تنها راه خداشناسی توسل به اولیای الهی

در کافی(۱۶۹۲) مروی است که محمّد بن مسلم گفت، گفتم به جناب باقر یا صادق علیهما السلام: ما می بینیم مرد را که برای او است عبادت و کوشش و خشوع ولکن قایل نیست به حق، یعنی به امامت ائمّه علیهم السلام. پس آیا او را هیچ منفعت می دهد؟
فرمود: «ای محمّد! به درستی که مثل اهل البیت علیهم السلام مثل اهل بیتی بود که در بنی اسراییل بودند که هیچ کدام از ایشان چهل شب کوشش نمی کرد، مگر آن که چون دعا می کرد به اجابت می رسید و مردی از ایشان چهل شب سعی و کوشش کرد. آن گاه دعا کرد، پس مستجاب نشد.
پس به نزد عیسی بن مریم علیه السلام آمد و شکایت کرد نزد آن جناب از آن حالی که به آن مبتلا شده و تقاضا کرد که برای او دعا کند. پس عیسی تطهیر کرد و دو رکعت نماز به جای آورد. آن گاه خدای عزّوجلّ را خواند. پس خداوند وحی فرستاد به سوی او:
«ای عیسی! به درستی که بنده من، به نزد من آمد از غیر آن در که باید از آن در، درآید. به درستی که او مرا دعا کرد و در دلش شکّی بود از تو، پس اگر مرا دعا کند تا آن که گردنش قطع شود و انگشتانش بریزد، اجابت نمی کنم او را.»
پس عیسی علیه السلام ملتفت او شد و فرمود: «دعا می کنی خداوند را و حال آن که در دلت شکّی است از پیغمبر او.»
پس گفت: ای روح اللَّه! و کلمه او چنین بود: واللَّه! آن چه گفتی. پس دعا کن خدای را که این را از من زایل کند.
پس عیسی دعا کرد و خداوند توبه او را قبول فرمود و پذیرفت از او و گروید در حدّ اهل بیت خود.
برگرفته از کتاب نجم الثاقب نوشته آقای حاج میرزا حسین طبرسی نوری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *