سهم امام زمان (عج) از رسانه های ما چقدر است؟

سهم امام زمان (عج) از رسانه های ما چقدر است؟

یادم نمی آید این عبارت، اوّلین سؤال تایپ شده بر کاغذ سفید آن خبرنگار بود یا آنکه پر رنگ تر از بقیه سؤالات به چشم آمد و ذهن مرا به یک باره به خودش درگیر ساخت. او می خواست بداند از دیدگاه من، سهم امام از هزاران هزار رسانه چاق و لاغر چقدر است؟ و شاید هم می خواست بپرسد، رسانه های رنگارنگ عصر ما، در میان هزارها و میلیون ها فرصت گفت وگو چه سهمی را به امام زمان(ع) اختصاص می دهند. بی حاشیه و مقدّمه از آن جوان پرسیدم: سهم امام از چی؟ از امکانات یا از فرصت ها؟ و بی آنکه منتظر پاسخ او شوم، ادامه دادم، ما چه تعریفی از خود و جایگاه و مقام خود اراده کرده ایم که گمان می بریم می توانیم برای امام و سهم او از چند بلندگو و رادیو و تلویزیون و … سخن بگوییم یا مالک روزنامه و مجلّه ای بخواهد از تقسیم سهام و سهم امام از رنگین نامه اش بنویسد؟
از منظری دیگر، ما دانسته یا نادانسته واجد چه سهمی از معرفت و شناخت درباره امام و حجّت مبین حضرت حق هستیم؟ و این شناخت را از کجا حاصل کرده ایم و منبع و مصدر علم ما درباره امام معصوم(ع) کجاست که گمان می بریم می توانیم به ارائه تعریف و تعیین جایگاه و سهم امام از چیزی یا جایی مشغول شویم؟
می دانستم سخنم کمی پیچیده شده و از ظرفیّت آن جوان و کشش ذهنی او خارج شده، بنابراین گفتم:
امام زمان(ع) خلیفه خدا، حجّت حضرت حق، قائم مقام او، مالک و صاحب اختیار کلّ هستی به اذن الله است. شخص شخیصی که بود و نبود جمله خلایق آشکار و نهان در گرو بودن ایشان است.
مگر نه این است که ما ایشان را، بقیّـ[الله، خلیفـ[الله،حجّـ[اللهو … خطابمی کنیم؟
خلیفه الزاماً واجد صفات آنکه از جانبش و به حکمش خلیفه شده باشد؛ وگرنه خلیفه نخواهد بود.
به قول خواجه شیراز که خطاب به ایشان می گوید:
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
جمال صورت و معنی ز یُمن صحّت توست
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
جمال و کمال و صحّت عالم آشکار و نهان و ساکنان جمله عوالم ملکی و ملکوتی در همه مراتب و شعب و همه آنچه در معنی و مفهوم «ما سوی الله؛ آنچه که غیر خداست در هستی» مصداق پیدا می کند، در گرو و بسته سلامت و صحّت خلیفـ[الله است که واجد جمله شئونات خداوند (به اذن الله) است. از همین جاست که در جایی دیگر حضرت خواجه شیراز می فرماید:
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
کلاه سروری ات کج مباد بر سر حُسن
که زیب بخت و سزاوار تخت و تاج سری
به بوی زلف و رخت می روند و می آیند
صبا به غالیه سایی و گل به جلوه گری
کلاه سروری و تاج سیادت و آقایی بر سر صاحب اختیار همه آفریده ها (به اذن الله)، حضرت حجّت خداست که به طفیلی و هوای او سایر مخلوقات رخصت و مجال آمد و شد و جلوه گری در صحن چمن هستی و صحرای عالم وجود می یابند.
در «دعای عدیله» می خوانیم: امام ما آن کسی است که: «ببقائه بقیتُ الدّنیا، بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السّماء؛ به بقاء و حضور او دنیا باقی است و به وجود و برکت اوست که رزق و روزی آفریده می رسد و به وجود اوست که زمین و آسمان ثابت مانده است.»
تا آن همه نباشد، امامی در مقام خلافت خداوندی، حکمش نافذ و جاری و لازم الاجرا بر بندگان نمی شود.
* در این حال ممکن است سؤال شود؛ امّا امام، یعنی خلیفه خداوند که در پس پرده غیبتند؟
در پاسخ باید گفت، اگرچه پرده غیبت و عدم حضور عینی امام در میان مردم، مجال اعمال ولایت و خلافت و امارت بر مردم را توسط امام از بین برده و به عبارتی امام، مبسوط الید نیستند؛ لیکن به دلیل داشتن و جاری بودن سایر شئونات، در کار عالم و آدم به اذن الله مشغولند و منشأ اثر اصلی می باشند؛ مانند تقدیر مقدّرات خلق عالم و جاری ساختن روزی آفریده های خداوند در هر صبح وشام و هر ماه و سال. این مردمند که بفهمی، نفهمی مانع از عمل امام و اعمال خلافت و امارت بر زمین شده اند؟ معصوم می فرماید:
ما اهل بیت، آن نعمتی هستیم که خداوند به سبب ما بندگان را نعمت داده است و این نعمتی است که منقطع نمی شود و خداوند از حقّ این نعمتی که به ایشان ارزانی داشته سؤال خواهد کرد.
موضوع ظهور، جز مبسوط الید شدن امام برای اعمال ولایت تمام عیار و اظهار سایر شئوناتی که خداوند به ایشان داده است، نیست. از این طریق کار خلق عالم رو به صلاح رفته و زمین از جور و فساد پاک می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *