روایتی از ابوحمزه ثمالی در مورد امام زمان

شیخ طوسی در کتاب غیبت(۱۵۴۹) و کلینی در کافی(۱۵۵۰) روایت کرده اند از ابی حمزه ثمالی که گفت، گفتم به ابی جعفرعلیه السلام: به درستی که علی علیه السلام می فرمود تا سنه هفتاد بلا است و می فرمود بعد از بلا، رخا است و به تحقیق که گذشت هفتاد و ما رخایی ندیدیم.
پس ابوجعفرعلیه السلام فرمود: «ای ثابت! به درستی که خدای تعالی قرار داده بود وقت این امر را در سنه هفتاد. پس چون حسین علیه السلام کشته شد، شدید شد غضب خداوند بر اهل زمین.
پس تاخیر انداخت آن را تا سال صد و چهل. پس ما شما را خبر دادیم. شما خبر ما را نشر کردید و پرده سرّ ما را کشف نمودید. پس خدای تعالی آن را تاخیر انداخت و پس از آن برای آن، وقت قرار نداد در نزد ما «وَ یَمْحُو اللّهُ مایَشاءُ وَ یثبت و عِنْدَه امّ الکِتابِ».
ابوحمزه گفت: من این خبر را عرض کردم خدمت حضرت صادق علیه السلام. پس فرمود: «به درستی که چنین بود.»
شیخ نعمانی در کتاب غیبت(۱۵۵۱) روایت کرده از علاء بن سبابه از ابی عبداللَّه جعفربن محمّدعلیهما السلام که فرمود: «کسی که بمیرد از شما که منتظر باشد این امر را، مانند کسی است که در خیمه ای باشد که از آن حضرت قائم علیه السلام است.»
نیز روایت نموده از ابوبصیر از آن جناب که فرمود: روزی «آیا خبر ندهم به شما، به چیزی که قبول نمی کند خداوند عملی را از بندگان، مگر به او؟»
گفتم: بلی!
پس فرمود: «شهادت ان لا اله الّا اللَّه و انّ محمّداً عبده و رسوله و اقرار به آن چه خداوند امر فرموده و دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما، یعنی ائمّه مخصوصاً و انقیاد برای ایشان و ورع و اجتهاد و آرامی و انتظار کشیدن برای قائم علیه السلام.»
آن گاه فرمود: «به درستی که برای ما دولتی است که خداوند آن را می آورد هر وقت که خواست.
آن گاه فرمود: «هر کس که خوش دارد که بوده باشد از اصحاب قائم علیه السلام، پس هر آینه انتظار کشد و هر آینه عمل کند با ورع و محاسن اخلاق، در حالی که او انتظار دارد، پس اگر بمیرد و قائم علیه السلام بعد از او خروج کند، هست برای او از اجر، مثل اجر کسی که آن جناب را درک کرده، پس کوشش کنید و انتظار کشید، هنیئاً هنیئاً برای شما ای عصابه مرحومه.»
شیخ صدوق در کمال الدین(۱۵۵۲) روایت کرده از آن جناب که فرمود: «از دین ائمّه است ورع و عفت و صلاح و انتظار داشتن فرج آل محمّدعلیهم السلام.»
نیز از جناب رضاعلیه السلام روایت کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «افضل اعمال امّت من، انتظار فرج است از خداوند عزّوجلّ.(۱۵۵۳)»
نیز روایت کرده از امیرالمومنین علیه السلام که فرمود: «منتظر امر ما مانند کسی است که در خون غلطیده باشد در راه خداوند.(۱۵۵۴)»
شیخ طبرسی در احتجاج(۱۵۵۵) روایت کرده که توقیعی از حضرت صاحب الامرعلیه السلام بیرون آمد به دست محمّدبن عثمان و در آخر آن مذکور است: «دعا بسیار کنید برای تعجیل فرج، به درستی که فرج شما در آن است.»
شیخ طوسی در غیبت،(۱۵۵۶) از مفضل روایت کرده که گفت: ذکر نمودیم قائم علیه السلام را و کسی که مرد، از اصحاب ما که انتظار او را می کشد.
پس حضرت ابو عبداللَّه علیه السلام فرمود به ما: «چون قائم علیه السلام خروج کند، کسی بر سر قبر مومن می آید. پس به او می گوید ای فلان! به درستی که ظاهر شد صاحب تو. پس اگر می خواهی که ملحق شوی به او، پس ملحق شو و اگر می خواهی که اقامت کنی در رحمت پروردگار خود، پس اقامت داشته باش.»
و شیخ برقی در محاسن(۱۵۵۷) از آن جناب روایت کرده که فرمود به مردی از اصحاب خود: «هر که از شما بمیرد با دوستی اهل بیت و انتظار کشیدن فرج، مثل کسی است که در خیمه جناب قائم علیه السلام باشد.»
در روایت دیگر بلکه مثل کسی است که با رسول خدای صلی الله علیه وآله وسلم باشد و در روایت دیگر مانند کسی است که در پیش رسول خدای صلی الله علیه وآله وسلم با شمشیر در راه خدا جهاد کند و در روایت دیگر مانند کسی است که در پیش روی رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم شهید گردد.
برگرفته از کتاب نجم الثاقب نوشته آقای حاج میرزا حسین طبرسی نوری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *