تاثیرات غیبت کبری در دوران پس از ظهور

در این فصل درباره نتایج و تاثیرات غیبت کبری در دوران پس از ظهور، نسبت به خود امام مهدی علیه السّلام و نیز نسبت به اصحاب ایشان و همچنین امت اسلامی و بلکه تمامی بشریت، سخن خواهیم گفت.
غیبت کبری در مفهوم عظیم و پردامنهاش، میتواند سه معنا داشته باشد:
۱٫ به تاخیر افتادن روز موعود تا زمانی دور و موعدی نامعلوم.
۲٫ طول عمر امامی که برای ماموریت جهانی در روز موعود ذخیره شده است و نیز معاصر بودن وی با نسلهای بسیاری از امت اسلامی (بر اساس برداشت امامیه).
۳٫ غیبت آن رهبر و بیاطلاعی مردم از شخص او و نیز محل سکونت و چگونگی زندگیاش. «۱»
هر کدام از این سه مفهوم، تاثیری حقیقی و مهم در روز موعود بر جای خواهد گذاشت.
(۲) اما مفهوم اول: این مفهوم را امامیه و غیر امامیه قبول دارند؛ زیرا مساله به تاخیر افتادن روز موعود، از امور روشن و مسلم در نزد همه مسلمان از صدر اسلام میباشد. در چارچوب این مفهوم، تفاوتی نمیکند که در خلال این زمان طولانی، آن حضرت به دنیا آمده باشد یا خیر و یا این که غایب باشد یا حاضر.
این «به تاخیر افتادن» از جهات مختلف، ثمراتی مهم و آثاری ژرف را در ارتباط با روز موعود و دولت جهانی، از خود به جای میگذارد:
الف) عبور امت اسلامی از گردنه آزمایشها و ابتلائات و ظهور جوهره ایمان در انسانهای صالح و ره سپردن آنان در راه تعمیق اخلاص و بیداری.
ب) این شرایط سخت و طولانی، باعث بر آمدن شماری کافی از انسانهای مخلص و کاملی خواهد شد که افتخار فرماندهی نبرد عدالتخواهانه جهانی در روز موعود، نصیبشان میشود.
______________________________
(۱). ر. ک: الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۳۴٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۴۲
ج) این زمان طولانی، چونان یک مربی، عهدهدار کامل کردن تربیت نسلهای امت اسلامی در دو ساحت عقلی (درک برنامه عدالت محور و کامل الهی) و ایمانی و عملی (تمرین و ممارست برای اطاعت از آن برنامه و جانفشانی در راه آن) میباشد.
(۱) باید یادآور شد که این تربیت، تنها مخصوص مومنان کامل و مخلص نیست بلکه امری است فراگیر که دیگران را نیز با وجود اختلاف مرتبه علمی و عملی، در بر میگیرد. چنین تربیتی موجب میگردد امت اسلامی در سطحی قرار گیرد که آمادگی لازم برای درک قوانین و نیز اندیشههایی را که در دولت جهانی اعلان خواهد شد، داشته باشد. هم چنان که گفتیم این جهات سهگانه، بستگی به وجود امام غایب علیه السّلام ندارد بلکه میتوان به نتیجه دهی آنها باور داشت و در عین حال به وجود آن حضرت- مثلا- ایمان نداشت؛ همان طور که غیر امامیه چنیناند.
آنگاه که خداوند با علم بیکران خویش دریابد که این امور طبق آن برنامه کامل، به نتیجه دهی رسیده است، امام مهدی علیه السّلام را در زمان خویش پدید خواهد آورد تا امت اسلامی و بشریت را با رهبری خود به ساحل صلح و عدالت برساند.
ناگفته نماند هر چند به طور اجمال بر آنیم که بین این جهات سهگانه و وجود امام غایب ارتباطی نیست اما نباید در این باره تن به مبالغه دهیم. برای روشن شدن این سخن، توجه خوانندگان را به دو نکته جلب مینماییم:
(۲) نکته اول: همه مذاهب اسلامی با وجود اختلافاتی که دارند، در این باور مشترکاند که «حقانیت»، منحصر به یکی از آنهاست و مذاهب دیگر، همگی کم و بیش از اسلام واقعی دورند. در اینجا هر مذهبی، مدعی بر حق بودن خویش است.
(۳) نکته دوم: تزکیه و پالایش دلهای مومنان که برای ورود به روز موعود امری ضروری است، جز بر مبنای «حق» صورت نمیپذیرد و آزمایشها و امتحانات جز از رهگذر اطاعت پروردگار و اخلاصگذاری نسبت به او، معنا نمییابد. بر این اساس میتوان گفت آموزش و تربیت انسانها بر اساس مذهب یا مذاهبی که از اسلام حقیقی دورند، جز بر اساس باطل نیست هر چند که اسم اسلام روی آن باشد.
از این روی امر تزکیه و پالایش جانهای مومنان، منحصر به مذهبی است که حق مدار، مطابق با اسلام و مورد رضایت خداوند باشد و انسانهای کاملی را پرورش دهد که در روز موعود، تحت ولایت حضرت صاحب الامر علیه السّلام بپا خیزند.
بنابراین، نتایجی که از مفهوم اول به دست میآید جز بر همان مذهب حق، مترتب نمیشود.
(۴) اما مفهوم دوم: (طول عمر امام مهدی علیه السّلام و هم عصری آن حضرت با تاریخ طولانی امت اسلامی به طور خاص و تمامی بشریت به شکل عام.)
هر نتیجهای که از این مفهوم به دست آید، تنها مربوط به دیدگاه امامیه در خصوص حضرت
تاریخ پس از ظهور ،ص:۴۳
بقیه اللّه علیه السّلام است. در نتیجه هرگاه بدانیم این مفهوم چه نقش مهمی در تکمیل و تثبیت عدالت در عصر ظهور خواهد داشت، آنگاه به برتری دیدگاه امامیه بر دیگران در این موضوع پی خواهیم برد.
خداوند متعال بهترین طرح و برنامه برای تحقق عدالت در دولت جهانی را طرح و برنامه غیبت قرار داده است؛ از همینجاست که به درستی دیدگاه امامیه پی میبریم. «۱»
(۱) اینک با تحلیل بیشتری از این موضوع آشنا خواهیم شد:
در دیدگاه امامیه، حضرت مهدی علیه السّلام ویژگیهای زیر را داراست:
اول: عصمت؛ ایشان دوازدهمین امام معصوم میباشد.
دوم: آن حضرت چه غایب باشد و چه حاضر، یگانه رهبر حقیقی جهان، به طور عام و رهبر امت اسلامی به طور خاص میباشد.
سوم: هم عصری با نسلهای زیادی از امت اسلامی به طور خاص و بشریت، به طور عام.
چهارم: قرار داشتن در افقی بالا از بصیرت و آگاهی، به طوری که از تمامی حوادث و علل و نتایج و ویژگیهای آنها، هر روزه و هر ساله آگاه میگردد.
پنجم: ارتباط با مردم در دوران غیبت؛ او با مردم در ارتباط است و آنها نیز با او، و جز در مواردی بسیار نادر او را نمیشناسند و نمیدانند که او مهدی موعود علیه السّلام است. «۲»
(۲) بدیهی است این ویژگیها در تصور غیر امامیه درباره امام مهدی علیه السّلام نمیگنجد. در باور آنان، وی شخصی است که در آینده به دنیا خواهد آمد و خداوند شرایط انقلاب جهانی را برایش سهل و آسان خواهد نمود.
ولی آیا این کار سترگ از سوی شخصی غیر معصوم، هر چند که نماینده برجسته فرهنگ عصر خویش و نماد بیداری اسلامی باشد، شدنی است؟ حقا باید اعتراف کرد چنین انسان غیر معصومی هرگز شایستگی رهبری جهان را نخواهد داشت.
ویژگیهای حضرت مهدی علیه السّلام در نگاه امامیّه، ویژگیهایی موقت و غیر اصیل نیست بلکه ویژگیهایی است ثابت و حقیقی که به او امکان میدهد جامعهای عدالت محور را که خداوند وعده فرموده است، پایهریزی نماید.
(۳) توضیح ویژگی اول: این ویژگی یعنی عصمت امام مهدی علیه السّلام، ثمرات و نتایجی را به دنبال دارد، از جمله اینکه:
۱٫ او وارث علم امامت است؛ علمی که متضمّن مبانی اصلی تفکر در رهبری جهانی است. وی این علم را از پدران معصومش علیهم السّلام و آنان نیز از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و آن حضرت هم از خداوند متعال دریافت نموده است.
______________________________
(۱). ر. ک: الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۴۹۷ به بعد.
(۲). همان؛ ص ۳۴ به بعد.
تاریخ پس از ظهور ،ص:۴۴
(۱) چگونه میتوان در دوران متاخر به این عصمت دست یافت مگر با وحی جدیدی از سوی خداوند متعال؛ و البته این چیزی است که سایر مسلمانان- به طور اجماع- آن را برای امام مهدی علیه السّلام منتفی میدانند.
پوشیده نماند که آگاهی و احاطه بر مبانی اصلی این تفکر، موجب افزایش قدرت و توانایی در رهبری جهانی است؛ اگر نگوییم که بدون این آگاهی و احاطه، رهبری بر جهان ناممکن است.
هرگاه امری برای رهبری جهانی لازم باشد و یا آن که وجودش بهتر باشد، به طور قطع خداوند آن را پدید خواهد آورد؛ زیرا این کار همسو با هدف خلقت آدمی است و حرکت بر خلاف آن، ظلم به بشریت و به معنی تخلف از آن هدف عالی است؛ و این هر دو بر خداوند متعال محال است.
(۲) ۲٫ احساس پدری و عطوفت نسبت به همه انسانها. زمانی که او با کفّار و منحرفان میجنگد و شورشیان را میکشد، هرگز در دلش نسبت به آنها کینهای نمیورزد و فقط در جهت مصلحت آنها و گسترش عدالت و خیر در سرزمینهایشان و رساندن سخن حق به آنها، میجنگد.
پیوند زدن بین این دو جهت به ظاهر متضاد، یعنی احساس ژرف عاطفی و جنگ و کشتار، با توجه به تجربه تاریخی جنگهای مسلمانان، جز از شخص معصوم ساخته و پرداخته نیست. از این رو در فتوحاتی که در گذشته و در غیاب معصومین علیهم السلام انجام میگرفت، نه تنها از آن حس عاطفی نسبت به قوم مغلوب خبری نبود، بلکه آن جنگها صرفا شکلی غنیمت طلبانه به خود گرفت.
(۳) هنگامی که این احساس والا برای رهبری غیر معصوم در فتوحات با دامنه محدود، وجود نداشته باشد، چگونه میتوان در آن نبرد جهانی که کشتهها خواهد گرفت و غنایم فراوانی را به دنبال خواهد داشت و دامنه تسلط را به تمام جهان خواهد کشاند، از رهبر غیر معصوم انتظار داشت نسبت به قوم مغلوب، احساس پدری داشته باشد؟ آری، بدون حضور شخص معصوم این نبرد، نبردی کاملا سودجویانه و نامقدّس و در جهت گردآوری غنایم مادّی خواهد بود. «۱»
(۴) ۳٫ رهبری قیام جهانی از مفهوم صحیح اسلامیاش منحرف نخواهد شد؛ زیرا اسلام حقیقی هرگونه سوء استفاده از حکومت را برای ارضای طمعهای شخصی محکوم مینماید.
در جایی که این اخلاق زشت و خویهای ناپسند- تقریبا- بر همه حاکمان چیره میباشد، چه سان خواهد بود هنگامی که حکومت، جهانی شود و سلطه و نفوذ از نظر گستره و فراگیری به اوج خود برسد؟
(۵) تا زمانی که یک رهبر، از ارتکاب گناهان و پیروی از هوای نفس، عملا مصون و معصوم نباشد- هر چند که پیش از آن صالح و پاک هم بوده باشد- این مقام، محکی برای سنجش میزان کژ رفتاری و آزمندیهایش خواهد شد؛ زیرا پس از کسب قدرت، فشار انگیزههای شخصی و دلبستگیهای
______________________________
(۱). ر. ک: الصدر، سید محمّد، تاریخ الغیبه الصغری؛ ص ۹۶ به بعد.
تاریخ پس از ظهور ،ص:۴۵
فردی بر شخص حاکم بیشتر خواهد شد.
(۱) ۴٫ دقت کامل در اجرای «برنامه جهانی عدالت محور» و از آن رهگذر، سوق دادن اجتماع و هدایت آنان به سوی پرستش حقیقی خداوند بزرگ.
به اعتقاد امامیه، این دقتورزی برای شخص معصوم به سادگی امکانپذیر است. وی علاوه بر دوری از گناه، از اشتباه و فراموشی نیز مبرّاست و طبق روایات هرگاه بخواهد چیزی را بداند خداوند آن را به او میفهماند. «۱»
(۲) در این صورت هر چه مشکلات جهانی پیچیدهتر شود، امامی که این ویژگیها را داراست میتواند برای رفع آنها، نزدیکترین راه حلها را آماده سازد. و چه بسا سرّ اساسی در اعطای موهبت «عصمت» به ائمه علیهم السّلام همین امر باشد وگرنه در غیر این صورت، امری شخصی است که برای معصوم فقط ثمرات فردی به دنبال دارد.
(۳) اشکال: ادله اثبات کننده عصمت، حد اکثر، وجوب مصونیت از گناهان و به ویژه دروغ را در امر تبلیغ و ارشاد ثابت میکند، تا آن که سخن معصوم در دیگران موثر و قانعکننده باشد. بر خلاف حالتی که او را با سابقه دروغ گویی در گذشته زندگیاش بشناسند که در این صورت هرگز آن تاثیرگذاری لازم را نخواهد داشت. اما عصمت او را از اشتباه و فراموشی نمیتوان با این ادلّه ثابت کرد؛ زیرا این امکان وجود دارد که شخص معصوم پس از آن که پی به اشتباه خود برد، آن را جبران نماید؛ یا در صورت فراموش کردن کاری، پس از یادآوری آن را انجام دهد.
(۴) پاسخ: در پرتو نتایج گذشته باید گفت عصمت از اشتباه و فراموشی، از جمله شروط اصلی در اجرای برنامه عدالت جهانی است؛ به ویژه در نخستین ماموریت امام که تغییر جهان پر از تباهی به جهانی لبریز از صلح و عدالت است و او باید آن چنان قابلیتهایی داشته باشد که هیچ چیز مانع از اجرای آن برنامه نگردد؛ زیرا اساسا بر خداوند محال است به فردی که از اجرای آن برنامه ناتوان است، کاری را بسپارد بلکه باید ادّعای داشتن رسالت الهی در ساحت نظر، با امکان پیاده نمودن آن در ساحت عمل هماهنگ باشد.
شاید بهترین توضیح برای این مطلب، روایتی باشد که از ذو القرنین نقل شده است. هنگامی که خداوند رهبری جهان را به او سپرد [در حالی که تا پیش از آن تنها بر بخش محدودی از جهان حکم میراند] به او وحی کرد:
یا ذا القرنین انت حجّتی علی جمیع الخلائق ما بین الخافقین من مطلع الشّمس إلی مغربها.
و هذا تاویل رویاک. فقال ذو القرنین: یا إلهی إنّک ندبتنی لامر عظیم، لا یقدر قدره غیرک.
فاخبرنی عن هذه الامّه، بایّه قوّه اکابرهم، و بایّ عدد اغلبهم، و بایّ حیله اکیدهم، و بایّ صبر اقاسیهم، و بایّ بصر انقدهم، و بایّ حجه اخاصمهم، و بایّ قلب اعقل عنهم، و بایّ
______________________________
(۱). ر. ک: الکلینی، محمّد بن یعقوب، الکافی (نسخه خطی)؛ باب: إنّ الائمّه إذا شاءوا ان یعلموا علموا.
تاریخ پس از ظهور ،ص:۴۶
حکمه ادبّر امرهم، و بایّ علم اتقن امرهم، و بایّ حلم اصابرهم، و بایّ قسط اعدل بینهم، و بایّ معرفه افضّل بینهم، و بایّ عقل احصیهم. و بایّ جند اقاتلهم، فإنّه لیس عندی ممّا ذکرت یا ربّ شیء! فقوّنی علیهم، فإنّک الرّبّ الرّحیم الّذی لا تکلّف نفسا إلّا وسعها، و لا تحمّلها إلّا طاقتها. «۱»
(۱) ای ذو القرنین! تو حجّت من بر مردمانی هستی که در شرق و غرب عالم زندگی میکنند و این تاویل رویای توست. ذو القرنین عرض کرد: بار الها! مرا به کاری بس سترگ فراخواندی که بزرگیاش را تنها تو میدانی. مرا خبر ده از این امت که با کدام نیرو با آنها به مبارزه برخیزم، با کدام یاران بر آنان پیروز شوم، با کدام حیله با آنها برخورد کنم، با کدامین صبر تحملشان نمایم، با کدامین زبان با آنان سخن گویم، چگونه میتوانم زبانهایشان را بفهمم، با کدامین گوش سخنانشان را بشنوم، با کدامین چشم به آنان در نگرم و خوب را از بد تشخیص دهم، با کدامین دلیل با آنان به مجادله برخیزم، با کدامین حکمت امورات ایشان را تدبیر نمایم، با کدامین دانش کارشان را استوار سازم، با کدامین حلم با آنها شکیبایی ورزم، با کدامین عدالت در بین آنها دادگری کنم، با کدامین شناخت یکی را بر دیگری ترجیح دهم و با کدامین لشکر با آنها بجنگم؟
بار الها! هیچ یک از اینها را که بازگفتم، در نزد خود ندارم. پس تو مرا بر آنها نیرو و قوت بخش؛ زیرا تو پروردگار مهربانی هستی که بیش از ظرفیت کسی بر او تکلیف نمیکنی و بیش از طاقتش بر او بار نمینهی.
(۲) این روایت به خوبی از بار گران حکومت جهانی بر دوش کسی که عهدهدار آن خواهد شد، خبر میدهد.
اگر چه امروز مدنیّت مدرن برخی از این مشکلات را تا حدودی حل نموده؛ امّا خود، پیچیدگیها و مشکلات جدیدی را پدید آورده است و اگر وعده الهی برای راهنمایی ذو القرنین نبود (در صورت صحت روایت) رهبری بر تمام جهان بلکه بر بعضی از آن نیز برای او- که معصوم هم نبود- نه تنها مشکل، بلکه محال بود.
(۳) آری، ممکن است این محال بودن در صورتی که رهبری شورایی را بپذیریم، بر طرف شود اما بعدا توضیح خواهیم داد که امام مهدی علیه السّلام رهبری شورایی را نمیپذیرد مگر آن که طبق آموزهها و سیاستگذاریهای خود ایشان، بشریت برای دورهای طولانی تحت تربیت قرار گیرد و سربلند بیرون آید. «۲» به هر حال مقصود از طرح این مباحث، بیان اهمیت عصمت بود و این که برای هیچ غیر معصومی بر دوش گرفتن بار ماموریت رهبری جهان میسّر نیست.
______________________________
(۱). الصدوق، ابو جعفر محمّد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه (نسخه خطی).
(۲). ر. ک: الصدر، سید محمّد، تاریخ الغیبه الکبری؛ ص ۴۷۷ به بعد.
تاریخ پس از ظهور ،ص:۴۷
(۱) توضیح ویژگی دوم (در نظر امامیه، او حتی در زمان غیبت نیز، یگانه رهبر الهی جهان و ملتهای مسلمان است):
این ویژگی برای باورمندان به رهبری ایشان ثمراتی دارد؛ همچنین تاثیر بسزایی در عمقبخشی و وسعت دادن به امر پالایش جانهای مومنان توسط خداوند بزرگ دارد.
در نتیجه کسی که به رهبری امام زمان علیه السّلام در زمان غیبت باور دارد، ایمانش با توفیق الهی صیقل مییابد و با تعمیق اخلاص در وی، به کمال میرسد. اثرات ایمان فرد به رهبری مهدوی، به روشنی تمام در رفتارش منعکس میگردد و سرانجام منجر به عمل و جانفشانی و فداکاری خواهد شد. در حالی که به طور طبیعی کسی که ذهنش از این مفهوم خالی است، کم تر به عمل و فداکاری مبادرت میورزد.
(۲) این بدان دلیل است که در ذهن مومنان، مفهوم رهبری حضرت مهدی علیه السّلام با شماری از حقایق گره خورده است:
حقیقت اول: فرد مومن سربازی است که برای حرکت در راه خدا و اطاعت از دستورات رهبرش (امام مهدی علیه السّلام) که همان عمل به «احکام اسلامی» است، هدایت شده است. امام علیه السّلام نماد و نماینده حقیقی اسلام است. بنابراین دستورات اسلام، دستورات اوست و خواست پیامبر صلّی اللّه علیه و آله برای امتش، خواست او.
حقیقت دوم: او در برابر امام علیه السّلام هر چند به طور غیر مستقیم، مسئول و مورد محاسبه است؛ او میداند که پیشوایش زنده و از کارهای او آگاه میباشد. پس سزاوار است با اعمال شایسته دل او را شاد نماید و با دوری از گناهان در برابرش شرمنده نگردد.
حقیقت سوم: درک غربت و مظلومیت این رهبر در زمان غیبت و نیز مظلومیت اسفناک بشریت که غیبت امامشان و عبور از دورانهای ظلم و انحراف، موجب بسیاری از ذلتها و سرکوب آنها شده است.
حقیقت چهارم: درک این موضوع که باید منتظر آن رهبر بود و ظهور وی و برپایی دولت حق را در هر لحظه احتمال داد. بالطبع این حالت اقتضا میکند که شخص در راه دین، به اخلاص و ایمان و فداکاریاش عمق بخشد تا به گاه ظهور از نزدیکان حضرت علیه السلام باشد و شایستگی کمک به او را در اصلاح جهان پیدا نماید.
(۳) … و دیگر حقایقی که هر کدام از آنها میتواند انگیزهای قوی برای فرد مومن در راه تلاش و فداکاری بیشتر در خط اسلام صحیح باشد و این خود به طور طبیعی، موجب موفقیت بیشتر و سریع تر در امر «پالایش درونی مومنان توسط پروردگار» است. و هیچ یک از این ثمرات، بدون ایمان به رهبری امام مهدی علیه السّلام و غیبت ایشان حاصل نمیشود.
(۴) توضیح ویژگی سوم: هم عصری امام علیه السّلام با نسلهای متمادی از بشریت فوایدی دارد که به دو
تاریخ پس از ظهور ،ص:۴۸
مورد آن اشاره میکنیم:
فایده اول (که به خود امام علیه السّلام بر میگردد): این معاصرت باعث میشود که امام به طور مستقیم از اصول تحولات تاریخی و زنجیره حوادث آن- که تاثیر بسیار ژرفی در رهبری ایشان پس از ظهور خواهد داشت- آگاه شود. «۱»
فایده دوم (که به بشریت برمیگردد): علاوه بر آن که به حضرت ولی عصر علیه السّلام به عنوان یک رهبر نیاز است؛ بر اساس اخبار امامیه نیاز به ایشان به سان یک نیاز ضروری تکوینی است، از جمله این اخبار، روایتی است که در الکافی نقل شده است.
(۱) ابو حمزه گوید:
قلت لابی عبد اللّه- الصّادق- علیه السّلام: تبقی الارض بغیر إمام؟ قال: لو بقیت الارض بغیر إمام لساخت. «۲»
به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا زمین بدون امام باقی میماند؟ فرمود: [خیر، زیرا] اگر چنین شود زمین اهلش را در کام خود فرو خواهد برد.
نیز از ابو هراسه نقل شده است که حضرت باقر علیه السّلام فرمود:
لو انّ الإمام رفع من الارض ساعه، لماجت باهلها کما یموج البحر باهله. «۳»
اگر امام معصوم علیه السّلام ساعتی از زمین حذف و محو شود، زمین اهلش را میبلعد، همان طور که دریا اهلش را در امواج خود فرو میبرد.
(۲) با چشمپوشی از امکان حمل این روایات بر اموری رمزی و تاویلی، میتوان گفت این روایات در ظاهر دلالت بر این دارند که بقای امام به منظور بقای زمین و ساکنان آن، ضروری است و این به دلیل آن است که باید زمینی باشد تا امکان عملی شدن وعده خداوند و نتیجه دهی برنامه کلی الهی بر روی آن وجود داشته باشد و این نیز هنگامی تحقق مییابد که وجود امام با همه سالها و نسلهای بشری، هم عصر باشد.
به ویژه پس از اعتقاد به این که امامان علیهم السّلام دوازده نفرند و نه بیشتر (حتی به روایت عامه) «۴» و از آن رو که یازده نفرشان رحلت فرمودهاند؛ در این صورت معلوم میشود که خداوند امام دوازدهم را برای تحقق این نتیجه باقی گذارده است. و شاید مراد امام مهدی علیه السّلام همین موضوع باشد، آنجا که میفرماید:
و إنّی لامان لاهل الارض، کما انّ النّجوم امان لاهل السّماء. «۵»
بیتردید من مایه امان اهل زمینم؛ چنان که ستارهها مایه امان اهل آسماناند.
______________________________
(۱). الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۵۱۴ به بعد.
(۲ و ۳). الکلینی، محمّد بن یعقوب، همان (نسخه خطی)؛ باب إنّ الارض لا تخلو من الحجّه.
(۴). البخاری، محمّد بن اسماعیل؛ الصحیح البخاری؛ ج ۹، ص ۱۰۱ و النیشابوری، مسلم بن الحجاج، صحیح مسلم؛ ج ۶، ص ۳ و ۴٫
(۵). الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۵۴٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۴۹
(۱) توضیح ویژگی چهارم (حضور امام در افقی بالا و والا، آن چنان که هر روزه و هر ساله از حوادث و رویدادها و اسباب و نتایج آنها آگاه میگردد):
این ویژگی، دارای فواید متعددی است (علاوه بر آن که فایده اول از ویژگی سوم را نیز داراست). تاریخ پس از ظهور ۴۹ فصل دوم تاثیرات غیبت کبری در دوران پس از ظهور ….. ص : ۴۱
مترین فایده آن عبارت است از محافظت از جامعه اسلامی و دفع خطر دشمنان.
در نتیجه با توجه به آگاهی امام علیه السّلام از حوادث و علل و عوامل آنها و مشکلات پیچیدهای که با آن مواجه میشود و نیز تکلیف الهی او برای زدودن و دفع ضررها و خطرات از جامعه اسلامی که حضرتش هم به آن وعده داده است «۱» (البته در موارد خاصی که در جای دیگری گفتهایم «۲»)، بیتردید به وظیفه الهیاش به بهترین وجه عمل خواهد نمود. ما در جای دیگری درباره روش امام برای کمک به مردم در زمان غیبت سخن گفتهایم. «۳»
علاوه بر همه اینها، ایشان مردم و اجتماعات را بر طبق ملاک و میزان دقیق و ژرفی که به آن آگاه است، ارزیابی مینماید.
این امر ثمراتی را به دنبال دارد که از جمله آنها میتوان موارد زیر را بر شمرد:
۱٫ آگاهی امام علیه السّلام از درجه ایمان مومنان و اخلاص مخلصان و سمت و سوی عملی و اعتقادی آنها در زندگی.
۲٫ اطلاع آن حضرت از راه و روش منحرفان و کفّار و نقشههای احتمالی آنها بر ضد اسلام و مسلمین، تا از رهگذر این آگاهی به تلاش برای مقابله با توطئههای آنان برخیزد.
۳٫ آگاهی ایشان از آماده شدن تعداد کافی از یاران و حامیانش برای فتح جهان و به دست گرفتن حکومت عدل.
(۲) توضیح ویژگی پنجم (ارتباط امام علیه السّلام با مردم و گفتوگو با آنان):
این کار حد اقل دو فایده دارد؛ یکی برای خود حضرت و دیگری برای جامعه اسلامی:
الف) اختلاط با مردم و رفع تنهایی؛ تنهاییای که در بعضی روایات به آن اشاره شده و به دلیل دوری از مردم و زندگی در صحراها و بیابانها، برای ایشان وجود دارد. «۴»
گذشته از رفع تنهایی، این امر موجب میشود که نیازهای شخصی ایشان همانند هر انسان دیگری- البته به طریقی سادهتر- برطرف گردد.
ب) امام علیه السّلام هنگام ارتباط با مردم، به وظایف اسلامیاش درباره آنها عمل میکند؛ وظایفی هم چون: امر به معروف و نهی از منکر، نزدیک کردن آنها به اطاعت خداوند و دور کردنشان از گناه، تشویق ایشان به کارهای عام المنفعه و پاشیدن بذر اصلاح در میان آنان. البته در این باره، در کتاب
______________________________
(۱). الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۱۶۷ و ص ۱۷۵٫
(۲). همان؛ ص ۵۳ به بعد.
(۳). همان؛ ص ۱۷۶٫
(۴). همان؛ ص ۷۴٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۰
تاریخ الغیبه الکبری سخن گفتهایم.
(۱) با پیمودن این مسیر، شرط سوم از شرایط سهگانه ظهور تحقق مییابد زیرا وقتی ایمان و اخلاص مردم افزون گردد، احتمال به حد نصاب رسیدن یاوران امام علیه السّلام برای قیام عدالتگستر جهانی بیشتر خواهد شد.
اما مفهوم سوم از مفاهیم سهگانه غیبت کبری عبارت است از: پنهان بودن جسم مبارک و محل زندگی ایشان از نگاه مردم.
مهمترین فایده این مفهوم، حفظ جان امام علیه السّلام از شرّ دشمنان برای انجام ماموریت الهی در روز موعود میباشد.
در برخی روایات به این مطلب اشاره شده است:
(۲) شیخ طوسی از زراره نقل کرده است که امام صادق علیه السّلام فرمود:
إنّ للقائم غیبه قبل ظهوره، قلت: و لم؟ قال: یخاف القتل. «۱»
قطعا برای قائم علیه السّلام قبل از ظهورش، غیبتی است. عرض کردم: به چه علّت؟ فرمود: [چون] از کشته شدن هراس دارد.
(۳) در حدیث دیگری زراره میگوید:
سمعت ابا عبد اللّه علیه السّلام یقول: إنّ للغلام غیبه قبل ان یقوم، قلت: و لم؟ قال: یخاف. و اوما بیده إلی بطنه. «۲»
شنیدم که حضرت صادق علیه السّلام فرمود: برای آن جوان [امام مهدی علیه السّلام]، پیش از قیامش، غیبتی است گفتم: چرا؟ فرمود: میترسد. آنگاه امام به شکم خود اشاره کرد (کنایه از خطر کشته شدن).
(۴) شیخ صدوق از سعید بن جبیر نقل کرده است:
سمعت سیّد العابدین علیّ بن الحسین علیه السّلام یقول: فی القائم منّا سنن من سنّه الانبیاء علیهم السّلام … و امّا موسی فالخوف و الغیبه … «۳»
شنیدم امام سجاد علیه السّلام فرمود: برای قائم ما اهل بیت، سنتهایی از پیامبران است … (تا آنجا که فرمود) … و امّا از موسی، ترس و غیبت …
(۵) و در حدیث دیگری از محمّد بن مسلم نقل شده است:
دخلت علی ابی جعفر بن علیّ الباقر علیه السّلام و انا ارید ان اساله عن القائم من آل محمّد صلوات اللّه علیه و علی آله، فقال لی مبتدئا: یا محمّد بن مسلم إنّ فی القائم من آل محمّد علیه السّلام شبها
______________________________
(۱). الطوسی، محمّد بن الحسن، الغیبه؛ ص ۲۰۱٫
(۲). همان؛ ص ۲۰۲٫
(۳). الصدوق، محمّد بن علی، همان (نسخه خطی).
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۱
من خمسه من الرّسل … و امّا شبهه من موسی فدوام خوفه و طول غیبته و خفاء ولادته … «۱»
بر امام صادق علیه السّلام وارد شدم و قصد داشتم درباره قائم آل محمّد علیه السّلام سوال کنم، اما ایشان پیش از هر پرسشی فرمود: ای محمّد بن مسلم، همانا قائم ما، شباهتهایی به پنج پیامبر دارد … و شباهت او به موسی علیه السّلام، دوام ترس و طولانی بودن غیبت و مخفی بودن ولادتش میباشد …
(۱) و شاید این فایده، تنها مصلحتی باشد که روایات برای غیبت کبری بر شمردهاند؛ زیرا در زمان صدور این روایات، تنها این مصلحت با سطح فکری و فرهنگی مردم سازگار بوده است.
اثبات این فایده پس از قبول دو مطلب زیر، ممکن میگردد:
۱٫ فهم و برداشت امامیه مبنی بر این که امام مهدی علیه السّلام نفر دوازدهم از امامان معصوم علیهم السّلام است؛ همان فهمی که بر پایه آن بیشتر مفاهیم غیبت کبری را اثبات میکنیم.
۲٫ اگر امام علیه السّلام در پس پرده غیبت نبود قطعا پیش از فرا رسیدن روز موعود، ستمکاران او را میکشتند؛ زیرا هدف اساسی ایشان پاک کردن زمین از ستم و بیداد است و طبیعتا هر کسی که منافعش در تقابل با این ماموریت باشد، در برابر او خواهد ایستاد.
(۲) اگر حضرت برای همگان شناخته شده باشد دست یافتن به او به سادگی امکانپذیر خواهد بود؛ ایشان یار و یاوری ندارد و اگر هم داشته باشد بسیار کماند، زیرا به حدّ نصاب رسیدن یاران برای قیام جهانی، اندکی پیش از ظهور رخ خواهد داد ولی در زمانهای پیش از آن، چون برنامه کلی الهی به سرانجام و نتیجه نرسیده، بالطبع آن تعداد کافی نیز مهیا نیست.
با توجه به این شرایط، او باید غایب و ناشناس باشد تا برای ماموریت جهانی باقی بماند.
(۳) از سوی دیگر روشن است که با کشته شدن امام علیه السّلام، انقلاب جهانی رهبر خویش را از دست میدهد در حالی که طبق عقیده امامیه، برای پیشوای موعود، جایگزینی وجود ندارد. در این صورت حکومت جهانی و هدف اصلی از آفرینش بشر، خلل میپذیرد.
اشکال: امکان شناخته شدن امام علیه السّلام وجود دارد ولی خداوند او را با معجزه حفظ میکند.
جواب: با توجه به قانون معجزات، هرگاه رسیدن به هدف، بدون معجزه امکانپذیر باشد، دیگر نیازی به آن نیست و هر چیزی طریق طبیعی خودش را طی میکند. پس چون ایشان آخرین امام معصوم میباشد، حفظ وجود شریفش برای روز موعود و طولانی شدن عمر مبارکش به مدد معجزه قطعی است و جایگزینی برای آن نیست و لذا به این دلیل است که معجزه رخ داده و عمر ایشان طولانی شده است.
(۴) اما حفظ امام برای روز موعود و دفع خطر کشته شدن از ایشان، فقط از طریق معجزه نیست بلکه ممکن است از طریق غیبت نیز باشد. و این راهی طبیعی و غیر اعجازی است که اساسی جز غفلت
______________________________
(۱). الصدوق، محمّد بن علی، همان (نسخه خطی).
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۲
مردم از حقیقت امام و عدم آگاهی آنها به این که ایشان مهدی است، ندارد. «۱»
و لذا کسی وجود ندارد که با علم و اطلاع از این که او مهدی است، قصد کشتنش را نماید. پس هنگامی که راه طبیعی وجود داشته باشد، نوبت به معجزه نمیرسد.
(۱) با شناخت مفاهیم غیبت کبری و نتایج آن برای امام علیه السّلام، امت اسلامی و نیز کل بشریت، به روشنی اهمیت غیبت کبری و محوریت آن در برنامه کلی الهی معلوم میشود.
امّا با توجه به برداشت غیر امامیه از امام مهدی علیه السّلام و این که او را فردی میدانند که در زمان خویش متولد خواهد شد و انقلاب جهانی و عدالتمدار به دست او پیروز میشود، باید گفت چنین شخصی هرگز قادر به رهبری عادلانه جهان نخواهد بود. حتی اگر برای مدتی هم بتواند این کار را انجام دهد، ولی همواره نخواهد توانست ضامن اجرای قانون اسلام در سراسر جهان باشد.
این که میگوییم چنین انسانی توانایی انجام این ماموریت را ندارد، به دلیل عدم شایستگی و ناکارآمدی اوست. به ویژه آن که چنین شخصی از همه ثمراتی که برای غیبت کبری بر شمردهایم به خصوص صفت عصمت، بیبهره است.
______________________________
(۱). الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۳۸٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۳
برگرفته از کتاب تاریخ پس از ظهور نوشته آقای محمد صدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *