تصریح روایات بر تعداد یاران امام مهدی

و معرفی شخصیت و شهرهایشان، به نظر میرسد در صورت درستی آن روایات، دیگر کسی نخواهد توانست به درجه نخست اخلاص نایل
______________________________
(۱). ر. ک: الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۳۰۷ به بعد.
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۵۶
آید و تلاش افراد در این راه، با توجه به آن که یاران امام قائم علیه السّلام از پیش تعیین شدهاند، بیثمر خواهد ماند. تاریخ پس از ظهور ۲۵۶ محور هشتم: با توجه به تصریح روایات بر تعداد آنها ….. ص : ۲۵۵
ن مطلب با قانون آزمایش الهی که پیش از ظهور در جریان است و بستگی به ایمان و از خودگذشتگی آنها در راه حق دارد، چگونه سازگار میباشد؟ این پرسش را میتوان در سه سطح مورد بررسی قرار داد:
(۱) سطح اول: اینکه ناهمگونی احتمالی بین مفهوم کلی آزمایش الهی و تعیین سیصد و سیزده نفر- یعنی همان اخلاصگذاران درجه اول- را، امری ثابت و قطعی در روایات تلقی نماییم و تنها تعیین این تعداد را معتبر بدانیم نه چیزهای دیگری را که درباره آنهاست.
(۲) برای رفع این تنافی میتوان سه پاسخ ارائه نمود:
۱- موفقیت در آزمایش الهی و نایل شدن به درجه نخست اخلاص، مخصوص این عده نیست؛ زیرا شماری از افراد امت به آن پایگاه رفیع واصل گردیدهاند و پیش از ظهور بدرود حیات گفتهاند.
در آن نسل تعداد چنین مومنان مخلصی به نصاب لازم نرسیده و تنها نسلی که شماری کافی از آن پیشروان مخلص را در خود دارد، نسلی است که در دوران آنها ظهور محقق میگردد.
در این صورت طبق قانون کلی الهی، برای رسیدن به آن درجه عالی راه هموار است و زمان کافی وجود دارد و حرکت در آن مسیر به اختیار و اراده انسانها وانهاده شده است.
۲- در اینجا مساله، فقط مساله زمان است و نه چیز دیگری؛ و آن نیز کاستی و فزونی نمیپذیرد؛ زیرا هم چنان که ظهور پیش از فراهم آمدن شمار کافی از آن مخلصان روی نمیدهد همینطور از زمان بر آمدن این تعداد مشخص هم به تاخیر نمیافتد.
ولی طبق قانون کلی الهی پیش از رسیدن به حد نصاب، فرصت کافی برای تکمیل تدریجی آن تعداد از میان همه مردم وجود دارد و این به همت و از خودگذشتگی آنها بستگی دارد. اما پس از به حد نصاب رسیدن، هر چند این قانون به جای خود باقیست ولی ظهور به طور طبیعی از زمان خودش به تاخیر نمیافتد و بدین ترتیب قانون گذشته به طور کامل به هدف خود میرسد و سیر تربیت بشر به برنامه و قانون جدید الهی منتقل میگردد. پس عدم امکان افزایش در آن تعداد خاص، تنها به خاطر بیان فرصت قانونی برای امتحان و آزمایش الهی نیست بلکه به خاطر آن است که اگر آن تعداد کافی یافت شوند، ظهور صورت خواهد گرفت؛ همان چیزی که قانون آزمایش الهی را به صورت نوین دیگری تغییر خواهد داد.
۳- اگر از همه آنچه گفتیم دست شسته و فرض نماییم آن تعداد (یعنی سیصد و سیزده نفر) ویژه افراد خاصّی است، باز میتوانیم با نگاهی جامعهشناسانه و فلسفی به این پرسش پاسخ دهیم که آن را به زودی در سطح سوم خواهیم آورد.
(۳) سطح دوم: پس از آن که به تنافی بین تعداد سیصد و سیزده نفر و قانون آزمایش الهی پایان داده و
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۵۷
بین آنها جمع نمودیم و گفتیم که هر انسانی میتواند در صورت به کارگیری اختیار و اراده خود را در این شمار بگنجاند، اکنون در پی بیآن هستیم تا ناسازگاری احتمالی بین قانون آزمایش الهی و نام بردن از شهرها و تعداد آن مخلصان از هر سرزمینی را حل نماییم؛ زیرا تصور میشود امکان افزایش آنها وجود ندارد.
(۱) میتوان برای این سوال، سه پاسخ را به موازات روح کلی جوابهای سهگانه بالا ارائه نمود:
۱- هرگاه- به طور مثال- به نسلهای گذشته بصره نظر افکنیم، بیش از چهار نفر انسان موفق و کامل را مییابیم. اما سخن در اینجاست که در میان نسل معاصر با واقعه ظهور، تنها چهار نفر از آنها از بصره میباشند.
بلکه مساله فراتر است از این زیرا شاید در یکی از نسلهای مردمان بصره بیشتر از چهار نفر اخلاصگزار درجه اول وجود داشته باشد اما در همان زمان در دیگر شهرها، آن شمار کافی بر نیامده باشند.
۲- در حقیقت، مساله، مساله وقت و زمان است و نه چیزی دیگر. مانند آنچه که در پاسخ دوم از سطح اول بیان شد. اما این پس از آن است که به بصره و هر شهر دیگری به عنوان بخشی از بدنه جهان اسلام که در برنامه کلی الهی برای بر آمدن آن شمار کافی مشارکت دارند، نگریسته شود. در نتیجه به محض به حد نصاب رسیدن آن نفرات، واقعه ظهور روی میدهد. البته از بخت بلند بعضی شهرها و مناطق، سهم آنها از این تعداد بیشتر است؛ زیرا آنان در راه حق و هدایت، به خوبی از خواستههای نفسانی خود گذشتهاند. از سویی دیگر برخی شهرها به دلیل زشتکاری مردم و ترجیح لذایذ زودگذر دنیوی بر جانفشانی در راه عدالت، مشارکت کمتری خواهند داشت.
نباید فراموش کرد رسیدن به آن درجه والا از اخلاص چه سختیها دارد و به چه نیروی اراده و بینش عمیقی نیازمند است، به طوری که جز در نزد اندکی از مردم یافت نمیشود.
۳- اگر از دو پاسخ بالا نیز کوتاه بیاییم و فرض نماییم- به طور مثال- شمار چهار نفر برای شهر بصره تنها برای افراد از پیش تعیینشدهای است و شهرهای دیگر را نیز چنین بدانیم، در این صورت میتوان از زوایای دیگری به آن پاسخ داد که ما آن را به پاسخ دوم و سوم از سطح سوم، احاله مینماییم.
(۲) سطح سوم: با وجود آن که به طور مستدل از سازگاری بین تعیین شمار یاران امام علیه السّلام به طور عمومی یا به طور خاص برای هر شهر، و قانون آزمایش کلی الهی سخن گفتیم، هم چنان تنافی بین این قانون کلی و تعیین اسامی آن افراد در روایات باقی است زیرا به هر حال در روایات به اشخاص معینی اشاره شده و نمیتوان کسان دیگری را جایگزین آنها نمود.
پاسخ:
۱- در حالی که رقم سیصد و سیزده نفر را در روایات به شکل ثابتی میبینیم و روایات به طور
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۵۸
مستفیض آن را نقل کردهاند، در عین حال نامگذاری این تعداد از افراد، شکلی قطعی و ثابت ندارد؛ زیرا قبلا گذشت که روایات اسامی، سندی ضعیف و تعداد کمی دارند و در ذکر نامها گاه با یکدیگر تعارض پیدا مینمایند؛ از این رو از قابلیت اثبات تاریخی ساقط میگردند. با منتفی شدن این موضوع، دیگر اشکال سطح سوم خود به خود منتفی خواهد شد.
دو پاسخی که پس از این میآید، شامل همه سطحهای سهگانه است و تنها به این دلیل آن دو را در سطح سوم مطرح مینماییم که با این سطح تناسب بیشتری دارد. یکی از نقطه نظر اجتماعی و دیگری از زاویه فلسفی به این موضوع پاسخ میدهد.
(۱) ۲- بار دیگر به ویژگیهای آن سیصد و سیزده نفر نظر میافکنیم. در حالی که ما آنها را با ویژگیهای درونیشان که موجب شکلگیری شخصیت ایمانی آنها شده میشناسیم، مناسب است به بررسی شخصیت اجتماعی آنان نیز بپردازیم.
در واقع اینان تنها افرادی نیستند که بر رتبه نخست اخلاص، تکیه زدهاند زیرا در میان مردم کسانی یافت میشوند که از چنین ویژگیای برخوردارند اما یاران موعود علیه السّلام علاوه بر این اوصاف، ویژگیهای اجتماعی دیگری نیز دارند که میتوان آن را به دو شکل برداشت نمود. و این بستگی به دیدگاه ما در خصوص چگونگی گرد آمدن آنان در مکه دارد. اگر حضور اعجازی آنان را در مکه بپذیریم، ویژگی اصلی آن مخلصان سفر اعجازآمیز به مکه برای یاری امام مهدی علیه السّلام است. این ویژگی به خاطر سطح بالای ایمان آنها نیست بلکه ممکن است برای مصالح دیگری که علم آن نزد خداست، باشد؛ هم چون داشتن نیروی خاص جسمانی یا دارا بودن بینش و آموزش خاصی جهت رهبری و فرماندهی که دیگران از آن محرومند. این ویژگیها با قانون کلی آزمایش الهی ارتباط مستقیمی ندارد ولی در عین حال، این ویژگیها و نیز ویژگی سفر اعجازی به شمول این قانون خدشهای وارد نمیسازد.
(۲) و اگر نظریه «سیر طبیعی» آنان را اختیار نماییم- که ما نیز همین را برگزیدهایم- میتوان زنجیره این حوادث را چنین بیان نمود: رسیدن به درجه نخست اخلاص، در این تعداد و در این شمار از اسامی نمیگنجد و ندا به نام مهدی علیه السّلام در بر انگیختگی همه آنها تاثیر خواهد گذاشت و همگی به مکه مسافرت خواهند کرد. ولی آنها از زمان دقیق ظهور اطلاعی ندارند و فقط به طور اجمال پس از موسم حج، آن را انتظار میکشند. در نتیجه به طور طبیعی مشکل میتوان پذیرفت که همه آنها در طول روزها همواره در مسجد الحرام باقی بمانند و منتظر ظهور باشند. بلکه در خانههای شهر مکه و مهمانسراهای آن به سر میبرند. سپس در زمان معینی که شب دهم محرم است ظهور روی میدهد و اتفاقا در آن ساعت در مسجد الحرام تنها سیصد و سیزده نفر آن هم به دلیل اشتیاقشان برای طواف حضور دارند. این همزمانی باعث خواهد شد تنها همین تعداد، نخستین کسانی باشند که با امام روبرو گشته، به سخنرانیاش گوش فرا دهند و به فیض بیعت با ایشان برسند و بدیهی است که این
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۵۹
همزمانی، به شمول قانون آزمایش الهی خدشهای وارد نمیسازد و منافاتی با آن ندارد.
اگر از پاسخهای بالا صرف نظر نموده، فرض نماییم تغییر نام آن اشخاص ممکن نیست، در این صورت، میتوان با نگاهی فلسفی به این پرسش نگریست و به طور اختصار در مقام پاسخ در آمد.
علاقهمندان میتوانند پاسخ مبسوط را در کتب فلسفی پیگیری نمایند.
(۱) روایات نقل شده درباره اسامی یاران امام علیه السّلام- در صورت درستی آن- منعکس کننده نظرات نوشندگان چشمه علم نبوی، امامان معصوم علیهم السّلام میباشد و خداوند درباره نبی خاتم صلّی اللّه علیه و آله فرموده است:
وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی. «۱»
از سر هوس سخن نمیگوید، این سخن به جز وحیی که وحی میشود نیست.
پس در این صورت باید گفت علم الهی به موفقیت افرادی خاص و رسیدن آنها به درجه نخست اخلاص تعلق گرفته و علم خداوند نیز عین اراده اوست. حال اگر اراده او به نامبردار شدن آنها به این ویژگی، هر چند به دلیلی قهری و غیر ارادی تعلق گرفته باشد، این اشکال وارد خواهد بود زیرا تعلق اراده الهی به موفقیت گروهی خاص، ظلم به دیگران است و ظلم بر خداوند محال است. اما در حقیقت، اراده خداوند به موفق شدن آن گروه خاص به اراده و اختیار خود آنها بستگی دارد و این معنای موفقیت در فرآیند آزمایش الهی است؛ زیرا پیش از این دانستیم عنصر اختیار در فرآیند بالا ضروری است و یکی از پایههای اصلی موفقیت در آن میباشد. چه اگر این موفقیت شکلی جبری داشت، اصلا موفقیت به حساب نمیآمد همان طور که ساختن زیورآلات از طلا، مایه فخر و مباهات برای خود طلا نیست.
(۲) بدین ترتیب در مییابیم علم ازلی خداوند به موفقیت آنها با اختیارشان و نیز به عدم توفیق مردود شدگان به اختیار خودشان، تعلق گرفته است و همچنین اراده او نیز به همین امر تعلق پیدا کرده است. در نتیجه این هر دو با قانون کلی آزمایش الهی که بر علم و اراده پروردگار مبتنی گردیده، و دادن اختیار به بشر با علم و اراده خود، هم جهت و هماهنگ میباشد.
(۳) بنابراین از روایات استفاده میشود آن عده خاص از یاران امام علیه السّلام کسانیاند که به نیکی رفتار خواهند کرد و عملکرد اختیاریشان درست و عادلانه خواهد بود و دیگران به دلیل سوء اختیار بدان پایه از کمال نخواهند رسید و اگر نبود کوتاهی مردم و نیز بیمسئولیتی آنها در عصر امتحان و آزمایش، شمار افراد موفق و پیروز بیش از این بود و بیگمان نامشان نیز در روایات میآمد. اما سوگمندانه باید گفت آنان با سوء اختیار خویش به راه خطا رفته و رفتارهای گناهآلود را پیشه خود میسازند؛ در نتیجه شمار موفقشدگان اندک و ناچیز میگردد و اسامی گروه محدودی در روایات منعکس میگردد؛ خداوند میفرماید:
______________________________
(۱). سوره النجم (۵۳)، آیات ۳ و ۴٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۶۰
یا حَسْرَهً عَلَی الْعِبادِ ما یَاْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِوُنَ. «۱»
دریغا بر این بندگان، هیچ فرستادهای بر آنها نیامد مگر آن که او را ریشخند میکردند.
(۱) بدیهی است آنان که با اختیار خویش و با تلاش و از خودگذشتگی به پایگاه رفیع اخلاص ناب رسیدهاند، شایسته امتیازاتی هستند که مخصوص آنهاست؛ و دیگران که این جهاد همه جانبه را نداشتهاند، از این حلقه بیروناند. یاران ویژه حضرت بقیه اللّه علیه السّلام به جایگاهی دست یافتهاند که پیامبر و امامان معصوم علیهم السّلام نام آنها را در شمار یاوران منجی آخر الزمان آوردهاند.
با این همه نباید فراموش کرد که دیگران نیز میتوانند با اختیار خویش به درجات پایینتر اخلاص نایل آیند و چون وصول به آن درجات سادهتر است، شمار کسانی که به آن مراتب تشرف پیدا مینمایند بیشتر خواهد بود و همگی آنها نیز به تدریج در حلقه یاوران حضرت وارد خواهند شد.
______________________________
(۱). سوره یس (۳۶)، آیه ۳۰٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۲۶۱
برگرفته از کتاب تاریخ پس از ظهور نوشته آقای محمد صدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *