دستاوردهای قیام امام مهدی

در این باره در چند محور به بحث و بررسی میپردازیم:
(۲) محور اول: خداوند کار مهدی علیه السّلام را یک شبه، اصلاح میفرماید.
مناسب بود این حدیث را سرآغاز این فصل قرار دهیم زیرا پیروزی امام علیه السّلام در همان شب ظهور خواهد بود.
این حدیث در منابع فریقین آمده است؛ هر چند شمار آن در منابع غیر امامیه بیشتر میباشد.
در کتابهای روایی امامیه چنین آمده است:
(۳) صدوق به سند خود از ابو بصیر روایت کرده است که حضرت صادق علیه السّلام فرمود:
و یصلح اللّه عزّ و جلّ امره فی لیله. «۱»
خداوند بلند مرتبه، کار او (امام مهدی علیه السّلام) را در شبی اصلاح میفرماید.
مانند این روایت از حضرت باقر علیه السّلام نیز نقل گردیده است. «۲»
(۴) طبرسی از امام صادق علیه السّلام و آن حضرت نیز از امام حسین علیه السّلام روایت کرده است:
قائمنا اهل البیت یصلح اللّه تعالی امره فی لیله واحده. «۳»
خداوند بزرگ کار قائم ما اهل بیت را در یک شب اصلاح مینماید.
در زیر روایاتی را از منابع غیر امامیه میآوریم:
(۵) ابن ماجه از امام علی علیه السّلام روایت کرده است که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود:
المهدیّ منّا اهل البیت یصلحه اللّه فی لیله. «۴»
مهدی از ما اهل بیت است، خداوند در شبی [کار] او را اصلاح فرماید.
______________________________
(۱). الصدوق، محمّد بن علی، همان (نسخه خطی).
(۲). همان.
(۳). الطبرسی، احمد بن علی، همان؛ ص ۴۰۱٫
(۴). ابن ماجه، محمّد بن یزید، همان؛ ج ۲، ص ۱۳۶٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۶۲
مانند این روایت را ابن حجر در الصواعق المحرقه «۱» و صاحب مفتاح کنوز السنه «۲» از ابو داوود، ترمذی و احمد؛ و نیز سیوطی «۳» از احمد، ابن ابی شیبه، ابن ماجه و نعیم بن حماد نقل کردهاند.
همچنین قندوزی آن را در ینابیع الموده «۴» آورده است.
از این روی در برخی روایات، امام مهدی علیه السّلام به حضرت موسی علیه السّلام تشبیه شده است:
(۱) قطب راوندی به طور مرسل از امام جواد علیه السّلام خطاب به عبد العظیم حسنی چنین روایت کرده است:
المهدیّ … من ولدی، و انّ اللّه یصلح امره فی لیله، کما اصلح امر کلیمه موسی علیه السّلام حیث ذهب لیقتبس لاهله نارا. «۵»
مهدی … از نسل من است و خداوند کارش را یک شبه سامان بخشد، همان طور که کار موسای کلیم را، آنگاه که رفت تا پارهای آتش برای خانوادهاش برگیرد.
مراد از اصلاح کار او، یاری او و یا زمینهچینی مقدمات مستقیم برای پیروزی آن بزرگوار است.
واژه صلح، ضد فساد است یا به معنی از بین رفتن فساد میباشد.
(۲) امام مهدی علیه السّلام که تا پیش از ظهور در غیبت به سر برده و ناشناس میباشد و نیرو و تجهیزاتی نیز ندارد؛ یک شبه فرمانده پیروزمند گروهی میشود که به یاری آنها در سریعترین زمان و از سادهترین راه بر همه جهان چیره میگردد. نخستین و مهمترین گام برای رسیدن به این پیروزی، گرد آمدن یاران خاص او و بیعت آنان است. این کار در یک شب انجام میگیرد یعنی همان شبی که بین رکن و مقام سخنرانی میفرماید. این سخن بر طبق هر دو احتمال اعجازی و طبیعی درست است؛ زیرا آنها صرف نظر از چگونگی رسیدنشان به مکه، در آن لحظه به گرد امام حلقه زدهاند. در این صورت «اجتماع اصحاب امام»، همان چیز اساسی و مهمی است که در این حدیث به آن اشاره شده؛ با این ویژگی که نخستین مرحله اوجگیری تدریجی پیروزی امام علیه السّلام و گرد آمدن ده هزار نفر، در طی چند روز محدود پیش از خروج از مکه صورت میگیرد.
(۳) محور دوم: پیش از این دانستیم که شورش سفیانی و تهدید امام علیه السّلام به قتل و فرو رفتن لشکر او در زمین، همگی پیش از ظهور روی میدهد؛ تا آنجا که خسف در زمین از نشانههای ظهور معرفی شده است «۶». ولی برخی روایات، تهدید امام علیه السّلام به قتل و فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین را چند روز پس از واقعه ظهور میدانند.
(۴) ابو داوود از ام سلمه همسر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله روایت کرده است که آن حضرت فرمود:
______________________________
(۱). ص ۹۷٫
(۲). ص ۴۸۴٫
(۳). السیوطی، جلال الدین، همان؛ ج ۲، ص ۱۲۴٫
(۴). ص ۵۱۹، چاپ نجف.
(۵). الراوندی، سعید بن هبه اللّه، همان؛ ص ۱۹۹٫
(۶). ر. ک: الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۵۹۹٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۶۳
یکون إختلاف عند موت خلیفه … فیخرجونه و هو کاره. فیبایعونه بین الرکن و المقام. و یبعث إلیه بعث من اهل الشام، فیخسف بهم بالبیداء بین مکه و المدینه. فإذا رای الناس ذلک، اتاه ابدال الشام و عصائب اهل العراق، فیبایعونه … «۱»
هنگام مرگ خلیفهای اختلاف روی میدهد … آنگاه او (امام مهدی علیه السّلام) را وادار به بیعت میکنند درحالیکه تمایلی به آن ندارد. ولی سرانجام بین رکن و مقام با او بیعت مینمایند.
لشکری [از دشمنان] از شام به سوی او گسیل میشوند اما در سرزمین بیدا، بین مکه و مدینه، در زمین فرو میروند. وقتی مردم این ماجرا را میبینند، مومنان برگزیده شام و گروههایی از اهل عراق به نزدش میآیند و با او بیعت میکنند.
این روایت را نیز سیوطی از ابن ابی شیبه، احمد، ابو یعلی و طبرانی نقل کرده است.
(۱) همچنین سیوطی از کتاب الاوسط طبرانی و نیز از حاکم نقل کرده است که ام سلمه از پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت کرده است:
یبایع لرجل بین الرکن و المقام عدّه اهل بدر، فیاتیه عصائب اهل العراق و ابدال اهل الشام. فیغزوه جیش من اهل الشام، حتّی إذا کانوا بالبیداء و خسف بهم. «۲»
گروهی به تعداد رزمندگان بدر، با مردی در بین رکن و مقام بیعت مینمایند، پس از آن گروههایی عراقی و مومنان برگزیدهای از شام به سویش میآیند؛ آنگاه لشکری از شامیان به سوی او گسیل میشوند اما [با ناکامی] در بیدا به زمین فرو میروند.
(۲) علامه مجلسی از عبد الاعلی حلبی روایت کرده است که حضرت باقر علیه السّلام فرمود:
یکون لصاحب هذا الامر غیبه … حتّی ینتهی إلی البیداء، فیخرج إلیه جیش السفیانی، فیامر اللّه الارض فیاخذهم من تحت اقدامهم، و هو قول اللّه و «و لو تری إذ فزعوا فلا فوت و اخذوا من مکان قریب و قالوا آمنّا به و انّی لهم التّناوش من مکان بعید و قد کفروا به من قبل، و یقذفون بالغیب من مکان بعید. و حیل بینهم و بین ما یشتهون، کما فعل باشیاعهم من قبل. إنّهم کانوا فی شکّ مریب». یعنی بقائم آل محمّد «و قد کفروا به» یعنی بقائم آل محمّد، إلی آخر السوره. فلا یبقی منهم إلّا رجلان … «۳»
برای صاحب این امر غیبتی است … (امام باقر علیه السّلام پس از بیان حوادث ظهور و تجمع یاران امام مهدی علیه السّلام و بیعت آنها با او، ادامه میدهد) تا آن که به بیدا میرسند و لشکر سفیانی به مقابله با آنها برمیخیزند اما خداوند به زمین فرمان میدهد تا [جان] آنها را از زیر پاهایشان بازستاند [و در زمین فرو روند] و این سخن خداست که فرمود: «ای کاش میدیدی هنگامی را که [کافران] وحشت زدهاند [آنجا که راه] گریزی نمانده است و از جایی نزدیک گرفتار
______________________________
(۱). ابو داوود، سلیمان بن اشعث، همان؛ ج ۲، ص ۴۲۳٫
(۲). السیوطی، جلال الدین، همان؛ ص ۱۲۹٫
(۳). المجلسی، محمّد باقر، همان؛ ج ۱۳، ص ۱۸۸ به بعد.
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۶۴
آمدهاند و میگویند «به او ایمان آوردیم.» و چگونه از جایی [چنین] دور، دست یافتن [به ایمان] برای آنان میسر است؟ و حال آن که پیش از این منکر او شدند و از جایی دور، به نادیده [تیر انکار] میافکندند و میان آنان و میان آنچه [به آرزو] میخواستند حایلی قرار میگیرد؛ همان گونه که از دیرباز با امثال ایشان چنین رفت، زیرا آنها [نیز] در دودلی سختی بودند.» «۱»
یعنی به قائم آل محمّد علیه السّلام، شک دارند و به او کفر میورزند. و از آن سپاه جز دو نفر کسی زنده نمیماند.
(۱) این اخبار که فرو رفتن در زمین را پس از واقعه ظهور میداند، دارای نقاط قوت و ضعفی است که سه نقطه قوت آن را در زیر بر میشماریم:
۱- بدیهی است پس از ظهور، وضع جهان دگرگون میشود و حرکتی نظامی برای سرکوبی نهضت امام علیه السّلام شکل میگیرد؛ اما تلاش برای مقابله با امام پیش از ظهور و قبل از آن که دعوت آن حضرت آشکار گردد را چگونه میتوان پذیرفت؟
۲- در صورت پیش افتادن واقعه فرو رفتن در زمین از حادثه ظهور، این سوال پیش میآید که سفیانی چگونه امام مهدی علیه السّلام را شناخته و تلاش میکند آن حضرت را از بین ببرد؟ در صورتی که اگر فرو رفتن در زمین پس از رویداد ظهور باشد، دیگر این پرسش جایی ندارد.
۳- فرو رفتن در زمین، تنها چند روز پس از واقعه ظهور اتفاق میافتد. این رویداد معجزه بسیار بزرگی است که آشکارا و به صراحت بر حقانیت حرکت امام علیه السّلام و عادلانه بودن دعوتش تاکید مینماید. درباره تاثیر این معجزه در خود روایات تصریح شده است «آنگاه که مردم آن حادثه را دیدند، مومنان واقعی شام و گروههایی از عراق به سویش میآیند و بیعت مینمایند.» حتی این معجزه بر خود سفیانی نیز تاثیر میگذارد و حسن نیت و عطوفت او را نسبت به امام علیه السّلام برمیانگیزد.
این اتفاق نتایجی را به دنبال دارد که مهمترین آنها، ورود بدون تنش و درگیری امام علیه السّلام به عراق است.
(۲) در اینجا توجه شما را به روایتی که سیوطی از نعیم بن حماد و او هم از ولید بن مسلم و او نیز از امام محمّد بن علی علیه السّلام نقل کرده است جلب مینماییم:
فیقول الّذی بعث الجیش حین یبلغه الخبر من ایلیاء: لعمر اللّه، لقد جعل اللّه فی هذا الرجل عبره. بعثت إلیه ما بعثت، فساخوا فی الارض إنّ فی هذا لعبره و نصره. فیودی إلیه السفیانی الطاعه … «۲»
آن که لشکر را گسیل داشته (یعنی سفیانی) [وقتی از فرو رفتن آنها در زمین با خبر میشود] میگوید: «به خدا سوگند خداوند این مرد (امام مهدی علیه السّلام) را مایه عبرت قرار داده [چون] من لشکری انبوه و تا دندان مسلح را به سوی او فرستادم اما زمین در کام خود فرو بردشان»

______________________________
(۱). سوره سبا (۳۴)، آیات ۵۲- ۵۴٫
(۲). السیوطی، جلال الدین، همان؛ ج ۲، ص ۱۴۶٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۶۵
در نتیجه سفیانی به اطاعت امام علیه السّلام در خواهد آمد.
این خبر به روشنی، بیعت سفیانی با امام علیه السّلام و انعطاف او در برابر آن حضرت را نتیجه فرو رفتن لشکریانش در زمین میداند.
(۱) اما نقاط ضعف و کاستی در روایاتی که حادثه فرو رفتن در زمین را پس از واقعه ظهور میداند، به شرح زیر است:
۱- این اخبار با اخباری که به طور صریح فرو رفتن در زمین را پیش از واقعه ظهور میداند، ناسازگار است. برخی از این روایات را پیش از این آوردهایم؛ مانند خبری که از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده است که فرمود:
من المحتوم الّذی لا بدّ منه ان یکون قبل قیام القائم: خروج السفیانی و خسف بالبیداء. «۱»
شورش سفیانی و فرو رفتن در سرزمین بیدا پیش از قیام قائم علیه السّلام، امری حتمی است و گزیری از آن نیست.
(۲) همچنین در خبر دیگری راوی از آن حضرت میپرسد:
ما من علامه بین یدی هذا الامر؟ فقال: بلی. قلت: و ما هی؟ قال: هلاک العباسی … و الخسف فی البیداء. «۲»
نشانه پیش روی این امر (ظهور) چیست؟ فرمود: هلاکت عباسی … و فرو رفتن در بیدا.
(۳) در خبر دیگری از آن حضرت رسیده است:
للقائم خمس علامات: … و الخسف فی البیداء. «۳»
[ظهور] قائم علیه السّلام، پنج نشانه دارد: … و فرو رفتن در سرزمین بیدا.
تعبیر علامت در این روایت، بیانگر زمان پیش از ظهور است.
(۴) ۲- این اخبار با اخباری که فرو رفتن در زمین را به خاطر مرد یا گروهی میداند که نه نیرویی دارند و نه تدارکاتی، منافات دارد. در حالی که روشن است امام علیه السّلام به مجرد ظهور، دارای سپاهی خواهد شد که کمتر از ده هزار نفر نیستند. همان طور که مسلم از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله نقل کرده است:
سیعوذ بهذا البیت قوم لیست لهم منعه و لا عدد و لا عدّه. یبعث إلیهم جیش، حتی إذا کانوا ببیداء من الارض خسف بهم. «۴»
به زودی گروهی که نه نیرویی، نه نفراتی و نه تدارکاتی دارند به این خانه (کعبه) پناهنده خواهند شد. لشکری به سوی آنان گسیل میشود و آنگاه که به بیدا رسید، در زمین فرو میرود.
______________________________
(۱). ر. ک: الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۶۰۰٫
(۲). همان.
(۳). همان.
(۴). النیشابوری، مسلم بن الحجاج، همان؛ ج ۸، ص ۱۶۷٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۶۶
پیداست که این ویژگیها، مربوط به زمان پیش از ظهور است.
۳- این روایات با اخبار مبسوطی که جزئیات آن حوادث را بر میشمارد و از واقعه فرو رفتن در زمین پیش از ظهور سخن میگوید، سازگاری ندارد.
(۱) نعمانی به سند خود از جابر جعفی روایت کرده است که امام باقر علیه السّلام در حدیثی طولانی فرمود:
و یبعث السفیانی بعثا إلی المدینه فینفر المهدی منها إلی مکّه. فیبلغ امیر جیش السفیانی انّ المهدی قد خرج إلی مکّه، فیبعث جیشا فی اثره فلا یدرکه حتّی یدخل مکّه خائفا یترقّب علی سنّه موسی بن عمران … و ینزل امیر جیش السفیانی البیداء، فینادی مناد من السّماء: یا بیداء ابیدی القوم، فیخسف بهم … و القائم یومئذ بمکّه قد اسند ظهره إلی البیت الحرام مستجیرا … «۱»
سفیانی سپاهی را به مدینه میفرستد، ولی امام مهدی علیه السّلام از آنجا به مکه میرود. به فرمانده آن سپاه خبر میرسد که مهدی علیه السّلام به سوی مکه میرود؛ او لشکری را به دنبال آن حضرت گسیل میدارد اما ناکام میمانند. تا آن که امام علیه السّلام به سنت موسی بن عمران علیه السّلام هراسان و نگران وارد مکه میشود … لشکر سفیانی در سرزمین بیدا فرود میآید. آنگاه منادیی از آسمان ندا میدهد: ای بیدا! این گروه را نابود کن. سپس آنها در کام زمین فرو میروند … آن روز قائم علیه السّلام در مکه تکیه به دیوار کعبه میزند و ….
با وجود این روایات، اخبار فرو رفتن در زمین پس از واقعه ظهور، از این جهت از قابلیت اثبات تاریخی ساقط میشوند. در عین حال نقاط قوت آنها هم چنان باقی است.
(۲) نکته اول: عزم سفیانی برای کشتن امام علیه السّلام با این انگیزه نیست که او مهدی است، بلکه او را کسی میداند که علیه حکومت سر به شورش برداشته و باید نابود شود.
از این سخن لزوما نمیتوان برداشت کرد که امام علیه السّلام در زمان غیبت جنبشی فراگیر را علیه سفیانی سازماندهی مینماید؛ زیرا این برداشت با نظریه غیبت ناسازگار است. مگر آن که بگوییم وجود خود امام علیه السّلام هر چند با نام و عنوانی دیگر، از آن رو که هدایتگر مردم است کینه سفیانی را بر انگیخته و او را به پندار شورشی بودن امام علیه السّلام گرفتار ساخته است.
(۳) نکته دوم: پیشتر به طور مبسوط بحث کردیم و دانستیم سفیانی، هرگز امام علیه السّلام را با نام و عنوان حقیقیاش نمیشناسد. بلکه او را با نام مستعارش میشناسد.
(۴) نکته سوم: با توجه به آن که فرو رفتن در زمین، معجزهای آشکار است و عادلانه بودن دعوت امام علیه السّلام را ثابت مینماید، فرقی نمیکند که این حادثه پیش از ظهور روی میدهد یا پس از آن.
تقدم آن بر ظهور برای مردم روشن میسازد این کسی که به خاطر او چنین اتفاقی افتاده همان مهدی است و این معجزه، دور بودن او را از فریب و نیرنگ در همه مراحل، از سخنرانی و بیعت در مسجد الحرام گرفته تا پایان ماموریت، ثابت مینماید. «۲»
______________________________
(۱). النعمانی، محمّد بن ابراهیم، همان؛ ص ۱۴۹ به بعد و نیز ر. ک: المجلسی، محمّد باقر، همان؛ ج ۱۳، ص ۱۴۶٫
(۲). محور سوم، چهارم و پنجم در پیش نویس متن عربی کتاب حذف شده است. [م]
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۶۷
برگرفته از کتاب تاریخ پس از ظهور نوشته آقای محمد صدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *