شرح فرازهای دعای ندبه

فراز اول : حمد و صلوات
الحمدللّه رب العالمین و صلّی اللّه علی سیّدنا محمد نبیّه و آله و سلم تسلیماً .
این فراز از دعای ندبه با تمام کوتاهی اش ، بیان کننده ی خلاصه ای از تمام ماجرایی است که در عالم هستی و جامعه ی انسانی باید اتفاق بیافتد .
عبارت الحمدللّه رب العالمین به ماجرای ربوبیت خداوند متعال بر تمام هستی اشاره دارد که در نتیجه ، ولایت الهی را به دنبال خواهد داشت . عبارت و صلّی اللّه علی سیدنا محمد نبیه و آله و سلم تسلیما به مجرا و محور آن ربوبیت و ولایتی اشاره می کند که از جانب خدا بر تمام عالم سیطره دارد؛ زیرا محور ربوبیت الهی بر همه ی هستی ، از مسیر جریان این ربوبیت نسبت به نبی مکرم اسلام و اهل بیت گرامی آن حضرت علیهم السّلام می گذارد .
به طور کلی ، می توان این فراز کوتاه را به عنوان براعت استهلالی برای مجموعه ی این دعای شریف و مطالبی که در بقیه فرازهای دعا به آن ها پرداخته شده است ، دانست .
فراز دوم : ثنای بر قضاء
در فراز دوم که با جمله ی الّلهم لک الحمد علی ما جری به قضاو ک فی اولیائک الذین . . . آغاز می شود ، خدا را بر آن چه از ناحیه ی قضای الهی بر اولیائش جاری شده است ، حمد می کنیم . در ادامه ی این فراز ، چگونگی جریان این قضاء را بر اولیا به طور مجمل چنین بیان می کند : از آن جا که خداوند تبارک و تعالی در عالم ، نسبت به زهد در درجات و مراحل مختلف عالم دنیا از اولیائش ، میثاقی گرفته و آن ها نیز بر آن پیمان که با خدای خود بسته اند ، پابرجا و استوار ماندند و همه ی ابتلائات و سختی ها را در راه حفظ آن میثاق تحمل کردند : بعد اءن شرطتَ علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیه . . . فشرطوا لک ذلک ، خداوند متعال هم به پاس این مجاهدت ها و پایداری در میثاق ، برجسته ترین نعمت های ابدی خویش را برای ایشان برگزید ، تلاش های آنان را پذیرفت و ایشان را به خود نزدیک کرد . نام شان را بلند و پرآوازه ساخت و ستایش آشکار خود را بر آن ها قرار داد . این نعمت های عظیم تا آن جا ادامه یافت که خداوند ، فرشتگان خود را بر آن اولیای گرامی فروفرستاد و با نزول وحی بر آن ها ، ایشان را اکرام کرد و نتیجه ی این پذیرش و تقرب الهی آن شد که خدا با بذل علم خویش ، اولیای خاص خود را کمک کرد . هنگامی که به این منزلت رسیدند ، آن ها را وسیله و دست آویزی برای جلب خشنودی خود قرار داد ، یعنی به مرتبه ای رسیدند که منشاء هدایت برای همه ی عوالم شدند . فقبلَتهم و قّربتهم و قدّمت لهم الذکر العلی و الثناء الجلیّ و اءهبطت علیهم ملائکتک . . . .
بنابراین ، به طور خلاصه می توان گفت که در این فراز ، چند نکته ی اساسی نهفته است که عبارتند از این که ، اولیای الهی به خاطر میثاق زهدی که نسبت به درجات مختلف این دنیا با خدا بستند و بر تمامی ابتلائات و امتحانات سنگین آن نیز فائق آمدند ، از جانب خدا از دو پاداش برخوردار شدند . نخست این که ، خود مقرّب درگاه الهی گشتند . دیگر این که ، باعث هدایت و دست گیری نسبت به دیگر مخلوق ها شدند و این ، همان ماجرای قضای الهی بر اولیائش است که ستودنی است ؛ زیرا محور ربوبیت الهی بر همه ی عالم ، از این مجرا واقع می شود .
البته باید دانست که رسیدن به مرحله ی حمد خدا بر جریان قضای الهی ، نسبت به اولیائش نیازمند پشت سر گذاشتن مرحله ی سنگین ابتلاء به بلای ولیّ خدا و درگیر شدن با بلای ولیّ خداست که چنین ابتلایی دارای مراتب مختلفی است ؛ زیرا بعد از ابتلاء د رمرحله ی نخست ، باید بر بلای ولیّ اللّه صبر کرد و در درجه ی بعد تسلیم آن بلا شد . سپس بر آن بلا راضی شد و در مرحله ی آخر ، خدا را بر آن بلا شکر کرد . روشن است انسانی که از ابتلای ولیّ خدا فارغ است و به درک هیچ یک از بلایای اولیای خدا نرسیده است ، هیچ گاه نمی تواند به مرحله ی حمد و شکر نسبت به چنین بلایی برسد؛ زیرا درک حمد بر قضای الهی منوط به این است که انسان ، مجموعه ی سختی های اولیای خدا را دیده و ثمرات آن را هم درک کرده باشد . هم چنین در این ماجرا ، زیبایی صنع خدا نسبت به اولیای خودش را نیز دریافته باشد؛ که چنین انسانی پس از پیمودن این مراحل می تواند به حمد و ثنای خدا بر جریان قضائش نسبت به اولیائش برسد .
فراز سوم : تاریخ ، از آغاز تا تکامل
این فراز از دعای ندبه که طولانی ترین فرازهای آن به شمار می آید ، به بیان تفصیلی مراحل تکامل تاریخ می پردازد که بر این اساس ، این فراز را به چند بخش می توان تقسیم کرد .
بخش اول :
فبعض اسکنته جنتک الی اءن اءخرجتَه منها . . . فنتبع آیاتک من قبل اءن نذّل و نخزی .
در بخش اول ، گذری اجمالی به ماجرای بعثت انبیا دارد که بعد از ذکر حضرت آدم و جریان بیرون رانده شدن او از بهشت ، به بیان هر یک از انبیای اولوالعزم به همراه مهم ترین حادثه ای که در طول رسالت آن ها رخ داده ، می پردازد . در ضمنِ چند کلمه ، محوری ترین و اصلی ترین صحنه ی جریان قضای الهی بر ایشان را بیان کرده است که اگر از منظر فلسفه ی تاریخی خواسته باشیم به این بخش از دعا نگاه کنیم ، باید بگوییم که این بخش به بیان سرحلقه های اساسی تکامل تاریخ که همان بعثت انبیای اولوالعزم است ، پرداخته است . چرا که اگر ما ، کمال جامعه ی بشری را مرحله ی تقرّب به سوی خدای متعال بدانیم که در آن ولایت الهی به ظهور رسیده و همه ی شو ون جامعه بر مدار اراده ی الهی می چرخد ، طبیعی است که عمده ترین مراحل کمال تاریخ را بعثت انبیای صاحب شریعت ارزیابی می کنیم ؛ زیرا با بعثت هر کدام از انبیای اولوالعزم که پیوند بین خدای متعال و جامعه بشری بودند ، شریعت الهی بر روی زمین از کمال بیشتری برخوردار شد . در نتیجه ، زمینه ی بندگی خدا بیش از پیش برای انسان ها فراهم گشته است و این ، ورود جامعه ی بشری به مرحله ی جدیدی از هدایت را به دنبال می آورد . در پایان این بخش از دعا ، یادآور می شود که به وسیله ی بعثت این انبیا ، حجت الهی بر همه ی تاریخ تمام شده و با این بیان ، محدوده ی ربوبیت و ولایت الهی بر تاریخ را روشن می کند که هیچ منافاتی با اختیار و اراده انسان ندارد ، بلکه چه بسا انسان هایی که بعد از آمدن فرستادگان الهی (که از ناحیه ی آن ها ، ولایت خدا بر جامعه جاری می شود) باز هم راه باطل را پیش گیرند و تولی طاغوت را بپذیرند؛ زیرا قبل از این ، حفظ محور حق در تاریخ را مرهون تلاش های این انبیا برمی شمرد .
بخش دوم :
الی اءن انتهیتَ بالاءمر الی حبیبک و نجیبک محمد صلّی اللّه علیه و آله . . . .
بعد از اتمام بررسی مراحل تحول تاریخ با بعثت برخی از انبیای اولوالعزم ، در بخش دوم از این فراز دعا ، با بیان ویژگی هایی از پیامبر گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله به سراغ مرحله ی متکامل تری از تاریخ می رود که با بعثت آخرین فرستاده ی خدا به وجود آمد . این مطلب را با دقت در ویژگی هایی که در این بخش از دعا برای رسول مکرم اسلام صلّی اللّه علیه و آله برشمرده می شود ، می توان دریافت . انتخاب پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله به عنوان سید و آقای همه ی مخلوقات ، زبده ی برگزیدگان ، برترین انتخاب شدگان و گرامی ترین کسی که خدا به او اعتماد کرده ، همه حاکی از آن است که تقدم و سرآمد بودنِ آن حضرت بر دیگر انبیا ، امری روشن و آشکار است . در نتیجه ، بعثت آن حضرت نیز از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار خواهد بود که از آن جمله می توان ، بعثت عام و فراگیر پیامبر اسلام نسبت به جن و انس ، نفوذ شریعت و رسالت آن حضرت به مشرق و مغرب و نُصرتش با رعب و ترس و حفاظت آن بزرگوار به وسیله ی بهترین ملایکه و در نهایت ، وعده ی پیروزی او و دینش بر دیگر ادیان و . . . را نام برد .
بنابر این ، به یقین ، می توان گفت اگر مراحل بلوغ و تکامل عالم با بعثت انبیای اوالوالعزم شروع شده باشد ، با آمدن حضرت خاتم الانبیاء صلّی اللّه علیه و آله ، وارد مرحله ی جدیدی از بلوغ گشته و این بلوغ و تکامل باید به دست چنین فرستاده ای صورت می گرفته که از چنین کمالات و درجاتی برخوردار بوده است (که انبیای گذشته فاقد این ویژگی ها بودند) . پس اوست که بر تاریخ مسلط است و اوست که با غلبه بر عالم ، هدایت و تکامل نهایی جامعه ی بشری را به دست می گیرد و این ، همان قضای خدای متعال بر نبی مکرّم اسلام صلّی اللّه علیه و آله است .
بخش سوم :
و ذلک بعد اءن بوّئتَه مبوّء صدقٍ من اهله . . . .
در بخش سوم این فراز از دعا ، با مطرح شدن جانشینان و اوصیای پیامبر گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله ، به بیان نقش آن ها در پیش بُرد اهداف آن حضرت و در نتیجه ، سیر تکاملی تاریخ به وسیله ی هدایت آن بزرگواران پرداخته می شود .
هرچند در بخش اول از این فراز ، به طور سربسته و مجمل از کنار مساءله ی وصایت دیگر انبیای اولوالعزم گذر شد : و تخیرتَ له اءوصیاء مستحفظاً بعد مستحفظ ، ولی در این بخش ، ماجرای وصایت و جانشینی پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله به طور مفصل بیان می شود و این نشان گر سهم عمده ی ایشان در این مرحله از تاریخ است ، زیرا قضای خدای متعال بر نبی اکرم صلّی اللّه علیه و آله از طریق اوصیای آن حضرت – که اولیای برگزیده ی خدا هستند – ادامه پیدا می کند . یعنی از آن جا که خاندان نبی گرامی اسلام که از جانب خدا به جانشینی آن حضرت انتخاب شده اند ، همگی نور واحدی هستند که خدا در بین ایشان ، جایگاه خاصی رابه پیامبرش عطا کرده و در آیه ای از قرآنش ، تنها مزد رسالت را قدم نهادن در راه خدا بیان کرده و در آیه ی دیگری ، مودّت آن خاندان را تنها مزد رسالت معرفی کرده است ، روشن می شود که مزد رسالت که قدم نهادن در راه خداست ، چیزی جز مودّت اهل بیت علیهم السّلام نیست . پس ادامه ی رسالت در حفظ خاندان رسول معنی می شود و هر بلایی را که ایشان متحمل می شوند ، بلای پیامبر اکرم محسوب می شود و هدایتی هم که به وسیله ی ایشان برای جامعه ی بشری محقق می شود ، هدایت رسول خدا ارزیابی می شود . یعنی بخشی از هدایت جامعه به عهده ی خود حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله بوده و بخش دیگری از آن بر دوش اهل بیت آن حضرت علیهم السّلام . به همین دلیل بعد از بیان سپری شدن دوران عمر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله ، بلافاصله به مساءله ی وصایت امیرالمو منین علی علیه السّلام پرداخته و آن را به صورت مفصل بسط می دهد که این خود ، نشان دهنده ی نقش کلیدی حضرت علی علیه السّلام در جریان هدایت تاریخی جامعه به وسیله ی وصایت خویش و روشن کننده ی آن است که ظهور اصلی وصایت ، در حضرت علی علیه السّلام است و با آوردن عبارت : اذْ کان هو المنذر و لکل قوم هاد ، به مخاطب خود می فهماند که انذار پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و آن مرحله از هدایت تاریخی که در دوره ی زندگی پربرکت آن حضرت اتفاق افتاد ، به تنهایی کافی نیست ، بلکه در کنار آن انذار و هدایت تاریخی ، یک هدایت مستمری هم لازم است که این هدایت مستمر به وسیله ی خاندان عصمت و طهارت و به ویژه حضرت علی علیه السّلام واقع می شود .
بعد از بیان این مرحله با بیان فضیلت های حضرت علی علیه السّلام ، وارد کارهایی که پیامبر خدا جهت مهیاسازی جامعه برای پذیرش ولایت امیرالمو منین علی علیه السّلام انجام دادند ، می شود که از ماجرای روز هجدهم ذی الحجه در محل غدیر خم که بارزترین آن هاست ، شروع کرده و بعد از ذکر حدیث : اءنا و علیّ من شجرهٍ واحده و سایر الناس من شجره شتّی به سراغ ماجرای جنگ تبوک و حدیث منزلت رفته و سپس به زیباترین حادثه ای که مدینه پس از هجرت پیامبر به خود مشاهده کرد ، رفته و پای ازدواج امیرالمو منین علی علیه السّلام با یگانه دختر رسول خدا را به میان می کشد و با تذکّر خاطره ی بستن درب همه ی خانه ها به حیاط مسجد النبی جز درب خانه ی حضرت علی علیه السّلام به معرفی حوادثی که هر کدام مقام و درجه ی بلند و ملکوتی را برای آن حضرت ورق می زنند ، می پردازد تا پرچم هادی بعد از خود را در میان امت به پا داشته و مسیر هدایت بعد از خود را آماده سازی کند و این ها ، همگی وقایعی بوده اند که هرکدام اساس تحولی مهم در تکامل تاریخ به شمار می روند و تک تک این ماجراها به منزله ی پلّه هایی هستند که جامعه را به سمت پذیرش ولایت الهی به پیش می برند . اما از آن جا که مصلحت عالم بر پایه ی جبر ربوبی شکل نگرفته و جامعه در انتخاب مسیر ولایت پذیری خود مختار است که سر به تولّی ولایت اللّه بگذارد یا در دامان تولّی و سرپرستی طاغوت و شیطان بیافتد و متاءسفانه امت ، بعد از پیامبر از مسیر تکاملی تقرّب به خدا منحرف شده و از پذیرش هدایت به سوی ولایت الهی اِعراض کرد ، باعث پدید آمدن ابتلائاتی سنگین برای اهل بیت علیهم السّلام که اولیای خاص خدا و اوصیای نبی خدا بودند ، شد . لم یمتثل امر رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله فی الهادین بعد الهادین و الاُمه مصرّه علی مقته . . . .
ناگفته نماند که علی رغم رویارویی اولیای خدا با آن ابتلائات و بلایای طاقت فرسا ، باز هم ولایت و سرپرستی جامعه از دست تدبیر ربوبی خارج نگشته و اراده ی الهی چنین تعلق گرفته که عاقبت و پایان نیکو و زیبای کار عالم به دست اولیائش بیافتد و این ، نتیجه ی تمامی آن زحمت های خالصانه ای است که در راه احیای دین خدا متحمل شدند . و جَرَی القضاءُ بما یُرجی له حسنُ المثوبه . . . والعاقبه للمتقین .
بخش چهارم :
بعد از پشت سر نهادن تمامی مراحل گذشته که انسان از طریق ندبه و اشک ریختن به بلای اولیا ، آمادگی بهره مندی از بلای آن ها را در خود ایجاد کرد . در این بخش ، دعا درصدد جهت دادن به آن مصیبت زدگی است که با پدیدآوردن روحیه ی انتظار ، انسان را به سوی بهره گیری از این مصیبت زدگی سوق می دهد و او را به توجه به ساحت حضرت بقیه اللّه الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء دعوت می کند ، که این توجه در سه مرحله و با لحن های متفاوتی در این دعای شریف ، ظهور پیدا کرده است .
در مرحله ی اول با لفظ اءین به جست وجوی آن حضرت که تنها امید اولیا برای جمع کردن بساط طاغوت است ، می پردازد که در این جست وجو غالباً هدف های حکومت امام زمان علیه السّلام دنبال می شود : اءین بقیه اللّه التی لا تخلو من العتره الهادیه اءین المعدّ لقطع دابر الظلمه . . . . در مرحله ی دوم ، بعد از پشت سر گذاشتن مرحله ی اول با حرف نداء یا به طلب شخصیت خود آن حضرت پرداخته و با خطاب مستقیم به آن حضرت توجه پیدا می کند . این مرحله از مرحله ی قبل بالاتر است ؛ زیرا ناشی ازاحساس حضور در محضر آن حضرت است و در این مرحله ، بیشتر از اوصاف وجودی و شخصیتی آن حضرت ، سخن به میان می آید : یا بن الساده المقربین یا بن . . . . و در مرحله ی آخر ، شروع به نجوا و بازگو کردن سخن های دل با آن جناب می کند که این نجواها آن زمان که گفت و گوهای انسان و راز و نیاز او با ولیّ خدا از حدّ لقلقه ی زبان فراتر رفته و نیاز واقعی به آن حضرت را احساس کرد ، در وجود آدمی پدیدار می شوند . رسیدن به این مرحله که از نوعی دلدادگی خاص ، حکایت می کند ، ناشی از شدت اوج طلب ها در دو مرحله ی قبل است :
لیت شعری اءین استقرتْ بک النّوی . . . .
فراز چهارم : استغاثه و طلب
الّلهم اءنت کشّاف الکرب و البَلوی . . . .
در این فراز از دعای شریف ندبه که انسان را از حالت راز و نیاز با ولیّ خدا به حالت تقاضا و درخواست از درگاه الهی منتقل می کند ، در ابتدا که با درخواست لقای ولیّ خدا شروع می شود و نشان دهنده ی شدت عطش روحی و اشتیاق انسان به درک وجود امام زمان علیه السّلام است و البته همراه با تقاضاهایی است که انسان برای خود از خدای متعال دارد ، و برای به استجابت رسیدن این درخواست ها ، آن هم نه فقط در دنیا ، بلکه هم در دنیا و هم در آخرت ، با صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السّلام ، توجهی دوباره به ساحت اولیای خاص خدا پیدا می کند و در پایان ، تقاضای شفاعت و همراهی همیشگی و وصال بی پایان ولیّ خدا را که نتیجه ی آن انتظارها و آن جست وجوهاست ، از درگاه خدای متعال بر زبان جاری می کند .
همان طور که ملاحظه شد ، این دعای شریف از ابتدای فراز سوم با بیان گزارشات کوتاهی از تحولات عمده و رو به تکامل جامعه ی بشری ، درصدد قرار دادن انسان ، در متن ماجرای قضای الهی نسبت به اولیای خاص خدا برامد و خواننده ی دعا را در انتهای بخش سوم از همین فراز با بیان این جملات : فعلی الاطایب من اهل بیت محمدٍ و علی صلی الله علیهما و آلهما فیبک الباکون . . . درگیر با بلای اولیای الهی می کند و در همین حال با ذکر عباراتی چون : اءین الحسین اءین الحسین روح مبتلا و مصیبت زده ی او را به سوی انتظار روزگار رفع بلا و به نتیجه رسیدن زحمات اولیاء اللّه سوق می دهد ، یعنی درصدد هدایت مصیبت زدگی انسانی که مبتلا به بلای ولیّ خدا شده برمی آید و عزاداری او را با روشن نمودن چراغ انتظار در وجودش هدف مند می نماید (که این انتظار همان درخواست کمال نهایی برای جامعه ی بشری است ) و البته به همین مقدار هم اکتفا نمی کند ، بلکه بعد از گذراندن مراتب سه گانه ی انتظار ، در فراز چهارم ، پس از درخواست و دعا برای درک دولت حقه ی ولیّ خدا بر روی زمین ، خواننده را به سوی تقاضای وصال ابدی و اخروی نیز راهنمایی می فرماید . و این چیزی جز یک فلسفه ی تاریخ توحیدی بر مبنای معارف ملکوتی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام نیست که در قالب دعا از جانب ائمه معصومین علیهم السّلام صادر شده است . و الحمدلله رب العالمین .
برگرفته از کتاب انتظار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *