شیعه پیش از امام صادق علیه السلام

پرسش چهارم:
آیا مذهب تشیّع در فرمایشات پیشوایان دینی پیش از امام صادق علیه السلام نیز مورد بحث قرار گرفته است؟
پاسخ:
چنانکه پیشتر گفتیم، تشیّع یک تفکّر اصیل اسلامی است که از طرف شخص پیامبر صلی الله علیه و آله مطرح شده بود و هر کس میتواند این معنی را از مطالب موجود در نهج البلاغه و کلمات امیرالمومنین علیه السلام هم استفاده کند.
امام محمّد باقر و امام جعفر صادق علیهما السلام ابعاد مختلف این تفکّر را برای مردم شرح دادند و اطلاعات مردم را در این باره کامل کردند و افراط و تفریطهای موجود در این مساله را برطرف نمودند.
آنها ثابت نمودند که اصل امامت یک تفکّر اصیل و تمام عیار اسلامی است که مرجع بیان حقیقت و حدود آن ائمه معصومین علیهم السلام میباشند، همانگونه که آنان مرجع تشریح و تفسیر همه مفاهیم و اصطلاحات اسلامی و آیات قرآنی میباشند.
وقتی موقعیّت بیمانند و عظیم علمی آنها مشخص شد، همه فهمیدند که آن بزرگواران واجد همه صلاحیتها و در عین حال یگانه منبع قابل اعتماد در شناخت
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۴، ص: ۳۵
اصل امامت و مفهوم کامل و اصیل آن میباشند، البته این بدان معنی نیست که گمان شود اصل امامت امر ابداعی آنها یا به قول بعضی که به عالم غیب ایمان ندارند، دستآورد تاریخ است.
از جمله روایات معتبر در نزد اهل سنت، روایات علی بنالحسین علیه السلام و امام محمّد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام است چنانکه «احمد شاکر» در شرح «الباعث الحثیث» نوشته است، موقعیت معنوی و امامت ائمه قبل از این دو امام در دلهای مردم بسیار استوار بوده است.
این اعتقاد که امامان قرآن ناطق هستند یعنی معانی و تعابیر خاص قرآن را میدانند قبل از امام محمّد علیه السلام باقر در بیانات پدر بزرگوارش امام زین العابدین علیه السلام و قبل از او هم در روایات امیرالمومنین علیه السلام و امام حسن و امام حسین علیهم السلام بارها مطرح شده بود و شخص پیامبر صلی الله علیه و آله در ضمن احادیثی که از حدّ تواتر هم گذشته است، به این مساله اشاره دارند و آن حضرت ائمه معصومین علیهم السلام را همردیف قرآن معرفی کردهاند، در کتابهای اهل سنت خطبهای از امام زین العابدین علیه السلام نقل شده است که در آن با صراحت از قرار داشتن امامت در اهل بیت علیهم السلام و اینکه این بزرگواران یگانه مرجع و حجّت الهی بر خلقاند، به تفصیل سخن گفته شده است.
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۴، ص: ۳۶

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *