دیدگاه قطعیه در مورد امام عسکری

این فرقه بخش بزرگتری از امامیه را در بر می گرفت. اینان معتقد بودند که امام عسکری (ع) رحلت کرده و پسری به جانشینی خود باقی گذاشته است، ولی در زمان تولد، نام و اینکه آیا او قائم مهدی است یا نه با هم اختلاف نظر داشتند.
به همین جهت به شش گروه منشعب شدند:
۱٫ نخستین گروه معتقد بودند که امام عسکری (ع) از دنیا رفته و پسری موسوم به محمد از خود به جای گذاشته است. بنا به نقل سعد قمی، آنان بر این عقیده بودند که پسرش پس از رحلت او به دنیا آمده، درحالی که نوبختی و شهرستانی می گویند اعتقاد آنها این بود که وی دو سال قبل از رحلت پدر متولد شده است.
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۰۹
او امام بود زیرا پدرش وی را اینگونه تعیین کرده بود و این هم معروف بود که امام عسکری (ع) جز او پسر دیگری را به جای نگذاشته است.
بنابراین، بی تردید وی امام و قائم است. ولی بخاطر ترس از عمویش جعفر، پنهان شده و این یکی از غیبتهای اوست. این گروه آئین خود را بر حدیثی منسوب به امام جعفر صادق (ع) بنا نهادند که می گوید تاریخ ولادت قائم از مردم پنهان است، اطلاعات مربوط به او در پرده ابهام قرار دارد و مردم نمی توانند او را شناسائی کنند ( (۳۵)). متأسفانه از این فرقه اطلاعات کمی در دست است، ولی صدوق گرچه می کوشد تولد امام دوازدهم را ثابت کند، لکن احادیثی را نقل می کند که احتمالا منسوب به هواداران این فرقه است. از جمله این افراد شخصی موسوم به یعقوب بن منفوش وجود دارد که مدعی است امام عسکری (ع) را دیدار کرده و درباره جانشین او پرسش کرده است و امام عسکری (ع) پسر را به او نشان داده که بین هشت و ده سال داشته و متذکر شده که پسرش جانشین وی خواهد بود.
دیگری بنام ضوء بن علی عجلی می گوید امام عسکری (ع) را در خانه اش دیدار کرده و در آنجا پسرش را دیده که در آن زمان دوساله بوده است ( (۳۶)).
۲٫ اعضاء این گروه همان عقیده فرقه قبلی را دارند. اینان با آنها درباره رحلت امام عسکری (ع) هم عقیده اند، لکن معتقدند که نام جانشین آن حضرت علی است نه محمد. این گروه می گویند امام عسکری (ع) جز علی فرزندی نداشته، و او را اصحاب سر پدرش ملاقات کرده اند. بنا به گفته سعد قمی این فرقه پیروان کمی داشتند و در حومه های سواد کوفه، متمرکز بودند ( (۳۷)).
۳٫ این فرقه معتقد بودند که امام پس از امام عسکری (ع) پسرش می باشد که هشت ماه پس از رحلت پدر بدنیا آمده و در پرده غیبت پنهان شده است.
اینان چنین استدلال می کنند که کسانی که مدعی هستند پسرش در حیات حضرت بدنیا آمده دروغ می گویند. زیرا امام عسکری (ع) بی آنکه آشکارا پسری از خود به جای گذارد در گذشته است. ولی بارداری همسر امام را خلیفه و دیگران اطلاع داشتند، و به همین دلیل خلیفه تقسیم سهم او را از ما ترک شوهر تا زمانی که برایش تحقق شد که او باردار نیست بتأخیر انداخت. در حقیقت، آنها می گویند پسر هشت ماه پس از رحلت پدر بدنیا آمد و پنهان شد و پدرش سفارش کرده بود
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۱۰
او را محمد نام نهند. اینان آئین خود را بر مبنای حدیثی منسوب به امام هشتم علی بن موسی رضا (ع) استوار می دارند که می گوید: «جنینی که در رحم مادر قرار داد، و طفل شیرخوار را امتحان کنید». ( (۳۸)).
۴٫ پیروان این فرقه معتقدند که امام عسکری (ع) اصلا پسری نداشته است. و مباحث مربوط به پسر غائب که در حیات امام یازدهم بدنیا آمده را مردود می شمارند، زیرا در حیات آن حضرت در جستجوی او بوده اند و ابزار مختلف را بکار گرفته تا او را بیابند ولی او را نیافته اند. ولی چون امام بدون جانشین از دنیا نمی رود، مدعی هستند که کنیزی از امام عسکری (ع) آبستن شده و وقتی که کودک متولد شود امام خواهد شد حتی به نقل شیخ مفید، گفته اند که اگر بارداری کنیز یک صد سال هم به طول بیانجامد. آئین آنها بر مبنای حدیثی از امام صادق (ع) قرار دارد که می گوید بارداری مادر و تاریخ تولد قائم از مردم پنهان است ( (۳۹)).
۵٫ این فرقه معتقدند که پس از امام عسکری (ع) پسرش محمد امام منتظر می باشد. اینها مدعی هستند که او دار فانی را وداع گفته ولی زنده خواهد شد و با شمشیر قیام خواهد کرد تا زمین را از صلح و عدل مشحون سازد پس از آنکه از جور و ستم پر شده باشد ( (۴۰)).
سعد قمی و نوبختی از این گروه ذکری به میان نیاورده اند. احتمال می رود نوبختی از آنان بحثی کرده باشد لکن این مبحث بعدها از اثرش حذف شده است زیرا شیخ مفید که اطلاعات خود را از اثر نوبختی اخذ می کند، از این گروه در عیون و محاسن ذکری به میان می آورد ( (۴۱)).
۶٫ این گروه، که سعد قمی و نوبختی آنها را امامیه می خوانند، معتقدند که امام عسکری (ع) از دنیا رفته و بدون تردید حجت خدا در زمین پسر اوست. او تنها جانشین و وصی آن حضرت است. مسئولیت امامت را پس از حضرتش بر اساس روشی که در احادیث گذشته بر او نهاده بعهده دارد. از اینرو، تا قیام قیامت، امام است، ولی بر طبق دستوری غائب شده و از دیده ها پنهان می باشد. پیش از آنکه خود برای ظهور زمانی را برگزیند از جستجوی او نهی شده است، زیرا پیروانش حیات او و خودشان را در یافتن او به خطر می اندازند. علی رغم غیبت، تعداد کمی از پیروان مورد اعتمادش می توانند با او تماس حاصل کنند ( (۴۲)). وی در پانزدهم
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۱۱
شعبان ۲۵۶/ ۲۹ ژوئیه ۸۶۸ متولد شده است ( (۴۳)).
این گروه اساسا مجادلات خود را علیه فرقی که از امامت جعفر یا محمد حمایت می کند جهت می دهند. با پیروان محمد چنین استدلال می کنند که امامت به اعقاب محمد نمی تواند برسد، که او در حیات پدر در گذشته است، و نه به وصی او، همچون برادرش یا شخص دیگری، زیرا هیچ دلیلی بر قبول امامت پسری که قبل از پدر مرده وجود ندارد. شاید همین استدلال نیز علیه نفیسیه بکار گرفته شود.
احتمالا با جعفر به اینگونه بحث کرده اند که امامت نمی تواند پس از امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از برادر به برادر برسد، و امامت باید به پسر ارشد امام قبلی برگردد. امام یازدهم حضرت عسکری (ع) با وصایت پدر تعیین شد. از اینرو، امامت باید به فرزندش برسد ( (۴۴)). آنان می گویند مومنان را نرسد که امامی بر خود انتخاب کنند. بر خداوند است که امام را منصوب کند و او را در زمان مقتضی ظاهر سازد ( (۴۵)).
این فرقه اکثریت امامیه، که امامت حضرت عسکری (ع) را پذیرفته اند، همچون ابو سهل اسماعیل بن علی نوبختی، حسن بن موسی نوبختی، سعد بن عبد الله اشعری قمی (مولف کتاب المقالات و الفرق)، عثمان بن سعید عمری و پسرش محمد، تشکیل می دهد ( (۴۶)).
برگرفته از کتاب تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته آقای جاسم حسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *