درخواست دیدار امام زمان با عافیت و ایمان

در دعای عهدی که از امام صادق علیه السلام روایت گردیده، چنین می خوانیم: «اَللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَهَ الرَّشِیدَهَ وَالغُرَّهَ الحَمِیدَهَ؛ بار خدایا! آن طلعت رشید و آن چهره نازنین را به من بنمای…».(۴۹۶)
و در دعای عَمْری که از حضرت صاحب الامرعلیه السلام روایت شده، چنین آمده: «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْئَلُکَ أَنْ تُرِیَنِی وَلِیَّ أَمْرِکَ ظاهِراً نافِذَ الأَمْرِ(۴۹۷)؛ بار خدایا! از تو مسئلت دارم که ولیّ امرت را به من بنمایی در حالی که فرمانش نافذ باشد…».
و در دعای ندبه است: «و [ای خدا]سرور این بنده کوچکت را به وی بنمایان».
امام صادق علیه السلام فرمود: «هرگاه کسی از شما تمنّای [دیدن]قائم علیه السلام را داشت پس آرزویش چنین باشد که در عافیت آن جناب را ببیند، زیرا خداوند حضرت محمدصلی الله علیه وآله را رحمت فرستاد و آمدن قائم علیه السلام نقمت خواهد بود».(۴۹۸)
و در بعضی از اخبار است که آن حضرت علیه السلام در میان مردم آمد و شد می کند، پس او را می بینند ولی نمی شناسند. و برای من و بعضی از اخیار، بعضی از اسرار اتّفاق افتاده است.
از سَدیر آمده که گفت: شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا در صاحب این امر سنّتی از یوسف هست». راوی گوید: عرضه داشتم: گویی ما را از غیبت یا حیرتی خبر می دهید؟ فرمود: «چه انکار می کنند این خلق ملعون خوک صفت از این امر؟ همانا برادران یوسف افراد عاقل و چیز فهم بودند بر یوسف وارد شدند و با او سخن گفتند و با او معامله کردند و رفت و آمد نمودند و او برادر آنان بود با وجود این تا خودش را به آنان معرفی نکرد او را نشناختند و وقتی گفت من یوسف هستم، او را شناختند. بنابراین امّت سرگردان چه انکار می کنند که خدای – عزّوجلّ – در وقتی از اوقات بخواهد حجّت خودش را بر آنان مخفی بدارد، یوسف پادشاهی مصر را داشت و فاصله بین او و پدرش هیجده روز راه بود، اگر خداوند می خواست با حجّت خویش همان کند که با یوسف کرد، و اینکه صاحب مظلوم شما که حقّش انکار شده صاحب این امر در میان آنها آمد و شد کند، و در بازارهایشان راه برود، و بر فرش هایشان پا بگذارد، ولی او را نشناسند؟ تا هنگامی که خداوند او را اذن دهد که خودش را معرفی کند، چنان که به یوسف اجازه داد، وقتی برادرانش گفتند: تو یوسفی؟ گفت: من همان یوسفم».(۴۹۹)
تذکّر: بین فرموده امام علیه السلام در توقیع شریف به اینکه: «در شیعیان من کسی یا کسانی خواهد آمد که مدعی شود مرا مشاهده می کند، آگاه باشید هرکس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادّعای مشاهده کرد، دروغگوی تهمت زننده است» و بین داستان هایی که دلالت دارد بعضی افراد خدمت حضرتش رسیده اند، منافاتی نیست؛ چون منظور امام از ادّعای مشاهده، گونه مخصوص آن است که برای سفرای چهارگانه آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت صغری صورت گرفته بود، نه مطلق مشاهده. مانند فرموده خدای – عزّوجلّ – : «قُولُوا آمَنّا بِاللَّهِ وَما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَما أُنْزِلَ إِلی اِبْراهِیمَ وَاِسْماعِیلَ وَاِسْحاقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْباطَ»(۵۰۰)؛ بگو [ای پیغمبر]ما ایمان آورده ایم به خدا و شریعت و کتابی که بر ما نازل شده، و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده است. در این آیه اسباط لفظ عامّی است و مقصود از آن خاصّ است؛ زیرا بر همه اسباط (> نوادگان یعقوب) کتاب و وحی وحکم نازل نگشت، بلکه فقط بر بعضی از آنها نازل شد.
برگرفته از کتاب آیین انتظار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *