن جنگی سراسری است و پیداست که بیشتر شرکت کنندگان در جنگها نیز مردان هستند.
(۱) سیوطی از نعیم بن حماد و او نیز از ابن سیرین نقل کرده است که:
لا یخرج المهدی حتّی یقتل من کلّ تسعه سبعه. «۱»
مهدی قیام نمیکند مگر آن که از هر نه نفر، هفت نفر کشته شوند.
نعمانی به سند خود از زراره نقل کرده است:
لا یکون هذا الامر حتّی یذهب تسعه اعشار الناس. «۲»
تا نه دهم مردم [از بین] نروند، ظهور محقق نخواهد شد.
(۲) شیخ صدوق و علامه مجلسی از ابو بصیر و محمّد بن مسلم نقل کردهاند که هر دو از حضرت صادق علیه السّلام شنیدهاند که فرموده است:
لا یکون هذا الامر حتّی یذهب ثلثا الناس فقیل له: فإذا ذهب ثلثا الناس فما یبقی؟ فقال علیه السّلام:
اما ترضون ان تکونوا فی الثلث الباقی؟
ظهور رخ نمیدهد مگر آن که یک سوم مردم از بین بروند. عرض شد: پس در این صورت چه کسی باقی خواهد ماند؟ فرمود: آیا خشنود نمیشوید جزو یک سوم باقی مانده باشید؟
(۳) شیخ طوسی به سند خود از ابو بصیر روایت کرده است که حضرت صادق علیه السّلام فرمود:
امیر المومنین علیه السّلام همواره میفرمود:
لا یزال الناس ینقصون حتّی لا یقال: «اللّه» … «۳»
همواره مردم رو به کاهشاند تا جایی که کلمه «اللّه» بر زبان کسی جاری نمیشود …
(۴) ابن سیرین این کاهش جمعیت را ناشی از کشته شدن مردم میداند و معلوم است که این اتفاق به دلیل طغیان یک فرد شورشی یا جنگهای منطقهای نیست؛ بلکه ناشی از جنگی جهانی و ویرانگر است. تفاوتی نیز که در این اخبار از لحاظ آماری مشاهده میشود، بیانگر ارقام تقریبی است و نه تعیین دقیق تعداد کشتهشدگان. بنابراین میتوان بالاترین آمار یعنی رقم نه دهم را پذیرفت؛ زیرا اخباری که از نابودی تعداد کمتری سخن میگوید با اخباری که از کشته شدن تعداد بیشتری خبر میدهد، منافاتی ندارند.
(۵) از سوی دیگر شاید بتوان باقیماندهها را در یکدیگر ضرب نمود و نسبت افراد باقی مانده را به دست آورد. اگر یک نهم (باقی مانده از نه دهم) را در یک سوم (باقی مانده از دو سوم) ضرب نماییم،
______________________________
(۱). السیوطی، جلال الدین، همان؛ ج ۲، ص ۱۴۷٫
(۲). النعمانی، محمّد بن ابراهیم، همان؛ ص ۱۴۶٫
(۳). الصدوق، محمّد بن علی، همان (نسخه خطی) و المجلسی، محمّد باقر، همان؛ ج ۱۳، ص ۱۵۶٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۹۳
یک بیست و هفتم خواهد شد؛ حال اگر این رقم را در دو نهم (باقیمانده از «هر نه نفر، هفت نفر») ضرب کنیم، نتیجه تقریبی، یک صد و بیست و یکم (۱۲۱/ ۱) خواهد شد؛ یعنی نسبت افراد باقی مانده به کشتهشدگان، یک به صد و بیست و یک میباشد. این ضرب و نسبتبندی ممکن است در آغاز دور از ذهن به نظر رسد و خداوند به حقیقت مطلب داناتر است. به هر روی، گزینش هر کدام از نتایج ارائه شده را به خوانندگان گرامی میسپاریم.
(۱) این کشتار هولناک به هر نسبتی که باشد، حاصل جنگی ویرانکننده و فراگیر است؛ زیرا بیماریهایی مانند وبا به طور معمول همه مردم جهان را تهدید نمیکند و با وجود امکانات بهداشتی و درمانی در دوران رشد و توسعه بشری، این همه تلفات نخواهد گرفت. بدین ترتیب آن کشتار، حاصل جنگی جهانی است.
(۲) همه این حوادث، زمینه مناسبی را فراهم میآورد تا واقعه ظهور چهره نماید و مقاومت سرسختانه نظامی و عقیدتی در برابر آن رویداد مبارک، صورت نپذیرد و بدین ترتیب در کوتاهترین زمان و با کمترین رنج و زحمت، تاسیس دولت جهانی توسط حضرت صاحب الامر علیه السّلام عملی گردد.
(۳) در این باره پرسشهایی وجود دارد که میکوشیم پاسخهایی را برای آن فراهم آوریم:
پرسش نخست: اگر آن جنگ هولناک روی دهد، تنها دامن کفّار را نخواهد گرفت بلکه ناگزیر پای مسلمانان را نیز به وسط خواهد کشاند و در آن صورت گروهی و شاید هم تمامی یاران امام مهدی علیه السّلام که آماده کمک به آن حضرت میباشند، کشته شوند. هرگاه چنین شود زمینه ظهور از میان میرود؛ زیرا پیش از این دانستیم که وجود شماری کافی از رزمندگان و فرماندهان با ایمان و اخلاص برای فتح عادلانه جهان، امری ضروری است؛ در نتیجه اگر این پیروزی منتفی گردد، ظهور نیز ثمرهای نخواهد داشت.
پاسخ: شاید بتوان گفت در صورتی که ۱۲۱/ ۱ یا حتی ۲۷/ ۱ انسانها از آن مهلکه جان سالم به در برند، این اشکال صحیح باشد و به سختی بتوان پذیرفت که همه یاران امام (به ویژه هنگامی که به تعداد سیصد و سیزده نفر بسنده نکرده، مخلصان درجه دوم و سوم را هم به جمع آنها بیفزاییم) سالم باقی بمانند؛ زیرا حفظ آنها به عنایت ویژهای شبیه به معجزه نیاز دارد و بدین ترتیب آن جنگ جهانی که این همه قربانی میگیرد با مصلحت ظهور سازگاری ندارد.
(۴) ولی این نتیجهگیری به دو دلیل صحیح نیست:
۱- اگر فرض کنیم آن جنگ ویرانگر بر خلاف مصلحت ظهور میباشد، در این صورت میتوانیم از دلایلی که ناظر بر ظهور و پیروزی امام علیه السّلام و اینکه هدف از آفرینش بشر، همین رویداد است، استفاده نماییم که این کاستی در جمعیت انسانها، در مورد یاران امام علیه السّلام روی نمیدهد یا اساسا موضوع جنگ منتفی میشود و یا آن که جنگ موجب کشته شدن این تعداد نمیگردد، و یا
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۹۴
آن که بشریت به همان میزان هولناک، قتل عام میشود اما یاران امام با لطف و حمایت ویژه پروردگار زنده میمانند.
به کمک این دلایل میتوان روایاتی را که از کاستی جمعیت بشر سخن میگویند و ممکن است مفاد آنها به ضرر مصلحت ظهور ارزیابی شود، مقیّد کرد و محدود ساخت.
(۱) البته منصفانه آن است که چنین برداشتی از روایات در مورد باقی ماندن شمار بسیار کمی از انسانها بیدلیل میباشد؛ زیرا در هیچ روایتی، از نتیجه ضرب باقیماندهها در یکدیگر سخن نرفته است. حتی بالاترین عدد کسری یعنی نه دهم، در خبری واحد آمده که نمیتوان اخبار دیگر را به آن مستند ساخت و در نتیجه قابل اثبات تاریخی نیست. بلکه یا باید آمار و ارقام این اخبار را تقریبی دانست و یا آن که کمترین رقم را که مقدار مسلّم در میان اخبار است، پذیرفت. باقی روایات نیز که مورد تردید میباشد، شایستگی اثبات تاریخی را ندارد. کمترین نسبت، از بین رفتن دو سوم انسانها و باقی ماندن یک سوم آنهاست و هرگاه پاسخ ما در مورد نسبت بالای کشتهشدگان صحیح باشد، در مورد کمترین نسبت نیز به طریق اولی صحیح خواهد بود.
(۲) برای پاسخ به این مساله، جوابهای دیگری نیز ارائه شده است که مهمترین آنها را میآوریم:
حفظ جان یاران امام علیه السّلام در هر درجه و مقامی که باشند، نیازی به عنایت و حمایت ویژه پروردگار ندارد و به دو دلیل از راه کاملا طبیعی امکانپذیر است:
۱- سلاحهای ویرانگری که زندگی بر روی کره خاکی را مورد تهدید قرار میدهد هرگز به کار گرفته نخواهد شد، زیرا در این صورت کاربران آن نیز از بین خواهند رفت.
۲- دلیلی وجود ندارد که آتش جنگ دامن همه کشورها را بگیرد؛ بلکه درگیری در مناطق زیر سلطه طرفهای نزاع و همپیمانان آنها روی خواهد داد و جمعیت این سرزمینها، بیش از سه چهارم جمعیت دنیاست. در نتیجه اگر بیشتر ساکنان آن مناطق و گروه کمی از سایر جاها کشته شوند، نسبت کشتهشدگان همان میشود که در پاسخ قبل بیان نمودیم.
به راحتی و روشنی میتوان فرض کرد که یاران مخلص و آماده کمک به امام علیه السّلام، در کشورهایی ساکناند که بیرون از گردونه جنگ میباشند و هر خسارتی متوجه آنها گردد، باز زنده خواهند ماند.
مقصود امام صادق علیه السّلام در روایتی که فرمود: «آیا خشنود نمیشوید جزو یک سوم باقی مانده باشید؟»، همین است. در این صورت، شمار دشمنان امام علیه السّلام در برابر یاران و هوادارانش کم خواهد شد و منظور ما از اینکه جنگ جهانی یکی از ضمانتهای پیروزی آن حضرت میباشد، همین است.
(۳) پرسش دوم: شعلهور شدن آتش جنگی که موجب از بین رفتن بیشتر انسانها میشود، به این معناست که تمامی نشانههای تمدن بشری از جمله متخصّصان در شاخههای مختلف علوم از میان میروند. پس دیگر چه چیزی از مدنیت و پیشرفت برای دوران پس از ظهور باقی خواهد ماند؟ و چگونه بدون اینها بشر به رفاه و آسایش میرسد؟
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۹۵
پاسخ: دستاوردهای دنیای مدرن که میتواند برای دوران پس از ظهور مفید واقع گردد، ساختمانها، خیابانها، پلها و مانند آن نیست بلکه مهمتر از اینها، کارخانههای عظیم و آزمایشگاههای تحقیقاتی و کارشناسان و منابع و مدارک و اسناد تخصصی است. بالاترین دستاورد غربیها در خدمترسانی به مردم همینهاست. و میتوان گفت عمده این دستاوردها تا پایان جنگ سالم میماند زیرا اساسا آنچه در جنگها مورد هدف قرار میگیرد، نیروهای نظامی، سلاحها و کارخانجات سازنده آنها، پایتختها و شهرهای بزرگ، پادگانها و مانند آنهاست و معمولا به کارخانجات صنایع غیر نظامی حمله نمیشود.
(۱) از کارشناسان و متخصصان دیگر کشورها به گمان قوی کسی باقی نخواهد ماند و در این صورت مراکز تحقیقاتی و صنایع از ادامه فعالیت بازمیمانند. اما نباید فراموش کرد شمار کارشناسان و متخصصان در کشورهای کوچک رو به افزایش است و همچنین اسناد و منابع علمی و تکنولوژیک حفاظت شده پس از جنگ، این فرصت را برای انسانها فراهم میآورد تا به تربیت کارشناسان اقدام ورزند.
در این صورت، اگر چه کشتار هولناکی رخ میدهد اما موجب وارد آمدن ضرر جبرانناپذیر در بخشهای علمی- صنعتی نمیگردد و از این رو امکان بهرهبرداری از آنها در دوران پس از ظهور وجود خواهد شد.
(۲) پرسش سوم: اگر ضامن اصلی پیروزی را وقوع جنگی جهانی بدانیم و از طرفی تا زمان ظهور نیز چنین جنگی در نگیرد، آیا امام علیه السّلام پیروز خواهد شد؟
پاسخ نخست: چون واقعه ظهور را که به تشکیل دولت عدل جهانی میانجامد بالاترین هدف بشری میدانیم، بر این باوریم که خداوند بزرگ هر آنچه را که برای نیل به این مقصود لازم است از راههای طبیعی فراهم خواهد آورد و در غیر این صورت از راه اعجاز این مهم را به انجام خواهد رسانید.
بدین ترتیب میتوان استدلال کرد که امام علیه السّلام پیروز قطعی این میدان است و دولت عدل جهانی به دست با کفایتش بنیانگذاری میشود؛ چه جنگی جهانی پیش از ظهور رخ دهد و چه ندهد.
پاسخ دوم: هرگاه جنگی جهانی در نگیرد، این ضمانت منتفی میگردد اما دیگر ضمانتهای پیروزی به صورتی کاملا تاثیرگذار به جای خود باقی است.
پاسخ سوم: امام مهدی علیه السّلام با توانمندیهای فراوانی که در رهبری و فرماندهی از او سراغ داریم و پیش از این نیز بارها به آن اشاره کردیم، خواهد توانست با طراحی و سازماندهی نبردی فرهنگی و نظامی در دنیای آشوب زده و آکنده از ستم و لجام گسیختگی، هر مانعی را از سر راه بردارد. چون ما در عصر پیش از ظهور به سر میبریم، نمیتوانیم عمق و ژرفای آن طرح و روشها را دریابیم و ناچار باید این درک و دریافت را به عصر پس از ظهور وانهیم.
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۹۶
(۱) پرسش چهارم: حدیثی را پیش از این از امیر المومنین علیه السّلام به نقل از حضرت صادق علیه السّلام آوردیم که: لا یزال الناس ینقصون حتی لا یقال: «اللّه» از این سخن استفاده میشود این کاستی در تعداد مردم نیست، بلکه در ایمان آنهاست تا جایی که از نظر عقیدتی به انکار پروردگار میرسند؛ این کژی و انحراف به دنبال آزمایشها و ابتلائات و هنگامی که زمین از ستم و جور لبریز گردید، چهره مینماید. آیا میتوان از این روایت برداشت نمود که کاستی یاد شده در دیگر روایات، به معنی نقص و کاستی در ایمان انسانهاست؟
پاسخ: مقصود از کاستی در روایات دیگر، به طور کاملا روشن، کم شدن تعداد افراد بشر است و این روایت، آن قدر روشن نیست که بتواند قرینهای برای فهم سایر روایات باشد؛ زیرا احتمال دارد این روایت تنها در صدد بیان نقصان و کاستی ایمان باشد و یا مراد آن، کاستی در ایمان و تعداد انسانها با هم باشد و چون این هر دو احتمال میرود، نمیتوان آن را قرینهای قابل اتکا برای تفسیر سایر روایات دانست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *