روایت رسول خدا(ص)در بشارت ظهور

۱ رفرفه
در کتاب روضه و فضایل شاذان بن جبریل قمی از عبداللَّه بن ابی اوفی از رسول خداصلی الله علیه وآله و در کتاب نجم الثّاقب از کتاب غیبت فضل بن شاذان نیشابوری، از مفضّل از جابر جعفی از سعید بن مسیب از عبدالرحمن بن سمره از رسول خداصلی الله علیه وآله و در کتاب المحجّه، محدّث بحرانی از جابر از حضرت جعفر بن محمد الصادق علیه السلام روایت کرده که فرمودند:
چون خدا ابراهیم خلیل را آفرید، حجاب از دیده اش برگرفت.
پس به جانب عرش نگران شد، نوری دید، عرض کرد: الهی و سیدی این چه نوری باشد؟!
فرمود: ای ابراهیم! این نور محمد، برگزیده من است.
عرض کرد: الهی و سیدی، به جانب او نور دیگری می بینم!
فرمود: ای ابراهیم! این علی، ناصر دین من است.
عرض کرد: در جانب آن دو نور، نورِ دیگر را نگران شوم.
فرمود: ای ابراهیم! این نور فاطمه علیها السلام است بعد از پدر و شوهرش، که دوستان خویش را از آتش، مقطوع داشته است.
گفت: الهی و سیدی دو نور را می بینم که بعد از آن سه نور واقع شده اند!
فرمود: ای ابراهیم! این دو، نور حسن و حسین است که تالی پدر و جدّ و مادر خودند.
گفت: الهی و سیدی نه نور را گرد آن پنج نور می بینم!
فرمود: ای ابراهیم! این ها امامان از فرزندانشان باشند.
گفت: ای خدا و مولای من این ها به کدام نام شناخته شوند؟!
قال: قال: یا ابراهیم! اوّلهم علی بن الحسین، محمد ولد علی، جعفر ولد محمد، موسی ولد جعفر، علی ولد موسی، محمد ولد علی، علی ولد محمد، و الحسن ولد علی، محمد ولد الحسن علیهم السلام القائم المهدی(عج).
عرض کرد: الهی و سیدی انواری چند دور ایشان می بینم که شمار آن ها را کسی جز تو نداند!
فرمود: ای ابراهیم! آنان شیعیان و دوستان ایشانند.
عرض کرد: الهی شیعیان و دوستان ایشان به چه چیز شناخته می شوند؟!
فرمود: به نماز پنجاه و یک رکعت، جهر به بسم اللَّه الرحمن الرحیم، قنوت پیش از رکوع، سجده شکر و انگشتر نمودن در دست راست.
ابراهیم گفت: خدایا مرا از شیعیان ایشان قرار ده!
فرمود: قرار دادم؛ پس خداوند این آیه را نازل فرمود: (و إنّ من شیعته لَإبراهیم إذ جاء ربّه بقلب سلیم.)
اقول: در روایت مفضّل بن شاذان است که مفضّل گفت: برای ما روایت کرده اند که وقتی حضرت ابراهیم احساس مرگ نمود، این حدیث شریف را برای اصحابش روایت فرمود و به سجود رفت. پس روح مقدّس آن حضرت در هنگام سجود قبض کرده شد.
و در روایت شاذان بن جبرییل چنین است که مفضّل بن عمر گفت: به درستی که ابوحنیفه چون احساس مرگ نمود، این خبر را روایت کرد و سجده بجای آورد و در همان سجده جان بداد، واللَّه اعلم.(۴۵۴)
برگرفته از کتاب العَبْقَری الحِسان نوشته آیت اللَّه علی اکبر نهاوندی (ره)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *