دجال و سفیانی قبل از ظهور امام مهدی

گاهی چنین به ذهن میرسد که ممکن است دجال و سفیانی یک نفر باشند مخصوصا اگر سختگیری سندی را رعایت کنیم و جزئیّات اوصاف را نادیده بگیریم.
آنچه از مجموع روایات به دست میآید آن است که هر دو عنوان گویای فردی منحرف از اسلام است که عامل ترویج فساد در جامعه اسلامی است؛ و این احتمال چندان هم دور نیست. و میتوانیم این احتمال را از این جهت تایید کنیم که در کتب عامه تمام این خصوصیّات در شخصی به نام دجال و در کتب شیعه در شخصی به نام سفیانی جمع است، بنابراین امکان این مساله هست که هر دو اسم مربوط به یک شخص باشد، که هر مذهبی از دیدگاه خاصّی به او نگریسته است.
______________________________
(۶۸) در عین حال که نویسنده محترم ما بطور قطع احتمال وارده را مردود دانستند ولی جوابهای ایشان نمیتواند دلیل بر آن قاطعیّت باشد. زیرا احتمال دارد که افرادی مسیحی و یا یهودی تمام دشمنی خود را با اسلام فقط علیه شیعیان علی بن ابی طالب عملی کنند که آثار اسلام راستین را فقط از آنها ببینند چنانکه حرکات جهان کفر و استکبار امروز را میبینیم (مترجم)
تاریخ غیبت کبری ،ص:۶۵۲
(۱) ولی این احتمال نه با ظاهر روایات سازگار است، و نه دلیلی داریم بر این که به صورت رمزی خواستهاند این مطلب را بگویند؛ زیرا هر یک سمبل و رمز یک حرکت مخصوصی میباشند؛ دجال سمبل حرکت انحرافی از اسلام و بر اثر شهوات به سوی کفر رفتن است، ولی سفیانی سمبل شبهات و اضطرابهای داخلی در جامعه اسلامی است؛ و اینها دو حرکت مستقل میباشند گرچه در برخی جهات نتیجه حرکت آنها از نظر مخالفت با اسلام یکی میشود.
(۲) و امّا از جهت مخالفت با ظاهر روایات از دو نظر سازگار نیست:
اوّل: در صورتی که سختگیری سندی را رعایت کنیم، و خصوصیّات و ویژگیها را کنار بگذاریم مسلّم است که این دو اسم ظهور در دو نفر دارند، گرچه خصوصیّات آنها را ندانیم و اگر شخص واحدی بودند در اخبار و روایات به یک عبارت از او اسم برده میشد.
دوم: اگر سختگیری سندی را نادیده بگیریم و خصوصیّات و ویژگیهای وارده در روایات را قبول کنیم، باز تفاوت و فرق بین این دو نفر واضحتر و روشنتر است.
(۳) مهمترین تفاوتهای بین آن دو به طوری که در متن روایات آمده بود بدین قرار بود:
اوّلا: دجال دارای طول عمر بود، ولی سفیانی عمر درازی نداشت.
ثانیا: دجال به نام فرزند صائد و سفیانی به نام عثمان بن عنبسه خوانده میشود.
ثالثا: سفیانی از فرزندان ابو سفیان بود، و دجال از اولاد او نبود.
رابعا: دجال ادعای خدائی میکند، ولی سفیانی چنین ادعائی ندارد.
خامسا: دجال کافر است ولی درباره سفیانی عبارت صریحی که بر کفرش دلالت کند نداریم؛ اگر نگوئیم که ظاهر عبارات دلالت بر مسلمان بودن او میکند.
سادسا: دجال همه جا را میگیرد و به همه سرزمینها به جز مکه و مدینه حکومتش را گسترش میدهد، و ظاهر این عبارت میفهماند که حکومتش از حکومت سفیانی گستردهتر است.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۶۵۳
سابعا: دجال اعور است؛ ولی سفیانی چشمانش سالم و صحیح است.
با در نظر گرفتن تفاوتهای مذکور اگر بخواهیم عبارات مربوط به دجال و سفیانی را رمزی بگیریم، و آنها را سمبل حرکت انحرافی بدانیم، این تفاوتها گویای دو حرکت کاملا مستقل و جدای از هم خواهند بود.
برگرفته از کتاب تاریخ غیبت کبری نوشته اقای محمد صدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *