برپایی قیامت در زمان انسانهای شرور در دولت مهدوی

تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۶۵
مقدمه (۱) درباره موضوع این گفتار در چند محور به بحث میپردازیم.
محور اول: مهمترین روایات در این باره به نقل از منابع امامیه و عامه.
(۲) مسلم از عبد اللّه بن عمر نقل کرده است که پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله در حدیثی بلند از دجال و عیسی بن مریم علیه السّلام و سپس از دوره پس از مسیح سخن گفته و آنگاه فرموده است:
فیبقی شرار الناس لا یعرفون معروفا و لا ینکرون منکرا فیتمثّل لهم الشّیطان فیقول: ا لا تستجیبون؟ فیقولون: فما تامرنا؟ فیامرهم بعباده الاوثان، و هم فی ذلک دارّ رزقهم و حسن عیشهم، ثمّ ینفخ فی الصور «۱»
گروهی انسان تبهکار باقی میمانند که نه کار نیکی را میشناسند و نه از بدیها روی گردانند؛ پس شیطان در برابرشان آمده و میگوید: آیا پاسخم را میدهید؟ میگویند: چه دستوری میدهی؟ آنگاه آنها را به پرستش بتان فرمان میدهد. آنها نیز در این وضع [به گمان خود] روزگار به خوشی میگذرانند تا آن که در صور دمیده شود.
(۳) ابو داوود از ابو هریره روایت کرده است که پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:
لا تقوم الساعه حتّی تطلع الشمس من مغربها. فإذا طلعت و رآها الناس آمن من علیها.
فذلک حین «لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ اَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً «۲»» «۳»
قیامت برپا نمیشود مگر آن که خورشید از مغرب طلوع کند. وقتی چنین شد و مردم آن را دیدند، ایمان خواهند آورد. در آن زمان است که: «کسی که قبلا ایمان نیاورده یا چیزی در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سود نمیبخشد.»
(۴) حاکم از ابو امامه نقل کرده است که شنیدم رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:
لا یزداد الامر إلّا شدّه، و لا المال إلّا إفاضه، و لا تقوم الساعه إلّا علی شرار من خلقه. «۴»
______________________________
(۱). النیشابوری، مسلم بن الحجاج، همان؛ ج ۸، ص ۲۰۱٫
(۲). سوره الانعام (۶)، آیه ۱۵۸٫
(۳). ابو داوود، سلیمان بن اشعث، همان؛ ج ۲، ص ۴۳۰٫
(۴). الحاکم النیشابوری، همان؛ ج ۴، ص ۴۴۰٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۶۶
کارها هر چه پیش میرود سختتر میشود و ثروت انباشتهتر میگردد و قیامت جز در زمان مردمان شرور و تبهکار برپا نمیشود.
حاکم مینویسد: این حدیثی صحیح الاسناد است.
(۱) همو از انس بن مالک روایت کرده است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:
لا یزداد الامر إلّا شدّه و لا الدین إلّا إدبارا و لا الناس إلّا شحّا و لا تقوم الساعه إلّا علی شرار الناس و لا مهدیّ إلّا عیسی بن مریم. «۱»
کارها هر چه پیش رود دشوارتر میشود و همه به دین پشت میکنند و مردم دچار حرص و بخل میگردند. و قیامت جز در زمان مردمان شرور و تبهکار برپا نمیشود و مهدی جز عیسی بن مریم نیست.
(۲) شیخ طوسی از عبد اللّه بن جعفر حمیری نقل کرده است که گفت:
اجتمعت انا و الشیخ ابو عمرو عند احمد بن إسحاق بن سعید الاشعری القمی. فغمزنی احمد ان اساله عن الخلف- یعنی الحجه المهدی علیه السّلام- فقلت له: یا ابا عمرو إنّی ارید (ان) اسالک و ما انا بشاکّ فی ما ارید ان اسالک عنه. فإنّ اعتقادی و دینی انّ الارض لا تخلو من حجّه إلّا إذا کان قبل یوم القیامه باربعین یوما، فإذا کان ذلک وقعت (رفعت) الحجّه، و غلق باب التوبه. فلم یکن «یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ اَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً …» «۲» فاولئک اشرار من خلق اللّه عزّ و جلّ، و هم الذین تقوم علیهم القیامه. «۳»
من و شیخ ابو عمرو در نزد احمد بن اسحاق قمی بودیم. احمد بن اسحاق از من خواست که از ابو عمرو درباره حضرت حجت سوالی کنم. من هم از او پرسیدم: ای ابو عمرو در این پرسش شکی ندارم [لیکن مایلم آن را با شما در میان گذارم] اعتقاد من آن است که زمین از حجت خدا خالی نمیماند مگر چهل روز پیش از برپایی قیامت. وقتی حجت از میان برخاست و باب توبه بست در آن صورت «کسی که قبلا ایمان نیاورده یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سودی نمیبخشد» آنها بدترین آفریدههای خداوندند و قیامت در زمان آنها برپا میگردد.
(۳) سید بحرانی از کتاب بستان الواعظین نقل کرده است که حذیفه گفت: مردم از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله درباره خیر سوال میکردند و من درباره شر سوال کردم. پیامبر صلی اللّه علیه و آله در جواب فرمود:
یکون فی آخر الزمان فتن کقطع اللیل المظلم. فإذا غضب اللّه تعالی علی اهل الارض امر اللّه سبحانه و تعالی إسرافیل ان ینفخ نفخه الصّعق. فینفخ علی حین غفله من الناس … «۴»
در آخر الزمان، فتنههایی هم چون پارههای شب تاریک پیش میآید. پس آنگاه که خداوند بر
______________________________
(۱). همان.
(۲). سوره الانعام (۶)، آیه ۱۵۸٫
(۳). الطوسی، محمّد بن الحسن، همان؛ ص ۲۱۸٫
(۴). سید البحرانی، معالم الزلفی؛ ص ۱۳۶٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۶۷
اهل زمین خشم گیرد، اسرافیل را فرمان دهد تا در صور بدمد. او نیز در حال غفلت مردم چنین خواهد کرد.
(۱) محور دوم: نقد این روایات به دلیل برخی اشکالات، نمیتوان به بیشتر این روایات استدلال کرد و از این رو جز تعداد اندکی از آنها باقی نمیماند.
در خبری که مسلم نقل کرده، نخست درباره خروج مردم از طاعت پروردگار و پیروی از شیطان و به دنبال آن، بتپرست شدن آنها سخن به میان آمده است. اینها پیش از ظهور روی میدهد، سپس در صور دمیده میشود؛ یعنی زندگی بشر به پایان میرسد.
(۲) با اندک دقتی در این خبر، در مییابیم خاتمه عمر بشریت در آن جو منحرف و فاسد رقم نمیخورد زیرا این دو بخش با حرف «ثمّ» به یکدیگر عطف شده که دلیل بر جدایی و ناپیوستگی است. در نتیجه اگر این خبر، دلیلی بر ماندگاری بشر پس از پدیداری آن جامعه فاسق نیست، دست کم دلیلی بر پایان یافتن آن نیز نیست.
(۳) خبری که ابو داوود نقل کرده است، یکسره دلالتی بر مضمون مورد بحث ندارد؛ زیرا در آنجا آمده است: «مردم به گاه طلوع خورشید از مغرب، همگی ایمان میآورند» و بیش از این نمیگوید.
حال آن که مراد از خورشیدی که از مغرب سر بر میآورد، مهدی علیه السّلام است که از پس پرده غیبت بیرون میآید و در آن هنگام، توبه افراد فاسق پذیرفته نمیشود. «۱»
همچنین خبر دیگری که او از حاکم نقل کرده است و در آن آمده: «لا مهدیّ إلّا عیسی بن مریم»، مورد نقد و سپس ردّ عالمان عامه و خاصه قرار گرفته است که پیشتر گذشت و نیازی به تکرار آن نیست.
(۴) خبر بعدی که از معالم الزلفی نقل گردید، خبری مرسل و ضعیف بوده و دربردارنده مضامینی دست خورده و غیر واقعی است. با مراجعه به منبع این خبر میتوان صحت این ادعا را دریافت.
بدین ترتیب دو خبر برای ما باقی میماند: ۱٫ خبری که از حاکم نقل گردید؛ ۲٫ خبری که از شیخ طوسی بیان شد.
(۵) خبر شیخ خالی از اشکال نیست زیرا نه از معصوم بلکه از عبد اللّه بن جعفر حمیری نقل گردید؛ که وی در آن به بیان اعتقادات خویش پرداخته است و هر چند او از عالمان صالح میباشد اما اعتقادش لزوما اثبات تاریخی را به دنبال ندارد.
به هر روی، هر دو خبر با اشکالی مشترک روبروست؛ زیرا مطالبی از این دست که: «قیامت جز در زمان انسانهای تبهکار و شرور برپا نمیشود»، از اصول اعتقادی دینی است و بدیهی است که اصول اعتقادی، با خبر واحد- اگر چه سندی درست و مضمونی روشن نیز داشته باشد- ثابت نمیگردد و تنها راه اثبات آن، خبر متواتر و قطعی است. و این اخبار، گذشته از نقدهای دیگر، متواتر
______________________________
(۱). ر. ک: الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۵۹۶٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۶۸
نیز نمیباشند.
(۱) اشکال دیگری که به طور مثال بر خبر: «لا یزداد الامر إلّا شدّه و لا الذین إلّا إدبارا و …» وارد میگردد آن است که این خبر، بیانگر ویژگی جامعه پیش از ظهور میباشد و با رویداد ظهور همه آن بر طرف میشود. در حالی که ظهور این خبر، باقی ماندن این وضع تا روز قیامت است که دلائل گذشته ما آن را رد میکند. علاوه اینکه این اخبار با ماندگاری دولت عدل تا روز قیامت در تعارض است زیرا وقتی قرار باشد انحرافی آشکار در جامعه بشری حاصل شود در این صورت حکومت به منحرفان انتقال پیدا میکند در حالی که روایات دیگری به صراحت از حضور مومنان عادل در صدر دولت جهانی سخن گفتهاند.
(۲) صدوق به سند خود از عبد السلام بن صالح هروی روایت کرده است که امام علی بن موسی الرضا علیه السّلام از پدران خود و آنها نیز از پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله روایت کردهاند:
… فنودیت: یا محمّد، انت عبدی و انا ربّک … حتّی یعلن دعوتی و یجمع الخلق علی توحیدی. ثمّ لادیمنّ ملکه و لاداولنّ الایام بین اولیایی إلی یوم القیامه. «۱»
… به من ندا شد: ای محمّد، تو بنده منی و من پروردگار توام … (تا آنجا که سخن به آخرین از امامان دوازدهگانه، حضرت مهدی علیه السّلام میرسد) تا آن که دعوت مرا آشکار سازد و مردم را بر [محور] توحید من گرد آورد. پس حکومتش را تداوم میبخشم و تا روز قیامت اولیایم را پیدرپی رهبر و حاکم میگردانم.
(۳) نعمانی به سند خود از یونس بن رباط نقل کرده است که از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود:
إنّ اهل الحقّ لم یزالوا منذ کانوا فی شدّه. اما انّ ذلک إلی مدّه قربیه و عاقبه طویله. «۲»
اهل حق و طرفداران آن، همواره در سختی و رنج بودهاند ولی این وضع تا مدت کوتاهی است و پس از آن فرجام طولانی [و نیکی در انتظار شما] است.
(۴) شیخ طوسی به سند خود از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است:
دولتنا آخر الدول، و لم یبق اهل بیت لهم دوله إلّا ملکوا قبلنا، لئلّا یقولوا، إذا راوا سیرتنا:
إذا ملکنا سرنا مثل سیره هولاء، و هو قول اللّه عزّ و جلّ: و العاقبه للمتّقین. «۳»
دولت ما [اهل بیت] آخرین دولتهاست و دولتی نمیماند مگر آن که پیش از دولت ما بر سر کار میآید تا وقتی روش ما را دیدند نگویند: اگر ما به حاکمیت میرسیدیم مانند اینان حکومت میکردیم. و این سخن خداوند است که میفرماید: فرجام نیک از آن پرهیزکاران است.
این حدیث را شیخ مفید در الارشاد و طبرسی در اعلام الوری نقل کردهاند.
(۵) این فراز از حدیث که: «تا روز قیامت اولیایم را پیدرپی حاکم میگردانم» به روشنی ماندگاری
______________________________
(۱). الصدوق، محمّد بن علی، همان (نسخه خطی).
(۲). النعمانی، محمّد بن ابراهیم، همان؛ ص ۱۵۲٫
(۳). الطوسی، محمّد بن الحسن، همان؛ ص ۲۸۲٫
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۶۹
جامعه مومن را تا پایان زندگی بشر ثابت مینماید و به وضوح با اندیشه وجود جامعه فاسق پیش از برپایی قیامت منافات دارد.
(۱) همچنین این سخن که «دولت ما آخرین دولت است» به آشکاری گویای این است که پس از دولت حق تا پایان عمر بشریت، دولت دیگری نخواهد آمد. پس وقتی دانستیم جامعه بشری هیچگاه نمیتواند بدون حکومت یا دولت به سر برد و از سوی دیگر جامعه منحرف به طور معمول موجب انحراف دولتها میشود، نتیجه میگیریم که دولت حق تا آخرین دوره زندگی انسان، تداوم خواهد داشت. با وجود این اشکالات، آن اخبار از امکان اثبات تاریخی ساقط میشود و دلیلی برای این سخن که «قیامت جز در زمان انسانهای تبهکار برپا نمیشود» نخواهیم داشت.
(۲) محور سوم: برداشت جدید و متکاملی از خبر «لا تقوم الساعه الا علی شرار الخلق».
در این موضوع ناگزیر از پذیرش این روایات و یا وانهادن آنها هستیم. اینک هر یک از این دو راه را به بوته نقد گذاشته و بررسی مینماییم:
الف) پذیرش روایات: برنامه کلی الهی برای دوران پس از ظهور، پس از آن که به هدف سترگ خود که تحقق جامعه معصوم بود، جامه عمل پوشانید و حکومت انتصابی جای خود را به شورای حکومتی داد، در این صورت هدف والای آفرینش انسان که پدید آمدن روح پرستندگی در سراسر زمین است، تحقق مییابد؛ به ویژه آن که این جامعه تا روزگاری دراز، در اوج تعالی و شکوه باقی بماند. در این زمان- مطابق این برداشت- برنامه جدیدی شروع میشود که آخرین برنامه خداوند برای جامعه بشری است و هدف از آن پدید آوردن جامعهای کافر کیش و منحرف است که قیامت در زمان آنها برپا میگردد.
(۳) ما با فهم این زمانی خود خواهیم توانست خطوط کلی این برنامه کلی را دریابیم.
انگیزه نیرومند ایمانی که امام مهدی علیه السّلام در میان بشریت پدید میآورد و مهدیهای دوازدهگانه بعد از او در طی صدها سال شعلههای آن را فروزان نگاه میدارند تا آن که در نهایت جامعه معصوم پدید آید، این انگیزه ایمانی در زمانی که امر رهبری جامعه از انتصاب به انتخاب تغییر شکل میدهد، تا حدودی در معرض خطر قرار میگیرد.
اما این انگیزه تا زمانی که پایگاه رفیع عصمت در آن جامعه محفوظ باشد، تا نسلهای متمادی به صورتی ناب و قوی باقی خواهد ماند مگر آن که نسلهای بعدی از این درجه رفیع به تدریج تنزل کنند و عوامل شر و زشتی در وجود آنها رشد نماید. در این هنگام حفظ و صیانت از عصمت به میزان کافی وجود نخواهد داشت زیرا برنامه کلی الهی بر این تعلق گرفته است که این ویژگی به تدریج از جامعه بشری رخت بر بندد.
(۴) در انتخابات، اولیایی بر سر کار میآیند که هر چند از عدالت بارزی برخوردار باشند ولی نه مهدی علیه السّلام را دیدهاند، نه معاصر جانشینان هدایتگر او بودهاند و نه از تربیت ویژهای برخوردار بودهاند. از این رو هر حاکمی تمامی توش و توان خود را در عقب راندن جبهه منحرفان به کار میبندد اما موفق به شکست آنها نخواهد شد. مردم به اوضاع سیاه پیش از ظهور بازخواهندگشت و
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۷۰
از قوانین بدیهی اسلامی سرباز خواهند زد. تا آنجا که بر اساس نقل روایات، یکی از شخصیتهای اسلامی در داخل مسجد الحرام کشته خواهد شد و حتی وضع از این هم بدتر شده و دیگر کسی نام خدا را نیز بر زبان جاری نمیسازد.
(۱) در این هنگام قطعا دو اتفاق رخ خواهد داد:
۱- حاکم عادلی که حجت خدا بر مردم است از لحاظ اجرایی فاقد صلاحیت خواهد شد؛ زیرا قادر به انجام هیچ کاری نبوده و از او امید اقدام موثری نمیرود.
۲- غضب پروردگار نسبت به امت و بشریت بیشتر شده، تا جایی که سزاوار هر گونه عذاب خواهند شد.
وقتی امر اول پدید آمد و هیچ کاری از دست آن حاکم ساخته نبود، بهتر است خداوند جان او را بستاند و به بارگاه خویش ارتحالش دهد. این حادثه- بنابر نقل روایات- چهل روز پیش از برپایی قیامت روی خواهد داد.
(۲) پس از وفات او، بشریت در آن سطح از آگاهی و مسئولیتپذیری نخواهد بود تا فرد جدیدی را انتخاب نماید بلکه در تباهی و ستم کامل فرو خواهد رفت تا چهل روز بگذرد و در صور دمیده شود و قیامت برپا گردد.
به مدد این زنجیره حوادث، توانستیم میان چند قاعده روایی پیوند برقرار نماییم:
یک: دولت عدل اسلامی تا روز قیامت باقی خواهد ماند.
دو: چهل روز پیش از برپایی قیامت، زمین از حجت الهی خالی میشود.
سه: قیامت در زمان افراد تبهکار برپا میگردد.
نیز دانستیم که منافاتی بین این برنامه و برنامه گذشته که جامعه معصوم را پدید آورد، وجود ندارد. در اینجا دو پرسش باقی مانده است که به آنها میپردازیم:
(۳) پرسش اول: جامعه اسلامی چگونه پس از آن که مقام عصمت را از دست میدهد، دوباره به انتخاب حاکم روی میآورد، در حالی که اگر حق انتخابی هم وجود دارد به طفیلی وجود آن مقام است و در این صورت با از بین رفتن آن باید این روش به روش انتصابی یا روش دیگری تبدیل گردد.
(۴) این پرسش را پاسخهایی است که به مهمترین آنها اشاره میشود:
۱- این انتخابات بدون فکر و هدف نخواهد بود و نامزدهای آن طبق روند معمولی در دولت جهانی از شایستگان و صالحان میباشند. در این باره، عصر عصمت با دوره پس از آن تفاوتی ندارد بلکه تنها فرق در آنجاست که در عصر عصمت، شمار بسیاری از مردم شایسته آن مقام بودند، بر خلاف دوره انحراف که تعداد آنها به تدریج کم میشود و این به هر روی با قانون انتخاب منافاتی ندارد.
۲- انتخابات در آن زمان انجام خواهد شد زیرا امری شناخته شده و یادگار دولت عدل مهدوی است و کسی هم در میان مردم نیست که هم چون امام مهدی علیه السّلام علاوه بر قوانین گذشته، قانون
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۷۱
جدیدی را پدید آورد. از این روی بیشتر از یک راه در پیش روی خود ندارند و آن هم اصل انتخاب است و تغییر این روند، انحراف از قوانین عادلانه و شناخته شده آن عصر به شمار میرود.
نیز گفتنی است که ایجاد ملازمه بین برگزاری انتخابات و ویژگی عصمت و منوط دانستن انتخابات به شرط وجود عصمت در آن روزگار برداشتی عمومی نخواهد بود بلکه تنها برنامه خاصی است که قانونگذار (یعنی آخرین نفر از اولیای دوازدهگانه مهدوی) در ذهن خود داشته که به مردم ابلاغ کند که به گاه ورود در عصر عصمت، انتخابات واجب و ضروری میگردد و ممکن است برای بعضی از نزدیکانش نیز شناخته شده باشد.
(۱) پرسش دوم: آماده کردن بشر برای انحراف به معنای خشنودی خدای تعالی به ظلم و اراده او برای به وجود آمدن آن میباشد؛ چنین چیزی از خداوند عادل چگونه ممکن است؟
پاسخ: مانند این پرسش را قبلا، در مورد برنامه الهی در پیش از ظهور، مطرح ساخته و به شکلی که شبهه برطرف شود به آن پاسخ دادیم. «۱»
خلاصه پاسخ چنین است: وجود ظلم، مستلزم خشنودی خداوند از ظلم و مجبور ساختن انسانها بر آن نیست و تنها هنگامی که مصلحت تعلق میگیرد که ظلمی در خارج به وجود آید، مانند فرض ضرورت برپایی قیامت در زمان انسانهای تبهکار، خداوند مانع را از سر تحقق آن در جهان خارج بر میدارد.
از این رو کافی است خدای متعال از این انحراف چشم پوشد و از تربیت بشر برای رسیدن به حق و عدالت دست بردارد، آنگاه ظلم به اختیار خود ستمکاران پدیدار میگردد. با وجود آن که حجت رسای پروردگار، یعنی کتاب و سنت، از نهی و بازداشت آنان فروگذار نکرده و میکوشد تا در ورطه عذاب فرو نغلتند؛ اما آنها خود چنین خواستهاند و خود کرده را تدبیر نیست.
این برنامهای است که خداوند متعال به طور موقت برای عصر غیبت تدارک دیده است تا مردم بدان سبب آزمایش شوند و برای روز ظهور آماده گردند. همین برنامه را نیز خدای متعال به گاه نزدیک شدن قیامت اجرا خواهد فرمود تا جامعهای پدید آید که قیامت در آن دوره برپا گردد؛ زیرا فرض ما در این سخن آن است که برپایی قیامت در روزگار انسانهای مومن محال میباشد.
(۲) ب) آن اخبار را صحیح ندانسته و اثباتپذیری روایت «قیام الساعه علی شرار الخلق» را کافی به حساب نیاوریم، بلکه طبق بحثهای گذشته این احتمال را به میان آوریم که قیامت در زمان جامعهای مومن رخ دهد.
هرگاه در درستی آن اخبار تردید روا داریم، گزیری از پذیرش این احتمال نیست و اصولا برنامهریزی برای ایجاد جامعه منحرف ممکن نیست؛ زیرا:
۱- کاری بیهوده و دور از حکمت است و کار یا سخن بیهوده بر خدای حکیم محال است.
۲- هم چنان که گفتیم لازمه آن کار، کم کردن میزان تربیت و آگاهی بخشی است و تا وقتی که
______________________________
(۱). ر. ک: الصدر، سید محمّد، همان؛ ص ۲۶۹ به بعد.
تاریخ پس از ظهور ،ص:۵۷۲
مصلحت مهم و قابل توجهی برای این کار پیش نیاید- و فرض آن است که این مصلحت پیش نمیآید- چنین کاری ظلم به مردم است.
(۱) بنابراین، توجه به تربیت امت که نتیجه آموزههای امام مهدی علیه السّلام و انگیزه ایمانی است که او در میان امت پدید آورده است و همین انگیزه والا هم آنها را به جامعه معصوم خواهد رساند، هم چنان باقی خواهد ماند و اثر آن تا پایان زندگی بشر از بین نخواهد رفت زیرا آگاهی و بیداری یک جامعه وقتی که در بالاترین سطح خود قرار داشته باشد، زوالپذیر نخواهد بود. بلکه وجود مشکلات و حوادث در این جامعه، آن آگاهی و بیداری را ریشهدارتر خواهد کرد.
هم چنان که گفتیم با آغاز تشکیل دولت عدل جهانی و پیش از رسیدن به جامعه معصوم، باران امدادهای الهی بر جامعه بشری باریدن خواهد گرفت. این برکات در جامعهای رخ میدهد که امام مهدی علیه السّلام در آن نقش رهبری دارد. اما با رسیدن جامعه بشری به مرزهای عصمت، هر چند امام علیه السّلام حضور ندارد، ولی پایههای آن جامعه استوارتر میگردد و نظام اسلامی به طور کاملتری به ایفای نقش میپردازد و امدادهای الهی بیشتر شده و همه افراد جامعه را دربرمیگیرد. با این حساب چگونه میتوان از انحراف و طغیان آنها سخن گفت؟
(۲) افراد جامعه بشری همواره در رشد و بالندگی معنوی خواهند بود تا آنجا که همگان در انتظار لقاء اللّه لحظه شماری میکنند و از رسیدن به مقام رضای الهی و برخورداری از نعمتهای ماندگار او در سرور و خوشحالی به سر برند. در نتیجه خداوند بزرگ آنها را از عالم خاک نجات داده و مرگ را در مشامشان همچون دسته گلی خوشبو میسازد و آنها را به نزد خود فرا خوانده در جوار رحمت بیکرانش جای میدهد. بدین وسیله، دوران زندگی بشر بر کره خاک پایان میپذیرد و قیامت آغاز میگردد.
(۳) بدین ترتیب نیازی به این فرض که حجت الهی چهل روز پیش از برپایی قیامت رحلت میکند و یا این فرض که بشر در واپسین دوران زندگیاش به ورطه فساد فرو میرود، نخواهیم داشت؛ زیرا هر دوی این فرضیهها از روایاتی نقل شده است که در قسمت «ب» نادرستی آنها را ثابت کردیم.
(۴) برپایی قیامت در این شرایط، منطقی است زیرا هدف آفرینش بشر که پدید آمدن روح والای پرستندگی در وجود او است، در دوران جامعه معصوم به طور کامل تحقق یافته و هدف دیگری باقی نمانده است. بدین ترتیب کار آدمی در قفس خاک به پایان میرسد و چارهای جز پرواز ندارد.
این زنجیره فکری که بیان شد، بر پایه نادرستی اخبار «لا تقوم السّاعه إلّا علی شرار النّاس» شکل گرفته است و با قراین و اصول کلی اسلامی همسازتر میباشد؛ گذشته از اینکه آن اخبار شایستگی اثبات تاریخی را نیز ندارند.
به یاری خداوند بزرگ، در کتاب بعدی خود تفسیری ژرفتر و همه جانبه از پایان زندگی بشر ارائه خواهیم نمود.
تاریخ پس از ظهور ،ص:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *