روایت ابوهریره از رسول خدا(ص)در غیبت

۱۶ رفرفه
در کفایه الاثر(۴۷۷) به سند خود از ابوهریره روایت نموده که گفت: من، ابوبکر، عمر، فضل بن عبّاس، زید بن حارثه و عبداللَّه بن مسعود، خدمت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم بودیم. ناگاه حسین بن علی علیه السلام در آمد، رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم او را در برگرفت و ببوسید، آن گاه فرمود: «حزّقه حزّقه ترقّ عین بقّه» و دهان خویش بر دهان حسین گذاشت و گفت:
ای خدا! من حسین را دوست می دارم، پس تو او را و هرکه او را دوست دارد، دوست بدار!
«یا حسین! أنت الإمام بن الإمام أبوالأئمّه؛ تسعه من ولدک أئمّه أبرار». سپس به حسین فرمود: تو امام، پسر امام و پدر امامان هستی؛ نه نفر از فرزندان تو، امامان نیکو باشند.
پس عبداللَّه مسعود عرض کرد: آن امامان که فرمودی در صلب حسین می باشند، چه کسانی هستند؟
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم سر به زیر افکنده، آن گاه سر مبارک برداشته و فرمود: «یا عبداللَّه! سألت عظیماً.» ای عبداللَّه! از امر بزرگی پرسش نمودی لکن من به تو خبر دهم.
به درستی که خدا از صلب این پسرم – و دست مبارک بر شانه حسین نهاد – فرزند با برکتی بیرون می آورد که هم نام جدّش علی است و عابد و نور زهّاد نامیده می شود و خدا از صلب علی فرزندی بیرون آورد که نامش، نام من و شبیه ترین
مردم به من است، علم را می شکافد شکافتنی، به حق گویا شود و به صواب امر کند و از صلب او کلمه حق و لسان صدق را بیرون آرد.
ابن مسعود عرض کرد: اسم او چیست؟
فرمود: جعفر گفته می شود، صادق در گفتار و کردار است؛ طعن زننده بر او، چون طعن زننده بر من و ردّ کننده بر او، چون ردّ کننده بر من است.
چون کلام رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به این جا رسید، حسّان بن ثابت وارد شده، اشعاری را که در مدح حضرت رسالت پناه صلی الله علیه وآله وسلم پرداخته بود، خواند و حدیث منقطع شد.
چون فردا صبح شد، رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم با ما نماز خوانده، داخل خانه عایشه شد. من و علی بن ابی طالب علیه السلام و عبداللَّه عبّاس نیز با آن حضرت داخل شدیم. از شیوه مرضیه آن حضرت این بود که چون می پرسیدی، جواب می فرمود، وگرنه خود، سخن آغاز می نمود.
من عرض کردم پدر و مادرم به فدایت! آیا مرا به باقی خلفا از صلب حسین علیه السلام آگهی ندهی؟
فرمود: آری، ای ابوهریره! خدا از صلب جعفر، مولود پاکیزه اسمر اللّون یعنی گندمگون چهار شانه ای را بیرون آرد که هم نام موسی بن عمران است.
ابن عبّاس عرض کرد: بعد از او که خواهد بود؟
فرمود: از صلب موسی، پسرش علی بیرون آید که رضا خوانده شود؛ او موضع علم و معدن حلم است.
«ثمّ قال: بأبی المقتول فی أرض الغربه».
آن گاه فرمود: پدرم فدای او که در زمین غربت کشته می شود!
و از صلب علی، پسرش محمد محمود بیرون آید که پاکیزه ترین و نیکوترین مردم در خَلق و خُلق است از صلب محمد، پسرش علی بیرون آید که طاهرالنّسب و صادق اللّهجه است.
«و یخرج من صلب علی، الحسن المیمون التّقی الطّاهر النّاطق عن اللَّه و أبوحجّه اللَّه و یخرج اللَّه من صلب الحسن علیه السلام قائمنا أهل البیت؛ یملأها قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً. له؛ هیبه موسی و حکم داود و بهاء عیسی. ثمّ تلّاصلی الله علیه وآله (ذُرّیهً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ).»(۴۷۸)
و از صلب علی، حسن بیرون آید که با میمنت و پاکیزه و گویا از جانب خدا و پدر حجّت خداست، و خدا از صلب حسن، قائم ما اهل بیت را بیرون آرد که زمین را از عدل و داد پر گرداند، چنان چه از ظلم و جور پر شده باشد؛ برای او، هیبت موسی
حکم داود و بهای عیسی است.
بعد این آیه را(ذُرّیهً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ…)، تلاوت فرمود، یعنی: ذرّیه ای که بعضی از بعض دیگر تولّد یابد و خدا شنوا و دانا است.
ابوهریره گوید: علی بن ابی طالب علیه السلام به عرض رسانید: پدر و مادرم فدایت باد، یا رسول اللَّه! آنانی که نامشان را ذکر فرمودی، چه کسانی هستند؟
«قال: یا علی! اسامی الأوصیاء من بعدک و العتره الطّاهره و الذرّیه المبارکه.»
فرمود: یا علی! این نام های اوصیای بعد از تو و عترت طاهره و ذرّیه با برکت من است.
آن گاه فرمود: سوگند به آن کس که جان محمد در دست قدرت او است! اگر مردی دو هزار سال میان رکن و مقام، خدا را عبادت کند، بعد از آن نزد من بیاید در حالی که منکر ولایت ایشان باشد؛ خداوند او را به صورت در آتش می افکند، هر که
می خواهد باشد.
ابوعلی محمد بن همام که یکی از راویان این خبر شریف است گفته: از ابوهریره نهایت عجب است که خود این گونه اخبار را روایت کند، آن گاه فضایل اهل بیت را انکار ورزد.

برگرفته از کتاب العَبْقَری الحِسان نوشته آیت اللَّه علی اکبر نهاوندی (ره)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *