تحلیلی از توقیع سفیر چهارم امام زمان

توقیع امام دوازدهم پنج نکته را روشن می سازد:
نخست، نشان می دهد که سفیر چهارم شش روز بعد از صدور توقیع رحلت می کند. بنا به روایات امامیه، سمری در روز موعود در گذشت. این نکته قابل ذکر است، همانطور که نقل شد، امام دوازدهم زمان وفات سه سفیر قبل از او را نیز پیشگوئی کردند ( (۱۳)). از نظر امامیه این پیشگویی حجت قاطعی است که توقیع توسط شخص امام صادر شده است.
دوم، امام به سفیر چهارم امر فرمود هیچ کس را به جانشینی خود یا احراز مسئولیت او تعیین نکند «و لا توصی الی احد فیقوم مقامک بعد وفاتک» ( (۱۴)). این امر بوضوح بر خاتمه ارتباط مستقیم بین امام و سفرا و وکلایش دلالت دارد. از اینرو امام در توقیع خود وجود هر گونه سفیری را در غیبت کبری قبل از ظهور حضرتش انکار می کنند:
«و کسانی نزد هواداران من (شیعیان) می آیند و مدعی رؤیت من می شوند ولی آگاه باش هر کس قبل از قیام سفیانی و صیحه آسمانی ادعای رؤیت مرا کند مفتر کذاب خواهد بود» ( (۱۵)).
فعالیت های بسط یافته سازمان وکالت، که حدود ۶۹ سال از ۳۲۹- ۲۶۰/ ۹۴۱- ۸۷۴ ادامه یافت با کلام سفیر چهارم در رابطه با جانشین خود خاتمه یافت: خداوند هر چه بخواهد در این امر انجام خواهد داد «لله امر هو بالغه» ( (۱۶)).
سوم، توقیع، شروع غیبت دوم یا غیبت کامل را اعلام می دارد (فقد وقعت- الغیبه الثانیه او التمامه) ( (۱۷))، که نعمانی آن را بعنوان دوره حیرت (الحیره) توصیف می کند ( (۱۸)). شیخ مفید آن را غیبت بزرگتر (الغیبه الطولی) می خواند درحالی که متأخرین امامیه از آن به غیبت کبری (الغیبه الکبری) تعبیر می کنند ( (۱۹)).
چهارم، امام ظاهر نخواهد شد مگر آنکه خداوند به او اذن دهد. بازگشت او زمانی صورت خواهد گرفت که بخاطر قساوت قلوب و پر شدن دنیا از ظلم و جور، دور از انتظار مردم باشد.
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۱۳
پنجم، توقیع، بر وجود دو علامت غیر قابل اجتناب که بر ظهور امام مقدم می شود دلالت دارد. یکی قیام سفیانی، که بنا بر احادیث سابق در سوریه قیام خواهد کرد و بر آن استیلا می یابد، و دوم صیحه آسمانی به نام امام دوازدهم (ع) ( (۲۰)).
راجکوسکی «۱» پس از نقل توقیع چنین می نویسد:
… این سند دلیل روشنی است که رهبران شیعه قطعیه، امید خود را به ظهور سریع مهدی از دست دادند و فکر می کردند که زمان ظهور هنوز هم ممکن است بسیار دور باشد، بنحوی که دیگر امکان ارتباط مستقیم بین سفیران متوالی و صاحب الزمان وجود ندارد.
بهتر بود شیعیان بدون واسطه ای رسمی رها شوند، و تنها به حفاظت و الهام از مهدی نامرئی تکیه کنند ( (۲۱)).
بنظر می رسد راجکوسکی معتقد باشد که امام یازدهم بدون وارث دنیا را ترک کرده و رهبران امامیه عقیده غیبت را از خود ابداع نموده و ادعا کرده اند که سفیران با جانشین امام عسکری تماس مستقیم داشته اند. شاید راجکوسکی از جهاد الحسنی که دیدگاههای مشابهی درباره نقش سفیر چهارم دارد، الهام گرفته است. او می گوید:
… چهار سفیر شیعه امامیه با تجدید ادعای وکالت امام دوازدهم (امام غائب) ظاهرا توانستند خود را در موقعیت رهبری قرار دهند ( (۲۲)).
اگر حجت قاطعی بر وجود جانشین امام عسکری (ع) وجود نداشت یا احادیثی که در محافل امامیه قبل از سال ۲۶۰/ ۸۷۴ نشر یافته بود بر این موضوع که مجموعه ائمه (س) به امام دوازدهم که قائم خواهد بود ختم می شود، دلالت نمی کرد نظریه این دو نویسنده ممکن بود درست جلوه کند ( (۲۳)). ولی، این نکته محرز شده است که امام یازدهم پسرش را به حدود چهل نفر از هواداران خود نشان داده بود که در میان آنها دو وکیل اول و دوم، عثمان بن سعید و محمد بن عثمان قرار داشتند ( (۲۴)). بعلاوه همین دلیل، قویا بیانگر آن است که امام یازدهم در سال
______________________________
(۱)RajKoWski
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۱۴
۲۵۹/ ۸۷۳ پسرش را به مدینه فرستاده و در زمان سفیر اول در آنجا اقامت گزیده است ( (۲۵)). مضافا اینکه سازمان امامت و نظام وکالت در زمان امام ششم، حضرت صادق (ع) تأسیس شده بود. اگر این سازمان ناگهان پس از رحلت امام عسکری (ع) و بدون سابقه ذهنی که احادیث منتشره قبل از سال ۲۶۰/ ۸۷۴ غیبت را پیش بینی می کند ( (۲۶)) بوجود آمده بود و حضرت عسکری (ع)، عثمان بن سعید و پسرش محمد (ابو جعفر) را بعنوان وکلای امام دوازدهم صریحا منصوب نکرده بودند بازهم سخن راجکوسکی و مونتگمری وات می توانست وجاهتی داشته باشد و توافق با آن منطقی بنظر می رسید، آنجا که می گوید:
… نظریه امامیه در مورد ائمه اثنی عشر بر طبق آنچه که بود به دنبال حوادثی خاص که بر همه معلوم است، انجام نشد. این نظریه تفسیر حوادث انتخابی بود و سیاستمداران عمدا برای اهداف و ترقی خود- که شاید هم خیلی ارزشمند بود- خلق کردند ( (۲۷)).
پیش از این بیان شد که امامیه ولایت اهل بیت را رکن پنجم اسلام می دانند.
بر این اساس، انجام سایر ارکان (نماز، زکات، روزه و حج) بدون معرفت آنها از درجه اعتبار ساقط است ( (۲۸)). اینان احادیث زیادی نقل می کنند که بر لزوم وجود امام تا روز قیامت تأکید دارد. سخنی مشهور به علی بن ابی طالب (ع) منسوب است که می فرماید:
«الهی، بی هیچ تردید زمین از حجتی که برپادارنده دین خداست تهی و خالی نمی ماند، چنین کسان یا رخ می نمایند و آشکار می شوند و یا بیم دارند و پنهان می گردند، تا اینکه حجت و دلائل روشن پروردگار، ضایع و نابود نشود» ( (۲۹)).
صفار (متوفی ۲۹۰/ ۹۰۲) روایت می کند که امام باقر (ع) آیه قرآنی «تنها وظیفه تو اندرز و ترسانیدن است و هر قومی را از طرف خدا رهنمایی است» (رعد، آیه ۷) اینگونه تفسیر می فرمود: «نذیر پیامبر (ص) است، و در هر زمان کسی وجود دارد که دیگران را به آنچه پیامبر (ص) آورده هدایت می کند. نخستین هادی پیامبر خداست، سپس هادیان (الهدات)، یعنی علی (ع) و ائمه (س) (اوصیاء)» ( (۳۰)).
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۱۵
کشی حدیثی منسوب به امام هشتم، حضرت رضا (ع) را روایت می کند که می فرمایند: «هیچ امامی از دنیا نمی رود جز آنکه جانشین خود را ببیند بجز قائم» ( (۳۱)).
تمام این احادیث عقیده امامیه را بر لزوم استمرار امامت تصویر می کند.
ایجاد فاصله در این استمرار به مفهوم نابودی اصل مذهب است. غیبت صغری عدم وجود امام دوازدهم را معنی نمی داد، زیرا حضرتش فعالیتهای خود را از طریق چهار سفیر خود تا سال ۳۲۹/ ۹۴۱ ادامه می داد. از اینرو، بدون توجه به ابداعات سیاستمداران، کاملا روشن است که غیبت اول امام دوازدهم در محیطی مذهبی که چنین رویدادی منتظره بود صورت گرفت.
چنانکه متذکر شدیم، مقامات حکومت عباسی خواستار ایجاد محدودیت در فعالیتهای ائمه (ع) بودند. از اینرو، آنان را به دربار خود می بردند و تحت نظر می گرفتند، تا آنکه دیگر نتوانند فعالیتهای خود را در میان پیروان خویش انجام دهند. محدودیتهایی که بر ائمه (س) از زمان حضرت رضا (ع) تحمیل شد تا زمان امام یازدهم، حضرت عسکری (ع) ادامه یافت ( (۳۲)). در نتیجه، ائمه (س) نیز سیاستی اتخاذ کردند تا آخرین وصی خود را از شرایط مشابه مصون دارند. امامان بدین نتیجه رسیدند که پسر امام یازدهم از چشمان عباسیان پنهان شود تا بتواند فعالیتهای خود را ناشناخته بانجام رساند. تا اینجا احادیثی که وجود امامی را پیش بینی می کند که از نظرها پنهان بوده و سیاستهای خود را در خفا، در میان پیروان خویش به موقع اجراء خواهد گذاشت را ترویج و نقل می کردند. این امام، دوازدهمین امام است. چنین اقداماتی از پیش صورت می گرفت تا امامیه را به قبول سفیران بعنوان واسطه های ائمه (س) آماده سازد.
در پرتو این توضیحات، به ذکر چند حدیث از عصفری، متوفی به سال ۲۵۰/ ۸۶۳، یعنی ده سال قبل از وفات امام عسکری (ع) می پردازیم:
الف- امام باقر (ع) به صحابی خود ابو المقدم فرمود: «ای ابو المقدم، اگر غیبتی بین حرمین (یعنی مکه و مدینه) رخ دهد چه خواهی کرد … پدرم می فرمود این امر رخ خواهد داد و خدا آنچه اراده کند انجام می دهد …».
ب- از پیامبر (ص) روایت شده که فرموده اند: «من و یازده نفر از اعقابم و
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۲۱۶
تو ای علی (ع)، محور زمین، ارکان و کوههای آن هستیم … چون یازدهمین اعقابم از دنیا رود، هرج و مرج و بی نظمی در بین مردم رخ خواهد داد.»
ج- از پیامبر (ص) نقل می شود که فرموده اند: «از اعقاب من یازده رهبر شریف و عالم (وجود خواهند داشت). آخرین آنها قائم خواهد بود، که زمین را با عدالت پر خواهد کرد پس از آنکه از ظلم و جور مشحون شده باشد» ( (۳۳)).
این احادیث و احادیث دیگر، هم در میان محافل امامیه و هم زیدیه منتشر می شد. عصفری، که از اعضای زیدیه جارودیه بود، خود را برای قیام مهدی (ع) در آینده ای نزدیک مهیا می نمود و شمشیر خود را پیوسته با خود حمل می کرد. همانطور که بیان شد وی زمانی می گفت شمشیر را با خود حمل می کنم تا همیشه آماده نبرد در رکاب مهدی باشم ( (۳۴)).
به روایت شیخ صدوق این قبیل احادیث که وقوع غیبت را پیش بینی می کند دلیل عمده ای است که امامیه غیبت را پذیرا باشند و راضی شوند که مجموعه ائمه (س) در عدد دوازده متوقف می شود. از نظر امامیه قبول غیبت اطاعت امر ائمه (س) بحساب می آید.
برگرفته از کتابتاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته آقای جاسم حسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *