شیعه در عصر امام زمان علیه السلام

شیعه از زمان وفات رسول خداصلی الله علیه وآله تا به امروز همیشه در معرض فشار و شکنجه بوده است.
به این دلیل، تاریخ شیعه پر از قربانیانی است که کشته یا طرد شده اند، فقط به دلیل اینکه شیعه امام علی علیه السلام بودند! تشیع، همیشه هدف قلم های مسموم بوده است و حکومت ها با تمام قوا با شیعیان به جنگ برمی خاستند.
به کتاب های تاریخ مراجعه کنید و آنچه از مصیبت ها و سختی ها بر سر آنها آمده است را بخوانید؛ از سلمان فارسی، عمار یاسر، عبداللَّه بن مسعود، ابوذر غفاری و مالک بن نویره شروع کنید و جنگ جمل، صفین و نهروان را مرور نمایید و هجوم هایی که در زمان معاویه بر کشورهای شیعه بوده، تا شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام، دسیسه سم دادن به امام حسن علیه السلام، فاجعه کربلا و عواقب آن، شهادت هشت امام از ائمه اهل بیت علیهم السلام و تا غیر آن از هزاران مثال و شواهدی که بر صحت گفته ما دلالت می کند، نگاهی بیندازید.
اموی ها، عباسی ها، عثمانی ها و نظیر آنها، تلاششان را برای از بین بردن شیعه و تشیع به کار بردند.
چه بسیار فتواهایی که به ریختن خون شیعیان و مباح بودن اموال و ناموسشان صادر شد و نسبت کفر و شرک به آنها داده شد.
بله، شیعه در عهد آل بویه، حمدانیان، فاطمیون و صفویان نفسی کشیدند و مقداری از حیات و آزادی به آنها بازگشت.
ولی این مدت ها کوتاه بود و بدبختی ها، هنگام انقراض یکی از این حکومت ها، آغاز می شد، کتابخانه ها سوزانده می شد، مساجد خراب می گشت، خون ها ریخته می شد، اموال به غارت می رفت و مباح شمرده می شد، میلیون ها شیعه رانده شده از وطن های خودشان به کشورهای دور و غیر اسلامی مهاجرت می کردند و هیچ اطلاعاتی از آنها دریافت نمی شد.
شیعیان همیشه با برخورد به بعضی از حاکمان مواجه می شدند و فشار و مراقبت شدیدی بر نوشته های شیعه، مجالس حسینی، مدارس، مساجد، کتابخانه ها و شخصیت های آنان می شد که همگی آنها نشانه های از برخورد با شیعیان است.
در حین نوشتن این سطرها؛ از بدبختی ها، مصیبت ها و فجایعی که بر سر شیعیان در جنوب لبنان، پاکستان، هند، عراق و بسیاری از کشورهای خاورمیانه می آید، می شنویم.
زندان ها، مملو از مردان، زنان، پیران و جوانان شیعه است و کودکان در زندان ها متولد می شوند؛ بزرگان در زندان ها می میرند؛ اموال مصادره شده به غارت می رود؛ خانه ها و آنچه در آنهاست از روی اجبار، زور، ظلم و ستم از آنها گرفته می شود.
هر از گاهی، جماعتی از شیعیان را به سوی چوبه دار می برند مثل اینکه آنها، گوسفندانی هستند که به کشتارگاه برده می شوند و دولت ها و حکومت ها جایگاه های تفریحی برای دیدن این فجایع و واقعه های ناگوار می سازند.
این سخنان تلخ، ناگوار و دردناک، زندگی را بر هر انسان با غیرتی – که این سخنان را می شنود – تلخ می کند.
لازم است، فراموش نکنیم، تعداد شیعیان دوازده امامی – که معتقد به امامت امام زمان علیه السلام هستند – به دویست میلیون نفر می رسند؛ پس هنگامی که امام زمان علیه السلام ظهور کند، این شیعیان در طلیعه اصحاب و انصار امام علیه السلام هستند.
بدیهی است که شیعه بزودی به اوج عظمت و قله قدرت و توانایی می رسد و آن جا دیگر، حکومت منحرفی نیست تا از آن بترسند و قدرت ستمگری نیست که از آن دوری کنند؛
شکی نیست که شیعه به بالاترین درجه از امکانات، توان و پذیرش حکم در کره زمین خواهد رسید. به خصوص هنگامی که عنایت خاص امام زمان علیه السلام، شامل حال آنها شود و این وضع بزودی تبدیل به زیباترین صورت خواهد شد.
در این جا بعضی از احادیثی که به این مطلب اشاره دارد را بیان می کنیم:
امام صادق علیه السلام فرمود: «یکون شیعتنا فی دوله القائم علیه السلام سنام الارض و حکّامها یعطی کل رجل منهم قوه اربعین رجلاً.»
«شیعیان ما در حکومت قائم علیه السلام، بزرگان زمین و حاکمان آن هستند و به هر مردی از آنها، نیروی چهل مرد عطا می شود.»(۶۱۰)
امام باقرعلیه السلام فرمود: «اذا وقع امرنا و خرج مهدینا کان احدهم اجرأ من اللیث و امضی من السنان، یطأ عدوّه بقدمیه و یقتله بکفیّه.»
«هنگامی که امر ما واقع شود و مهدی ماعلیه السلام قیام کند هر یک از شیعیان ما با جرأت تر از شیر و برنده تر از شمشیر هستند که دشمنانش را زیر دو پایش، پایمال می کند و با دو دستش می کشد.»(۶۱۱)
امام صادق علیه السلام فرمود: «انّ اللَّه نزع الخوف من قلوب شیعتنا و اسکنه قلوب اعدائنا، فواحدهم امضی من سنان واجرأ من لیث، یطعن عدّوه برمحه و یضربه بسیفه و یدوسه بقدمیه.»
«خداوند، ترس را از دل شیعیان ما می گیرد و آن را در دل های دشمنان ما قرار می دهد؛ پس هر یک از آنها از شمشیر، برنده تر و از شیر، شجاع تر هستند؛ او دشمنش را با نیزه اش ناکار کرده، با شمشیرش می زند و با دو پایش، لگدکوب می کند.»(۶۱۲)
امیرالمؤمنان علیه السلام فرمود: «کانّی انظر الی شیعتنا بمسجد الکوفه، قد ضربوا الفساطیط یعلمون الناس القرآن.»
«گویی می بینم که شیعیانمان در مسجد کوفه خیمه زدند و به مردم، قرآن یاد می دهند.»(۶۱۳)
امام باقرعلیه السلام فرمود: «من ادرک قائم اهل بیتی، من ذی عاهه برأ و من ذی ضعف قوی.»
«کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند و مریض باشد، خوب می شود و ضعیف باشد، قوی می گردد.»(۶۱۴)
امام باقرعلیه السلام فرمود: «اذا قام قائمنا، وضع یده علی رووس العباد، فجمع بها عقولهم.»
«هنگامی که قائم ماعلیه السلام قیام کند، دستش را بر سر بندگان قرار می دهد و به این وسیله، عقل های آنها کامل می شود.»(۶۱۵)
امام باقرعلیه السلام فرمود: «انّه لو کان ذلک – ای ظهور الامام المهدی – اعطی الرجل منکم قوّه اربعین رجلاً و جعل قلوبکم کزبر الحدید، لو قذفتم بها الجبال فلقتها و انتم قوّام الارض و خزّانها.»
«هر گاه او ظهور کند به هر مردی از شما، نیروی چهل مرد داده می شود و قلوب شما مثل پاره های آهن می شود که اگر آنها را به کوه ها بزنید، شکافته می شوند و شما، مدیران زمین و خزانه داران آن هستید.»(۶۱۶)
مذهب شیعه در اصول، مبادی و تعالیمش، مذهب استقلال، تلاش، کوشش، جهاد، شهادت و نشاط در عمل است.
هنگامی که ارزش ثروت علمی و فکری – که شیعه دارای آن است – دانسته شود، نتیجه اش در بالاترین سطح و به صورت باور نکردنی، جلوه گر می شود.
متأسفم که می گویم، مواهب و شایستگی هایی که شیعه به وسیله آن در خلال این قرون بهره مند بوده، کنار گذاشته شده، پایمال گشته است و هنگام ظهور امام زمان علیه السلام، آن مواهب آشکار می شود و صلاحیت ها رشد کرده، ابتکارات به وجود می آید؛ پس تعجبی ندارد که شجاعت به شیعه برگردد و تحت رهبری امام آنها – که فردی انقلابی و دلیر است و می خواهد ریشه هر ظلم و فسادی را قطع کند – عدل، فضیلت و سعادت در تمام نقاط دنیا منتشر شود.
در آن هنگام، جرئت و شجاعت یک شیعه از شیر بیشتر است و نیروی روحش در عضلاتش تأثیر می گذارد و می تواند دشمنش را با مشت بکشد، همان طور که خدای متعال می فرماید:«فَوَکَزَهُ مُوسَی فَقَضَی عَلَیْهِ» «موسی علیه السلام به او مشت زد، پس او مرد.»(۶۱۷)
شیعیان ضعیف، ضعفشان به قوّت، بی باکی، دلیری و اقتدار تبدیل می شود و تمامی بیماری ها از شیعه برطرف می شود و به صحت و سلامتی در بدن هایشان بهره مند می گردند.
اما درباره اینکه امام زمان علیه السلام، دستش را بر سر بندگان می گذارد، دو احتمال وجود دارد:
اوّل: حقیقتش این باشد که امام علیه السلام، دستش را بر سر هر کس از بندگان خدا که بخواهد، بگذارد تا از طریق معجزه، عقلش کامل شده، فکرش به بلوغ برسد و به درجات بالای کمال برسد.
دوم: رمزی برای دخل و تصرف امام علیه السلام در افکار مردم باشد، مثل اینکه شستشوی مغزی انجام دهد که از طریق اشاعه نصایح حکیمانه و مواعظ رسا، محقق می شود.
در هر صورت، جامعه شیعی از جهت فکری، اعتقادی و فرهنگی، متبلور خواهد شد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «انّ قائمنا اذا قام مّد اللَّه لشیعتنا فی اسماعهم و ابصارهم، حتی لایکون بینهم و بین القائم برید یکلّمهم فیسمعون و ینظرون الیه و هو فی مکانه.»
«هنگامی که قائم ماعلیه السلام قیام کند، خداوند برای شیعیان ما در گوش ها و چشمانشان گستردگی قرار می دهد تا اینکه بین آنها و بین قائم علیه السلام، واسطه ای نماند؛ با آنها سخن می گوید، آنها می شنوند و به او نگاه می کنند در حالی که او در مکان خود است.»(۶۱۸)
امام صادق علیه السلام فرمود: «انّ المومن فی زمان القائم و هو بالمشرق لیری اخاه الذی فی المغرب و کذا الذی فی المغرب یری اخاه الذی بالمشرق.»
«در زمان قائم علیه السلام، کسی که در مشرق است، برادرش را – که در مغرب است – می بیند همچنین آنکه در مغرب است، برادرش را – که در مشرق است – می بیند.»(۶۱۹)
این دو حدیث در عصر ما، ظاهراً بر تلویزیون انطباق دارند؛ پس امام زمان علیه السلام بر صفحه تلویزیون ظاهر می شود تا ارشادهای تربیتی و تعالیم اسلامی را به تمام اهل عالم انتقال دهد؛ اهل مشرق و مغرب او را می بینند، سخنش را می شنوند و حال آنکه اوعلیه السلام در جایگاه خودش است، همان طور که الان هم، همین طور است.
امام باقرعلیه السلام فرمود: «و یخرج الناس خراجهم علی رقابهم الی المهدیّ و یوسّع اللَّه علی شیعتنا ولو لاما یدرکهم من السعاده لبغوا.»
«مردم، مالیات هایشان را روی دوششان گذاشته، به سوی مهدی علیه السلام می برند و خداوند بر شیعه ما وسعت می دهد که اگر سعادت را درک نمی کردند، سرکشی می نمودند.»(۶۲۰)
این حدیث، نشان دهنده بهره مند شدن شیعیان از تکامل عقول، باوقار بودن و درک وقایع است؛ طبیعت انسان، این است که در هنگام قدرت و بی نیازی طغیان کند.
برای مثال هنگامی که وسایل معیشت فراوان شود، ممکن است کارگر، کار را و کشاورز، زراعت را رها کند و معنای آن، این است که نظام اجتماعی مختل می شود؛ زیرا صاحبان حرفه ها و شغل ها، کارهایشان را به سبب فراوانی مال رها می کنند؛
ولی امام محمّد باقرعلیه السلام، این مشکل را حل می کند و می فرماید: «اگر به آنها سعادت نرسد، طغیان می کنند.» شاید معنا این باشد که آنها با وجود فراوانی مال از نظام اجتماعی محافظت می کنند و برای آراسته شدن به اخلاق عالی و عدم طغیان بر اعمالشان مداومت می کنند، همان طور که اگر محتاج به مال بودند، مداومت می کردند.
برگرفته از کتاب از تولد تا بعد از ظهور نوشته آقای سید محمد کاظم قزوینی موسوی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *