امام مهدی و انتقام الهی از قاتلان امام حسین

حضرت مهدی علیه السلام منتقم و خونخواه خون های به ناحق ریخته هستند. این وصف حضرتش- ان شاء الله- در زمان ظهورشان محقّق می شود. انتقام گیری حضرت مهدی علیه السلام یک مساله شخصی نیست، بلکه مساله دین خدا مطرح است. آن چه در کربلا رخ داد، از نظر اعتقادی، ستیز همه اسلام با همه کفر بود؛ چرا که معرفت امام علیه السلام، میوه و ثمره درخت توحید است. کسانی که با امام حسین علیه السلام جنگیدند، در حقیقت با ادّعای مسلمانی، به انکار توحید و ردّ نبوت برخاستند.
این نفاق، به مراتب از کفر آشکار کافران صدر اسلام، بدتر و خطرناک تر بوده و هست. امام زمان علیه السلام هنگام ظهور، توحید حقیقی را عملی می سازند، بنابراین از دشمنان امام حسین علیه السلام که در واقع دشمنان خدا هستند، انتقام می گیرند.

۱- متن عربی حدیث در مکیال المکارم/ ج۱/ ص۶۴ به نقل از علل الشّرایع آمده است.
{صفحه۳۵۱}
بعضی از گویندگان با این که هیچ شناخت درستی از دین و معرفت دینی ندارند، به خود اجازه می دهند درباره همه معارف دینی اظهارنظر کنند. اینان با بهانه تراشی های بی پایه و سست، خواسته اند این باور دینی را یک امر صرفاً عاطفی قلمداد کنند؛ که منشا کینه توزی و اختلاف انگیزی بین مسلمانان می شود. آن گاه یک مغالطه به ظاهر برهانی را به عنوان دلیل ادّعای خود مطرح می کنند؛ می گویند: در روزگاری که دولت امویان بر سر کار بود، یعنی کشندگان امام حسین علیه السلام هنوز به حکومت و ریاست خود ادامه می دادند، خیلی طبیعی بود که طرفداران فرزند پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آرزو کنند که روزی بر دشمنان خود- که هنوز بر سر کار بودند- دست یابند و انتقام آن خون های به ناحق ریخته را از آن ها بگیرند. امّا اکنون، بیش از سیزده قرن از آن زمان گذشته، نه از امویان و عبّاسیان خبری است و نه دشمنان و کشندگان بالفعل و نه اعقاب و نسل های بعد از آن ها؛ هیچ کدام در صحنه وجود نیستند. لذا شعله ور کردن و زنده نگهداشتن عنصر انتقام و کینه توزی و خشونت و خونریزی و – از طریق تحریک عواطف- دشمنان غیر عینی و موهوم تراشیدن، چیزی جز جفا کردن نسبت به یک واقعه زیبای انسانی (شهادت) نیست!!
انحراف مدافعان این نظریّه به آن جا رسیده که مدّعی شده اند: دعاها و زیارت نامه هایی که متضمّن چنین سخنانی هستند، در همان زمان ها ساخته شده اند و اکنون دیگر فلسفه خود را از دست داده اند. بنابراین یکی از وظایف متفکّران و رهبران دینی را در دوران ما، تجدیدنظر کردن در مضامین آن دعاها و زیارت نامه ها دانسته اند!!
این سخنان واهی و سست، وقتی با رنگ و لعاب روشنفکر مآبانه بیان شود، می تواند باعث فریب افراد بی اطّلاع و ساده لوح در معارف دینی گردد و آن ها را از پذیرش یک اعتقاد اصیل اسلامی باز دارد. انتقام از کشندگان سیّدالشّهدا علیه السلام یکی از برنامه های امام عصر علیه السلام است که به صورت ناجوانمردانه ای مورد انکار قرار گرفته، از مصادیق کفران نعمت قلبی نسبت به این صفت ایشان به شمار می آید.
در این جا بدون این که بخواهیم به تفصیل- و با پاسخ به یکایک اشکالات- وارد
{صفحه۳۵۲}
این بحث شویم، به بیان عقیده صحیح و مستدل در این موضوع اکتفا می کنیم.
اصل مساله این است که واقعه کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام، همراه با اهل بیت علیهم السلام و اصحاب خود در عاشورای سال ۶۱ هجری، حادثه ای نیست که فقط به زمان وقوعش مربوط باشد و صرفاً از دشمنی شخصی بنی امیّه با اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نشات گرفته باشد.
ریشه های اصلی این مصیبت بزرگ، به صدر اسلام و دشمنی های حساب شده منافقان زمان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم با آن حضرت برمی گردد. از همان زمان، کسانی، به نام اسلام و تحت عنوان دفاع از دین خدا، ظلم به عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را پی ریزی کردند. آن ها مهم ترین نقش را در ستم های بعدی دشمنان نسبت به اهل بیت علیهم السلام داشتند. به همین دلیل، در زیارت ماثور و مستند عاشورا- که حدیث قدسی است- می خوانیم:
لَعَنَ اللهُ اُمَّهً اَسَّسَت اَساسَ الظُّلمِ وَ الجَورِ عَلَیکُم اَهلَ البَیتِ.(۱)
خداوند، گروهی را که ظلم و ستم به شما اهل بیت علیهم السلام را پی ریزی کردند، از رحمت خود دور فرماید.
در عبارت دیگری از آن زیارت، اعلام بیزاری از همین افراد را، وسیله تقرّب خود به سوی خدا و رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم و حضرت زهرا علیها السلام و ائمّه اطهار علیهم السلام قرار می دهیم:
یا اَبا عَبدِاللهِ! اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلَی اللهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی اَمیرِ المُومِنینَ وَ اِلی فاطِمَهَ وَ اِلَی الحَسَنِ وَ اِلَیکَ… بِالبَرائَهِ مِمَّن اَسَّسَ اَساسَ الطُّلمِ وَ الجَورِ عَلَیکُم.(۲)
ای ابا عبدالله! من… به وسیله بیزاری جستن از کسانی که ظلم و ستم به شما (اهل بیت) را پی ریزی کردند، به سوی خدا و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و به امیرالمومنین علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام و امام حسن علیه السلام و به شما تقرّب می جویم.

۱- بحارالانوار/ ج۱۰۱/ ص۲۹۴/ به نقل از المصباح شیخ طوسی.
۲- بحارالانوار/ ج۱۰۱/ ص ۲۹۴/ به نقل از المصباح شیخ طوسی.
{صفحه۳۵۳}
این حقیقت با رساترین بیان در زیارت های مختلف امام حسین علیه السلام ذکر شده و درسی است که زائر آن حضرت از خواندن آن ها می گیرد.
به همین جهت، مصیبت روز عاشورا برای همه اهل بیت علیهم السلام بسیار سنگین و جانگداز بوده است. خاندان وحی علیهم السلام، ایّام محرّم و عاشورا را در هر سال ایّام حزن و سوگواری خود می دانستند. به عنوان نمونه، امام رضا علیه السلام فرمودند:
اِنَّ یَومَ الحُسَینِ علیه السلام اَقرَحَ جُفُونَنا وَ اَسبَلَ دُمُوعَنا وَ اَذَلَّ عَزیزَنا بِاَرضِ کَربٍ وَ بَلاءٍ، وَ اَورَثَتنَا الکَربَ وَ البَلاءَ اِلی یَومِ الاِنقِضاء، فَعَلی مِثلِ الحُسَینِ علیه السلام فَلیَبکَ الباکُونَ.(۱)
روز امام حسین علیه السلام (عاشورا) پلک های ما را زخم نموده، و اشک های ما را ریزان ساخته، و عزیز ما را در سرزمین گرفتاری و بلا، به ذلّت انداخته است. و (این مصیبت) باعث شده که ما- تا روز پایان (دنیا)- در اندوه و گرفتاری باقی بمانیم! پس گریه کنندگان باید بر مانند حسین علیه السلام بگریند.
این حدیث، بیان کننده بعضی از مصائب اهل بیت علیهم السلام در غم عاشورای امام حسین علیه السلام است.
امّا گفت و شنود مفضّل با امام صادق علیه السلام پرده از واقعیّت عمیق تر و تلخ تری برمی دارد. مفضّل- که از خواصّ اصحاب امام علیه السلام بود- روزی به ایشان عرض کرد:
اِنَّ یَومَکُم فِی القِصاصِ لَاَعظَمُ مِن یَومِ مِحنَتِکُم.
روزی که شما (دشمنان خود را) قصاص می کنید، از روز غم و غصّه شما بزرگ تر است.
او می خواست با این گفتار خود، امام صادق علیه السلام را نسبت به مصیبت های اهل بیت علیهم السلام تسلّی دهد؛ بر این اساس که خوشحالی از قصاص دشمنان، ناراحتی های گذشته ایشان را جبران می کند. ولی حضرت در پاسخ او فرمودند:
وَ لا کَیَومِ مِحنَتِنا بِکَربَلاءَ.
ولی نه مانند روز غم و ناراحتی ما در کربلا.

۱- بحارالانوار/ ج۴۴/ ص۲۸۴٫
{صفحه۳۵۴}
یعنی قصاص کردن دشمنان، ناراحتی های ما در روز عاشورا و سرزمین کربلا را جبران نمی کند. آن غصّه ای است که به تعبیر امام رضا علیه السلام تا پایان دنیا باقی خواهد ماند و حتّی با انتقام گیری از کشندگان سیّدالشّهدا علیه السلام نیز، از بین نخواهد رفت.
آن گاه امام صادق علیه السلام به مصیبتی تلخ تر و سخت تر از عاشورای امام حسین علیه السلام اشاره فرمودند:
وَ اِن کانَ یَومُ السَّقیفَهِ وَ اِحراقِ النّارِ عَلی بابِ اَمیرِ المُومِنینَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ وَ فاطِمَهَ، وَ زَینَبَ وَ اُمِّ کُلثُومَ علیهم السلام وَ فِضَّهَ وَ قَتلِ مُحسِنٍ بِالرَّفسَهِ اَعظَمَ وَ اَدهی وَ اَمَرَّ، لِاَنَّهُ اَصلُ یَومِ العَذابِ.(۱)
هر چند که (مصیبت) روز سقیفه (غصب خلافت) و آتش زدن خانه امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین و حضرت زهرا و حضرت زینب و ام کلثوم علیهم السلام و فضّه (خادمه حضرت زهرا علیها السلام) و کشتن حضرت محسن علیه السلام (در شکم مادرش حضرت فاطمه علیها السلام) با لگد، بزرگ تر و تلخ تر بود، چون ریشه روز عذاب همان بود.
ظلم و ستم بنی امیّه به اهل بیت علیهم السلام در روز عاشورا، برخاسته از اساس منحرف و باطلی بود که پایه گذاران سقیفه و کشندگان محسن فاطمه علیها السلام پی ریزی کردند. اساس ظلم نسبت به عترت پاک پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم، همان جنایاتی بود که اوّلی و دومی و سومی مرتکب شدند؛ همان کسانی که در زیارت شریفه عاشورا، از خداوند عزّوجلّ می خواهیم آن ها را به طور خاص مورد لعنت قرار دهد و از رحمت خود دور بدارد:
اَللّهُمَّ خُصَّ اَنتَ اَوّلَ ظالِمٍ بِاللَّعنِ مِنّی. وَ ابدَا بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِیَ وَ الثّالِثَ وَ الرّابعَ. اَللّهُمَّ العَن یَزیدَبنَ مُعاویَهَ خامِساً، وَ العَن عُبَیدَاللهِ بنَ زیادٍ وَ ابنَ مَرجانَهَ وَ عُمَرَبنَ سَعدٍ وَ شِمراً.(۲)
درخواست لعن از جانب خداوند، ابتدا برای اوّلی و دومی و سومی می شود و در

۱- فاطمه الزّهراء علیها السلام، بهجه قلب المصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم/ ص ۵۳۲/ به نقل از نوائب الدّهور علّامه میرجهانی/ ص ۱۹۴٫
۲- بحارالانوار/ ج۱۰۲/ ص۲۹۶٫
{صفحه۳۵۵}
مرتبه چهارم به معاویه می رسد. آن گاه در مرتبه پنجم، نوبت به یزید و همراهانش در کشتن سیّدالشّهدا علیه السلام می رسد.
با این ترتیب، زیارت عاشورای امام حسین علیه السلام، درسی عمیق به زیارت کنندگان آن حضرت می دهد و آن ها را با اساس و ریشه ظلم به اهل بیت علیهم السلام آشنا می کند. از جمله آثار مداومت بر این زیارت، که با تعابیر مختلف مورد تاکید قرار گرفته است،(۱) ثبات قدم زائر در همین عقیده زیربنایی است.
آگاهی از پایه گذاران ظلم به اهل بیت علیهم السلام صرفاً اطلاع یافتن از یک امر تاریخی نیست، بلکه کاملاً جنبه اعتقادی دارد؛ زیرا آن ها با این پایه گذاری، درصدد تحریف دین در تمام ابعاد بودند. هدف آن ها، محو کامل اسلام محمّدی صلّی الله علیه و آله و سلّم و قرار دادن یک سلسله بدعت ها به نام دین بود. از سوی دیگر، رسالت ائمّه اطهار علیهم السلام مبارزه با همین بدعت ها و حفظ اسلام از تحریف ها بود. بدین ترتیب خلفای غاصب، یک مکتب ساختگی در برابر اسلام واقعی ساختند، و در برابر اهل بیت علیهم السلام ایستادند. این رویارویی جبهه حقّ و باطل، بعد از دوران پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم تا به امروز ادامه داشته است. شناخت رهبران این دو جبهه و آشنایی با اهداف و عملکرد آن ها، برای هرکس که به شناخت اسلام پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم علاقه دارد، بسیار ضروری است.(۲)
همین امروز اگر کسی بخواهد آیین اسلام را بررسی کند و درباره حقّانیّت آن به تحقیق بپردازد، باید به کدام مکتب و مذهب به عنوان اسلام روی آورد؟ مکتب اهل بیت علیهم السلام (مذهب جعفری) یا مکتب خلافت (مذاهب اربعه)؟ این دو مکتب، همین امروز هم به قدری با یکدیگر اختلاف دارند که هیچ کس نمی تواند با مطالعه منابع هر دو گروه، به اصول و فروع یکسانی در امر دین برسد. کافی است موارد اختلاف دو گروه را در بحث توحید، نبوّت، امامت، معاد و عدل ببینیم؛ تا بفهمیم غیر از اشتراکی که در الفاظ این اصول وجود دارد، محتوا و مفاهیم این ها تفاوت هایی

۱- همان.
۲- برای مطالعه تفصیلی درباره رویارویی مکتب خلافت با مکتب امامت، به کتاب «نقش ائمّه در احیاء دین» نوشته علّامه سیّد مرتضی عسکری مراجعه شود.
{صفحه۳۵۶}
جدّی و اساسی با یکدیگر دارند.(۱) در احکام عملی و فرعی هم خلفای جائر و فقهای اجیر آنان، آن چنان بدعت های مختلف در دین وارد کرده اند که به کم تر اشتراکی در جزئیّات احکام برخورد می کنیم.
پس شناخت بدعت گذاران اوّلیه در دین اسلام و آشنایی با مکتب آن ها، برای تشخیص مذهب صحیح، هم بر مسلمانان و هم بر غیر ایشان، در همه زمان ها ضرورت کامل دارد. امروز هیچ کس نمی تواند بدون اطّلاع مستند و درست از تاریخ صدر اسلام، به دین شناسی صحیح دست یابد. نتیجه این شناخت صحیح، آن است که هر مسلمان واقعی، وقتی از نیّت کشندگان اباعبدالله علیه السلام و عقیده و عمل آن ها آگاهی می یابد، با دل و زبان از اعمال آن ها اعلام بیزاری می کند و با اظهار نفرت از ایشان، بر همه پیروانشان- تا قیام قیامت- نفرین می فرستد و می کوشد تا در عمل، از آلودگی های فکری، زبانی و عملی آن ظالمان دور بماند. به این جمله زیارت عاشورا توجّه کنید:
اَللّهُمَّ العَن اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابعٍ لَهُ عَلی ذلِکش.(۲)
یعنی آخرین کسی که از مسیر بنیان گذاران ظلم به اهل بیت علیهم السلام پیروی می کند، در کنار اوّلین آن ها باید نفرین و از رحمت الهی دور دانسته شود. یک مسلمان واقعی، باید هم از پایه گذاران دشمنی با عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بیزاری جوید و هم از پیروان آن ها اعلام برائت نماید و این عمل خود را وسیله تقرّب به خداوند و حجّت های معصوم او بداند:

۱- برای مطالعه درباره اعتقادات دو مکتب و آشنایی با اختلافات بین آن ها، به کتاب های «همراه با راستگویان» و «از آگاهان بپرسید» نوشته دکتر سیّد محمّد تیجانی سماوی، ترجمه سیّد محمّد جواد مهری و نیز کتاب «معالم المدرستین» در دو مجلد از علّامه سیّد مرتضی عسکری یا ترجمه آن به نام «دو مکتب در اسلام» در سه مجلّد، و کتاب «سیری در صحیحین» نوشته آقای محمّد صادق نجمی مراجعه کنید.
۲- بحارالانوار/ ج۱۰۱/ ص۲۹۵٫
{صفحه۳۵۷}
اَتَقَرَّبُ اِلَی اللهِ ثُمَّ اِلَیکُم بِمُوالاتِکُم وَ مُوالاهِ وَلیّکُم وَ بِالبَرائَهِ مِن اَعدائِکُم وَ النّاصَبینَ لَکُمُ الحَربَ وَ بِالبَرائِهِ مِن اَشیاعِهِم وَ اَتباعِهِم.(۱)
من به خداوند و به شما (اهل بیت علیهم السلام) تقرّب می جویم، از طریق دوستی با شما و دوستی با دوست شما، و از طریق بیزاری جستن از دشمنان مشا و بر پاکنندگان جنگ با شما، و نیز از طریق بیزاری جستن از پیروان ایشان، و کسانی که راه آن ها را دنبال می کنند.
به همین جهت است که پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:
لَعَنَ اللهُ قَتَلَهَ الحُسَینِ علیه السلام وَ مُحِبّیهِم وَ ناصِریهِم، وَالسّاکِتینَ عَن لَعنِهِم مِن غَیرِ تقیَّهٍ یُسکِتُهُم.(۲)
خدا لعنت کند کشندگان حسین علیه السلام و دوستداران آن ها و یاری کنندگان ایشان را، و آن کسانی که بدون وجود شرایط تقیّه- که سبب سکوت آن ها (از لعن) بشود- از لعن کردن آن ها ساکت هستند!
پس در هر زمان، یکی از وظایف دینی مومنان، آشنایی با دشمنان اهل بیت علیهم السلام و طرز تفکّر و مکتب ایشان، و اعلام بیزاری از راه و رسم آن ها و پیروانشان، و لعن آن ها به دل و زبان است.
از این بالاتر، هرکسی در هر زمان و هر مکان، به کشتن سیّدالشّهدا علیه السلام و یاران وفادار حضرتش قلباً راضی و خشنود باشد، خود جزء کشندگان آن حضرت محسوب می گردد. پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:
اَلا وَ اِنَّ الرّاضینَ بِقَتلِ الحُسَینِ علیه السلام شُرَکاءُ قَتَلَتِهِ.(۳)
آگاه باشید، کسانی که به کشتن حسین علیه السلام راضی و خشنود باشند، (در کشتن او) شریک قاتلانش هستند!
به همین جهت در احادیث آمده است که وقتی امام عصر علیه السلام ظهور فرماید، انتقام

۱- بحارالانوار/ ج۱۰۱/ ص ۲۹۵٫
۲- بحارالانوار/ ج۴۴/ ص۳۰۴٫
۳- بحارالانوار/ ج۴۴/ ص ۳۰۴٫
{صفحه۳۵۸}
خون سیّدالشّهدا علیه السلام را از فرزندان کشندگان ایشان می گیرد. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:
اِنَّ اللهَ… یَبعَثُ عَلی بَقایا ذَراریِّهِم قَبلَ یَومِ القِیامَهِ هادیاً مَهدیّاً مِن وُلدِ الحُسَینِ المَظلُومِ، یُحرِقُهُم بِسُیُوفِ اَولیائِهِ اِلی نارِ جَهَنَّمَ.(۱)
همانا خداوند… بر باقیمانده از فرزندان کشندگان اهل بیت علیهم السلام، پیش از روز قیامت، یک (بزرگوار) هدایت یافته هدایت کننده از نسل حسین مظلوم علیه السلام برمی انگیزد، تا با شمشیر دوستانش، آن ها را بسوزاند تا به جهنّم برسند.
البتّه برای کسانی که با معارف اعتقادی اسلام آشنایی عمیق ندارند، پذیرش این مطلب سنگین است که کسانی به خاطر کار پدران خود، مورد عذاب الهی قرار بگیرند. به همین دلیل، از ائمّه اطهار علیهم السلام درباره آن سوال می کردند و ایشان پاسخ می دادند. به عنوان نمونه، «عبدالکریم هروی» از امام رضا علیه السلام می پرسد: نظر شما درباره سخن امام صادق علیه السلام چیست که فرمود:
اِذا خَرَجَ القائِمُ علیه السلام قَتَلَ ذَراریَّ قَتَلَهِ الحُسَینِ علیه السلام بِفِعالِ آبائِهِم.
وقتی قائم علیه السلام ظهور کند، کشندگان حسین علیه السلام را- به سبب اعمال پدرانشان- به قتل می رساند.
امام رضا علیه السلام فرمودند: همین طور است. (مطلب همان گونه است که امام صادق علیه السلام فرموده اند) هروی می پرسد: پس آیه قرآن چیست که می فرماید:
وَلا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزرَ اُخری.(۲)
هیچ کس بار (عملِ) دیگری را به دوش نمی کشد.
امام رضا علیه السلام فرمودند:
صَدَقَ اللهُ فی جَمیعِ اَقوالِهِ، وَلکِن ذَراریُّ قَتَلَهِ الحُسَینِ علیه السلام یَرضَونَ

۱- بحارالانوار/ ج۴۴/ ص۳۰۴٫
۲- انعام/ ۱۶۴٫
{صفحه۳۵۹}
بِاَفعالِ آبائِهِم وَ یَفتَخِرُونَ بِها، وَ مَن رَضِیَ شَیئاً کانَ کَمَن اَتاهُ. وَ لَو اَنَّ رَجُلاً قُتِلَ بِالمَشرِقِ، فَرَضِیَ بَقَتلِهِ رَجُلٌ فِی المَغرِبِ، لَکانَ الرّاضی عِندَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ شَریکَ القاتِلِ. و اِنَّما یَقتُلُهُمُ القائِمُ علیه السلام اِذا خَرَجَ لِرِضاهُم بِفِعلِ آبائِهِم.(۱)
خداوند در همه گفتارهایش راست فرموده است. ولی فرزندان کشندگان حسین علیه السلام به اعمال پدران خود راضی هستند، و به آن افتخار می کنند. و هرکس به انجام چیزی راضی و خشنود باشد، مانند کسی است که آن را انجام داده است، تا آن جا که اگر کسی در مشرق کشته شود و فرد دیگری در مغرب به کشتن او راضی باشد، رضا دهنده نزد خدای عزّوجلّ، شریک قاتل محسوب می شود. و حضرت قائم علیه السلام وقتی ظهور می فرمایند، صرفاً به دلیل رضای آن ها نسبت به عمل پدرانشان، آن ها را به قتل می رسانند.
بنابراین اگر امام زمان علیه السلام انتقام خون جدّشان را از فرزندان قاتلان ایشان بگیرند، به جهت رضای آن ها نسبت به جنایت پدرانشان می باشد. اینان در حقیقت، به سبب عمل خودشان- یعنی رضای از قتل و جنایت پدرانشان در کربلا- کشته می شوند. به همین دلیل، در بعضی از زیارات امام حسین علیه السلام مانند زیارت عاشورا، پس از درخواست لعن خدا بر کشندگان سیّدالشّهدا علیه السلام و اعوان و انصارشان، چنین می خوانیم:
لَعَنَ اللهُ آلَ زیادٍ وَ آلَ مَروانٍ وَ لَعَنَ اللهُ بَنی اُمَیَّهَ قاطِبَهً.(۲)
بدین گونه، لعن خدا بر همه بنی امیّه و خاندان زیاد و خاندان مروان تا روز قیامت درخواست می شود. در همین زیارت شریفه آمده است:
هذا یَومٌ فَرِحَت بِهِ آلُ زیادٍ وَ آلُ مَروانَ بِقَتلِهِمُ الحُسَینَ علیه السلام.(۳)
در روز عاشورا خاندان زیاد و خاندان مروان، به خاطر کشتن حسین علیه السلام شاد شدند.

۱- عیون اخبار الرّضا علیه السلام/ ج۱/ ص۲۷۳٫
۲- بحارالانوار/ ج۱۰۱/ ص۲۹۶٫
۳- بحارالانوار/ ج۱۰۱/ ص۲۹۵٫
{صفحه۳۶۰}
افراد معدودی، به عنوان کشندگان مستقیم سیّدالشّهدا علیه السلام مباشرت به این جنایت کردند، امّا تمام خاندان آن ها- بلکه همه طوائف بنی امیّه- به عمل آن ها شاد شده و راضی بوده اند. از این رو، مستحقّ لعن الهی بوده و هستند.
بنابراین اگر ائمّه اطهار علیهم السلام به شیعیان سفارش کرده اند که زیارت عاشورا و امثال آن را همیشه بخوانند و در همه زمان ها بر بنی امیّه لعن و نفرین کنند، از این جهت است که فرزندان بنی امیّه در طول تاریخ، همیشه از جنایت پدران خود راضی و خوشحال بوده اند و به آن افتخار کرده و می کنند. پس درخواست لعن برای آن ها، نه تنها ظلم نیست، بلکه عین عدالت و حق طلبی است.
گرچه کشندگان مستقیم سیّدالشّهدا علیه السلام، که قرن هاست به آتش الهی گرفتار هستند، هیچ کدام اکنون زنده نیستند؛ امّا آیندگان و پیروان آن ها- که چه بسا از نسل آن ها هم نباشند- در همه زمان ها بوده و هستند. هنگام ظهور امام عصر علیه السلام نیز، عدّه ای از آن ها حضور دارند که به خاطر رضا و شادی و افتخار کردن به اعمال قاتلان، شریک آن ها محسوب می شوند و باید انتقام خون شهدای کربلا از آن ها گرفته شود.(۱)
وقتی امام زمان علیه السلام به این صورت، انتقام جدّ شهید خود را می گیرند، عدّه ای می گویند که ایشان در کشتن، زیاده روی و اسراف می کند. این از آن جهت است که حضرت، کسانی را به قتل می رساند که مستقیماً امام حسین علیه السلام را نکشته اند. خداوند در قرآن می فرماید:
(مَن قُتِلَ مَظلُوماً فَقَد جَعَلنا لِوَلِیِّهِ سُلطاناً فَلا یُسرِف فِی القَتلِ اِنَّهُ کانَ مَنصُوراً)(۲)
حضرت باقر العلوم علیه السلام، ذیل این آیه شریفه تصریح فرموده اند:
اَلقائِمُ مِنّا اِذا قامَ، طَلَبَ بِثارِ الحُسَینِ علیه السلام فَیَقتُلُ حَتبِ یُقالَ: قَد اَسرَفَ فِی القَتلِ.

۱- درباره اهمیّت و ارزش اعمال قلبی مانند «رضا» و «خوشحالی» به خاطر انجام یک عمل، در بخش آینده توضیح بیش تری آمده است.
۲- اسراء/ ۳۳٫
{صفحه۳۶۱}
قیام کننده از ما (اهل بیت علیهم السلام) وقتی قیام کند، از حسین علیه السلام خونخواهی می کند. پس تا آن جا می کشد که گفته می شود: ایشان در کشتن زیاده روی کرده است.
سپس خود حضرت، آیه شریفه را توضیح می دهند:
اَلمَقتولُ: الحُسَینَ علیه السلام وَ وَلیُّهُ: القائِمُ علیه السلام وَ الاِسرافُ فِی القَتلِ اَن یَقتُلَ غَیرَ قاتِلِهِ.(۱)
کشته شده، امام حسین علیه السلام است. و ولیّ (خون) ایشان، قائم علیه السلام است. و زیاده روی در کشتن، به این است که غیر قاتل را (به جرم کشتن مقتول) بکشد.
کسانی که در زمان ظهور، امام زمان علیه السلام را متهّم به اسراف در قتل می کنند، نمی دانند که ایشان، غیر قاتلان را به دلیل رضا و شادی آن ها از جنایت قاتلان، به قتل می رسانند. این کوته نظران، چون دلیل این کار حضرت را نمی دانند، می پندارند که ایشان در کشتن زیاده روی کرده اند. آن ها چون می بینند امام عصر علیه السلام کسانی را می کشند که در زمان کشتن امام حسین علیه السلام نبوده اند و در این امر، فعالیّت مستقیم نداشته اند، حکم به اسراف ایشان در قتل می کنند. امّا در واقع، اسرافی در کار نیست؛ چون آن ها به خاطر کار خودشان (یعنی رضا و شادی قلبی و افتخار کردن به جنایت قاتلان) کشته می شوند. طبق بیانات گذشته عمل قلبی، همانند عمل خارجی مورد محاسبه است. همین اعمال قلبی و نفسانی، آن ها را شریک قتل سیّدالشّهدا علیه السلام گردانیده است. پس، امام زمان علیه السلام، اسراف در قتل نمی کنند. فقط ظاهر و صورت خارجی عمل ایشان، به شکل اسراف در قتل است و کسی که حکمت و دلیل عمل ایشان را بفهمد، حکم به اسراف در قتل نمی کند.
البتّه این نوع قصاص در دنیا برای ما جایز نیست و کسی نمی تواند به استناد عمل امام عصر علیه السلام پس از ظهور، کسانی را که به انجام ظلم و جنایتی راضی هستند، به سبب رضای قلبی آن ها، قصاص کند. تکلیف ما از نظر فقهی، در این زمان، قصاص از شخص

۱- تفسیر عیّاشی/ ج۲/ ص۲۹۰/ ح۶۷٫
{صفحه۳۶۲}
قاتل است و فراتر رفتن از این حد، اسراف در قتل محسوب می شود.
باید دانست که بعضی از کارهای امام عصر علیه السلام پس از ظهور، با روش معمول دیگران و حتّی امامان گذشته علیهم السلام تفاوت دارد. به عنوان مثال، در مساله قضاوت، حکم فقهی این است که قاضی باید به استناد مدارک و شواهد موجود که «بیّنه» نامیده می شود، حکم نماید؛ هرچند که خود در واقع بداند که حق با کدام یک از طرفین دعوی است. لذا نمی تواند صرفاً براساس علم خود، حکمی صادر نماید. ائمّه اطهار علیهم السلام هم در هنگام قضاوت، علم خود را ملاک قرار نمی دادند و صرفاً براساس «بیّنه» و شواهد ارائه شده، حکم به «ظاهر» می کردند؛ با این که از «واقع»، بدون نیاز به «بیّنه»، آگاه بودند.
امّا در همین مورد قضاوت و بعضی از انبیاء الهی، از جانب خدای عزّوجلّ ماموریّت داشتند که قضاوت را براساس علم خود- بدون ملاحظه شاهد و بیّنه- انجام دهند. یکی از این پیامبران، حضرت داود علیه السلام بودند که قضاوت ایشان به باطن افراد، معروف است. این ویژگی از ایشان در امام عصر علیه السلام پس از ظهور، مشاهده خواهد شد. امام صادق علیه السلام فرمودند:
اِذا قامَ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ صلّی الله علیه و آله و سلّم حَکَمَ بَینَ النّاس بِحُکمِ داوُدَ، لایَحتاجُ اِلی بَیِّنَهٍ، یُلهِمُهُ الله تَعالی فَیَحکُمُ بِعِلمِهِ، وَ یُخبِرُ کُلَّ قَومٍ بِمَا استَبطَنُوهُ، وَ یَعرِفُ وَلِیَّهُ مِن عُدُوِّهِ بِالتَّوَسُّم.(۱)
ولی قائم آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم قیام کند، همانند قضاوت حضرت داود علیه السلام بین مردم قضاوت خواهد کرد. او نیاز به بیّنه (شاهد) ندارد، (بلکه) خدای متعال (واقعیت را) به او الهام می کند، و او به علم خود (نسبت به واقع) حکم خواهد نمود. و هر گروهی را به آن چه در باطن خود دارند، خبر می دهد و دوست خود را از دشمنش با فراست باطنی تشخیص می دهد.
قضاوت به باطن افراد و در نظر نگرفتن شواهد و بیّنات، در زمره اموری است که در میان اهل بیت علیهم السلام اختصاص به حضرت بقیّه الله عجّل الله تعالی فرجه پس از ظهورشان

۱- بحارالانوار/ ج۵۲/ ص۳۳۹/ ح۸۶٫
{صفحه۳۶۳}
دارد و هیچ یک از معصومان بزرگوار علیهم السلام حتّی پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله و سلّم چنین روشی نداشتند.
انتقام امام زمان علیه السلام پس از ظهور- از کسانی که به کشتن جدّ غریب ایشان، راضی هستند- نیز کاری است که هیچ کدام از امامان گذشته ما انجام نمی دادند؛ با این که در زمان همه آن ها، افرادی از بنی امیّه و غیر ایشان وجود داشتند که به این نایت خشنود و از آن خوشحال بودند. در واقع می توان گفت که بر مبنای عدل الهی، همه افراد راضی به یک ظلم و جنایت، در حقیقت، شریک ظالمان و جانیان هستند و استحقاق عقوبت خدا را در دنیا و آخرت دارند؛ ولی تا قبل از ظهور امام عصر علیه السلام نسبت به عقوبت دنیوی آن ها، فضل الهی شامل حالشان شده است. امّا پس از قیام آن حضرت، دیگر عفو و بخششی نسبت به مجازات آن ها در دنیا، به حکم الهی- و بر مبنای عدل خدا- در کار نخواهد بود.
در مجموع می توان گفت: با این که احکام زمان ظهور حضرت، در بعضی موارد، تفاوت هایی با قبل از آن خواهد داشت، امّا سیره و روش کلّی ایشان- به لحاظ مبانی و قواعد- با سیره پدران معصومشان علیهم السلام تفاوت اساسی ندارد.
بر این اساس، نکته قابل توجّه در انتقام گیری امام زمان علیه السلام در هنگام ظهور، این است که این کار، یک عمل عاطفی و از روی حسّ کینه توزی نیست. عصمت الهی این معصومان پاک نهاد، از سوئی، و تاریخ زندگی ایشان- از سوی دیگر- به خوبی نشان می دهد که این بزرگواران، مظهر رحمت و سرچشمه صفات کریمه اخلاقی بودند و رذیلت هایی چون کینه توزی، هرگز در ارواح پاک ایشان جای نداشته است. امّا وقتی حساب دین خدا و رضا و سخط الهی پیش می آمد، اهل مسامحه و گذشت نبودند. خود پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم که «رَحمَه لِلعالَمین» بودند، آن جا که حقّ و عدل حکم می کرد، با قطعیّت، احکام الهی را جاری می ساختند و از کشتن دشمنان محارب در جنگ ها اِبا نداشتند. امیرالمومنین علیه السلام نیز، با این که به عطوفت و مهربانی شناخته شده بودند، وقتی پای عدالت در کار می آمد، سختگیرترین حکّام در اجرای آن بودند و در کشتن مخالفان دین خدا که بسیاری از آن ها ظاهراً مسلمان و اهل نماز و روزه و عبادت هم
{صفحه۳۶۴}
بودند، کوچک ترین سستی و سازش از خود نشان نمی دادند.
همین سیره و روش را امام عصر علیه السلام پس از ظهور خود خواهند داشت. ایشان هم – به حکم حدیث قدسی لوح- «رَحمَهً لِلعالَمین» هستند(۱) و نظیر جدّشان، «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار»،(۲) ولی «بالمُومِنینَ رَءُوفٌ رحیمٌ»(۳) هستند. فقط دشمنان خدا در زمان ظهور، طعم تلخ انتقام الهی را خواهند چشید. این انتقام، حکم عدل الهی است که در دنیا و قبل از وقوع قیامت عملی می گردد. همان گونه که عذاب خدا در قیامت برای کافران مقتضای عدل اوست و آن را معلول کینه توزی و خشونت طلبی پروردگار، نمی توان دانست، انتقام گیری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام پس از ظهور امام عصر علیه السلام را نیز نمی توان این گونه تفسیر کرد؛ چرا که آن اقدام به دست حجّت معصوم الهی انجام می گیرد و با رفتار هیچ شخص دیگری قابل قیاس نیست؛ همان گونه که خود اهل بیت علیهم السلام با دیگران قابل قیاس نیستند.
بحث خود را در این خصوص با نقل یک حدیث قدسی به پایان می بریم:
پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: وقتی حضرت موسی، برادرش هارون علیهما السلام را از دست داد، از خدا برای او طلب مغفرت کرد، خداوند متعال در پاسخ به موسی چنین وحی فرمود:
یا مُوسی لَو سَالتَنی فِی الاَوَّلینَ وَ الآخِرینَ لَاَجَبتُکَ، ما خَلا قاتِلِ الحُسَینِ بنِ عَلیِّ بنِ اَبی طالِبٍ علیهما السلام فَاِنّی اَنتَقِمُ لَهُ مِن قاتِلِهِ.(۴)
ای موسی! اگر درباره اوّلین و آخرین از من چیزی بخواهی، تو را اجابت می کنم، جز قاتل حسین بن علی بن ابی طالب علیهما السلام که من از او انتقام می گیرم.
این جا سخن از «انتقام خدا» از قاتل امام حسین علیه السلام است. این حدیث و امثال آن نشان می دهد که این کار، یک عمل الهی است؛ نه بشری. بنابراین احکام و لوازم اعمال

۱- اصول کافی/ کتاب الحجّه/ باب ما جاء فی الانثی عشر و النّصّ علیهم علیهم السلام ح ۳ قال الله عزّوجلّ: اُکَمِّلُ ذلک بِابنِه «م ح م د» رَحمَهً لِلعالَمینَ.
۲- فتح/ ۲۹٫
۳- توبه/ ۱۲۸٫
۴- عیون اخبار الرّضا علیه السلام/ ج۲/ ص ۴۷/ ح۱۷۹٫
{صفحه۳۶۵}
بشری بر آن باز نمی شود. پس انتقام گرفتن امام عصر علیه السلام از کشندگان سیّدالشّهدا علیه السلام قابل قیاس با انتقام افراد عادی از یکدیگر نیست و درباره آن جز براساس موازین و معیارهای الهی نمی توان سخن گفت.
یا صاحِبَ کُلِّ غَریبٍ یا مونِسَ کُلِّ وَحیدٍ یا مَلجَاَ کُلِّ طَریدٍ.(۱) عَجِّل فَرَجَ الغَریبِ الوَحیدِ الطَّریدِ وَ اجعَلنا مِن اَنصارِهِ وَ اَعوانِهِ. وَ الذّابینَ عَنهُ وَ المُسارِعینَ اِلَیهِ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ وَ المُحامینَ. عَنهُ وَ السّابِقینَ اِلی اِرادَتِهِ وَ المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیهِ.

۱- عباراتی از دعال مشلول.
{صفحه۳۶۶}
برگرفته از کتاب آفتاب در غربت نوشته آقای محمد بنی هاشمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *