روایت دیگری از کتاب صفینا در بشارت ظهور

۷ رفرفه
و در الزام الناصب(۲۱۸) از حسام الشّیعه نقل نموده که در فصل اوّل از کتاب صفینای نبی آمده است:
زمان صاحب نزدیک شده است و روز ظهور، روزی تلخ می باشد که شجاع از آن می گریزد؛ روز ضیق است و در بلاد معموره و اماکن و غرفه های عالیه، اضطراب حال، ظلمت، عجّه، بادهای تند و صوت عظیم است.
مردم مضطرب می شوند و مثل راه رفتن کوران راه می روند به جهت عصیان نمودن مر صاحب را. خون های ایشان ریخته شده و بدن های آنان خُرد می شود. طلا و نقره های ایشان، آن ها را در روزی که صاحب، بر آن ها غضب نماید، نجات نمی دهد، زیرا در وقت غضب صاحب، تمام آن چه روی زمین است، سوخته می شود.
پس از آن فرموده: نصارا این علامات را به مسیح – عیسی بن مریم علیها السلام – منطبق ساخته اند با آن که آن چه از تورایخ ایشان معلوم می شود آن است که چیزی از این علایم، مناسب و ملایم با عیسی و تا زمان آن نیست.
چه آن که از آن جمله است، نزدیک شده زمان صاحب، تا آن که می فرماید: آن چه را که از آن سختی ها مبتلا می شوند به واسطه غضب نمودن صاحب، بر آن ها است و صاحب از القاب خاصّه حضرت بقیه اللَّه است، کمالا یخفی.
و قول آن که فرموده: طلا و نقره ایشان، در روز غضب صاحب، آن ها را نجات نمی دهد؛ این خود دلیل واضحی است که مراد از صاحب، مسیح نیست؛ زیرا نصارا اتّفاق دارند بر این که مسیح غضوب نبوده و هیچ وقت غضب نفرموده.
پس از این عبارات، صحّت انطباق این علامات بر قائم علیه السلام ظاهر می شود نه غیر آن. چه آن که مراد از صاحب، کسی است که غیر از گوینده این علایم است و این گوینده همانا از وجود و آمدن آن خبر می دهد و نصارا به الوهیت مسیح قایل اند. به اعتقاد ایشان، مسیح قایل به این علایم و مبشّر به ظهور و مُخبِر از ظهور صاحب است. پس باید صاحب، غیر از مسیح باشد و آن شخص به دلالت لفظ صاحب، ظهور آن بزرگوار، اقتدارش بر مخالفین و استعلایش بر جبابره طاغین و سخت گرفتن جنابش بر امرا و سلاطین، غیر از حضرت بقیه اللَّه نیست.
بنابراین روز ظهور آن نور موفور السرور بر کفّار و معاندین، یوماً عبوساً قمطریراً و عذاباً صبّاً و یا آن که مراد از آن علایم آن چیزهایی باشد که وقت ظهور آن حضرت، بر قلوب واقع خواهد شد از خوف و هول و اضطراب، از ندایی که جبرییل در میان زمین و آسمان می نماید و آن حضرت را اسم می برد که از آن ندا مردم به فزع در می آیند. خوابیده، برپا می ایستد و ایستاده، می نشیند و نشسته برپا می ایستد.
ممکن است مراد از ظلمت و عجّه و بادهای وزنده تند، به کسوف شمس و خسوف قمر در آن روز اشاره باشد و وزیدن باد سیاه، به باد سیاهی که در وقت ورود آن بزرگوار در مدینه می وزد و امتحان ایشان در جبت و طاغوت اشاره باشد. پس تمام آن ها را هلاک می نماید.
و مراد از صیحه عظیمه، آن صیحه ای است که هنگام ظهور آن جناب در نزد قرص آفتاب بلند می شود. آن گاه اهل آسمان ها و زمین ها، آن صیحه را می شنوند که: اَلا یا اهل العالم! هذا مهدی آل محمد!
این مهدی، آل محمد است که ظاهر شده، با او بیعت نمایید تا آن که هدایت یابید.
و قول آن که فرموده: مردم مضطرب می شوند تا آن که به جهت عصیان نمودن ایشان به صاحب، مثل کوران راه می روند، مراد آن است که اضطراب آنان به واسطه اقتدار صاحب و سلطنت او نسبت به ایشان است و ایشان از آن جناب، خایف و در غی خود تائه(۲۱۹) هستند.
بر این مطلب دلالت دارد آن چه که در فصل اوّل و دوّم آن کتاب است که می فرماید: ای امّت ذلیله خفیفه! پیش از گذشتن فرصت، ایمان بیاورید و اجتماع نمایید او را – یعنی صاحب را – و پیش از روز تعب و انتقام متابعت نمایید.
مراد از ریختن خون ها و پایمال شدن جسدها، آن چیزی است که حضرت سید الشهداعلیه السلام در خطبه خود که اخبار به ظهور و کشیدن تیغ انتقام است، در ایام رجعتش اشاره می فرماید و به خونخواهی خود تصریح می فرماید. انتهی الخبر و اللَّه المستعان و علیه التکلان.
برگرفته از کتاب العَبْقَری الحِسان نوشته آیت اللَّه علی اکبر نهاوندی (ره)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *