سومین سفیر امام عصر و شلمغانی

محمد بن علی بن ابی العزاقر شلمغانی، متولد روستای شلمغان، از حومه های واسط، یکی از قراء قرآن مجید در آنجا بود. پس از مدتی به بغداد رفت و به دستگاه عباسیان پیوست و بعنوان دبیر (کاتب) به خدمت مشغول گشت ( (۵۰)). وی از فقهای امامیه بود و هیجده اثر درباره عقاید و فقه شیعه برشته تحریر در آورد، که در بین آنها کتاب الغیبه قرار داشت. آثار او قبل از انحرافش مورد احترام فراوان امامیه بود ( (۵۱)).
چنانکه ذکر شد، پس از آنکه ابن روح به سفارت ارتقاء یافت، شلمغانی را منصوب کرد تا فعالیتهای شیعیان در بغداد، بویژه بنو بسطام و دو وکیل کوفه، زجوزجی و رازی را جهت دهد ( (۵۲)). شلمغانی هدایت فعالیتهای امامیه را در بغداد و کوفه سالها بعهده داشت. وی در جاه طلبی بی صبرانه سیاسی خود شهره بود و ممکن است امید برای دستیابی به قدرت، در آینده ای نزدیک را پس از دستورات امام دوازدهم به ابن روح از دست داده باشد. بنابراین دستورات امام دوازدهم را نادیده انگاشت و در جستجوی دیگر گروهها رفت تا به جاه طلبی سیاسی خود جامه
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۱
عمل بپوشاند.
به گفته ابن حوقل، شلمغانی با اسماعیل مهدی بیعت کرد ( (۵۳)). البته، ابن- حوقل تنها مورخی است که به ذکر این رویداد می پردازد. وی از تاریخ انحراف شلمغانی و دلیل اینکه چرا بعدا تعهدات اسماعیلی خود را ترک کرد، ذکری بمیان نمی آورد. بسیار محتمل است که وی از اسماعیلیه برگشته و به حرکت غلات پیوسته باشد، زیرا در عقاید ایشان حلول خدا در انسان را بهترین ابزاری می توان یافت که جاه طلبیهای سیاسی و اقتصادی خود را به مرحله عمل در آورد.
به اعتقاد شلمغانی، در طول تاریخ، خداوند در شکل بشر حلول می کند.
بعبارت دیگر خدا نخست در جسم آدم حلول کرد. آنگاه در ابدان انبیاء تجسم یافت. پس از پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) در ابدان ائمه (س) مجسم شد تا زمان امام دوازدهم و سپس در جسم خود او (شلمغانی) حلول کرد. در همان حال خداوند دشمن خود ابلیس را خلق کرد که او نیز در انسانهای شرور در سراسر تاریخ حلول می کند و در تن آنها مجسم می شود. به گفته شلمغانی، هدف خداوند از حلول و تجسم، اثبات وجود و تعالی خویش است ( (۵۴)).
شلمغانی سازمان امامت را بلافاصله پس از انحرافش ترک ننمود و حلول خدا در جسم خود را اعلام نکرد. گزارشات متعدد حاکی از آن است که وی از عنوان خود که قائم مقامی سفیر سوم، ابن روح، بود سوء استفاده می کرد تا بتدریج وکلای تحت پوشش خویش را به قبول تعالیم الحادی خود آموزش دهد. محمد بن همام وکیل روایت می کند که خود از شلمغانی شنیده است که می گفت «حقیقت (خدا) یکی است، ولی اشکال گوناگون دارد، روزی به رنگ سفید در می آید، دیگر روز سرخ و بالاخره آبی». ابن همام می گوید: «این نخستین جمله ای بود که موجب شد شلمغانی را رد کنم زیرا دارای آئین حلولیه بود» ( (۵۵)). به روایت دیگر، شلمغانی می کوشید تا برخی از وکلای امامیه و خاندان ایشان، بویژه وکلای بسطام را به پذیرش آئین حلولیه و تناسخ ارواح متقاعد سازد.
پس از مدتی اعلام داشت که روح پیامبر (ص) در جسم سفیر دوم، ابو جعفر، روح علی بن ابی طالب (ع) در جسم سفیر سوم، ابن روح، و روح فاطمه زهرا (س) دختر پیامبر (ص)، در جسم ام کلثوم، دختر سفیر دوم حلول کرده است. در همان
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۲
حال شلمغانی از وکلای فرعی و زیردست خود خواست تا این راز را فاش نسازند، زیرا عقیده ای حقه است ( (۵۶)).
بنظر می رسد ابن روح از طریق ام کلثوم، یکی از مبلغان زن که فعالیتهای امامیه را در میان زنان بنو بسطام سرپرستی می کرده متوجه انحراف شلمغانی شده باشد.
وی به آن زن دستور داد تا روابط و دیدارهای سری خود را با آنها متوقف سازد.
ابن روح به وی گفت: شلمغانی آنچنان عمیق انحراف خود را در قلوب آنها تأثیر داده که حتی اگر ادعا هم کند اللّه در جسم خود او حلول کرده می پذیرند، سپس او جا پای حلاج می گذارد و کوس انا الحق می زند ( (۵۷)). تاریخ دقیق این واقعه نامعلوم است. ولی به گفته ابن اثیر انحراف شلمغانی در زمان وزارت حامد بن عباس بین سالهای ۳۱۱- ۳۰۶/ ۹۲۳- ۹۱۸ شروع شد ( (۵۸)). این روایت با گزارش شیخ طوسی که حاکی از انحراف شلمغانی قبل از سال ۳۱۲/ ۹۲۴ می باشد، منطبق است ( (۵۹)).
ابن روح پس از کشف عقاید الحادی شلمغانی، وی را از سمت خود برکنار کرد و الحادی بودن عقاید او را در همه جا منتشر ساخت، نخست در بین خاندان بنو نوبخت و آنگاه در میان سایرین ( (۶۰)). پس از مدتی از وکلا خواست تا روابط خود را با وی بیشتر کنند. بنظر می رسد محمد بن احمد بن زجوزجی از این دستور تبعیت کرده باشد، زیرا به روایت شیخ طوسی وی هر کس که کتاب التکلیف شلمغانی را به همراه داشت بعنوان غالی قلمداد می کرد ( (۶۱)). اما وکلای بنو بسطام در بغداد از دستورات ابن روح سرباززدند و دستورات خود را از شلمغانی می گرفتند. به همین دلیل ابن روح موضع شلمغانی را برای تمام امامیه فاش ساخت و او و همه کسانی که به حرفهایش گوش می دهند را طرد کرد ( (۶۲)).
اعلام ابن روح نشان می دهد که بخش قابل ملاحظه ای از وکلاء بغداد و عوام مومن، تحت تأثیر شلمغانی قرار گرفته اند. شلمغانی پس از آنکه طرد شد این عقیده را تبلیغ می کرد که وی و نه ابن روح، نماینده راستین (سفیر) امام دوازدهم است ( (۶۳)). شلمغانی با این ادعا و اعتقاد به حلول خداوند در اجسام پیامبران و امامان کوشید تا موقعیتهای سیاسی و اقتصادی سازمان را به خود اختصاص دهد.
از آن پس حتی مدعی شد که اللّه در جسم خود او حلول کرده ( (۶۴)) و ابلیس در
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۳
جسم امام دوازدهم تجسم یافته، زیرا امام دوازدهم به قائم شناخته می شود.
در اینجا شلمغانی مدعی شد که قائم (قیام کننده) به معنی ابلیس است، که از سجده در برابر آدم سرباززد درحالی که سایر فرشتگان سجده کردند ( (۶۵)). وی همچنین مدعی شد که علی بن ابی طالب (ع) اللّه است، و محمد (ص) را به پیامبری فرستاده، ولی محمد (ص) به او خیانت کرده است. بنابراین علی (ع) به محمد (ص) مهلت حدود ۳۵۰ ساله ای داد، که در آخر آن قوانین اسلامی تغییر می کند.
سپس فقه اسلامی تفسیر جدیدی می یابد. یعنی بهشت معادل قبول ادعای شلمغانی و بیعت با او می شود، درحالی که جهنم معادل رد آئین او را نتیجه می دهد. بعلاوه، هدف شلمغانی این بود تا مدعیان خلافت بویژه علویان و عباسیان را نابود سازد و خود را مدعی راستین مقام مذهبی و سیاسی قلمداد کرد ( (۶۶)).
جاه طلبی سیاسی شلمغانی در تفسیر مادی وی از آیات قرآن کریم در رابطه با بهشت و جهنم محرز است. این جاه طلبی بویژه با توجه به دو نکته آشکار می شود.
نخست آنکه وی تاریخ تغییر شریعت اسلامی را سال ۳۵۰/ ۹۶۷ مشخص می کند.
وی با این پیشگویی می کوشید تا مردم را به حمایت از خود و آماده سازی آنان در وصول به زمان موعود بسیج کند. دوم، تبلیغات خود را در میان مقامات بالای دستگاه اداری و ارتش عباسیان متمرکز ساخت و تعداد قابل توجهی هوادار بدست آورد. در بین آنان احمد بن محمد بن عبدوس، ابراهیم بن ابی عون، مصنف کتاب التشبیهات، ابن شبیب زیات، ابو جعفر بن بسطام و ابو علی بن بسطام، که همگی دبیران (کتاب) حکومت بودند، قرار داشتند ( (۶۷)).
در سال ۳۱۲/ ۹۲۴ حسن بن فرات، پسر ابن فرات وزیر نیز به او پیوست و پیروانش را قادر ساخت تا در محافل اداری عباسیان نفوذ کنند ( (۶۸)). بعلاوه، حسین بن قاسم بن عبید الله بن وهب، که در سالهای ۲۰- ۳۱۹/ ۲- ۹۳۱ مقام وزارت را عهده دار بود، از هواداران شلمغانی بشمار می آمد ( (۶۹)).
پیش از این متذکر شدیم که سومین سفیر در سال ۳۱۲/ ۹۲۴ زندانی شد.
شیخ شلمغانی فرصت را غنیمت شمرد تا فعالیتهای خود را در میان امامیه که تا آن زمان جوابی از امام خود در رابطه با ادعاهای شلمغانی دریافت نکرده بودند، گسترش دهد. بنابراین، امام از طریق ابن روح توقیع زیر را در رابطه با دیدگاه
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۴
حضرتش نسبت به ادعاهای شلمغانی فرستاد:
«… محمد بن علی، معروف به شلمغانی، از کسانی است که خداوند کیفر او را تعجیل کند و مهلتی به او عطا نفرماید. او از اسلام منحرف شده و خود را از آن جدا ساخته است. وی از دین خدا مرتد شده و ادعاهایی می کند که دلالت بر انکار ذات خداوند متعال دارد.
دروغپردازی و دروغگویی می کند. باطلها را بر زبان می آورد و متخلف بزرگی است. آنان که به خدا نسبتی باطل می دهند در خطای محض بوده و مسلما در خسران اند. در حقیقت برائت خود را در محضر خداوند متعال و پیامبر و خاندان گرامیش صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین (از هر گونه رابطه ای با شلمغانی) اعلام می داریم.
به او (یعنی، شلمغانی) لعن می فرستیم، و لعنت دائم خداوند بر او باد، در آشکار و نهان، در هر زمان و مکان. و (لعنت خداوندی) بر موافقان و پیروان او باد، و نیز بر آنان که با شنیدن این اعلام پیوند خود را با او ادامه دهند.
بنابراین به اطلاع آنان (وکلای امامیه) برسان که خود را از او حفاظت کرده و احتیاط می کنیم، آنچنان که در برابر پیشینیان او همچون شریعی، نمیری، هلالی، بلالی و دیگران چنین کردیم و دیدگاه مشابهی داشتیم. راضی به سنن الهی هستیم. خداوند ما را در تمام امور کفایت می کند و بهترین نگهبان است» ( (۷۰)).
به روایت شیخ طوسی، محمد بن همام وکیل این توقیع را از ابن روح در زندان دریافت داشت. وی آن را شخصا در بین تمام وکلای بغداد منتشر ساخت و برای وکلای دیگر شهرها فرستاد تا در میان عامه امامیه شهرت یافت ( (۷۱)).
به گفته ابن اثیر، ابن روح ادعای شلمغانی را حتی برای عباسیان فاش ساخت.
در نتیجه در سال ۳۱۳/ ۹۲۵ خاقانی وزیر کوشید تا او را دستگیر کند ( (۷۲))، کوششی که منجر به دستگیری و زندانی شدن بسیاری از افراد که به وی گرایشی داشتند شد ( (۷۳)). اما وی ناپدید شد و به موصل گریخت و در آنجا به نضر الدوله حسن بن-
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۵
عبد الله بن حمدان حاکم پناهنده شد. او در آنجا در روستایی موسوم به معلثایا در اطراف موصل زندگی کرد. شلمغانی در دوره اختفای خود در روستای معلثایا کتب خود را برای شخصی موسوم به ابو عبد الله شیبانی روایت کرد. وی محدث امامیه بود که در قریه نوبختیه بغداد زندگی می کرد ( (۷۴))، ولی بعدها از مکتب امامیه منحرف شد ( (۷۵)).
شیبانی در سال ۳۱۶/ ۹۲۸ مخفیانه به بغداد بازگشت ( (۷۶)) تا با پیروان خود تماس مستقیم داشته باشد. فعالیتهای او در بین مقامات دولتی حکومت عباسیان نشر یافته بود و این پیشرفت احتمالا گامی، به قدرت طلبی وی تلقی می شد. در سال ۳۱۹/ ۹۳۱ حسین بن قاسم بن عبید الله بن وهب، از هواداران شلمغانی، به وزارت رسید و نامش در کنار نام خلیفه مقتدر بر سکه ضرب شد ( (۷۷)). ابن وهب با استفاده از مقام وزارت خود، هواداران خویش را به مقامات بالا رساند، ولی پس از یک سال از کار بر کنار شد. پس از آن خلیفه قاهر (۳۲۲- ۳۲۰/ ۹۳۴- ۹۳۲) او را بخاطر پیوندش با شلمغانی به رقاه در سوریه تبعید کرد. وی همچنین رفقای او، بویژه بنو بسطام را دستگیر کرد و اموال آنان را مصادره نمود ( (۷۸)). این دستگیریها ادامه یافت تا آنکه در سال ۳۲۳/ ۹۳۴ خود شلمغانی نیز دستگیر شد. وی همراه با چند تن دیگر از شخصیتهای رهبری کننده حرکت، همچون ابن ابی عون تحت شکنجه قرار گرفته و اعدام شدند و اجساد آنها را در سمت غربی بغداد در مقر شهربانی (دار الشرطه) سوزاندند ( (۷۹)).
پس از مرگ شلمغانی نفوذ و اقتدار ابن روح در بین عباسیان افزایش یافت.
شلمغانی دشمن مشترک آنها بشمار می آمد. از اینرو، ابن روح نفوذ فوق العاده خود را کمال بخشید و از نزدیکان خلیفه راضی (۳۲۹- ۳۲۲/ ۴۰- ۹۳۴) شد. بعلاوه بنظر می رسد که همکاری ابن روح با عباسیان در براندازی شلمغانی، خلیفه راضی را به این اندیشه واداشته که فعالیت ابن روح و امامیه هیچ گونه ارتباطی با امام دوازدهم نداشته و احتمالا در آینده نزدیکی متوقف می شود. صلحی نقل می کند:
«راضی بعضی اوقات می گفت که امامیه خمس مال را به ابن روح می دادند ولی ما این اتهام را رد می کنیم و مدعی هستیم که دروغ است.
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۶
از اینرو بما گفته است: «مگر این کار غلط است؟» به خدا قسم، آرزو دارم تا هزار انسان مانند او بودند و امامیه می توانستند دارائیها و اموال خود را بحدی بیاورند تا بینوا شوند. برای من مهم نیست که آنان (ابن روح و دیگران) از طریق دریافت اموال اینان (یعنی امامیه) ثروتمند شوند» ( (۸۰)).
ابن روح در هیجدهم شعبان ۳۲۶/ ۲۰ ژوئن ۹۳۸ در گذشت و در قریه نوبختیه ( (۸۱))، در سمت غربی بغداد دفن گردید ( (۸۲)). پس از وی ابو الحسن علی بن محمد سمری جانشین او شد ( (۸۳)).
یادداشتها
(۱). ابن شهر آشوب، مناقب، ج ۱، ص ۴۵۸٫
(۲). اختیار، ص ۵۵۷٫ اثر ابن ابی طی باقی نمانده است، ولی ذهبی در شرح زندگی نوبختی آن را ذکر کرده است (الذهبی، تاریخ الاسلام، پاورقی ص ۱۳۲).
(۳). ت. الغیبه، ص ۱۰- ۲۰۹، اقبال، خاندان نوبختی، ص ۲۱۴٫
(۴). ت. الغیبه، ص ۳- ۲۵۲٫
(۵). همانجا، ص ۲- ۲۵۰٫
(۶). همانجا، ص ۳- ۲۴۲، بحار، ج ۵۱، ص ۳۵۵٫
(۷). راوی این خبر ابو غالب زراری است. وی نقل می کند که از طریق نوبختی با سفیر دوم در تماس بوده است. زمانی که نوبختی سفیر سوم شد از طریق شلمغانی با وکلای کوفه تماس گرفت (ت. الغیبه، ص ۲۰۲).
(۸). ت. الغیبه، ص ۲۴۲٫
(۹). کمال، ص ۶- ۵۰۵٫
(۱۰). وصایت سفیر دوم به ابن روح به اسناد از محمد بن همام و جعفر بن احمد بن متیل، وکلایی که در آن ملاقات حضور داشته و شهادت بر تعیین ابن روح داده اند روایت شده است.
بعلاوه، ابن برینه، نواده سفیر دوم، نیز وصایت را روایت می کند و با دیگر وکلا در رابطه با توثیق آن اتفاق نظر دارد (کمال، ص ۵۰۳).
(۱۱). ت. الغیبه، ص ۳- ۲۴۲٫
(۱۲). همانجا، ص ۲۴۰٫
(۱۳). ت. الغیبه، ص ۲۵۵٫
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۷
(۱۴).
Sachedina, The Doctrine of Mahdism in Inami Shi c ism) ph. D. (Thesis
،Toronto University )Canada ، ۶۷۹۱ (، ۷۳۱٫
(۱۵). ذهبی، تاریخ الاسلام، پاورقی ۱۳۲٫
(۱۶). ت. الغیبه، ص ۲۴۰٫ طبق برخی از اخبار، این تصمیم که ابن روح جانشین ابو جعفر باشد را ابو جعفر شخصا سه سال قبل از وفات خود در سال ۳۰۵/ ۹۱۷ به چند نفری از وکلا نشان داده بود. جعفر مدائنی و محمد بن علی اسود در بین وکلایی که این دستورات را دریافت می داشتند قرار داشت. (کمال، ص ۲- ۵۰۱).
(۱۷). ت. الغیبه، ص ۲۵۶٫
(۱۸). ذهبی، تاریخ الاسلام، پاورقی ۱۳۲ ب.
(۱۹). ت. الغیبه، ص ۱- ۲۵۰٫

(۲۰). شرح کامل دوره حامد بن عباس را در: کبیسی، مأخذ مذکور، ص ۹- ۱۹۰، مطالعه فرمائید.
(۲۱). بحار، ج ۵۱، ص ۱- ۳۲۰، ت. الغیبه، ص ۲۱۲ و ۳- ۲۴۲٫
(۲۲). اقبال، مأخذ مذکور، ص ۲۱۶٫
(۲۳). بحار، ج ۵۱، ص ۳۷۱، ت. الغیبه، ص ۲۶۳٫
(۲۴). ت. الغیبه، ص ۸- ۱۹۷ و ۲۱۲٫
(۲۵). رجال نجاشی، ص ۴- ۲۹۳، آقا بزرگ، نوابغ الروات، ص ۲۸۹٫
(۲۶). ت. الغیبه، ص ۶- ۲۵۰، آقا بزرگ، نوابغ الروات، ص ۹۶٫
(۲۷). کمال، ص ۵۰۴٫
(۲۸). ت. الغیبه، ص ۲۴۰٫
(۲۹). ت. الغیبه، ص ۱۷۶ و ۸۰- ۱۷۹٫
(۳۰). کمال، ص ۴- ۴۴۳٫
(۳۱). ت. الغیبه، ص ۲۵۵٫
(۳۲). ت. الغیبه، ص ۵- ۲۰۲٫ به نقل از آقا بزرگ، قاسم در سال ۳۰۴/ ۹۱۶ در گذشت.
ولی طوسی به فعالیتهای او در دوران سومین سفیر (۳۲۶- ۳۰۵/ ۳۷- ۹۱۷) اشاره دارد، از اینرو مرگ او باید پس از سال ۳۰۴/ ۹۱۶ اتفاق افتاده باشد (ت. الغیبه، ص ۲۰۲).
(۳۳). رجال نجاشی، ص ۲۸۹٫
(۳۴). کمال، ص ۵۰۲٫
(۳۵). همانجا، ص ۷- ۵۱۶٫
(۳۶). کمال، ص ۹- ۵۱۸٫
(۳۷). جهشیاری، الوزراء، ص ۳۰۰٫
(۳۸). ت. الغیبه، ص ۱۹۹٫
(۳۹). اقبال، مأخذ مذکور، ص ۲۱۷٫
(۴۰). ابن خلدون، وفیات الاعیان، ج ۳، ص ۹۹، قاهره، ۱۹۴۸٫
(۴۱). صابی، مأخذ مذکور، ص ۱- ۴۰٫
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۸
(۴۲). ابن مسکویه، مأخذ مذکور، ج ۱، ص ۱۲۳٫
(۴۳). ابن مسکویه، مأخذ مذکور، ج ۱، ص ۷- ۱۲۰٫
(۴۴). ت. الغیبه، ص ۲۰۰، ذهبی، تاریخ الاسلام، پاورقی ۱۳۲ الف.
(۴۵). عریب، مأخذ مذکور، ص ۱۴۱٫
(۴۶). عریب، مأخذ مذکور، ص ۱۴۱، ت. الغیبه، ص ۲۰۰٫
(۴۷). اقبال، مأخذ مذکور، ص ۲۲۰٫
(۴۸). ابن مسکویه، مأخذ مذکور، ج ۱، ص ۲۲۵٫
(۴۹). صلحی، الاورق، ص ۸۷٫
(۵۰). ابن اثیر، اللباب، ج ۲، ص ۲۷، یاقوت، ارشاد الاریب، ج ۱، ص ۲۹۶، معجم- البلدان، ج ۵، ص ۲۸۸٫
(۵۱). رجال نجاشی، ص ۴- ۲۹۳، ت. الفهرست، ص ۶- ۳۰۵، ت. الغیبه، ص ۱۵۸ و ۲۲۱ و ۲۶۷٫ بنظر می رسد اثر موجود موسوم به فقه الرضا در واقع کتاب التکلیف شلمغانی باشد زیرا در آن روایتی درباره شهادت و روایت دیگری در رابطه با تعریف اندازه موسوم کر وجود دارد که نظر شلمغانی مغایر با دیگر از امامیه می باشد.
(۵۲). ت. الغیبه، ص ۲۱۲ و ۲۶۳٫
(۵۳). ابن حوقل، مأخذ مذکور، ص ۲۱۱٫
(۵۴). یاقوت، ارشاد الاریب، ج ۱، ص ۳- ۳۰۱، الکامل، ج ۸، ص ۹- ۲۱۸٫
(۵۵). بحار، ج ۵۱، ص ۳۷۴، هاشم معروف الحسنی، مأخذ مذکور، ج ۲، ص ۵۷۵٫
(۵۶). بحار، ج ۵۱، ص ۳۷۲، صدر، مأخذ مذکور، ج ۱، ص ۵۱۶٫
(۵۷). چنین ادعایی مسلما هم با اعتقاد شیعه و سنی یکسان مغایر است. تفصیل ذات الهی را بر طبق نظریه امامیه در آثار زیر مطالعه کنید: حلی، حسن بن یوسف، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص ۸۵- ۷۷، تهران، ۱۳۳۸، و کتاب الباب الحادی عشر او که از عربی توسط میلر (W .MiIIer( ترجمه شده است.
A Trwatise on the principIes of Shi c ite theology) London
، ۸۵۹۱ (، ۵۱- ۲۵٫
(۵۸). الکامل، ج ۸، ص ۹- ۲۱۸٫
(۵۹). ت. الغیبه، ص ۲۶۸٫
(۶۰). همانجا، ص ۲۶۵٫
(۶۱). ت. الغیبه، ص ۴- ۲۵۳٫
(۶۲). همانجا، ص ۲۶۴٫
(۶۳). الکامل، ج ۸، ص ۲۱۸٫
(۶۴). یاقوت، ارشاد الاریب، ج ۱، ص ۳۰۲، ابن الاثیر، اللبب، ج ۲، ص ۲۷٫
(۶۵). ت. الغیبه، ص ۲۶۶٫
(۶۶). یاقوت، ارشاد الاریب، ج ۱، ص ۳- ۳۰۲، شیبی، مأخذ مذکور، ص ۲۰۳٫

(۶۷). ذهبی، العبر، ج ۲، ص ۱۹۱٫
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۰۹
(۶۸). ابن مسکویه، مأخذ مذکور، ج ۱، ص ۱۲۳٫
(۶۹). یاقوت، ارشاد الاریب، ج ۱، ص ۳۰۳٫
(۷۰). صدر، مأخذ مذکور، ص ۸- ۵۱۷٫
(۷۱). ت. الغیبه، ص ۲۶۹٫
(۷۲). الکامل، ج ۸، ص ۲۱۷٫
(۷۳). یاقوت، ارشاد الاریب، ج ۱، ص ۲۹۹٫
(۷۴). رجال نجاشی، ص ۲۸۹ و ۲۹۴٫
(۷۵). بنظر می رسد شیبانی محدثی امامی بوده است، اما پس از آنکه شلمغانی منحرف شد به سمت او متمایل گشت و توقیع امام دوازدهم را علیه وی نادیده انگاشت (ت. الفهرست، ص ۲۹۹، رجال نجاشی، ص ۳۰۹).
(۷۶). صدر، مأخذ مذکور، ج ۱، ص ۵۲۷، هاشم معروف الحسنی، مأخذ مذکور، ج ۲، ص ۵۷۵٫
(۷۷). ابن مسکویه، مأخذ مذکور، ج ۱، ص ۷- ۲۱۵ و ۲۲۳٫
(۷۸). همانجا، ج ۱، ص ۲۶۷٫
(۷۹). مسعودی، التنبیه، ص ۳۴۳، یاقوت، ارشاد الاریب، ج ۱، ص ۳۰۴- ۲۹۹٫

(۸۰). صلحی، مأخذ مذکور، ص ۱۰۴٫
(۸۱). ت. الغیبه، ص ۲۵۲٫
(۸۲). در حال حاضر قبر ابن روح در سمت شرقی بغداد واقع شده درحالی که طوسی نقل می کند که این قبر در قریه نوبختیه در خیابانی که به قنتره الشوک، که در سمت غربی بغداد قرار دارد واقع گردیده است (یاقوت، معجم البلدان، ج ۴، عمید، مأخذ مذکور، ص ۷۰).
(۸۳). کمال، ص ۵۱۷٫
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۱۰
برگرفته از کتاب تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته آقای جاسم حسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *