برداشت از روایات زمان غیبت کبری

: (۲) مقصود و مفهوم کامل این روایات را در ضمن چند امر میتوان به دست آورد:
(۳) امر اوّل: ما از سلمان فارسی- رضی اللّه عنه- که در آن جامعه نمونه و عادلی که رسول خدا ایجاد کرده بود میزیست، چنین احساس میکنیم که از شنیدن این مطالب دچار شگفتی و حیرت شده، و مرتب سوال میکند که: آیا ممکن است اینگونه امور در بین امّت اسلامی رخ دهد!؟ و رسول خدا هم با تاکید و قسم خوردن، از رویداد این انحرافات خبر میدهد و تاکید میفرماید که این کارها اتفاق خواهد افتاد.
همانگونه که به وضوح و روشنی شاهد تاسّف شدید و نگرانی آن حضرت از وجود این مفاسد در جامعه اسلامی میباشیم، که خروج مردم را از دین و شریعت و عصیان و نافرمانی آنان را از دستورات الهی و زیر پا گذاردن عدالت و دادگری را که پیآمدهای ناگواری برای امّت اسلامی دارد توصیف میفرمایند.
(۴) چگونه میشود که حضرت از رویدادهای ناگوار متاثّر نباشد، و حال آنکه خداوند فرموده است:
یا حَسْرَهً عَلَی الْعِبادِ ما یَاْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِوُنَ «۸۹» وقتی که رسول خدا این سخنان را به اصحاب خود میگوید، نمیخواهد که
______________________________
(۸۹) روم/ ۳۶٫
تاریخ غیبت کبری ،ص:۳۳۲
فقط آنان را مخاطب قرار دهد و از ارتکاب این کارهای ناشایسته که هلاکت و نابودی آنان را در بردارد برحذر سازد، بلکه غرض و مقصود اساسی آن حضرت، آن است که با نسلهای آینده صحبت کند و آنان را از پیشآمدها و حوادثی که در پیش روی دارند آگاه سازد، تا از بیخبری و ناآگاهی به در آمده و دچار این انحرافات و تبهکاریها نشوند؛ و با این اخطار، حجت را بر آنها تمام سازد.
(۱) اینگونه اتمام حجتها و اخطارهای شدید، در وجدان انسانهای با اخلاص تاثیر مطلوب داشته، بر درجه اخلاص و تقوای آنها میافزاید و میزان احساس مسئولیّت آنها را نسبت به مسائل اسلامی بیشتر میکند، و موجب میشود تا از انحرافات به دور مانند و به سطحی برسند که شایسته زندگی در روز موعود باشند و با برنامهریزی کلّی الهی هماهنگ گردند.
(۲) امر دوم: از مطلبی که در امر اوّل گفته شد چنین به دست آمد که روایت ابن عباس، بلکه تمامی روایاتی که این گونه مطالب را نقل کردهاند، از جهت انگیزه صدور و نتایج مترتبه بر آنها در برنامه کلی الهی شریک و هماهنگ میباشند.
امّا از جهت سبب و انگیزه صدور؛ بدان جهت که رسول خدا و ائمه- علیهم السلام- از برنامههای خدایی و تمام پیشامدها و رویدادهای آینده که در طول تاریخ انجام میگیرد آگاه بوده و بدانها عالم میباشند، و لذا میبینیم که از وقوع آنها خبر دادهاند همانگونه که از دیگر برنامههای الهی نیز خبر دادهاند.
و امّا نسبت به نتایج و آثار؛ بدان جهت که این اخبار حجت را بر مردم تمام کرده و آنان را از غفلت و بیخبری به در آورده و موجب میشود درجه اخلاص مردم بالاتر رفته و بدین وسیله شرایط ظهور حضرت آماده گردد.
(۳) امر سوم: برخی از این روایات بیانگر ابهامات و روشنکننده معنای روایات دیگر میباشند، زیرا با اینکه برخی از این روایات که از وقوع انحرافات خبر داده، هیچ صحبتی از اینکه این انحرافات در دوران غیبت کبری خواهد شد نکرده است، ولی روایت نور الابصار و کمال الدین، این رویدادها را به دوران پیش از ظهور حضرت مربوط دانسته است، و با توجّه به اینکه این حوادث همه
تاریخ غیبت کبری ،ص:۳۳۳
یکنواخت و به یک صورت میباشند، میفهمیم که مقصود از کلیه این روایات یکی است، و همه مربوط است به پیش از ظهور حضرت و دوران غیبت کبری؛ چنانکه در روایت «الخرائج و الجرائح» این حوادث را مربوط به پیش از ظهور دجال دانسته است؛ و چون به طور قطع و مسلّم میدانیم که خروج دجال پیش از ظهور حضرت مهدی- علیه السلام- میباشد- همانگونه که روایات شیعه و سنی بر این مطلب دلالت میکند- به وضوح و روشنی میدانیم که این حوادث هم مربوط به دوران غیبت کبری خواهد بود.
(۱) در برخی دیگر از این روایات، حوادث مزبور را پیش از قیامت ذکر کرده است، و این نکته ضرری به مطلب ما ندارد؛ زیرا هر آنچه که پیش از ظهور حضرت واقع شود، پیش از قیام قیامت هم خواهد بود، و لزومی ندارد که تمام چیزهایی که به عنوان اشراط الساعه ذکر شده است حتما چسبیده به قیامت باشد.
(در بخش سوم این کتاب به تفصیل در این باره بحث خواهیم کرد) (۲) امر چهارم: مقصود رسول خدا و ائمه- علیهم السلام- از پیشگویی این مطالب، آن بوده است که امّت اسلامی را نسبت به انحرافات اساسی که موجب دوری از مفاهیم عدالتبخش اسلامی است و با تعالیم اسلامی در زمینههای گوناگون اجتماعی و اخلاقی منافات دارد آگاه سازد، تا با پیروی از تمامی دستورات واجب و مستحب در زمینههای مختلف عبادات و اخلاقیّات، جامعهای عادل و دادگر تشکیل دهند و اگر از هر یک از آن دستورات منحرف شوند، به همان اندازه از آن هدف عالی دور شدهاند. و لذا در برخی از این روایات انحراف از مستحبات را میبینیم همچون ترک صدقه مستحبه، و آراستن و زیور کردن قرآنها، و طلاکاری مساجد، و بلند ساختن منارهها، و امثال این گونه کارها که ترک مستحب است.
(۳) امر پنجم: تعدادی از رویدادهایی که در این روایات آمده بود، مطالبی را در برداشت که دارای دو جنبه است: هم امکان دارد به صورت صحیح و درستی انجام گیرد، و هم ممکن است به صورت انحرافی باشد، و از اینکه در ردیف انحرافات ذکر شده و رسول خدا و ائمه- علیهم السلام- آنها را به عنوان نکات
تاریخ غیبت کبری ،ص:۳۳۴
انحرافی ذکر کردهاند، میفهمیم که مقصود، صورت انحرافی آن است. مانند محکم ساختن ساختمانها و بناها که این عمل اگر از کسی سر بزند که تمام وجوهات شرعیه خود را پرداخته و از راه حلال مالی را جمع کرده و به صورت شرعی به ساختن بنایی محکم پرداخته است، اشکالی از نظر شرعی برای او نخواهد داشت، بلکه چه بسا مصالحی عمومی در برداشته باشد. لکن همین عمل اگر بدون در نظر گرفتن مسائل شرعی و از راه حرام و با برنامهای خلاف شرع باشد، مسلما باطل خواهد بود و از انحرافات محسوب میشود.
مثال دیگر: همکاری زن با مردش در کار تجارت، که اگر به صورت شرعی باشد اشکالی نخواهد داشت، گرچه در جوامع انحرافی جز با خودآرایی و انحراف از تعالیم اسلامی همراه نیست.
(۱) امر ششم: این روایات، گویای مطالبی است که از نظر شرع صحیح است و پسندیده، لکن همین کارها اگر با رفتاری ناپسند و اهدافی پلید همراه باشد، خواه ناخواه به صورت انحرافی درآمده و معنایی انحرافی و زشت پیدا خواهد کرد، بدان معنی که دیگر نمیتوان مجموع افعال و رفتار یک شخص را نیک و پسندیده دانست.
نمونه این مطلب این جمله است: «هرگاه که صفها فشرده و دلها از یکدیگر جدا بودند». صفهای فشرده نماز جماعت و یا جمعیّت فراوان در مساجد برای شنیدن وعظ، و یا انبوه جمعیّت در تشییع جنازه و امثال اینگونه امور از نظر اسلام بسیار خوب و پسندیده است، لکن همین کارها اگر با جدایی دلها از یکدیگر و پیروی از هوی و هوسها همراه باشد، دیگر نمیتواند دلیل بر نیروی ایمان و قدرت بینش و فرهنگ اسلامی باشد، لذاست که ناپسند و انحرافی به شمار میآید.
(۲) نمونه دیگر این جمله است: «انسان به پدر و مادرش ستم روا داشته ولی به دوستش نیکی میکند». نیکی کردن به دوست، به خودی خود کاری پسندیده و نیکو است، ولی وقتی همراه با جفا و ستم به پدر و مادر است، دلالت بر ناخالصی نیّت و انحراف دید شخص میکند، و در این صورت او انسانی منحرف خواهد
تاریخ غیبت کبری ،ص:۳۳۵
بود؛ و معلوم میشود که دوستی و رفاقت او بر اساس اسلام نیست، بلکه بر مبنای مصالح مادی و خواهشهای نفسانی است؛ زیرا اگر زیر بنایی اسلامی داشت، این شخص با پدر و مادرش آنچنان رفتاری نمیداشت. (موارد دیگری از این گونه مطالب در آن روایات وجود دارد.)
(۱) امر هفتم: برخی از تعبیرات که در این روایات آمده است، معنایی رمزی و کنایی دارد و نمیتوان گفت که معنای حقیقی آنها اراده شده است، و نیازی نیست که بگوییم آن معانی به صورت اعجازی اتفاق خواهد افتاد، بلکه به صورت عادی و معمولی نیز ممکن است اتفاق افتد.
(۲) از آن جمله است این عبارات: «پوست میش را بر دلهای گرگها پوشیدهاند». مقصود از این تعبیر آن است که ظاهر اشخاص بسیار آرام، ولی باطنی گرگ صفت و درندهخوی دارند. (این مطلب روشن است.)
(۳) نمونه دیگر: «دل مومن در درونش آب میشود همانگونه که نمک در آب حل شود، از بس که منکرات را میبیند و نمیتواند جلو آنها را بگیرد.» مقصود از این جمله، شدّت تاسّف و ناراحتی اوست که نافرمانی خدا و انحرافات مردم را میبیند و کاری از او ساخته نیست.
(۴) و از آن نمونهها این جمله است: «در این هنگام اشیایی از مشرق و مغرب آورده میشود که امّت مرا محکوم خود میسازند و بر آنها ولایت مییابند.»
بهترین تفسیری که میتوان برای این عبارت آورد، همین افکار مادی است که گاهی از غرب و گاهی از شرق به کشورهای اسلامی آورده شده و حکومتهای منحرف، از آنها در قلمرو حکومت خود ترویج میکنند و آنها را پیاده مینمایند.
(۵) آنچه که از ظاهر عبارت روایت فهمیده میشود، آن است که هر دو چیز که از غرب و شرق میآید، در اداره و سرپرستی امّت اسلامی شریک میباشند؛ و این مطلب در طول تاریخ جز در همین سالهای اخیر دوران زندگی ما اتفاق نیفتاده است، که میبینیم حکومتهای کشورهای اسلامی، برنامههای خود را از کشورهای شرقی بیدین، و بلوک غرب مشرک میگیرند و آنها را بهترین برنامه
تاریخ غیبت کبری ،ص:۳۳۶
و عالیترین الگو برای زندگی به شمار میآورند، و در نظر کوتاه و اندیشه غلط آنها، از تعالیم اسلامی پیشرفته و مترقیتر به حساب میآید.
(۱) نمونه دیگر: «رویبضه سخن میگوید». مقصود از این جمله همانگونه که رسول خدا- صلوات اللّه علیه و آله- خود تفسیر فرموده است، آن کسی است که درباره امور مردم لب به سخن بگشاید بدون اینکه این کار از او سابقه داشته باشد.
(۲) بهترین معنایی که میشود برای این عبارت کرد، آن است که بگوییم: در جامعه اسلامی تا گذشت قرنها کسانی که از سوی مردم سخن میگفتند و اداره امور جامعه را بر عهده داشتند، در هر حال به گونهای دارای عنوانی دینی- مانند خلیفه، قاضی و فقیه- میبودند. تا آنکه تمدن جدید به جهان اسلام وارد شد، و به دنبال آن گروهی از اشخاصی فاسد و منحرف برای خویش جایز شمردند که از طرف عامّه مردم و به نام ملّت سخن رانند و در امور جامعه ابراز نظر کرده و اداره شئون اجتماعی را بر عهده گیرند، و بدون اینکه حقیقتا شایستگی و حق این کارها را داشته باشند، با توسّل به قوای نظامی بر جوامع اسلامی چیرگی یافتند.
در پی این اوضاع سخن گفتن به نام ملّت و از سوی مردم شعاری شد که در جامعه ریشه دوانید و بسیاری آن را پذیرفتند، در حالی که این کار نمایشگر یک انحراف حقیقی از اسلام است؛ زیرا در اسلام سخن گفتن حاکم و فرمانروا باید به نام خدا و از سوی حق باشد، نه به نام ملّت.
(۳) و شاید تعبیر به کلمه رویبضه اشاره به وجود جریانی پنهانی و سر پوشیده باشد که مدّت زمانی در بین مسلمانها وجود داشته و سرانجام این وضعیّت را نتیجه داده است.
(۴) این مطلب با آنچه که از تاریخ شناخته و میشناسیم، درست از کار در میآید؛ زیرا استعمار در آغاز سلطه فرهنگی و عقیدتی خود را بر مغزهای بسیاری از افراد این کشورها گسترش داده، و نتیجتا در طول زمان حکومت نیز در تحت سلطه اینگونه افراد در آمده است و سپس اینگونه حکومتها برنامههای کفرآمیز آنان را در کشورهای خود پیاده کردهاند. بنابراین، این سلطه و چیرگی فکری سالها به صورت پنهانی در جامعه فعالیّت میکرده تا توانسته پیدایش این حکومتها را در نهایت امر، زمینهسازی نماید.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۳۳۷
این مطلب علاوه بر نکته فوق، دلیلی واضح بر درستی، روایات گذشته میباشد که در آنها از وجود فرمانروایانی کافر، و وزیرانی ستمکار و اندیشمندانی تبهکار و فاسق خبر داده بود.
(۱) امر هشتم: در مبحث روش فهم دلالت روایات، به این نکته اشاره کردیم که گاهی در روایات تعبیراتی را میبینیم که در طول مرور زمان مصداق آنها تغییر کرده، و مصادیق جدیدی برای آنها به وجود میآید، گرچه به هنگام صدور روایت افرادی که در آن زمان میزیستهاند مصداق معینی را میفهمیدهاند، و یا در خود روایت به خاطر فهم آنها، به همان مصداق معین تصریح شده است، و ما گفتیم که میبایست مصداق را توسعه داد و آن مفهوم را که در روایت آمده است با مصادیق جدید منطبق کرد، به ویژه وقتی که میدانیم رسول خدا و یا ائمه- علیهم السلام- مقصودشان همان مصداقی است که در زمان وقوع آن حادثه وجود خارجی دارد، نه آن مصداقی که به هنگام گفتن روایت وجود داشته است. و بدیهی است که ممکن است در دو زمان، دو مصداق با یکدیگر تفاوت زیادی داشته باشند.
وقتی به این نکته توجه پیدا کردیم، میتوانیم این مطلب را بر بسیاری از تعبیرات این روایات منطبق سازیم.
(۲) از آن جمله است این عبارت: «و زنان بر روی زینها سوار میشدند». زین، گرچه مصداقش همان چیزی است که روی اسب گذاشته میشود و در زمانهای گذشته گاهی هم زنها بر آن سوار میشدهاند، و این پیشگویی در برخی از زمانها اتفاق افتاده و این روایت درست از کار در آمده است؛ لکن در عین حال ما میتوانیم مصادیق دیگری برای زین پیدا کنیم، وقتی که از کلمه زین، هرگونه وسیله سواری مخصوص به مردها را بفهمیم. بدان معنی که اگر زنها بخواهند از آن استفاده کنند، لازمهاش تبرج و خودنمایی و بیرون شدن از وضع اسلامی و آداب دینی است، چنانکه در اسب سواری در آن زمانها این حالت به وجود میآمده است. همچنین است دوچرخه سواری، و یا موتورسواری، یا رانندگی ماشین، و یا خلبانی، و یا کشتیرانی و امثال اینها.
تاریخ غیبت کبری ،ص:۳۳۸
(۱) و از آن جمله است عبارت «وسائل و ابزار موسیقی و زنان خواننده آشکار میشوند» و یا «زنان خواننده آورده میشوند»، با این که این امور از دوران خلافت بنی امیّه و تا چندین قرن بعد از آنان نیز وجود یافته و اتفاق افتاده است، در عین حال میتوانیم معنایی عمومیتر و گستردهتر از آن بفهمیم تا شامل مجلسهای لهو و آوازهخوانی که وسائل جدید تبلیغاتی پخش میکنند، نیز بشود؛ و نیز مواردی از رفتارهای خلافت عفّت و غیر اخلاقی را که در پردههای سینما و تلوزیون و یا با امواج رادیو عرضه میدارند، دربرگیرد؛ زیرا تنها تفاوت مجالسی که امروزه در سینماها و یا در کنار رادیو و تلویزیونها و … تشکیل میشود، با محافل لهو و لعب قدیمی در آن است که شنونده و یا بیننده با اجرا کنندگان در یک جا جمع نمیشوند، و از پشت دستگاه، بیننده و یا شنونده آن میباشند، چنانکه از جهت میزان انحراف از اسلام و مخالفت با تعالیم آن نیز اختلافی ندارند.
(۲) امر نهم: در روایتی که ابن عباس از حضرت رسول روایت کرده بود، مطالبی در ضمن سخنان رسول خدا وجود داشت که اشخاصی که در آن زمان زندگی میکردند معنایی مشکل و پیچیده از آن میفهمیدند، و فقط به اندازه معنای لغوی، چیزی از آن درک میکردند؛ لکن زمانهای اخیر بر اثر تجربهها و آزمایشات پیشرفته، اهمیّت آنها و مطالب ارزنده آن را بهتر فهمیده و اثر شگفتآور آن را در جوامع بشری درک کردهاند.
(۳) از آن جمله است این عبارت: «اگر سخن گویند آنها را میکشند، و اگر ساکت نشینند، مال و جان آنها را مباح میشمرند»، که رسول خدا در این جمله، رفتار حکام و فرمانروایان اسلامی را با افراد تحت حکومت خود تشریح فرموده است، که چگونه مسلمانها را به ضعف و سستی کشانیده و به زور و ستم بر آنها حکمرانی میکنند؛ که در اینگونه رفتارهای ظالمانه، فرقی بین دستورات استبدادی یک دیکتاتور با قوانین ساختگی بشری که زیر بنایی مادی و بشری دارد و از قوانین الهی به دور است نمیباشد.
(۴) در این شرایط نخستین چیزی که امّت اسلامی با آن برخورد میکنند همان
تاریخ غیبت کبری ،ص:۳۳۹
است که آزادیهای فکری و سیاسی و آزادی بیان و سخن گفتن را از آنها گرفته اگر سخن گویند آنها را میکشند، و یا به شکنجه و زندان تهدیدشان مینمایند، و اگر هم تسلیم شوند و لب فرو بندند مال و جانشان را مباح دانسته، سرمایهها و همه چیز آنها را به یغما میبرند و چپاول میکنند.
(۱) و نیز از آن جمله، اکراهی است که رسول خدا- صلوات اللّه علیه و آله- از فزونی طلاق در بین مردم ابراز میدارند، با اینکه در زمان آن حضرت طلاق اندک و کم اتفاق میافتاد، زیرا در آن زمان زن و مرد ملتزم بودند که بر طبق دستورات اسلامی با یکدیگر زندگی کنند و خودخواهیها را کنار بگذارند، لکن وقتی مردم تعالیم اسلامی را پشت سر افکنده و راه انحراف را در پیش گرفتند، خواهناخواه اساس خانوادهها از هم پاشیده شده، و حتی بعد از آنکه فرزندانی از یکدیگر دارند اقدام به طلاق میکنند.
(۲) جامعهشناسی جدید اثبات کرده است که کثرت طلاق به خاطر انگیزههای تازهای است که در زندگی اجتماعی امروز پدید آمده، و این تمدن جدید آثار شوم بیشتری در آینده خواهد داشت، و از این به بعد دولتها بایست مبالغی را برای ایجاد پناهگاههایی برای سرپرستی اطفال بیسرپرست در نظر گیرند تا از این گونه فرزندان نگهداری کنند.
و نیز از آن جمله این عبارت است: «فقر و فاقه گسترش پیدا میکند».
گسترش یافتن فقر به خاطر یکی از دو سبب است که هر دو از برنامهریزیهای غلط اقتصادی پدید میآید:
(۳) سبب اوّل: سرمایهداری و یا پول محوری نزد برخی از مردم که دیگران را به حالت فقر و ناتوانی نگهداشته و آنان را در تمامی مسائل زندگی چه از نظر سیاسی، و یا اقتصادی، و یا اجتماعی محکوم خویش ساختهاند، بلکه بسیاری اوقات، اخلاق و عقاید آنها را نیز تحت تاثیر خود قرار دادهاند؛ زیرا همیشه پولداران علاوه بر نفوذ سیاسی و اقتصادی خود، زمام امور تربیت و فرهنگ یک ملّت را نیز به دست میگیرند.
(۴) سبب دوّم: پایین بودن سطح اقتصاد در تمام اجتماع به سبب کمبود درآمد
تاریخ غیبت کبری ،ص:۳۴۰
عمومی و خصوصی، رویارویی جامعه با این ضعف اقتصادی گاهی در اثر برخی قحطیها [یا پارهای کمبودهای منابع و سرمایههای طبیعی کشور] و یا شیوه غلط حکومت در اداره امور است.
(۱) آنچه که در بیشتر جوامع عامل عمده به شمار میآید، همان سبب اوّل است، مخصوصا که اگر سرمایهداری را به زمینداران و دارندگان کارخانجات بزرگ تعمیم دهیم و در کشورهای اسلامی بعد از آنکه عدالت اسلامی را از یاد برده، و نخواستند بر طبق دستورات الهی رفتار کنند، این وضع پدید آمده که نتیجهاش همین گسترش فقر و بیچارگی است که اکنون شاهد آن میباشیم.
(۲) امر دهم: از آنچه که در این روایات آمده است، چیزی نمانده که تاکنون اتفاق نیفتاده باشد؛ و میتوان گفت که همگی آنها به صورتهای گوناگون واقع شدهاند، و هنوز هم امکان وقوع آنها میباشد که تا ظهور حضرت بقیّه اللّه- عجل اللّه تعالی فرجه الشریف- برخی از آنها ادامه خواهد داشت، و ممکن است به صورتی واقع شود. و ما فعلا نمیتوانیم بیش از آنچه گفتیم، در این باره سخن گوییم، و هر کس میخواهد میبایست به نصوص و روایات وارده در این باب مراجعه کند. در اینجا سخن ما در جهت دوم از ناحیه دوم این فصل پایان میپذیرد.
برگرفته از کتاب تاریخ غیبت کبری نوشته اقای محمد صدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *