رجعت از دیدگاه قرآن

قرآن و…
قرآن بیانگر این واقعیت است که نه تنها احیای مردگان پیش از معاد ممکن است، بلکه بارها انجام شده است. اینک از آیاتی که برای منصفان بسنده است، نمونه هایی را می آوریم و حق ستیزان هم که به بیان قرآن: هر آیه و معجزه ای که بنگرند، بدان ایمان نمی آورند:
«… و ان یروا کل آیه لا یؤمنوا بها….» [۱] .
[صفحه ۷۹۵]
پاورقی
[۱] سوره ی انعام، آیه ی ۲۵ و سوره ی اعراف، آیه ی ۱۴۶٫
نمونه آیات
نمونه آیات
۱- قرآن در این مورد می فرماید:
«… و اذ قلتم نفسا فادارأتم فیها و الله مخرج ما کنتم تکتمون، فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحیی الله الموتی و یریکم آیاته لعلکم تعقلون.» [۱] .
یعنی: و به یاد آورید هنگامی را که کسی را کشتید و درباره ی او با یکدیگر به ستیزه برخاستید در حالی که خدا آنچه را پنهان می کردید آشکار ساخت. پس گفتیم پاره ای از آن را بر آن مقتول بزنید، خدا مردگان را اینگونه زنده می سازد و نشانه های قدرت خویش را اینگونه به شما می نمایاند.
در آیه ی شریفه، روی سخن با بنی اسرائیل است، چرا که یکی از آنان در زندگی خویش فردی از نزدیکانش را کشت آنگاه پیکر او را بر سر گروهی از گروههای بنی اسرائیل افکند و سپس همان قاتل فریبکار خودش آمد و خونخواهی نمود.
مردم از موسی پرسیدند که: «قاتل این بنده ی خدا کیست که در مورد قاتل آن اختلاف می کنند؟»
موسی فرمود گاوی را بکشند و با جزئی از اجزای آن، مقتول را بزنند و آنگاه که به دستور آن حضرت عمل کردند مرده زنده شد و قاتل خویش را معرفی کرد و بار دیگر از دنیا رفت.
قرآن پس از ترسیم این داستان شنیدنی می فرماید: «خداوند اینگونه مردگان را زنده می سازد.»
از آیه ی شریفه، این واقعیت دریافت می گردد که خداوند، مقتول بنی اسرائیل را در همین جهان و پیش از رستاخیز زنده ساخت. این نمونه ای از رجعت یا بازگشت به دنیا.
۲- «ألم تر الی الذین خرجوا من دیارهم – و هم الوف – حذر الموت، فقال لهم الله:
[صفحه ۷۹۶]
موتوا ثم أحیاهم، ان الله لذو فضل علی الناس و لکن أکثر الناس لا یشکرون.» [۲] .
یعنی: آیا آن هزاران تن را ندیده ای که از بیم مرگ از خانه های خویش بیرون رفتند؟ سپس خدا به آنان گفت: بمیرید! آنگاه همه را زنده ساخته. خداوند به مردم نعمت می دهد اما بیشتر مردم، سپاس نعمتهای خدا را بجای نمی آورند.
تفسیر آیه:
این آیه ی شریفه در مورد گروهی از بنی اسرائیل سخن می گوید. آنان دسته ای بودند که از بیماری کشنده طاعون که در سرزمینشان پدیدار شد، از آنجا گریختند. مفسران در شمار آنان بحث دارند برخی آنان را سه هزار نفر آمار می دهند و برخی چهل هزار نفر و برخی دیگر هفتاد هزار نفر….
اینان از وحشت بیماری طاعون، از شهر و دیار خویش گریختند اما خداوند همه ی آنان و چارپایانشان را کشت، پیکرهای آنان از هم گسیخت و اعضا و اندامهایشان متلاشی گشت.
روزی پیامبری از پیامبران خدا از کنار شهر و دیار و پیکرهای متلاشی شده ی آنان می گذشت که از خدای توانا درخواست کرد که آنان را زنده سازد و خداوند همه را زنده ساخت، همانگونه که آیه ی شریفه این مطلب را به صراحت بیان می کند.
۳- «أو کالذی مر علی قریه و هی خاویه علی عروشها قال: أنی یحیی هذه الله بعد موتها؟ فأماته الله مائه عام، ثم بعثه، قال: کم لبثت؟ قال: لبثت یوما أو بعض یوم. قال: بل لبثت مائه عام، فانظر الی طعامک و شرابک لم یتنسه، و انظر الی حمارک و لنجعلک آیه للناس و انظر الی العظام کیف ننشزها ثم نکسوها لحما، فلما تبین له قال: أعلم أن الله علی کل شی ء قدیر.» [۳] .
یعنی: یا به مانند آنکه – برخی از مفسرین گفتند مراد عزیر بوده – به دهکده ای
[صفحه ۷۹۷]
گذر کرد که خراب و ویران شده بود، گفت: «به حیرتم که خدا چگونه باز این مردگان را زنده خواهد کرد؟»
پس، خداوند او را میراند و پس از صد سال او را برانگیخت و زنده ساخت و بدو فرمود که: «چند مدت درنگ کردی؟»
جواب داد: «یک روز یا پاره ای از یک روز.»
خداوند فرمود: «نه چنین است! بلکه صد سال است – که به خواب مرگ افتادی – نظر در طعام و شراب خود بنما – مفسرین گفتند که طعامش انگور و انجیر و شرابش آب انگور بود – که هنوز تغییر ننموده و الاغ خود را نیز بنگر تا احوال بر تو معلوم شود و ما تو را حجت برای خلق قرار دهیم که امر بعثت را انکار نکنند و بنگر در استخوانهای آن که چگونه درهمش پیوسته و گوشت بر آن بپوشانیم.»
چون این کار بر او روشن و آشکار گردید گفت: «همانا اکنون به حقیقت و یقین می دانم که خداوند بر هر چیز تواناست.»
تفسیر آیه
منظور ما در اینجا تفسیر کامل آیه ی شریفه نیست بلکه ترسیم نمونه هایی است که طبق تصریح قرآن خداوند برخی از بندگانش را پیش از فرا رسیدن روز رستاخیز زنده ساخته و به این دنیا باز گردانیده است.
طبق آیه ی شریفه، این پیامبری از پیامبران خداست که بر شهر و دیاری که خانه ها بر سر مردم فرو ریخته و از ساکنانش تهی بوده گذر نموده است.
آنگاه پس از تماشای استخوانهای متلاشی شده از خود پرسیده است که:
«براستی خداوند چگونه این مردگان را زنده خواهد ساخت؟»
خداوند خود او را به کام مرگ فرستاده و پس از صد سال او را زنده ساخته و ندایی از آسمان شنیده است ه: «هان! بگو چند وقت است که خفته ای؟»
پاسخ داده است که: «یک روز یا پاره ای از روز.»
[صفحه ۷۹۸]
چرا که بامدادی از دنیا رفته بود و شامگاهی پس از یک صد سال بار دیگر لباس زندگی پوشیده بود به همین جهت پنداشته بود که یک روز خفته است یا نصف روز.
۴- «و اذ قلتم یا موسی! لن نؤمن لک حتی نری الله جهره.» [۴] .
یعنی: و آنگاه را که گفتید: «ای موسی! ما تا هنگامی که خدا را به آشکار نبینیم به تو ایمان نمی آوریم.» و همچنانکه می نگریستید صاعقه شما را فرا گرفت. پس شما را پس از مردن، زنده ساختیم شاید سپاسگزار گردید.
این داستان در دو جای از قرآن شریف آمده است، نخست در سوره «بقره» که ترجمه شده و دیگر در سوره ی «نساء» که می فرماید:
«فقالوا أرنا الله جهره فأخذتهم الصاعقه بظلمهم.» [۵] .
یعنی: پس گفتند: (ای موسی) خدا را به آشکار به ما بنمای و – بخاطر این سخن کفرآمیزشان – صاعقه آنان را فراگرفت.
فشرده ی داستان این است که: یهودیان به حضرت موسی علیه السلام گفتند: «ما به تو و رسالت تو ایمان نمی آوریم تا آنگاه که خدا را بطور آشکار و به چشم خود ببینیم. از این رو صاعقه آنان را گرفت در حالی که می نگریستند.
آنگاه آنان را پس از مرگشان بار دیگر خدای جهان آفرین برانگیخت و هر هفتاد نفر زنده شدند و بار دیگر مدتی طولانی در این جهان زندگی کردند.
بدینسان این آیه ی شریفه نشانگر گروهی است که مردند و بار دیگر خدا آنان را پیش از روز قیامت زندگی بخشید.
۵- «و رسولا الی بنی اسرائیل انی قد جئتکم بآیه من ربکم انی اخلق لکم من الطین کهیئه الطیر، فأنفخ فیه فیکون طیرا باذن الله و أبری ء الأکمه و الأبرص و احیی الموتی باذن الله….» [۶] .
[صفحه ۷۹۹]
یعنی: و او را به رسالت بسوی بنی اسرائیل می فرستد که او به آنان می گوید: «من از جانب پروردگارتان آمده ام. من برایتان از گل چیزی چون پرنده می سازم و در آن می دمم، پس به اذن خدا پرنده ای می شود؛ و کور مادرزاد و برص گرفته را شفا می بخشم و به فرمان خدا مرده را زنده می کنم….»
جریان حضرت عیسی علیه السلام و احیای مردگان بدست او در دو سوره از قرآن آمده است: نخست در سوره ی آل عمران – که ذکر شد – و دیگر در سوره ی مائده، که می فرماید:
«و اذ تخلق من الطین کهیئه الطیر باذنی فتنفخ فیها فتکون طیرا باذنی و تبری ء الأکمه و الأبرص باذنی و اذ تخرج الموتی باذنی….» [۷] .
یعنی: و آنگاه که به فرمان من، از گل چیزی چون پرنده می ساختی و در آن می دمیدی و به اذن من پرنده ای می شد و کور مادرزاد و پیسی گرفته را به اذن من شفا می دادی و آنگاه که مردگان را به اذن من زنده می ساختی….
در این دو آیه ی شریفه، این واقعیت آمده است که: حضرت عیسی علیه السلام مردگان را به اذن خدا و در پرتو قدرت او زنده می ساخت تا آنجا که در تاریخ آمده است که: «فرزند نوح علیه السلام، سام را با وجود گذشت قرنها از مردنش، زنده ساخت.» [۸] .
به هر حال منظور از ترسیم این آیات پنجگانه بیان این واقعیت است که خدای جهان آفرین شماری از مردگان را به دعای حضرت عیسی علیه السلام پیش از فرارسیدن رستاخیز زنده ساخت.
آری! خواننده ی گرامی! این واقعیت روشن و روشنگر را تنها به عنوان نمونه برای زنده شدن مردگان پیش از قیامت و وقوع این حقیقت ترسیم کردیم و فکر نمی کنیم هیچکس در صراحت آیات پیرامون موضوع مورد بحث بتواند تردید کند.
[صفحه ۸۰۰]
پاورقی
[۱] سوره ی بقره، آیه ۷۳ و ۷۲٫
[۲] سوره بقره، آیه ۲۴۳٫
[۳] سوره ی بقره، آیه ۲۵۹٫
[۴] سوره ی بقره، آیه ۵۵٫
[۵] سوره نساء، آیه ۱۵۳٫
[۶] سوره آل عمران، آیه ۴۹٫
[۷] سوره مائده، آیه ۱۱۰٫
[۸] بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۲۳۳٫
برگرقته از کتاب امام مهدی (ع) از ولادت تا ظهور نوشته: محمد کاظم قزوینی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *