انتصاب سومین سفیر امام زمان

چنانکه پیش از این دیدیم (صفحات ۷۱- ۱۷۰) ده نفر از وکلای برجسته در بغداد انتظار داشتند جعفر بن احمد بن متیل، پس از وفات سفیر دوم به این سمت برسد. اما سفیر دوم در بستر مرگ درحالی که همگی بر بالین او گرد آمده بودند، ابن روح نوبختی را با بیان این مطلب که امام دوازدهم دستور فرموده اند، منصوب کرد ( (۱۰)).
در آن زمان امامیه دلائل گوناگونی را در انتصاب ابن روح نوبختی بیان می داشتند. ام کلثوم، دختر سفیر دوم، چنین می اندیشید که ابن روح بخاطر روابط نزدیک با پدرش به سفارت منصوب شده است. وی می گوید پدرش حتی آنچه که بین او و کنیزانش رخ می دهد را پیشگوئی کرد ( (۱۱)). در عین حال، به گفته همین شخص نه وکیل دیگر در بغداد، به ویژه ابن متیل از ابن روح به سفیر نزدیکتر بودند ( (۱۲)).
آنچه احتمالش بیشتر بنظر می رسد این است که با وجود تمام این اوصاف، شایستگی و
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۹۴
کارآییهای ابن روح وی را مطلوب مقام سفارت ساخته بود. در حقیقت، روایت منسوب به ابو سهل نوبختی مؤید این معناست. عده ای از امامیه از ابو سهل نوبختی علت اینکه وی به جای ابن روح به سفارت نرسیده است را جویا شدند. او پاسخ داد:
«آنان- ائمه (س)- بهتر از هر کس می دانند چه کسی را به این سمت برگزینند. من آدمی هستم که با دشمنان رفت و آمد دارم و با ایشان به بحث می نشینم. اگر آنچه را که ابو القاسم (ابن روح) درباره امام می داند می دانستم، شاید در بحثهایم با دشمنان و جدال با آنان می کوشیدم تا دلائل بنیادی را بر وجود امام ارائه دهم و در نتیجه محل اقامت او را آشکار سازم. اما اگر ابو القاسم امام را در زیر جامه خود پنهان داشته باشد، بدنش را قطعه قطعه کنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد کرد» ( (۱۳)).
این مدرک دلالت دارد که ابن روح عمدتا بخاطر وفاداری و هوشیاری که به کرات از خود بروز داده به سفارت ارتقاء یافته است. بنابراین عقیده ساشدینا «۱» که فکر می کند انتصاب ابن روح بعنوان سفیر امام دوازدهم، «باید تحت نفوذ عضو برجسته دیگری از خاندان نوبخت، موسوم به ابو سهل اسماعیل بن علی (از رهبران امامیه که در روزهای آخر عمر سفیر دوم برای تعیین ابو القاسم به سفارت حضور داشت)، گرفته باشد» محلی از اعراب ندارد ( (۱۴)).
در واقع، نکات دیگری هم هست که ما را به رد عقیده ساشدینا وامی دارد.
نخست آنکه انتصاب ائمه اثنی عشر به امامت از امام علی بن ابی طالب (ع) تا امام دوازدهم، نه با دخالت پیروان آنها و نه با انجام انتخابات، صورت نگرفته است.
چنانکه کرارا در سراسر این اثر ذکر شد امام جدید بر اساس نص از طرف امام قبلی در آخرین وصیت خود (تعیین بالنص) به امامت می رسید. بعلاوه در انتصاب سفیر اول و دوم از همین شیوه تبعیت شد. اینان با دستور امام به سفارت و وکالت ارتقاء یافتند و شاهدی وجود ندارد تا ثابت کند ابن روح به طریق مشابه منصوب نشده باشد.
______________________________
(۱).Sachedine .
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، جاسم حسین ،ص:۱۹۵
دوم، هیچ یک از ده وکیلی که در دیدار مذکور حضور داشتند توقع انجام انتخابات، نامزدی، یا روشی دیگر در انتصاب جانشین ابو جعفر را نداشتند؛ در مقابل، آنان در این دیدار حضور یافتند تا بدانند چه کسی صراحتا بر طبق دستور امام بعنوان سفیر سوم منصوب می شود.
سوم، سفیر دوم به خادم خود، ذکا، دستور داد در هنگام فوتش عصای دست و صندوق خزانه را به ابن روح تحویل دهد ( (۱۵)). اگر این اصل را در نظر گیریم که ده وکیل دیگر، بویژه ابن متیل که انتظار می رفت سفیر سوم باشد ( (۱۶))، انتصاب ابن روح را به رسمیت شناختند و نیز شلمغانی، با وجود آنکه داعیه سفارت داشت، ابن روح را بعنوان سفیر سوم پذیرفت ( (۱۷))، این نکته محرز می شود که وی (ابن روح) در واقع باید از سوی شخص امام منصوب شده باشد و ابو سهل نوبختی و یا خاندانش هیچ گونه نفوذی بر تصمیم امام نداشته اند.
برگرفته از کتابتاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته آقای جاسم حسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *