تهمت غلوّ به شیعه

پرسش هفتم:
برخی از نویسندگان، فرقههایی از غلات را، در ردیف شیعه قرار میدهند و چه بسا شیعه را به غلوّ متهم میسازند و ما میدانیم این یک تهمت است که در زمان ما هم این کار از طرف وهّابیها، بیشتر از راه چاپ و نشر رسالههایی در بین ناآگاهان به معارف شیعه، دامن زده میشود، اگر ممکن است در این باره هم کمی توضیح دهید؟
پاسخ:
مساله عقاید غلوّآمیز در بین امم گذشته هم سابقه بیشتری دارد و در قرآن مجید در مورد یهود و نصاری میفرماید:
وَقالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقالَتِ النَّصارَی الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ [۱۷] [ «یهود گفتند: عُزیر پسر خدا است! و نصاری گفتند: مسیح پسر خدا است!».]
در میان مسلمانان هم این بیماری همانگونه که حدیث:
«لتسلکنّ سبل من کان قبلکم حذوا النّعل بالنّعل و القذّه بالقذّه حتّی لو انّ
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۴، ص: ۴۴
احدهم دخل حجر ضبّ لدخلتموه»؛[۱۸]
[ «هر آینه راههایی را خواهید پیمود که پیشینیان پیمودند، پا به پا و گوش تا گوش، حتّی اگر یکی از آنها در سوراخ سوسماری وارد شده باشد شما هم وارد خواهید شد».]
به آن دلالت دارد و به صورتهای مختلف پیدا میشود که از آن جمله وضعی است که نسبت به امیرالمومنین علیه السلام پیش آمد.
گروهی قائل به الوهیت و خدایی او شدند و آن حضرت را در ضمن اشعار خود به عنوان خدای خود مدح کردند، مثلًا گفتند:
انت خالق الخلایق منزعزع ارکان خیبر جذما
قد رضینا به اماماً و مولیو سجدنا له الهاً و ربّا
[آفریده شدگان را تو آفریدی، کسی که پایههای محکم قلعه خیبر را به لرزه درآورد.
ما خشنودیم به او که پیشوا و آقای ما است و به خاک میافتیم و سجده میکنیم او را که خدا و پروردگار ما است.]
برخی از باب مبالغه و اغراق گویی- نه اینکه واقعاً آن حضرت را خدای خود بدانند- این سخنان و اشعار را گفتهاند، به علاوه از خود آن حضرت هم روایت شده است که فرمود:
«هلک فِیَّ رجلان، محبّ غال و مبغض قال»؛[۱۹]
[ «دو گروه درباره من تباه شدند، دوستی که در دوستیاش زیادهروی کند،
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۴، ص: ۴۵
و دشمنی که مقام و منزلت مرا منکِر شود».]
به هر حال افرادی در طول تاریخ بودهاند و هستند که عقاید غلوّآمیز دارند، اگرچه همه آنها در این حدّ نباشند که کسی را تا مرتبه خدایی بالا ببرند، در هر حال همه این امور به نوعی انحراف از اسلام و دیدگاههای صحیح تشیّع است. اینگونه از عقاید بیشتر در میان صوفیه که اکثر از اهل سنت به حساب میآیند پیدا شده است، اموری چون حلول و اتّحاد و … اغلب در کلمات آنها به چشم میخورد.
خوشبختانه مساله تصوّف در بین شیعه، به برکت هدایت ائمه معصومین علیهم السلام نه تنها در حدّی که در میان اهل تسنن رونق داشت شیوع پیدا نکرد، بلکه از طرف ائمه معصومین علیهم السلام و پیروان آنها و علمای بزرگ مطرود و محکوم هم شد.
پس نسبت دادن این امور نسبت به شیعه یک تهمت است، عقاید شیعه در هر یک از زمینههای توحید، نبوّت، امامت، معاد عدل و سایر امور از اینگونه مطالب غلوّآمیز و انحرافی خالی است، چون ائمه معصومین علیهم السلام به عنوان حافظان دین الهی در طول دو قرن و نیم چنان عمل کردند، که راه نفوذ برای عقاید شرکآمیز بسته شد و حدود و ثغور مبانی فکری و اعتقادی شیعه از هر جهت معلوم و مشخص گردید و بعدها علما هم از راه تدوین و تالیف کتابهای اعتقادی مثل اعتقادات مجلسی، همه این عقاید را به طور مشخص توضیح دادند.
البته بعدها عدّه معدودی به عنوان صوفی و اهل خانقاه در میان شیعه پیدا شدند که تحت عنوان ولایت و ارادت به علی علیه السلام عقایدی غلوّآمیز را مطرح کردند.
که در هر مورد به همّت علمای آگاه پاسخهای مناسب به آنها داده شد. در نتیجه نتوانستند زیاد مقاومت نمایند.
شیعه احدی را در صفات جلالیّه و جمالیّه با خدا شریک نمیداند. پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام را مخلوق و عبد خدا میشناسد که در هرجهت آنها محتاج
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۴، ص: ۴۶
خدایند، تنها خدا را غنیّ بالذات میدانند.
البته اوصاف و فضایل و مقامات عالیّه و درجات کمالیّهای که شیعه برای این بزرگواران بر حسب آیات و روایات معتبر ذکر میکند و مثلًا آنها را حجّت، امام، ولیّ امر و صاحب معجزات و کرامات میداند، از هیچ یک از آن اوصاف، بوی غلوّ و شرک استشمام نمیشود و همه حاکی از کمال و اوج مرتبه عبودیّت و میزان تسلیم آنها در برابر دستورات خداوند متعال است.

خلاصه اصل امامت از اصول اصیل اسلام است که از آیات قرآن مجید و احادیث فراوانی که از شخص پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده استفاده میشود و گذشت زمان و شکستها و فتحها در توسعه و تکامل آن هیچ نقش و اثری نداشته است.
به علاوه اعتقاد به این اصل مستلزم هیچگونه غلوی نیست و تمام اوصافی که بر حسب احادیث برای امام ثابت است، منافاتی با این ندارد که امام بنده خدا است و مانند پیامبر به خدا محتاج است.
«و لا یملک لنفسه نفعاً و لا ضرّاً»؛[۲۰]
[ «و توانایی سود و زیان خود را ندارد».]
و حتّی امام، پیامبر هم نیست یعنی به او شریعت و احکام شرع وحی نمیشود- هرچند محدّث است یعنی ملائکه با او سخن میگویند- ولی ارتباط او با ملائکه مثل ارتباط نبی با فرشته وحی که احکام الهی را به پیامبر میرساند، نیست- چون اصول همه احکام قبلًا بیان شده و رسالت و پیامبری با رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله ختم شده است.
در امامشناسی مهم این است که فرد امامانی را که از جانب خدا به وسیله
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۴، ص: ۴۷
پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی و به امامت منصوب شدهاند بشناسد و آنها را مثل پیامبر صلی الله علیه و آله دارای ریاست عام و ولایت مطلق بر کلیه امور دین و دنیا بداند و غیر از نبوّت، سایر صفات پیامبر را مثل: علم و عصمت و … را برای آنها ثابت بداند و خلاصه ائمه معصومین علیهم السلام را قائم مقام به حقّ آن حضرت در امور دین و دنیا بشناسد.
از نظر صاحبان تفکّر مادّی و کسانی که به عالم غیب ایمان ندارند، اعتقاد به عالم غیب و ادیان الهی و اوصافی که مومنان به پیامبران و اولیای خدا نسبت میدهند، همه غلوّآمیز است، چون مومنان در حقّ آنها به صفات و اعمال و خصایصی عقیده دارند که شخص مادّی از درک آنها عاجز است؛ لذا آنها را غلوّ اهل ایمان در حقّ انبیاء و اولیا به حساب میآورد.
به عنوان مثال از نظر مادیها، معجزات حضرت ابراهیم، موسی و عیسی علیهم السلام که مومنان به آن معتقدند، همه نوعی غلوّ است، در حالی که هیچگونه غلوّی در این عقاید نیست. اینها همه یک سلسله واقعیتهایی هستند که منزلت والای صاحبان آنها را نشان میدهد، غلوّ این است که پیامبر یا امام را با خدا شریک بدانیم یا خدا را با آنها متّحد بشماریم و ….
سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج۴، ص: ۴۸
برگرفته از کتاب سلسله مباحث امامت و مهدویت نوشته آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *