بودن ائمه(ع) از طینت رسول خدا(ص)

۴ رفرفه
بدان که قسم چهارم در نصوصات وارده از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم است که ائمّه از ولد او که عترت اویند، از طینت او و از نور خدا خلق شده اند.
از جمله خبری در تفسیر آیه شریفه (اللَّهُ نُورُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ…(۳۵۰))،
الی آخر است که جمعی از مفسّرین عامّه چون ابن مغازلی شافعی و صاحب کتاب مناقب الفاخره، روایت کرده اند که مراد از «مشکات» حضرت فاطمه علیها السلام، «مصباح» حسن و حسین(۳۵۱) و (نُورٌ عَلَی نُورٍ یهْدی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یشَاءُ(۳۵۲)) ائمّه هدی از عترت رسول خداصلی الله علیه وآله هستند که خدای تعالی هر کس را بخواهد، به نور ایشان هدایت می فرماید.
از جمله خطبه معروفه ای از امیر المؤمنین علیه السلام که مسمّی به خطبه لؤلؤه است که ائمّه ضلال را مذمّت می نماید و بسیاری از علامات ظهور حضرت قائم – عجل اللَّه فرجه – را بیان می فرماید.
تا آن که یکی از حاضرین عرض کرد: یا امیرالمؤمنین از خلفای باطل و علامات ایشان بیان فرمودی، حال از ائمّه حقّ بعد از خودت ما را خبرده!
فرمود: مالک این امر خلافت، ائمّه اثنا عشراند؛ نُه نفر ایشان از صلب حسین است که رسول خداصلی الله علیه وآله مرا خبر داد که در لیله المعراج به ساق عرش نظر نمودم، دوازده نور دیدم، عرض کردم: یا ربّ! این انوار چه کسانی هستند؟
خطاب رسید: یا محمدصلی الله علیه وآله! این انوار، ائمّه از ذریه تواند.
عرض کردم: یا رسول اللَّه اسامی ایشان را برای من بیان فرما!
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: بلی، تو اوّل ایشانی که امام و خلیفه بعد از من خواهی بود؛ بعد از تو دو فرزندت حسن و حسین؛ بعد از حسین، پسر او علی زین العابدین؛ بعد از او، فرزندش محمد که به باقر ملقّب است؛ بعد از او، پسرش
جعفر که مسمّی به صادق است؛ بعد از او موسی که به کاظم، مدعوّ است؛ بعد از او، ولد او علی که به رضا خوانده شده است؛ بعد از او، فرزندش محمد که به زکی مدعوّ است؛ بعد از او، ولدش علی که به نقی مدعوّ است؛ بعد از او، پسرش حسن که به امین ملقّب است و بعد از حسن، پسر او که هم نام و شبیه من است که به وسیله آن، «یملأ اللَّه الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً».(۳۵۳)
از جمله ابن عقده، از کثیری از علما و مشایخ خود از ابی ایوب انصاری روایت کرده است که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:
در لیله المعراج به ساق عرش نظر کردم، دیدم، نوشته بود: «لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه أیدته بعلی و نصرته بعلی» و بعد از علی یازده نور دیگر دیدم که ایشان حسن، حسین، علی، علی، علی، محمد، محمد، جعفر، موسی، حسن و حجّت بودند.
عرض کردم: الهی و سیدی! این انوار کیانند که به اسم خود مقرون فرمودی؟
ندا رسید: یا محمد! ایشان ائمّه اند و اوصیای بعد از تو خواهند بود؛ فطوبی لمحبّیهم و الویل لمبغضیهم.(۳۵۴)
از جمله در روایت مکحول از وائله آن که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
در لیله المعراج به من وحی شد: یا محمد! من رسولی بعث ننمودم مگر آن که برای او وصی قرار دادم که بعد از انقضای اجلش به امر او قائم شود، پس علی بن ابی طالب را وصی خود قرار ده که من تو و علی را از نور واحد و ائمّه راشدین را از
نور شما خلق کردم؛ آیا دوست داری ایشان را مشاهد نمایی؟ عرض کردم: بلی!
خطاب آمد سر خود را بلند نما! چون سر، بلند کردم، انوار ائمّه بعد از خود را دیدم که دوازده نور بودند.
عرض کردم: یا رب! این انوار، چه کسانی هستند؟
وحی شد: این انوار، ائمّه بعد از تو اند، دیدم که همه ایشان اُمَنا و معصوم اند.(۳۵۵)
و در روایت دیگر: الأئمه من بعدک و الأخیار من ذریتک.(۳۵۶)
از جمله صاحب کتاب مقتضب الأثر(۳۵۷) از مؤلّف کتاب ثوابه الموصلی روایت کرده و او به سند خود از عبداللَّه بن عمر بن الخطّاب روایت کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: در لیله المعراج، حق تعالی به سوی من وحی فرمود:
«یا محمّد! إنّی خلقت علیاً و فاطمه و الحسن و الحسین و الأئمه من نور واحد، ثمّ عرضت ولایتهم علی الملائکه. یا محمّد! لو أنّ عبداً من عبادی عبدنی حتّی ینقطع ثمّ لقانی جاحداً لولایتهم، أدخلته النّار.
ثمّ قال: یا محمّد! أتُحِبّ أن تراهم؟
فقلت: نعم!
فقال: تقدّم أمامک فقدّمت أمامی فإذا علی بن ابیطالب علیه السلام و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و الحسن بن علی و الحجّه القائم کأنّه
الکوکب الدرّی فی وسطهم.
فقلت: یا ربّ! من هؤلاء؟
قال تعالی: هؤلاء الأئمّه و هذا القائم، محلّل حلالی و محرّم حرامی و ینتقم من أعدائی، أحببه فإنّی اُحبّه و اُحبّ من یحبّه.»
اخطب خوارزمی و فخرالقضاه بغدادی به سند خود از ابی سلمان، راعی رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم چنین روایت کرده که رسول خدا فرمود: در لیله المعراج به من وحی شد: «یا محمّد! إنّی خلقتک و علیاً و فاطمه و الحسن و الحسین من أشباح نور من نوری و عرضت ولایتکم علی أهل السّموات و الأرضین فمن قبلها کان عندی من المؤمنین و من جحدها کان من الکافرین.
یا محمّد! لو أنّ عبداً من عبادی عبدنی حتّی ینقطع و یصیر مثل الشن البالی، ثمّ أتانی جاحداً بولایتکم ما غفرت له حتّی یقرّ بولایتکم.
یا محمّد! أتحبّ أن تراهم؟
فقلت: نعم!
فقال: التفت عن یمین العرش، فالتفتّ، فإذاً أنا بعلی و فاطمه و الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و المهدی فی ضحضاح من نور قیام، یصلّون و المهدی فی وسطهم کأنّه کوکب درّی.
فقال: یا محمّد! هؤلاء الحجج و هذا الثائر من عترتک. یا محمّد! و عزّتی و جلالی إنّه الحجّه الواجبه لأولیائی و المنتقم من أعدائی.»(۳۵۸)
برگرفته از کتاب العَبْقَری الحِسان نوشته آیت اللَّه علی اکبر نهاوندی (ره)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *