جواب امام زمان به اسحاق بن یعقوب

و نیز در احتجاج طبرسی از شیخ کلینی و او از اسحاق بن یعقوب نقل میکند که گفت: من از محمّد بن عثمان رحمه اللَّه علیه «۱» خواهش کردم نامه مرا که مشتمل بر پارهای از مسائل مشکله است بناحیه مقدسه تقدیم کند (بعد از آنکه وی پذیرفت و تقدیم کرد) توقیعی بدین مضمون در جواب سوالات من بخط مولی صاحب- الزمان علیه السّلام بافتخارم صادر گشت:
______________________________
(۱) نائب دوم حضرت امام زمان علیه السّلام.
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۱۲۵۱
خداوند تو را هدایت کند و بر اعتقاد حق ثابت بدارد اما اینکه پرسیدهای که بعضی از افراد خاندان ما (سادات) و عموزادگان ما منکر وجود من هستند، بدان که بین خداوند و هیچ کس قرابت و خویشی نیست هر کس منکر وجود من باشد از من نیست و راهی که او میرود راه پسر نوح است «۱».
و راهی را که عمویم جعفر و اولاد او نسبت بمن پیش گرفتهاند، راه برادران یوسف است! اما فقاع (آبجو) نوشیدنش حرام است ولی نوشیدن شلماب اشکالی ندارد، و ما اموالی که شما بما میرسانید، ما آن را برای پاک شدن شما از گناهان قبول میکنیم. بنا بر این هر کس میخواهد بما برساند و هر کس نمیخواهد قطع کند، آنچه خداوند بما داده است از آنچه شما میدهید بهتر است.
و اما ظهور فرج، بسته باراده خداست. آنها که وقت آن را تعیین میکنند دروغگو هستند و اما کسی که عقیده دارد که حسین علیه السّلام کشته نشده، عقیده وی کفر و تکذیب حقیقت است و ضلالت و گمراهی میباشد.
و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانّهم حجّتی علیکم و انا حجّه اللَّه علیهم
: یعنی: حوادثی که برای شما پیش میآید، (برای دانستن حکم آنها) رجوع کنید براویان حدیث ما «۲» زیرا آنها حجّت من بر شما هستند، و من حجّت خدا بر آنها میباشم. و اما محمّد بن عثمان عمری که خداوند از وی و پیش از او از پدرش خشنود گردد؛ مورد وثوق من و نوشته او نوشته من است و اما محمّد بن علی بن مهزیار اهوازی، عنقریب خدا دل او را اصلاح میگرداند و شک را از وی برطرف میسازد و اما آن مالی را که برای ما فرستادهای؛ نمیتواند مورد قبول ما واقع شود.
______________________________
(۱)
پسر نوح با بدان بنشستخاندان نبوتش گم شد
(۲) این راویان در زمان بعد از غیبت منحصر بفقها و مجتهدین و مراجع تقلید شیعه است.
زیرا آنها در سایه اجتهاد و تسلط بر مدارک احکام از هر کس دیگر در استنباط احکام شرعی استاد- ترند و بعبارت دیگر کارشناس این فن هستند.
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۱۲۵۲
مگر اینکه از حرام پاک و پاکیزه گردد، پول زن خواننده، هم حرام است.
و اما محمّد بن شاذان بن نعیم، او مردی از دوستان ما اهل بیت است. و اما ابو الخطاب محمّد بن ابی زینب اجدع، پس او و اصحاب او همه ملعون هستند، و تو با آنها که عقیده اینان را دارند، نشست و برخاست مکن. زیرا من از آنها بیزارم و پدران من هم از آنها بیزار بودهاند و اما کسانی که اموال ما را میگیرند، اگر چیزی از آن را برای خود حلال بدانند و بخورند، مثل اینست که آتش خوردهاند، و اما خمس برای شیعیان ما مباح است و برای ایشان تا هنگام ظهور ما حلال گشته است. تا بواسطه آن ولادتشان پاک باشد و پلید نشوند و اما مردمی که از فرستادن آن اموال بنزد ما پشیمان شدند و در دین خدا شک کردند هر کس بخواهد آنچه بما داده بوی پس میدهیم و ما احتیاجی به بخشش مردمی که در باره ما شک دارند نداریم! و اما علت غیبتی که بوقوع پیوسته؛ خداوند میفرماید: یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ اَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُوْکُمْ یعنی: ای کسانی که ایمان آوردهاید از چیزهائی که اگر برای شما آشکارا شود شما را آزرده میکند، سوال ننمائید: هر یک از پدران من در زمان خود بیعت سلطان طاغی زمان خود را بگردن گرفت، ولی من زمانی که ظهور میکنم، بیعت هیچ یک از طاغیان روزگار را بگردن ندارم «۱».
______________________________
(۱) در صفحه ۱۰۶۷ گفتیم: که تطبیق این معنی به میرزا علی محمّد شیرازی که بهائیان از آن سوء استفاده نموده، هیچ گونه مناسبتی ندارد. زیرا اولا سید باب مخالفتی با سلطان زمان خود محمّد شاه قاجار ننمود. بلکه در دست او اسیر و در بدر میگردید، در شیراز از ادعای خود بیزاری جست، و در زندان توبه نامه نوشت. و آخر هم تیرباران گردید. بعلاوه در اینجا میخوانید که امام زمان حجّت بن الحسن العسکری یعنی امام غائب شیعیان سخن میگوید.
ولی فرقه بهائی که عقیده به امامت پسر امام حسن عسکری و امام غائب ندارد. این امام که بیعت کسی را بگردن نمیگیرد، کجا و پسر میرزا رضای بزاز شیرازی؛ امام زمان تیره بخت بابی و بهائی و ازلی کجا- چه نسبت خاک را با عالم پاک؟
مهدی موعود، ترجمه بحار الانوار ،متن،ص:۱۲۵۳
و اما کیفیت انتفاعی که مردم در غیبتم از من میبرند، مانند انتفاع از آفتاب پنهان در ابرهاست، من امان مردم روی زمین هستم، همان طور که ستارگان امان اهل آسمان میباشند! پس درهای سوال را از چیزهائی که مورد لزوم نیست، ببندید و خود را برای دانستن چیزهائی که از شما نخواستهاند، بمشقت نیاندازید، زیاد دعا کنید برای تعجیل فرج، زیرا دعا کردن در تعجیل فرج خود فرج است!
و السّلام علیک یا اسحق بن یعقوب و علی من اتّبع الهدی
در غیبت شیخ طوسی از علما از ابن قولویه و ابو غالب زراری و غیر آنها از کلینی از اسحق بن یعقوب نیز این توقیع را نقل کرده است. و در کمال الدین هم از ابن عصام از کلینی روایت شده است.
برگرفته از کتاب مهدی موعود :جلد سیزدهم از کتاب بحار الانوار نوشته آقای محمد باقر بن محمد تقی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *