روایت دیگری در مرض موت رسول خدا در غیبت

۱۴ رفرفه
ایضاً در کفایه الاثر(۴۷۵) از جابر بن عبداللَّه انصاری رحمهم الله روایت نموده که گفت: در مرض موت رسول خدا، فاطمه علیها السلام به بالین آن حضرت نشسته بود، پس چنان گریست که صوت آن مخدّره، بلند گشت، آن گاه رسول خداصلی الله علیه وآله به او نگریسته، فرمود: «حبیبتی فاطمه! الّذی یبکیک؟ قالت: أخشی الضّیعه بعدک.»
پیامبر فرمود: ای حبیبه من! گریه مکن! ما اهل بیتی هستیم که خداوند، هفت چیز به ما مرحمت فرموده که به هیچ کس پیش از ما، مرحمت نفرموده و به هیچ کس بعد از ما هم، مرحمت نمی فرماید.
«منّا خاتم النبیین و أحبّ المخلوقین إلی اللَّه عزّوجلّ و هو أنا أبوک و وصینا خیر الأوصیاء و أحبّهم و هو بعلک و شهیدنا خیرالشّهداء و أحبّهم إلی اللَّه و هو عمّک و منّا من له جناحان فی الجنّه یطیر بهما مع الملائکه و هو ابن عمّک و منّا سبطا هذه الاُمّه و هما ابناک، الحسن و الحسین. سوف یخرج اللَّه من صلب الحسین تسعه من الأئمّه اُمناء معصومون، و منّا مهدی هذه الاُمّه.
إذا صارت الدّنیا هرجاً و مرجاً و تظاهرت الفتن و تقطّعت السّبل و أغار بعضهم علی بعض، فلا کبیر یرحم صغیراً و لا صغیر یوقّر کبیراً.
فیبعث اللَّه عزّوجلّ عند ذلک مهدینا، التّاسع من صلب الحسین؛ یفتح حصون الضلاله و قلوباً غفّلاً. یقوم بالدّین فی آخر الزمان، کما قمت به فی أوّل الزمان و یملأ الأرض عدلاً، کما ملئت جوراً.
یا فاطمه! لا تحزنی و لا تبکی؛ فإنّ اللَّه أرحم منّی بک و رؤف علیک منّی و ذلک لمکانک منّی و موضعک من قلبی و زوّجک اللَّه زوجاً هو أشرف أهل بیتک حسباً و أکرمهم منصباً و أرحمهم بالرّعیه و أعدلهم بالسّویه و أبصرهم بالقضیه.
و قد سألت ربّی عزّ و جلّ أن تکونی أوّل من یلحقنی من أهل بیتی. ألا إنّک بضعه منّی! فمن آذاک، فقد آذانی.
قال جابر: فلمّا قبض رسول اللَّه دخل إلیها رجلان من الصّحابه فقالا لها: کیف أصبحت یا بنت رسول اللَّه؟
قالت: اصدقانی! هل سمعتما من رسول اللَّه: «فاطمه بضعه منّی فمن آذاها، فقد آذانی»؟ قالا: نعم! واللَّه لقد سمعنا ذلک منه.
فرفعت یدیها إلی السّماء و قالت: اللّهمّ إنّی اُشهدک أنّهما قد آذانی و غصبا حقّی. ثمّ أعرضت عنهما، فلم تکلّمهما بعد ذلک و عاشت بعد أبیها خمسه و سبعین یوماً».
یعنی، خاتم همه پیغمبران و محبوب ترین آن ها به سوی خدای تعالی از ماست… کسی که برای او دو بال است و در بهشت با ملایکه پرواز می کند، او پسر عمّ تو می باشد و دو سبط این امّت از ماست که آنان دو پسر تو، حسن و حسین باشند.
زود است که خداوند، نه تن امام از صلب حسین بیرون آرد که تمامی آن ها امین و معصومند و مهدی این امّت از ماست.
چون دنیا آشفته و درهم برهم شود، فتنه های پی در پی ظهور یابد، راه ها بریده گردد، بعضی از مردم بر بعضی دیگر غارت برند، نه کبیر بر صغیر رحم کند و نه صغیر بر کبیر وقری نهد.
پس خدای عزّ وجلّ در آن زمان مهدی ما را برانگیزاند که نهمین از صلب حسین است؛ حصارهای گمراهی و دل های غافل را می گشاید. در زمان آخرین به امر دین و اعلا کلمه حق قیام می کند، چنان چه من در زمان اوّل قیام کردم در زمان اوّل – یعنی به درجه رسوم، هدایت، منطمس و رایات ضلالت، مرتفع شود، حقّ مضمحل و باطل رونق گیرد، غربت اسلام در انجام چون آغاز شده و مفادّ بدأ الإسلام غریباً و سیعود غریباً به مقام ظهور رسد – و زمین را پر از عدل و داد کند، چنان چه از جور پر شده باشد.
ای فاطمه! غمناک مباش و گریه مکن؛ چرا که خدا به واسطه مکاناتی که نزد من و محلّی که در دل من داری، از من بر تو
مهربان تر است.
خدا تو را به همسری داده برای آن کس که در حسب، اشرف اهل بیت تو، در منصب، گرامی ترین آن ها، نسبت به رعیت، مهربان ترین آن ها و در برابر داشتنِ بندگان خدا، عادل ترین آن ها و در احکام الهیه، بیناترین آنها است.
و از خدای خود خواسته ام تو نخستین کس از اهل بیت من باشی که به من لحوق یابی. آگاه باش ای فاطمه! به درستی که تو پاره تن منی؛ پس هرکس تو را آزار کند، مرا آزار کرده است.
جابر گوید: چون رسول خدا از دنیا رفت، دو نفر صحابه، خدمت فاطمه آمدند و گفتند: ای دختر رسول خدا، چگونه شب را به صبح رساندی؟!
فرمود: به من راست گویید! آیا شما از پدرم شنیدید که فرمود: «فاطمه پاره تن من است؛ پس هرکس او را اذیت نماید، مرا اذیت نموده».
گفتند: آری! سوگند به خدا، ما خود آن چه را گفتی، از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم شنیدیم.
پس فاطمه، دست خود را به جانب آسمان برداشته، عرض کرد: خدایا! تو را شاهد می گیرم که این دو نفر مرا آزار نمودند و حقّم را غصب کردند.
سپس از آن ها اعراض فرمود و دیگر با آن ها سخن نگفت. بعد از پدرش هفتاد و پنج روز زندگانی نمود تا آن که خدا او را به پدرش رسانید.
برگرفته از کتاب العَبْقَری الحِسان نوشته آیت اللَّه علی اکبر نهاوندی (ره)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *