شوراها از نظر اسلام

امّا شوراها، به گونهای که در برابر رهبر نظام، حقّ اخذ تصمیم داشته باشند، یا اکثریتشان معتبر باشد و رهبر ملزم به اجرای نظر آنها باشد، اگرچه خلاف آن بر او روشن باشد، در اسلام نیست. در مورد تخلف حکومت از برنامههای حکومتی و نظامی و وظایف اسلامی خود، هیچ کس نباید از او اطاعت کند، که:
«لا طَاعَهَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَهِ الْخالِقِ»؛[۲۴۷]
«برای هیچ مخلوقی در معصیت خالق، اطاعت و فرمانبرداری از مخلوق دیگر نیست».
و همه حقّ اعتراض دارند و باید اعتراض کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند، و همه اطاعتها و فرمانبریها در تمام ارگانها و سازمانها باید بر اساس اطاعت از خدا و اجرای قوانین الهی باشد، و اطاعت شخص از شخص مطرح نیست. شور و مشاوره برای امر به معروف و نهی از منکر، و تضمین اجرای احکام و عدالت هم برای روشن شدن اطراف یک موضوع و مصلحتشناسی اسلامی است.
مثلًا برای تعیین یک فرمانده یا یک فرماندار، مقامی که باید او را تعیین کند،
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۱، ص: ۳۱۰
میتواند از زیردستان او و دیگران نظر بخواهد و آنان نیز میتوانند آن مقام را در جریان امور بگذارند و اطلاعاتی به او بدهند؛ امّا این در اسلام سابقه ندارد که بدون اذن کسی که حقّ تصمیم گیری دارد، دیگران و کارمندان، فرمانده و رئیس خود را انتخاب کنند و یا پیشنهادهای دیگر بدهند.
حقّ اظهار نظر و نصیحت برای هرکسی هست؛ امّا پس از تصمیمگیری، کسی که شرعاً حقّ تصمیم دارد، همه باید از او اطاعت نمایند چنانکه حضرت امیرالمومنین علیه السلام به ابن عباس فرمود:
«لَکَ اَنْ تُشِیرَ عَلَیَّ وَاَری فَإِنْ عَصَیْتُکَ فَاَطِعْنِی»؛[۲۴۸]
«بر توست که مرا راهنمایی کنی و من مصلحت و اندیشه خود را در آن مینگرم، پس هرگاه تو را پیروی نکردم تو مرا پیروی کن».
و حاصل این است که: مساله شوراها باید به گونهای مطرح شود که همه در مسیر اجرای احکام اسلام و امر به معروف و تثبیت از حکومت «اللَّه» و نظام امامت قرار داشته باشند، نه اینکه شوراها وسیله ردّ احکام خدا و الزامات بیمورد و تحمیل رای اکثریت بر اقلیت، فقط به اعتبار اکثریت شود، یا اینکه در داخل سازمانها موجب جبههگیریها و اختلافات شود.
بیشتر این گرایشهایی که اکنون بر رژیمهای سوسیالیستی یا دموکراسی غربی هست، از این جهت است که در اثر تبلیغات سوء و بیاطلاعی مردم در مبانی اسلام و کارسازی برنامههای آن، طبقات محروم و مستضعف در نظامهای طاغوتی، بر قرار شدن آن رژیمها را موجب نجات خود از محرومیت گمان میکنند، لذا در سازمانبخشی به دستگاههای مختلف، مایلند آن نظامها پیاده شود.
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۱، ص: ۳۱۱
امّا اگر این قشر محروم که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند، از نظام اسلام آگاهی داشتند و میدانستند که اگر این نظام صحیح و دقیق پیاده شود، هیچ نیازی به آن نظامها و شوراهای آن، چنانکه گروههای چپگرا یا راستگرا عرضه میدارند، نیست، و کارگر و کشاورز و زحمتکش و همه طبقات، در صلح و صفا و شرافت و همبستگی، در رفاه و برادری زندگی کرده و از عدل اسلام برخوردار میشوند، همه به سوی این نظام روی میآورند.
چنانکه کارگران مسلمان و کشاورزان مسلمان ما که الحمدللَّه آگاهانه عمل میکنند، به این نکات توجّه دارند و لذا میخواهند همه چیز و همه کارها طبق نظام اسلام و احکام حقوقی که اسلام برای کارگر و کشاورز و کارمند و زحمتکش و مرد و زن قرار داده، مرتب و منظم شود. بدیهی است در این مقاصد، شوراهای اسلامی نقش موثر و حساس و سازنده خواهند داشت و همکاری همگان را در پیشرفت امور فراهم خواهند کرد.
برگرفته از کتاب سلسله مباحث امامت و مهدویت نوشته آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *